Prvních 200 řádků.
"خوشحالم که اومدی، "ایتان
راجب اتفاقی که افتاده با کسی حرف زدی؟
به همکارم گفتم
گفتن به اون مرد، کمکی هم بهت کرد؟
خانومه
خیلی کمک حالم بود
خوبه
همسرت چی؟
با همسرت هم راجبش حرف زدی؟
...کاش میتونستم، ولی
...بعضی حرفها محرمانهست و خب
پس تنها کسی که باید نزدیکترین فرد بهت باشه
خبر نداره چی به سرت اومده
...ایتان
اگه کسی در قضیه بمباران ایستر مقصر باشه
اون شخص کسی که اوراق ترخیص رو امضا کرده
نه تو
تو حق انتخاب نداشتی
باید از دستورات اطاعت میگردی
اون مرد رو زیر نظر داشتم
میدونستم آدم پَستیه، ولی گذاشتم بره
مقصر منم
تاحالا تجربهی
دیدن توهّمات رو داشتی؟
نه
یعنی یه چندباری کابوس دیدم
ولی اصلاً شبیه کابوسهای قبلی نبوده
واقعاً؟
منظورت چیه میگی توهمات؟
آدم یا اشیائی که واقعاً وجود نداشته باشن
شما خوبی؟
من کجام؟
توی "ویورد-پاینز"، آیداهو
آیداهو؟
زنگ بزنم آمبولانس؟
تـــرجمه از مــیــــنا 3OLiCON
آقای بورک؟
آقای بورک؟
میتونم واسه درد یه چیز قویتر تزریق کنم
درد ندارم
هرکار دیگه که واسه راحتی بیشتر شما بتونم انجام بدم
فقط لب تَر کنین
ممنونم
.دکتر کرول بزودی به دیدنتون میاد اشکالی نداره فشار خونتون رو بگیرم؟
خواهش میکنم
فهمیدم ضربه مغزی شدی و چند دنده شکسته داری
ممکن بود خیلی بدتر هم باشه
اینطور که معلومه تصادف خیلی شدیدی بوده
همسرت میدونه یکی از افسرهای گمشده که
دنبالشی "کیت هیوسون"ـه؟
چرا گذشتهها رو بنش قبر میکنی؟
بگذریم، محرمانهست
خب یه جورایی عجیبه که
"هسلر" تورو برای این پرونده انتخاب کرده
،چیزی که بین من و کیت اتفاق افتاد تموم شده رفته، فهمیدی؟
ولی اون همکارم بود
که همین مهمترین دلیل انتخاب منه
...انتظار داری باور کنم که تو
نمره عالی گرفتی
من "پرستار پم" هستم، راستی اسمت چیه؟
ایتان بورک هستم
درسته
خوشحالم که میبینم حافظهت برگشته
وقتی آوردنت داشتی هذیون میگفتی
اسمت رو یادت نمیومد
افسر "استالینگز" چی شد؟
کی؟
استالینگز
مرد دیگهای که تو ماشین کنارم بود؟
متاسفانه زنده نموند
نه
دوست صمیمیت بود؟
باید با زنم تماس بگیرم
مطمئنم بعد از اون حادثه از کلانتری با
لیست تماسهای اضطراریت در تماس هستن
گوشی و بقیه وسایلم کجاست؟
هیچ کدوم از وسایلت پیش ما نیست
"ولی مطمئناً میتونم کلاه کاراگاهی "نانسی درو رو سرم کنم و
برات یه سر و گوشی آب بدم
شرط میبندم همه چیز تو دفتر کلانتره
این دکمه سیاه کوچیک رو میبینی؟
یه زنگ بزنی بالا سرتم
ساختمان مرکزی سازمان امنیت و اطلاعات سیاتل، واشنگتن
میخوام هرچی از ماشین باقی مونده به اینجا منتقل بشه
داریم ادامه تحقیقات رو به عهده میگیریم
باورم نمیشه یه روز و نیم لفتش دادن تا بهمون زنگ بزنن
جنازه بدجوری سوخته
دو روز کامل طول کشیده تا بفهمن استالینگز بوده یا نه
خیلیخب، ولی چرا توی ماشین تنها بوده؟
اون که با ایتان بورکه
شاید با ایتان بورک نبوده
ولی ایتان از طریق ایمیل ساعت 1:21بعدازظهر
از پمپ بنزین لومان، آیداهو گزارش داده
جیمی، از لومان تا محل حادثه، 32کیلومتر جاده
ممکنه هر اتفاقی برای اونا افتاده باشه، فهمیدی؟ - آرومتر -
از جمله این احتمال که جنازه ایتان
انقدر ناجور سوخته که هیچی ازش نمونده باشه
با خونوادهش تماس میگیرم
خودم با خونوادهش تماس میگیرم
سلام عزیزم، منم
امروز اومدیم کنار آب
فکر و ذکرم فقط توئی
گوشیت همش میره روی صندوق صوتی
امیدوارم همچی مرتب باشه
احتمالاً دارم بدگمان میشم، میدونم
ولی، هروقت تونستی بهمون زنگ بزن، باشه؟
دوستت دارم، خداحافظ
تاکوی ماهی
!آخ جون
میدونی تو بیمارستان چه نوع ماهی پیدا میشه؟
نه، چه نوعی؟
خاویار
- ها ها آره -
کی پشت خط بود؟
خیلی فضول شدیا
بابا بود؟
نه، داشتم براش پیغام میذاشتم
همچی خوبه؟
آره، آره
مامان، دروغ که میگی میفهمم
همه موقع دروغ گفتن یه نقطه ضعفی دارن
شبیه بابات شدی
"همه یه نقطه ضعفی دارن"؟
نقطه ضعفم کجاست؟
مکث میکنی و به سمت راست نگاه میکنی
...خب
همیشه لازم نیست همه چیز رو بدونی، بن
...میخوای یه عکس بگیریم واسه بابات؟
باشه
- الو؟ - "تریسا"، آدام هسلر هستم
آدام، سلام
...همچی خوبه؟ خبری از
تریسا، یه تصادف رخ داده
ببین کی بیدار و سرحال شده
دکتر کجاست؟ چند ساعتی گذشته
دکتر کرول تمام روز دستش به
یکی از عملهای اورژانسی بند بوده
از اون کابوسهای هشت ساعتی
ولی من اطلاعات حیاتیت رو بهش دادم ایشون هم گفت صددرصد حالت خوب میشه
اصلاً این چه جور بیمارستانیه؟
بقیه پرستارا کجان؟
- سرشون شلوغه - خیلیخب
پس.. وسایلم چی شد؟
دارم روش کار میکنم، فرمانده
یه کیف دستی هم داشتم
روش کار میکنم، فرمانده
چرا جزو کارهات رسوندن تلفن به من نیست؟
- هر تلفنی - کاش میتونستم
آخه تو اتاق بیمار پریز تلفن نداریم
منظورم اینه کی این همه سروصدای زنگ و حرف زدن رو
اونم وقتی بیمارها دارن استراحت میکنن تحمل میکنه، درست نمیگم؟
درسته
تا یه ساعت دیگه با شامت برمیگردم
سوپ گوشت و لوبیا سبز
- داری چیکار میکنی؟ دارم میرم -
آقای بورک، نمیتونم اجازه بدم بری
در وضعیتی نیستی که بتونی بری
بابت توجهت ممنون
...آقای بورک
شما هوش و حواس درستی نداری
پات رو بردار
پات رو بردار
من نگرانتم
چی شده؟
چی؟
مامان، میتونی حقیقت رو بهم بگی
آدام هسلر بود
پدرت احتمالاً تصادف کرده
چی؟ حالش خوبه؟
مامان
هنوز جایی برای نگرانی نیست
باشه؟
- تو صحنه تصادف نبوده - باشه
و مطمئنم رفته دنبال کمک
بزودی هم پیداش میکنن
همچی درست میشه
منو ببین، دلواپس نیستم
میدونم که حالش خوبه
آشپزخونه تا 10دقیقه دیگه تعطیل میشه
خدای من، چه بلایی سرت اومده؟
با ماشین تصادف کردم
بهتر نیست بری بیمارستان؟
تا همین الان اونجا بودم
باید یه تماس بگیرم
حتماً. مشکلی نیست
ممنون
خدمت شما
میخوای چیزی برای خوردن واست بیارم؟
آشپزخونه بزودی تعطیل میکنه
آره، یه چیزبرگر بیاری ممنون میشم
منتها کیف پولم رو تو تصادف گم کردم
رفتم دفتر کلانتر
بهم گفتن وسایلم اونجاست
ولی بسته بود
همبرگر رو چطوری میخوای؟
نیم پز، بدون پیاز
به روی چشم
ممنون. باید بگم
تو اولین آدم نرمالی هستی که توی این شهر باهاش آشنا شدم
...کیف پولم رو که گرفتم، برمیگردم
No comments yet. Be the first to leave one.