Prvních 200 řádků.
من برگشتم
یه نوشیدنی بهم بده، برادر کیپلینگ
منو نمیشناسی؟
نه
من تورو نمیشناسم
تو کی هستی ؟
چیکار میتونم برات بکنم؟
بهت گفتم که، یه نوشیدنی بهم بده
...همه چی آماده بود
...دقیقا همین جا، توی همین دفتر
یادته؟
...من و دنی قرارداد رو امضا کردیم
و تو شاهدش بودی
...تو
اونجا ایستاده بودی
من اونجا ایستاده بودم
و دنی اینجا ایستاده بود
یادت اومد؟
کارنهان
پیچی تالیفر کارنهان
البته
همینطور بمن نگاه کن
باعث میشه که روحم پرواز نکنه
کارنهان
...همون
...و نه همان شخص، که توی واگن درجه یکِ قطاری که
از ایستگاه ماروار کنارت نشست
،سه تابستون و هزار سال پیش
جادپور، لطفا
لعنت
اجازه هست؟
...مسافرت با این سطل زباله
مثل این میمونه که هر ده دقیقه از یه خر درکونی بخوری
...آقای کلاتربری داس
1863 رد شده در آزمون ورودی دانشگاه کالکاتا در سال
نویسنده مکاتبات برای مردم بی سواد
خفه شو
ممنون قربان
از پنجره بنداز بیرون، آقا
ممنون قربان
بیرون، دزد کثیف
و امیدوارم گردن کثیفت بشکنه - ممنون قربان -
خدای من، ممکن بود اون مرد رو بکشی
اگه میتونستم درست به حسابش می رسیدم
اما الان سرعتمون به 5 مایل در ساعت هم نمیرسه
اما چرا؟
وقتی داشت ساعت شما رو میدزدید، مچشو گرفتم
ساعت من؟
آره، این ساعت منه
خوب
من خیلی از شما ممنونم، آقای...؟
کارنهان، گروهبان سابقِ نیروهای ملکه
منم کیپلینگ هستم
میتونم بهتون یه نوشیدنی تعارف کنم؟ - ممنون میشم -
فکر کنم شما مدت زیادیه که تو هند هستید؟
،میتونی اینو دوبار بگی با پا، روی اسب و روی شتر
ولی تو هم زیاد جدید بنظر نمیرسی
نه، من تو هند بدنیا اومدم
،کشورِ عالی ایه یا بود. تا اینکه بوروکرات ها گرفتنش و همه چی رو خراب کردن
امیدوارم تو یکی از اونها نباشی - نه، من بروکرات نیستم -
نه، من اینجور فکر نمیکنم
اونها معمولا کاری میکنن که این مردم بیچاره همیشه محتاجشون باشن
و اینجا یکیشون داره بهم نوشیدنی تعارف میکنه
گِلنلیویت، 12 ساله
شما تحصیل کرده در مزه ی ویسکی هستید؟
...،من تحصیل کرده در مزه ی ویسکی و زن
کت های آستین کوتاه و مِنو رستوران ها هستم
ولی اخیرا فرصت نکردم ازش استفاده کنم
بخاطر اینکه دولت داره همه وقتشو روی تصویب قوانین جدید صرف میکنه
تا اشخاصی مثل من و تو به جایی نرسیم
و کی چیزی از دست میده؟ معلومه، چرا باید انگلیس باشه
بخاطر اینکه اینجوری که ما داریم سرهامون رو به باد میدیم ....نباید 70 میلیون سود کنه
باید 700 میلیون باشه، درسته؟
بله، کاملا موافقم
شما میخوای کجا بری؟ - جادپور -
دوباره از همین مسیر برمیگردید؟
تا ده روز دیگه - میتونی بکنیش 8 روز؟ -
من باید یه پیام رو از مردی که از ایستگاه ماروار ...مسافرت میکنه
.در شب بیست و چهارم تو پست بمبئی بگیرم
اون انتظار داره منو اونجا ببینه، اما من نمیتونم
من یه کارِ ضروری توی جنوب دارم - متاسفم، من نمیتونم کمکت کنم -
...فرض کن من ازت میخواستم
...به عنوان یک غریبه که داره به غرب میره
تا اینکار رو برام انجام بدی
اونوقت چی میگفتی؟
،من میگفتم " شما از کجا اومدی؟ "
...از شرق، و من امیدوارم که شما پیام من رو
محض رضای پسرِ زنِ بیوه، بدرستی تحویل بدید
از کدوم لژ هستی؟
3276 لژ نفیس
،پیاده نظام سلطنتی و وفادارِ ملکه هنگ منطقه ی 329 آ
پیام رو به چه کسی باید بدم؟ - دَنیل دراوِت -
دراوِت؟ - بله -
یه مرد گنده با ریش خاکستری اون مرد شیکيِ
اونو توی کوپه درجه یک، احاطه شده با همه چمدون هاش پیدا میکنی
...اما لازم نیست بترسی، فقط پنجره رو بکش پایین و بگو
" پیچی برای یه هفته رفت به جنوب "
پیچی برای یه هفته رفت به جنوب
،بله و بعدش آشقته میشه
خوب، من الان دیگه پیاده میشم قبل از اینکه به ایستگاه برسیم
...در ضمن برادر کارنهان
...من ساعتم رو توی ایستگاه لاهور گم کردم
قبل از اینکه سوار قطار بشیم
من از کجا باید میدونستم تو فراماسون هستی؟
!اوه
این چیه؟
ای خدا، دوباره بلیط؟
اسم شما دراوِتِ قربان؟
همم؟
میخوام بگم که پیچی برای یک هفته رفت به جنوب
اون برای یک هفته رفت به جنوب
بهت گفته که برای رسوندن این خبر به من، چیزی بهت میدم؟ چون چیزی نمیدم
نه، نگفته - پس چرا اینکارو کردی؟ -
محض رضای پسرِ زنِ بیوه
اوه -
اون گفت جنوب، مگه نه؟ - بله -
پس باید به دِگامبر رفته باشه
بخاطر اینکه تو رفیق پیچی هستی، موردی نداره که بهت بگم
،ما میخوایم پدرِ راجا رو در بیاریم بخاطرِ کاری که با مادر زنش کرد
اونو با فلفل قرمز پوشوند و به یه میله بست و تا سر حد مرگ شلاق زد
منظورت اینه که میخوای ازش باج بگیری؟
تو از دِگامبر زنده بیرون نمیای
اگر گردنت رو نزنن، حتما مسمومت میکنن
،هردوشون رو قبلا بیش از یک بار امتحان کردن اما منو پیچی به این سادگی کشته نمیشیم
،اما راجا یه حکمرانِ مستقلِ اون به هیچکس جواب پس نمیده
چطوری میخوای ازش باج گیری کنی؟
با گفتن اینکه ما خبرنگارهای ستاره شمال هستیم
شما نمیتونید، شما نمیتونید اینکارو بکنید شما نمیتونید اینکارو بکنید
چونکه من خبرنگار ستاره شمال هستم
تو چی؟
من خبرنگار ستاره شمال هستم
ها؟ چی گفتی برادر؟
،همونطور که میدونی کیپلینگ ما اونا رو بردیم به مرز دِگامبر
پس یک مسئله قضایی پیش اومده
اما اتهام توطئه برای باج گیری ممکنه پیش بیاد
من این اطلاعات رو پیش شما نیاوردم که اونها رو تحت تعقیب کیفری قرار بدید، قربان
فقط برای نجات جونشون
پس ممکنه بپرسم چه علاقه خاصی به این تبهکاران دارید؟
....خوب، فکر کنم اونها
مثل من، فراماسون باشن
فراماسون؟
اونا؟ فکر کنم که تو داری اینو بهشون تحمیل میکنی
وقتی ماسون میشی، همیشه باید ماسون بمونی
هیچ وقت نتونستم اون مردان عیارِ مثلِ تورو بفهمم
که توی مراسم و مناسبت های عمومی پیش بند و شال میبندن
و با افراد کاملا غریبه دست میدن
این ماسونِری چیه، کیپلینگ؟
...یه نظم کهنه که وقفِ برادری انسان ها شده
زیر نظر چشم جهان بین خدا
ما باید خوب کار کرده باشیم که تونستیم این جور مسائل رو توی انگلیس پشت سر بزاریم
این هیچ وقت اینجا جواب نمیده
،داستان هایی هست که میگه اینجا جواب داده قبل از اینکه اصلا ما بدنیا بیایم
بعضی از محققان شجاع حتی میتونن ردش رو تا سازندگان معبد سلیمان پیدا کنن
همم، داستان های قدیمی همسران حس میزدم
بله، احتمالا همینطوره قربان
خوب، بزار یه نگاهی به برادرانِ لژِ تو بکنیم
به راست
ایست
کلاها برداشته
...شما آقایون بازداشت نیستید
...به لطف آقای کیپلینگ، که از قرار معلوم خبرنگار واقعی
برای ستاره شمال هستن
اما هر دوتون کاملا مستحق زندان هستید
من سوابق شما رو دارم
همه چی توشون هست
از قاچاق گرفته تا دریافت کالاهای دزدی
و باج گیری به صورت آشکارا
قربان، من اتهام باج گیری رو قبول ندارم
باج گیری اینه که با تهدید به انتشار اطلاعات در روزنامه پول دربیاری
...اما این چه باج گیری ایه که در قبال دریافت پول کمی
اجازه ندیم که اون اطلاعات در روزنامه منتشر بشه
و شما چطور میخواید اجازه ندید که منتشر بشه؟
با گفتن به سردبیر که چه چیزهایی در مورد خواهرش میدونم
و یک مقام دولتی در این مسئله درگیره
اگه به خبر نیاز داره، بزارید این رو منتشر کنه
خیلی عاقلانه تره اگه شما بعد از اتمام خدمتتون به خونه برگردید
بریم خونه چیکار؟
لباس دربان ها رو بپوشیم و دم در رستوران ها ...از مردم آروغ زن انعام بگیریم
فقط بخاطر اینکه در رو برای خودشون و زنهای شلخته شون باز و بسته کنیم؟
ممنون، نمیخوایم ...نه بعد دیدن افغان ها که بالای تپه ها زوزه میکشن
،و فرماندهی میدان های جنگی رو بعهده میگیرن در حالی که افسران ما باید از اونها محافظت کنن
گل گفتی، برادر دراوِت
...درسته که هیچ اتهامی بر علیه شما نیست
...ولی من میتونم این پرونده ها رو
به همراه یک توصیه به کالکاتا بفرستم که شما رو به عنوانِ افراد سیاسی تبعید کنن
مُضِرِ شأن امپراطوری و عزتِ راج
مُضِر؟ به ما میگی مُضِر؟
...باید بهتون یادآوری کنم که افرادی مُضِری مثل ما
این امپراطوری لعنتی و عزت راجِ لعنتی رو ساختن
کلاه ها بر سر
چرخش
با پای چپ، قدم روِ سریع
...چرخش به
چپ
نیازی نیست هیچ کدوم از این مسائل به ستاره برسه
من حلش میکنم، کیپلینگ - ها؟ -
نه، نه
کپی
خدای من، شما دوتا
ایندفعه دیگه چی میخواید؟
No comments yet. Be the first to leave one.