The Terror

The Terror

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 3

Informace o verzi

The Terror S03 AMZN WEB 30NaMa
Komentář od PersianSUB
‫سی‌نما تقدیم می‌کند: ‫تـرجـمـه از: « پـارسـا سـرپـرسـت و حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی »

Tagy

webdl
amazon_prime_video_synced
Zveřejněno: 2026-06-13
Stažení: 27
Pro sluchově postižené: No
FPS: 23.976

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

مُرده، اون مُرده

‫اومدم آقای برامدن رو ‫ برای شام بیدار کنم و...

خانم کریس رو خبر کن

برانکارد رو بیار

یا خدا

دختر تازه‌کار زده زیر گریه

یا خدا

این‌جا خودش رو تیکه‌پاره کرده

‫اگه بقیه‌ی بیمارها اینو ببینن، ‫ وحشت می‌کنن

باید از بخش ببریمش بیرون

خیلی‌خب

نمی‌شه همین‌جا ولش کنیم

باید پاش رو هم بشکنیم

خیلی‌خب

‫اگه خودش این بلا رو ‫ سر خودش نیاورده باشه چی؟

‫« وحـشـت: شیطانِ آن سویِ درِ نقره‌ای »

‫تـرجـمـه از: ‫ « پـارسـا سـرپـرسـت »

‫چرا دست‌هاش...

‫فقط تشک رو برمی‌گردونی؟ همین؟

‫تو این دوره زمونه فقط همین کار می‌صرفه

‫اون طرفش رو بگیر،

لطفاً

‫خب. یادت باشه، شست‌ها این‌طوری

خیلی‌خب، دوباره بزن

دست‌هام عرق کرده

راک استاریه برای خودش، نه؟

‫- چقدر خوب درام می‌زنه؟ ‫- حرف نداره

خب، چون معلم خفنی داشته

دلیلش اینه

برو صبحونه‌ت رو تموم کن

بزن قدش

و زود هم بخور

راستی، با مَنی حرف زدم

‫پسرش می‌خواد یک‌شنبه ‫ یه جلسه کلاس بیاد

‫و چند تا بچه‌ی دیگه هم تو ساختمون هستن که ‫ می‌خوان پیشم کلاس بیان

‫می‌دونی، یه‌کم پول به ‌جیب می‌زنیم

نمی‌دونم. به نظرت این احمقانه نیست؟

‫من از مردی که برای زندگی‌ش ‫سخت تلاش می‌کنه خوشم میاد

جدی؟

من یه درام‌کیت درست‌حسابی نیاز دارم

‫می‌دونی، نمی‌تونم به شاگردایی که ‫ دارن هزینه می‌کنن

روی جعبه و سطل بهشون آموزش بدم

این... بی‌خیال

‫وقتی ایوان بفهمه ‫ مقدار زیادی از پس‌اندازمون رو

پای یه درام کیت دادیم، چی می‌گه؟

‫پس‌انداز خودمونه. ‫به اون ربطی نداره

اون که دیگه توی زندگیت نیست

توی زندگی دخترش که هست

‫و وقتی ایزابل بهش بگه که ‫ توی خونه‌مون یه درام‌کیت داریم،

می‌فهمه که مال توئه

و اصلاً نمی‌خوام اون دروغ‌گو بار بیاد

شاید بتونه حقیقت رو بگه

امشب بیشتر در موردش حرف می‌زنیم

آره، امشب با هم حرف می‌زنیم

ای خدا

‫خیلی سروصدا می‌کنه، نه؟

‫ردیفش می‌کنم. نگران نباشین

‫می‌دونم برای تخلیه کامل خونه منو گرفتین،

‫ولی می‌تونم وسایل به‌دردبخور رو ‫ براتون کنار بذارم

مشکلی نیست

‫ همه‌ش آت و آشغاله

‫خب، آت و آشغال که هست، ‫ ولی می‌دونین...

‫شاید یه امید و آرزویی ‫ بین‌شون جا مونده باشه، نه؟

‫خودتون هم تهش تعجب می‌کنین. ‫اگه همه‌ش رو دور بریزین،

‫مثل اینه که یه آدم رو دور بندازین

کسی که این کارو نمی‌کنه

‫من ازت می‌خوام ‫تمام وسایل این خونه رو

بریزی تو زباله‌دونی

مفهومه؟

بله، خانم

تا ساعت ۷ هم کارت رو تموم کن

باشه، راحت تا ۶ تمومش می‌کنم

‫اَه...

خونه تو چه وضعی بود؟

‫انگار که کل زندگی یه آدمی رو ‫ قراره بریزم تو زباله‌دونی

‫اصلاً برای بچه‌ش مهم نبود. ‫بی‌خیالش

واقعاً غم‌انگیزه

آره، حس بدی می‌ده

نمی‌دونم ملت چطور دل‌شون میاد این کارو کنن

‫خونه‌ی مادر خودِ من هم کلی وسیله هست

‫ولی همیشه خونه‌ش رو مرتب نگه می‌داره

وای خدا، حتی نمی‌خوام تصور کنم

‫اگه خونه‌‌ش رو مرتب نگه نمی‌داشت، ‫ الان تو چه وضعی بود

‫حرفش شد، یادم افتاد. ‫مامان بهم زنگ زد

‫دوباره ازم خواست بریم "اورلاندو" ‫ بهش سر بزنیم

بهش گفتم یه کاریش می‌کنم

‫ولی ایزابل مدرسه داره و منم باید مرخصی بگیرم. ‫به یه آخر هفته هم که راضی نمی‌شه

‫"سلام. ممکنه اصلاً منو یادت نباشه که عیبی هم نداره. ‫خواستم بدونی مادرم، آنتوانت، فوت کرده. اگه بهم زنگ بزنی، عالی می‌شه"

پپر؟

پپر، صدام رو داری؟

‫آره، آره...

‫می‌دونم مسخره‌ست که ‫ به پول بلیت هواپیما فکر کنیم،

‫اونم الان که تو قصد داری ‫واس خودت درام بخری

‫ولی گفتم شاید بتونی از حراجی ‫ یه درام کیت کار راه انداز پیدا کنی...

‫ببین، من...

درام ‌کیت رو خریدم

‫- چی؟ ‫- آره، خریدمش

‫بهترینش رو پیدا کردم. ‫تخفیف هم خورده بود

خب، چقدر شد؟

تقریباً ۴ هزار دلار

‫۴ هزار دلار؟!

حالا این قیمت تخفیف‌خورده‌ش بود؟

قرار بود امشب درباره‌ش حرف بزنیم، پپر

ببین، من می‌تونم ۳ ماهه این پول رو دربیارم

‫باشه؟ هر اسباب‌کشی‌ای باشه، انجام می‌دم

‫شاگرد هم جور می‌کنم. ‫یک‌شنبه که یه شاگرد دارم

باشه؟ قول می‌دم

این تمام پس‌اندازمون بود

ماریسول، درست می‌شه

‫- باشه؟ به من اعتماد کن ‫- تو این‌جا چی‌کار می‌کنی؟

‫- چی؟ ‫- می‌خواستم ایزابل رو سورپرایز کنم

‫- خب، این که سورپرایز نیست ‫- ماریسول؟

از دیدنم خوشحال شدی، مگه نه، عزیزم؟

‫با من حرف بزن، نه اون

‫- از کی تا حالا این‌قدر پررو شدی؟ ‫- ماریسول؟

‫از وقتی که ازت جدا شدم...

جلوی دخترم با من این‌طوری صحبت نکن

خوشم نمیاد یهو سروکله‌ت پیدا شه

باید قبلش زنگ بزنی

‫نمی‌تونی هر وقت که دلت خواست، ‫پاشی بیای این‌جا

‫من زنگ زدم، تو جواب ندادی. ‫حواست باشه زنگ می‌زنم جواب بدی

‫دفعه آخرت باشه که گوشی رو ‫ جواب نمی‌دی!

‫پپر، وایسا!

‫- پپر! ‫- بحث ما به تو هیچ ربطی نداره!

‫- الان دیگه ربط پیدا کرد! ‫- پپر، بس کن!

‫تو لیاقت اون رو نداری!

‫لیاقت اون دختر کوچولو رو نداری!

‫خواهش می‌کنم! ‫تمومش کن!

‫هی! هی! هی!

‫هی!

‫ولش کنین!

‫پپر، بس کن!

‫پپر، اونا پلیسن!

‫پلیس‌های حرومی!

این دلقک رو دستبند بزن

‫یالا!

‫- یه لحظه وایسین! ‫- خفه شو!

‫- ماریسول ‫- به تو ربطی نداره

‫- ماریسول! ‫- خفه شو

حرومزاده

‫می‌دونین ماریسول چند بار ‫ سر اون مرتیکه پلیس خبر کرده؟

‫۹ بار

می‌دونین چند بار پلیس اومد کمک؟

‫- حدس بزن ‫- سرمون رو درد آوردی

نمی‌شه با حرف حلش کنیم؟

خیلی‌خب، می‌دونم گند زدم، باشه؟

‫با شما هستم، هیویی، دیویی و لویی. ‫می‌شنوین؟

ما رو چی صدا کردی؟

مگه انیمیشن "ماجراهای داک" رو ندیدین؟

عالیه. طرفدار سبک متالی؟

‫این طرح رفاقتت جواب نمی‌ده، ‫پس بی‌خیالش شو

هی، اداره پلیس ده خیابون عقب‌تر بود

من مشکلی ندارم که بمونم و کارهاش رو انجام بدم

‫من مشکل ندارم. ‫تو چطور، دیویی؟

واس من فرقی نداره

‫خیلی‌خب، من اون لحظه ‫از کوره در رفتم

‫آره، از کوره در رفتی...

ولی الان واس این حرف‌ها دیگه دیره، رفیق

‫بی‌خیال. فقط تا دم اداره ما رو برسون و ‫ بسپرش به من

‫- من براش پرونده تشکیل می‌دم ‫- چه فکر بکری

‫تو بمونی کار کنی و ما بریم خونه. ‫بقیه چه فکری می‌کنن؟

نه، بیاین یه لطفی بهش کنیم

‫- این بیمارستانه؟ ‫- یه‌جورایی

به نظرم بهتره ببریمش همون اداره پلیس

آره، این‌جا بهش کمکی نمی‌شه

می‌شه با یه عذرخواهی حلش کنیم؟

‫اگه کاری که لویی گفت رو انجام می‌دادیم و ‫ می‌بردیمت اداره پلیس

‫اون‌وقت دیگه احضاریه‌ی ‫ حضور در دادگاه نمی‌گرفتی

‫به جرم ضرب و شتم سه تا مأمور پلیس، ‫مستقیم می‌ری بازداشتگاه مرکزی

‫فکر می‌کنی آدمایی که به پلیس حمله می‌کنن، ‫با وثیقه آزاد می‌شن؟

احتمالاً نه

این‌جا بهتر از زندانه، قول می‌دم

‫تازشم...

تو مرد سرسختی هستی. چیزیت نمی‌شه

این‌جا دیگه کجاست؟

می‌دونی کجایی؟

اومدی تو دل جنگل، عزیزم

‫دُری، ساکت باش

یالا ۱۰ قدم برو عقب

یه‌کم مونده بود شیفتم تموم شه

‫ما هم همین‌طور، پسر، ‫ولی این یارو دردسر درست کرد

همه شیفت‌مون تموم شده بود، درسته؟

‫همگی روز سختی هم داشتیم

اون زنه هم قطعاً روز سختی داشته

‫نظرتون چیه سخت‌ترش نکنیم؟ ‫فقط لطفاً بذارین من برم خونه

‫حالا که آوردیمت این‌جا، ‫ اونا باید تحویلت بگیرن، متوجه‌ای؟

‫قانون این رو می‌گه، مگه نه؟

متأسفانه درست می‌گه

‫نه... این درست نیست...

‫خواهش می‌کنم...

‫این درست نیست!

‫این درست نیست. ‫شما حق ندارین این کارو بکنین!

‫لطفاً!

‫خواهش می‌کنم!

ا.ر.ا.ئـ.ـه از سـ.ـا.یـ.ـتِ سـ.ـی نـ.ـمـ.ـا

من دکتر آناند هستم

‫برای ثبت در پرونده، ‫امروز ۱۲ اکتبره

به بیمارستان "نیو هاید" خوش اومدی

More Farsi Persian subtitles for The Terror

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left