Prvních 200 řádků.
…آنچه در ملکۀ اهریمنی گذشت
مِری ادعای تاج و تخت داره؟
۱۵ سال گذشته بود
مِری بهخاطر نامزدیش
با پسر بزرگمون با ما بوده
روجیری از زندگیم ناپدید شده بود
سالها بود که کسی مونتمورنسی رو ندیده بود
آنتوان گیز رو میشناسین؟
از زمان مرگ نابهنگام شوهرش
به دربار برگشته
عموزادههای عزیزم خونههای
پروتستانهای برجسته رو تصرف کردن
سرهنگ گیز، قلعۀ شاننسو رو برای خودش تصاحب کرده
مطمئناً میتونیم بدرد هم بخوریم
فکر کردم کارتون تموم شده
طلا میتونه ذهن رو مسموم کنه
اما اندازۀ کافی جَوونی ِ آدم رو حفظ میکنه
وقتی پادشاه شدی
کاترین رو عضو شورای خصوصیت کن
افراد یه پادگان رو به سمت مرز هدایت کن
کافیه؟
پادشاهتون رو بهتون معرفی میکنم
از طرف امپراتور روم مقدس یه پیغام دارین
« ترجمه از مهـرداد » .:: Mehrdadss ::.
« ملکۀ اهریمنی »
امروز ساکتین
،نامهای که دیشب دیدی بدستم رسید حاوی شواهدیه
که نشون میده ملکه مِری با دختر داییش
،ملکه الیزابت از انگلستان در حال توطئه علیه منه
ولی من فکر میکردم اونا از همدیگه متنفرن
خب، ظاهراً، تنها چیزی که ازش بیشتر از
همدیگه متنفرن، ایدۀ حضور من
به عنوان یه آدم عادی روی تاج و تخت اروپاست
ممکنه مکاتبات بیشتری در اتاقهای مِری
به صورت مخفی وجود داشته باشه
،حاضر بودم خودم برم اون اتاقها رو بگردم اما اینکار باعث ایجاد شک میشه
شاید تو بتونی کمکم کنی
میخواین بجای شما برم اتاقهای مِری رو بگردم؟
،اگر اوضاع انقدر وخیم نبود ازت همچین درخواستی نمیکردم
یه نفر ما رو زیر نظر داره
کجا؟
اونجا، لابلای درختها
کسی رو نمیبینم
نه، مطمئنم دیدمش
جنگل پر از موجوداته
شاید اشتباه دیدی
فقط میخوام دربارۀ درخواستم فکر کنی
سرنوشت مملکت در خطره
نیازی نیست از سرنوشت خودم چیزی بگم
و سرنوشت خودتت
سرنوشتمون به هم گره خورده
حالا، داستانم رو ادامه بدم؟
اگرچه مرگ پادشاه فرانسیس
باعث شده بود ملکه بشم
فقط اسماً اینطوری بود
علیاحضرت، میخواین صبحونه رو بیارم؟
حالتون خوبه؟
این رو میبینی؟
یه جفت «ک»، اول اسم کاترینه
با یه «ه» اول اسم هنری وسطشون
عاشقانهست، نه؟
ولی اگر اینطوری نگاش کنی
ک»ها میشن «د» که اول اسم دایانه»
اگر روجیری اینجا بود اینقدر بهم بیاحترامی نمیشد
اون تنها کسیه
تنها کسیه که هیچوقت من رو دست کم نمیگرفت
چون چیزی رو بهتون میگه که دلتون میخواد بشنوه
تنها استعداد واقعیش همینه
شاید
و شاید به طور تصادفی حامله شدم
و شاید بچۀ تو هم به طور تصادفی افتاد
مهم نیست
اون مرد در ازای چیزی که به آدم میده هزینۀ زیادی میگیره
اگر ارزشش رو داشته باشه، اینطوری نیست
میخوام با ملکه تنها باشم
معلوم شد در مورد امپراتور روم مقدس حق با تو بود
افراد یه پادگان برای جلوگیری از تهاجمش کافی نبود
دربارۀ اون موضوع هم حق با تو بود
فردا صبح، جلوتر از همۀ افرادم حرکت
و رهبری میکنم
خداوند حافظت باشه
به یه نفر احتیاج دارم که تا وقتی نیستم ادارۀ کارها رو در دست بگیره
…کار سخت و زیادی نیست، فقط
یه نفر باشه که روی عملکرد دولت نظارت کنه
بنابراین تصمیم گرفتم تو رو به عنوان نایبالسلطنه انتخاب کنم
اما طبق قانون، آنتوان بوربن نایبالسلطنهست
هوم. اگر قوانین جانشینی رعایت بشن، آره
ولی من ترجیح میدم تو نایبالسلطنه باشی
و قدرت گرفتن همچین …تصمیمهایی رو دارم، پس
بالاترین قدرت رو در این سرزمین خواهی داشت
فقط تا وقتی که برگردم
چون میدونم میتونم بهت اعتماد کنم
درست میگفت
میتونست بهم اعتماد کنه تا نایبالسلطنه باشم
حتی اگر نمیتونست به عنوان همسر دوستم داشته باشه
کارم داشتین، بانو؟
بازم میخوام
هر جوری شما بخواین
بطری رو بذار همینجا
بهتون که گفتم، مصرف زیاد میتونه آدم رو دیوونه کنه
پدرم رو وادار به انجام کارهای غیر قابل تصور کرد
با تو؟
تا زمانی که مجبورش کردم دست برداره، اونطوری بود
بلدی چطور از خودت مراقبت کنی
این موضوع رو تحسین میکنم
بله و واسۀ همینه که دیگه نباید بیام اینجا
اِ؟
ممکنه ملکه متوجه رابطهمون بشن
مجازاتشون شدید خواهد بود
هوم
باید یه اسب انتخاب کنی
فقط یه برنده میتونه وجود داشته باشه
من قوانین رو تنظیم نکردم
در واقع، ازشون متنفرم
ولی همینیان که هستن
قضیه شخصی نیست
روزی ۲ بار، نه بیشتر
هوم
خیلی ممنونم
اگر قراره همچنان براتون تأمینش کنم
به طلای بیشتری نیاز دارم
هر وقت خواستی برات طلای بیشتری فراهم میکنم
با همدیگه، میتونیم کارهای بزرگی انجام بدیم، آنجلیکا
ممنون که قبول کردی نایبالسلطنه بشی
آره، خیلی لطف کردین که… قبول مسئولیت کردین
برگرد پیشمون
همۀ تلاشم رو میکنم
ازتون میخوام اختلافاتتون رو کنار بذارین
و ازتون میخوام وقتی که من در جنگ هستم به نایبالسلطنهتون خدمت کنین، باشه؟
ما همچنان خدمتگزار وفادارتون هستیم
خوبه
دیوث - احمق -
بچهباز - خوکباز -
بزرگ شین دیگه
ممنون
بعداً تو باید توی جنگ شرکت کنی
م… م… مِری میگه بهتره روی نقاط قوتم تمرکز کنم
و مِری میگه نقاط قوتت چه چیزهایی هستن؟
مطا… مطالعۀ کتابهای مقدس
مثل بیشتر کسایی که از مشکلات جسمی رنج میبرن
فرانسیس خیلی به خدا نزدیکه
،چیزی که بقیه اون رو نقطه ضعف میدونن من فقط به عنوان نقطۀ قدرت میبینمش
اعلیحضرت
خب، نمیتونه چیز بدی باشه
به دشمنهامون رحم نکن، پدر
براتون دعا میکنیم
دایان، داری چیکار میکنی؟
تصمیم گرفتم بهتره همراهت بیام جبهه
و باعث خوششانسیت بشم
…دایان
میتونم سریعتر از بیشتر افرادت سوارکاری کنم
،میخوای وقتی میتونم مفید باشم هیچ کاری نکنم و ذره ذره آب بشم؟
فقط امیدوارم دوک گیز بتونه پابهپامون بیاد
قطعاً تلاش میکنم همینکارو انجام بدم
بسیارخب
میتونم یه چیزی ازت بپرسم، برادر؟
البته، برادر
چرا قبول کردی وقتی
که پادشاه نیست، کاترین بجای تو
نایبالسلطنه بشه؟
خب، پادشاه ازم خواستن
باید چیکار میکردم؟
باید میگفتی نه
برام مهم نبود که شوهرم
دایان رو همراه خودش به جنگ بُرد
اگر یکم خوششانس بودم، اسیر میشدن
برای آزادیشون درخواست خونبها میکردن که من اون مبلغ رو دیر پرداخت میکردم
فقط این مهم بود که زمان حکومت منه
نایبالسلطنۀ همۀ فرانسه
برای یه آدم عادی بد نیست
…ببینین، امپراتور روم مقدس
گُردانش از گُردان ما خیلی بزرگتره
تنها برتریمون جغرافیاست
باید غافلگیرشون کنیم، قبل از طلوع آفتاب
…از تپه بهشون نزدیک بشیم - بله؟ -
و بکشونیمشون توی جنگل
آره، انتظار اینکار رو ندارن
اگر قرار بود نیمی از افرادت رو پیاده
به سمت جنگل بفرستی
و بعدش یه حملۀ ایضایی انجام بدی
بازم طوری واکنش نشان میدادن که انگار اینطور نیست
و هر کاری تو میگفتی انجام میدادن، نه؟
آره، اگر سوارانمون در راه پائین رفتن سر و صدای زیادی به پا میکردن
اونوقت افرادمون رو توی خندقهایی که کَنده بودیم، میدیدن
منتظرن تا دشمن رو تیکه تیکه کنن
دقیقاً
درست همونجوری که بانو گفتن
نقشۀ خیلی خوبیه، اعلیحضرت
مونتمورنسی اگر اینجا بود بهتون افتخار میکرد
آره، خب، این همون چیزیه که بهمون یاد داد، نه؟
واکنش دشمن رو پیشبینی کن و ازش استفاده کن
هوم
فکر نمیکردم به حرفاش توجه کنی
همیشه اینکارو میکردم
تو خیاط ملکهای؟
چه ربطی به تو داره؟
گرسنهمه
پس برو آشپزخونه
شاگرد خیاط بودم
شاید بتونم برای شما کار کنم
No comments yet. Be the first to leave one.