Big Mouth

Big Mouth

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 1

Informace o verzi

Big Mouth S01E03 WEBRip
Big Mouth S01E03 WEBRip x264-RARBG
Komentář od Alirezabr
Nima S H , Alireza || Sermovie و SeriesNews ارائه ای مشترک از

Tagy

webrip
web
BRip
x264
Zveřejněno: 2017-11-23
Stažení: 49
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

‫سینه هاش...

‫سیکس پک‌ش...

‫جانسون کوچولوش...

‫دووِین "راک" جانسون، یه "پاول بانین" جذاب ـه. ‫

‫یه سری چوب صبحگاهی مونده... ‫که باید بشکنم.

‫اوه، آره!

‫پاول لعنتی، این سینه‌ی چسبونکیت ‫باعث شده تخمام یخ کنن.

‫این پاییز، پاول بانین ‫سیب بزرگه رو میخوره!

‫و هر گاز رو قورت میده.

‫به به!

‫یا خدا، به نظر فیلم خوبی میاد.

‫آره یه فیلمه، باید عالی باشه.

‫همین پس، همون لحظه‌ای که رفت برای ‫فروش برای خودمون بلیط میگیرم.

‫اوه، در حقیقت لازم ‫نیست برای من بگیری.

‫چی؟ ولی ما همه فیلما ‫رو با هم میدیدیم.

‫خب، من و جِسی الان ‫دیگه با همیم...

‫- اوه! ‫- پس...

‫- و فکر می‌کنی بهتره با اون بری؟ ‫- خب...

‫- آره، خب با عقل جور درمیاد. ‫- ولی میتونیم تریلر رو که با هم ببینیم.

‫نیک، خیلی حرکت خوبیه!

‫بسیار خب، پس بذار بارگذاری بشه.

‫اوه، نگاه، کارگردانش ‫هم "برایان سینگر" ـه.

‫سینه هاش...

‫سیکس پک‌ش...

‫جانسون کوچولوش...

‫چاکر حاجی، چه خبر؟ با من کار ‫داشتی؟ برای کی شق کردیم؟

‫- خب، اممم... ‫- برای ریحانا؟ یا این دختره تو تبلیغ کَره "سرزمین و رود"؟

‫- ام... ‫- اوه!

‫- حاجی برای راک شق کردی. ‫- نه! چی! نه!

‫امکان نداره، اینا اتفاقیه. میدونی ‫که روی این چیزا که من کنترل ندارم.

‫مثل، یادته اون موقع که اون ‫گوجه گوشتی به خصوص رو دیدم؟

‫آره، آره، ممکنه اتفاق باشه. ‫یا شایدم... تو گِی هستی!

‫باشه، ببین این مسخره‌ست، باشه؟

‫من که همش دارم در مورد ‫دخترا خیال بافی میکنم!

‫فقط یه راه هست که بفهمیم. ‫باشه، بگیر بشین.

‫- خب، الان عینکم رو هم در بیارم؟ ‫- اوه، نه، نه. اینکه آزمایش بینایی سنجی نیست.

‫این یه تست گِی بودنه.

‫حالا بگو ببینم. شماره ‫یک خوبه، یا شماره دو؟

‫- شماره یک...؟ ‫- جالبه.

‫الان چی، شماره یک، یا دو؟

‫- شماره دو...؟ ‫- خوبه، خوبه.

‫- شماره یک یا دو؟ ‫- میشه یه دور دیگه شماره یک رو ببینم؟

‫- آره. ‫- خب همین شماره یک.

‫جالبه. خب الان، شماره یک یا دو؟

‫- اوه خدای من. ‫- شماره دو، نه؟

‫- شاید من واقعا گِی هستم. ‫- باشه، حله، خوبه که بدونیم.

‫صبر کن، چی؟... وایسا یه لحظه. ‫داری فُرم پر میکنی؟

‫نه فقط دارم عکس یه ‫تک شاخ رو میکشم...

‫- اوه، پس یه قسمت مهربون هم تو وجودت داری. ‫- که داره آقای تمیزی رو از کون میکنه!

‫ Nima S.H, Alireza++

:به روز ترین منبع فیلم و سریال @Sermovie_Channel

:مرجع اخبار سریال های خارجی @SeriesNews_Channel

‫چه خوبه، آب رو میگم.

‫اره، من شنیدم آب شیر خوبه، ‫چون توش فلوراید ریختن.

‫- چه باحال. ‫- آره باحاله.

‫- اَندرو،امروز یه کار خیلی بامزه انجام داد. ‫- اوه، خدایا. بگو ببینم چیکار کرده؟

‫- اسنک میوه‌ای‌ش... ‫- خب...؟

‫- تو کیفش آب شده بودن ‫و تبدیل به یه اسنک شده بود. ‫- خب خب؟

‫- بعد چی شد؟ ‫- بعد اون، آه، خب، خوردش دیگه.

‫اوه. من باید برم دستشویی.

‫- خوبه خوبه، "اِل بانو". ‫- ببخشید، چی؟

‫اوه، اسپانی... اِل بانو، ‫به اسپانیایی میشه دستشویی.

‫- باشه، الان دیگه من برم دستشویی. ‫- باشه.

‫اَه اَه، جدا که خیلی دردناک ‫بود، پارپوزا کوچولو من.

‫میدونم‌. قبلا خیلی ‫بهمون خوش میگذشت.

‫- چرا الان دیگه انقد عجیب شده. ‫- چون شما دو تا به هم تعلق ندارین.

‫- اما من واقعا از نیک خوشم میاد. ‫- به عنوان یه دوست!

‫ولی یادت بیار که دو نفری ‫همدیگه رو فرانسوی بوسیدین؟

‫- چه حسی داشتی؟ ‫- حس زیادی نبود.

‫مگه باید چه حسی داشته باشه؟

‫انگار "استنلی کوالسکی" بلندت کنه و پرتت ‫کنه...

‫روی پیشخوان آشپزخونه جوری که ‫انگار اصلا هیچ وزنی نداری.

‫من که نمیدونم کیو میگی ‫اما به نظر حس خوبی میاد.

‫یه دلیلی داشته که اسم فیلمه ‫رو گذاشتن اتوبوسی به نام هوس.

‫حالا برو بیرون و از ‫شر اون پسره خلاص شو.

‫یه سری چوب صبحگاهی مونده... ‫که باید بشکنم.

‫چراغا خاموش! ساعت ۹:۰۵ عه!

‫سلام بابا، ام... میشه ‫یه چیزی ازت بپرسم؟

‫من؟ باشه، ولی چراغا خاموش میمونه. من ‫که هیچ سرمایه‌ای تو "کان اد" ندارم.

‫کی فهمیدی که از ‫خانوما خوشت بیاد؟

‫- خانما؟ اَه اَه نمیتونم تحملشون کنم. ‫- جدا؟

‫مردا هم به تخمم هستن. ‫کلا از مردم خوشم نمیاد.

‫- خب، پس مامان چی؟ ‫- خب، من عاشق مادرت هستم.

‫اما بهش نگیا، دیگه کی؟

‫میتونم بگم حدودا ۴ ‫نفر دیگه هم هستن...

‫"تری بردشاو" رو هم دوست دارم. ‫

‫یه متصدی متروی شمالی ‫هم هست که آدم خوبیه.

‫پسر عموم، "یوجین"... فکر کنم ‫همینا، آره همینا بود.

‫فکر کنم سه نفر... آره، از ‫سه نفر بیشتر خوشم نمیاد.

‫- اَندرو، صحبتا کمکی کرد؟ ‫- فکر کنم...؟

‫خوبه، من میرم پایین روی زمین یکم ‫خلوت کنم و ایمیل‌هامو بخونم.

‫- ممنون بابت شام. ‫- آره، ببخشید که من غذامو رد کردم.

‫میدونی، فکر کردم تیلاپیا ‫یه جور پاستا هستش.

‫- نه، ماهیه. ‫- آره، الان دیگه فهمیدم.

‫میدونی داشتم فکر میکردم، ما ‫به عنوان دوست خیلی خوب بودیم.

‫- خیلی خوبه. ‫- خب شاید ما باید بازم با هم دوست باشیم.

‫اوه من عاشقشم. پس همین بینمون ‫کم بود نه؟ همین دوست بودن.

‫اوه خوبه. خوشحالم که ‫تو هم همین حسو داری.

‫نیک! عجب کُتیه، رفیق!

‫ممنون. از موقع اولین ‫عروسی خاله‌م خریدمش.

‫عشق یه سفر کوتاهه، دادا. ‫اونم بلاخره میفهمه.

‫- تو حاضری، خوشگله؟ ‫- آره، خداحافظ نیک.

‫و بازم ممنون.

‫این خیلی عالیه! الان با ‫دوست دخترم دوستم.

‫"جود"، مدرسه امروز ‫خبر خاصی نبود؟

‫- نه. ‫- عالیه.

‫چقدر عجیب. چه حالی ‫میکنم من با این پسر!

‫- نیک، قرار تو دیشب چطوری بود؟ ‫- یکم عجیب شروع شد...

‫اما بعد، جسی این ایده رو داد که، ‫که ما دوباره فقط دوست باشیم.

‫و الانم من خیلی ‫در موردش خوشحالم.

‫- اوه، عزیزم. ‫- چیه؟

‫دقیقا گفت فقط دوست باشیم، ‫یا "فقط دوست باشیم"؟

‫- مگه فرقی هم دارن؟ ‫- اون هرزه رو تیکه‌تیکه‌ش میکنم!

‫- چی؟ ‫- نیکی، به نظر میاد باهات بهم زده.

‫نه بچه ها، هیچ‌کس، کسی رو قال نذاشته. ما ‫بازم میریم بیرون، و با هم دوستیم.

‫باعث شد حس کنی انگار این ‫ایده خودت بوده، نه؟

‫این دقیقا همون کاریه که ‫من با "تایلر کینی" کردم.

‫تایلر رو یادت میاد. سعی کرد خودشو ‫تو حیاط جلویی خونه آتیش بزنه.

‫- اوه، پسر، جِسی قالم گذاشته. ‫- هر هر!

‫- اونوقت همه فکر میکنن من یه بازنده ام. ‫- خب، از نظر من که برنده‌ای.

‫- میخوای با بابایی با هم بریم سر قرار؟ ‫- نه!

‫- اوه خدای من. ‫- خودتو آتیش بزن!

‫سلام، آم... متیو؟

‫اوه، نگاه کن، ظاهر و ‫باطن جفتشون یکی شدن.

‫آه، داشتم فکر میکردم ‫که اگر اشکالی نداره...

‫چطوری متوجه شدی که... ‫آم... گِی هستی؟

‫ببخشید، اما تو تنها آدم ‫گِی‌ای بودی که میشناختم.

‫آه، من تنها آدم گِی ای هستم ‫که تو فکر میکنی که میشناسی.

‫چرا داریم در این ‫رابطه صحبت میکنیم؟

‫اوه...! من فکر میکنی ‫تو هم گِی هستی.

‫چی؟ نه، نه! خب، آره مطمئن نیستم.

‫آره دارم میبینم. منظورم اینه که ‫تو توی دگرجنس گرا بودن هم ریدی.

‫سلام اَندرو، من میخواستم تا به ‫صورت کاملا پیش دستانه بهت بگم...

‫- که من ازت خوشم نمیاد. ‫- و منم لازمه که بگم کاملا درک میکنم.

‫- و بابت صداقتت ازت تشکر میکنم. ‫- خواهش میکنم.

‫نگاه. مثل همین الان. به ‫طرز مسخره ای رسمی هستی.

‫مثل یه آدم گِی ای که تو ‫نیروی هوایی کار میکنه.

‫که بعدا تبدیل شده به معاون مدیربت تو ‫سازمان کامپیوتری، بعد تو یه خونه داری...

‫که توش، مثلا یه باشگاه جدا ‫هست، توی خود ساختمون.

‫به نظر زندگی کوچیک خوبی ‫میاد که من برای خودم بسازم.

‫بیا قبول کنیم، اَندرو، اگر از من ‫بپرسی، میگم احتمالا گِی هستی.

‫"احتمالا گِی هستم"؟ ‫این اصلا یعنی چی؟

‫بقیه‌ش کار من نیست. یه سری ‫خبر صبحگاهی دارم باید برم.

‫- تازه تو، بدنت هم عین گلابیه. ‫- اوه، خدا!

‫تمرینات ورزش چوگان، فرداست.

‫یک سری خبر جالب هم از دیوونه های پولدار ‫داریم که با ضعف در فلسفه رضایت مواجه شدن.

‫اما بیاید بپردازیم به چیزی ‫که واقعا برامون مهم باشه...

‫نیک و جِسی.

‫همه میخوان بدونن ‫کی با کی بهم زده؟

‫و اینجا برای اینکه برامون به ‫وضوح مشخص بشه، نیک رو اینجا داریم.

‫نیک، با کلمات کوچولو خودت، ‫بهمون بگو، کی کیو قال گذاشته؟

‫اول از همه، من واقعا از لغت ‫قال گذاشتن خوشم نمیاد...

‫به نظرم بی‌ادبانه‌ست. یعنی منظورم اینه ‫که، واقعا مهمه که کی با کی بهم زده؟

‫- معلومه که مهمه. خودتم میدونی. ‫- خب، این چیزیه که من میگم...

‫من فکر میکنم جِسی دختر ‫فوق‌العاده ایه...

‫و به همین دلیل برای من سخت ‫بود که باهاش بهم بزنم.

‫خودتون که شنیدید...

‫نیک جِسی رو قال گذاشته!

‫عصبی ـه!

‫باید بریم قلب اون کوتوله ‫رو از کونش بکشیم بیرون!

‫اون قلب کونی‌ش رو!

‫و اما فردا، مصاحبه ای اختصاصی ‫با بیمار شماره صفر ما در رابطه ‫با مریضی همه‌گیر سرخ‌چشمی.

‫اره الان که فکرشو میکنم، میبینم من یه ‫سری درد مقطعی تو زمین بسکتبال داشتم.

‫به هر حال من مربی استیو هستم. اوه ‫باورم نمیشه قراره برم تو تلوزیون؟

‫خب، الان قاعدتا باید بشینم ‫بازی تیم "مِتز" رو ببینم.

‫اما اگر احتمالا گِی ‫باشم، شاید باید...

‫باید پورن گِی ببینم!

‫میدونم، میدونم، من کلا از اینکه ‫هر پورنی رو ببینم میترسم.

‫اگر مستقیم برم سروقت پورن گِی مثل این نمیمونه که مستقیم با کله برم تو تهش؟

‫بیشتر شبیه این میمونه که سرشو تا ‫ته بکنی تو کون طرف. دهنم سرویس!

‫همینجوری یهوویی ننویس "پورن گِی." ‫اول برو تو قسمت وب‌گردی خصوصی.

‫آفرین، آفرین.

‫اونوقت باید بیشتر از یه بچه‌ی چاق تو تولد بشینیم کوکی پاک کنیم. ‫

‫ایول، بازم دهنم سرویس!

‫بسیار خب، اَندرو، این سفر تو ـه. ‫خودتی و خدای خودت.

‫- خب، کلیک کن. ‫- باشه، میریم که داشته باشیم.

‫- خب، خوبه. ‫- لعنتی، صبر کن، این کُس‌شعرا چیه؟

‫- خوبه که. ‫- صبر کن، ببندش!

‫- اون بسته نمیشه، چرا این یکی بسته نمیشه؟ ‫- اون یکی رو باز کن.

‫- نه، نمیخوام زوم کنم. ‫- آره! آره!

‫- انقدر روش کلیک نکن. ‫- لعنتی دنیایی‌ـه برای خودش!

‫ویروس، ویروس! خاک بر سرت!

‫-اَندرو اون بالا چه خبره؟ ‫- هیچی، دارم میخوابم.

‫خب، آخه کامپیوتر انگار ‫یه مشکلی براش پیش اومده.

‫تری بردشاو داره با "هاوی ‫لانگ" حموم میکنه!

‫و چرا "شنون شارپ" ‫میخواد بره تو پیششون؟

‫یا خود خدا!

‫اوه، چطوری با جِسی بهم ‫زدی؟ کاری کرده گریه کنه؟

‫راستش رو بگم، شاید، مثل سخت ترین ‫کاری بود که تاحالا انجام دادم.

‫ولی کار درستی بود. به ‫نظرتون با عقل جور درمیاد؟

‫- ها! حاجی خودمی. ‫- نیک بریچ!

‫به نظر میاد لباس درستی ‫رو برای امروز پوشیدم.

‫جِسی... چه... خوبه ‫که دوباره میبینمت.

‫- واقعا خوبه؟ ‫- چی شده؟

‫من نمیتونم ببینم، ‫چشمام بدجور باد کرده.

‫ببین، ما میتونیم هنوز ‫با هم دوست باشیم.

‫دوست؟ ها؟

‫اوه، ما دوست نیستیم!

‫بزن اون چاقال کوتوله ‫رو ریز ریزش کن.

‫و جهت اطلاعت ‫میگم، من باهات بهم زدم!

More Farsi Persian subtitles for Big Mouth

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left