Prvních 200 řádků.
هماهنگ با نسخه وب Time 42:29
اینجا چه کار می کنی؟
اصلا چطور زنده ای؟
سوالت به طرز ناجوری ملال آوره
کیلا منو از فضای ابری به پرینتر شما دانلود کرد
سوال بهتر اینه که چرا؟
چرا نباید الان گلوت رو ببُرم
و ببینم روی فرشم، از خونریزی می میری؟
...چون
اینطور دیگه جواب هیچکدوم از سوالاتت رو نمی گیری...
تا دوباره خودتو پرینت کنی؟
افسوس داری به آخرین نسل من زل می زنی
داده های من وقتی یک نفر خاص ...قبل از تکمیل آپلودم
آزمایشگاهمو ترکوند ، خراب شدند... ولی عیب نداره
من می بخشمت
تو منو دزدیدی
هرجور تونستی ، بازی ام دادی
درسته ولی نجاتت هم دادم
نه نمیگم از زاویه دید من نگاش کن
ببین عوض شدم
تو عوض شدی؟
و چرا باید حرفتو باور کنم؟
بگذار بهت ثابتش کنم
بیخیال
نظرت چیه سارا لنس؟
...جا برای یک موجود ترکیبی نخاله دیگه
در این سفینه کوچولوی مسخره تون نیست؟...
راستش به نظرم یک جای خیلی خوب برات داریم
که قشنگ برازنده ات هست
بیشاپ اونه؟
اصلا چیزی که انتظارشو داشتم ، نبود
...برای یک ابرشرور روانی
طرف خیلی خوش قیافه اس...
بله همیشه همینطورن
خب. بیایید با معرفی شروع کنیم
تو البته که ایوا هستی
هر ایوایی نه همون ایوا
راستی مبارکه
حلقه نامزدی ات
...خب. شما دو بچه تاریخی رو معین
خیلی خب. بسه بهش گوش نکنید
اصلا باهاش حرف هم نزنید
میخواد بره روی مخ ما
تا نقشه ای که براش به اینجا اومده رو عملی کنه
اون کدوم گوریه؟
تو؟ ...همکارم کیلا
به طور جدی میخواست تو رو از موجودیت محو کنه...
نمیدونم چی شد
نظرشو عوض کرد- عه؟-
بحث تغییر شد عشق یه چیز جدیده
همه برن بیرون برید
همه بیرون به جز اسپونر
چشمات بهش باشه
اگه خواست فرار کنه با تیر بزن تو صورتش
حله کاپیتان
چرا باید بخوام فرار کنم؟
اونم وقتی حس می کنم بالاخره خونه ام؟
دی سی: افسانه های فردا - فصل 6 - قسمت 13 سکوت سونوگرام ها
یه چیزی سر جاش نیست- منظورت چیه که یه چیزی سرجاش نیست؟-
مثل اخلاقیاتش؟- نه. مثل 6 درصد از ماهیت بیشاپ بودنش-
...ما قبل از تکمیل آپلودش
تاسیساتشو نابود کردیم...
میدونید چیه بچه ها؟ ...یک روانی واقعی هیچوقت
زنی که زندگی کاریش رو خراب کرده رو... راحت نمی کشه
حتما میخواد یکم شکنجه اش کنه میدونید؟
مرسی عزیزم خیالم رو راحت کردی
ولی اگه بیشاپ میخواد ...شطرنج بازی کنه
حریف اشتباهی رو انتخاب کرده...
نه قطعا نه
لطفا . بیخیال عزیزم ...همیشه میخواستم
وارد ذهن یک نابغه روانی بشم...
کی؟ کسی که از نظر فنی تو رو خلق کرده؟
در واقع هر دوتون رو
کمکی نمی کنه ، نیت ببین عزیزم .من فقط میرم اونجا
و سعی می کنم راهی برای برقرار کردن ارتباط با اون پیدا کنم
اینطور می فهمیم چرا اینجاست
مطمئنی؟- بله-
خیلی خب
فقط نگذار بره تو سرت خب؟
دهنت سرویس
بله
الان همش برمیگرده به من
بازم اوضاعو بد کردم نه؟
هیولا اومد سراغم
نه جان من بودم
من به پشت هیولا چاقو زدم
و یک جورایی تو با زخم بیدار شدی
ببین. میتونم بهت توضیح بدم- میتونی؟-
میتونی توضیح بدی که چطور داشتی همه ما رو می کشتی؟
این که چطور دوباره بهم دروغ گفتی؟
دروغ بخشی از بازی گری بود
قوانین رو من نساختم ، عزیز
دیگه عزیز صدام نکن
و وانمود نکن اینا همه بازیه
میدونی چیه؟ برادرم درباره ات درست می گفت
تو فرق کردی جان
بله فرق کردم
...چند نفر رو می شناسی که
که از چشمه لعنتی قدرت خورده باشن...
ولی غم نخور خب؟
فقط یکم زمان میخوام
تا قلق قدرت های جدیدم رو به دست بیارم
و شاید به تنهایی روی قدرت هام تمرین کنم
بله فکر می کنم این بهترین کاره
بیخیال اینطوری نکن
بیخیال عزیز ...منظورم اینه که
عزیزم ...فقط
! لعنتی ، جانی
جان بازم داره بهم دروغ میگه
خوشحالم که دوباره مثل قدیمش شده
...نه. اون تلاش داره که رفتارشو
گردن چشمه بندازه... ولی من باورم نمیشه
میتونی یک سروم حقیقت یا همچین چیزی سرهم کنی؟
بله بهش میگن اسکاج
جدی میگم
...اگه بخاطر من نبود
هنوز تو بازی گیر کرده بودی...
لطفا
...ببین. اگه میخوای بفهمی چه بلایی سر جان
کنار چشمه اومد... من نیستم که باید بهت کمک کنم
اسپونز
چه فکر عالی بود میتونه کمکون کنه. بیا
حدس می زنم زندگی ام میتونه یکم درام بیشتری داشته باشه
امیدوار بودم فرصت صحبت نصیب ما بشه
همو بشناسیم فقط خودم و خودت
ولی تو خودت منو می شناسی
یه سیاره پر از من داشتی نه؟
خودتو اینقدر دست کم نگیر
سارا میتونست هرکدوم از ایواهای منو انتخاب کنه
ولی از آسمان ها گذشت تا به تو برسه
چی تو رو اینقدر خاص می کنه؟
سارا گفت اینکارو می کنی سعی می کنی بری تو سرم
مثلا خودش نمیخواد وارد سر من بشه؟
میدونستم اشتباهه
نه صبر کن
لطفا نرو
تازه یخ هامون وا شده
آفرین دختر دیدی؟
کاری می کنه بیشاپ فکر کنه آسیب پذیره
میدونی؟ ...هرچقدر خوب رفتار کنی
...اینو توجیه نمی کنه که...
تو زنی که عاشقشم رو دزدیدی...
...ولی این حقیقت که اونو دزدیدم
تا کل بشریت رو نجات بدم... چیزی رو عوض نمی کنه
درست میگی
...من یه آدم مغرور و خودبین
و کوته فکر بودم...
و حالا چی شده؟
اومدی اصلاح بشی؟
باید مثلا باور کنیم؟
کجا رو داشتم برم؟
چه کار می کردم؟
ببین میدونم قابل قبول نیست. ولی
ولی چی؟
تو و سارا نزدیکترین چیزی هستین که می تونم اسمشو خانواده بگذارم
میدونم دیوونگیه
نه راستش می فهمم
تو کلون هستی من کلون هستم
و خانواده واقعی هم که ندارم پس البته
حدس می زنم به طور منحرفانه ای مثل خانواده هستیم
مثل یک ساز اونو می نوازه
...بیشاپ به این راحتی
ذهنش فریب نمی خوره...
یه رازی رو میتونم بهت بگم؟
تو همیشه ایوای محبوبم بودی
خودت شخصا نه ، البته مدل تو
منظورت ایوای رییس طور ـه؟
این نام تجاری رو دپارتمان بازاریابی مون پیدا کرد
میخواستم اسمتو بگذارم رییس ایوا
...فقط اینکه مردم می ترسیدن
...یک کلون بهشون امر و نهی کنه...
مگه اینکه دقیقا برای همین طراحی شده باشی...
ولی تو از اوج رویای من هم فراتر رفتی
داری ازدواج می کنی
انتظار اینو نداشتم
چرا نداشتی؟
سطح اکسی توسین رو در کلون ها پایین آوردم
یا همون هورمون عشق
نمیخواستم شما عاشق بشین
به بهره وری آسیب می زد
...شاید بخاطر همینه که
اینقدر برنامه ریزی برام سخته...
بهره وری همیشه نقطه قوت من بود
بعد حتی نمیتونم صندلی ها رو سامون بدم
شاید بتونم کمک کنم کار دیگه ای که ندارم
و خوش می گذره
...اگه سارا میدونست باهات حرف زدم
بیخیال این میشه راز کوچولوی ما
...از کجا بدونم که اینکارو نمی کنی
تا من گاردم رو پایین بیارم؟...
اینکارو می کنم که خودت گاردت رو پایین بیاری
میخوام بشناسمت ، ایوا
باید برم
میتونم به دوستت روری هم کمک کنم
چی؟ روری چشه؟
هیچی فعلا
ولی اون بچه های تو سرش دارن گرسنه میشن
...تو چطور درباره
کیلا زنده اش گذاشت؟
اینکه سردرد داره اون موهای شیکش
No comments yet. Be the first to leave one.