Prvních 200 řádků.
...این آدم
این کارو کرد؟
..از شر همه سرنخ ها خلاص شو
و یه مدت آفتابی نشو
هروقت که زمانش برسه جنسها رو جمع میکنم
تو کی هستی که جنس های منو جمع کنی؟
به خاطر کار داغونت همینم گیرت میاد
فقط لازم بود یه نفر از پلیس استخدام کنی
بهت گفتم از شر ردپاهامون خلاص شدم
حتما
پس یه نگرانی کمتر
عذر میخوام
ماسک قشنگیه
هیونگ
اینجا چیکار میکنی؟- تو چی؟-
خودشه
اون منو کشت
.... و
منم دستم باهاش تو یه کاسه بود
... منم
قاتلم
...هیونگ
بیا سریع از اینجا بریم بیرون
کجا رفتی؟
رفت ماهم باید بریم
کجا بریم؟
اون عوضی کیه؟
از راهنمایی باهم دوست بودیم
و از طریق صفحات اجتماعی موادمخدر میفروشه
اسشم کیم پیل جونگ ئه ...و ما
باهاش هم دست بودی؟ قتل میکردی؟
مواد میفروختی و آدم میکشتی؟
به خاطر همین بود مشکوک میزدی
....ولی توقع نداشتم
اینقدر آشغال باشی
پیل جونگ دوباره اینجا برمیگرده
باید بریم
...کاپیتان کانگ هم
میدونی تو چی هستی؟
ولی از قصد نبودش
من کشتمش
درسته کارهات اشتباه بودن
ولی خب که چی؟
هروقت دراز میشکم بخوابم
همش صورتش جلو چشمم میاد
فکرکنم عذاب وجدان بعد مرگ هم همراه آدم میمونه
اینجا نه بهشته نه جهنم که با کارهای گذشته ات قضاوت بشی
کسی اینجا نمیتونه مجازاتت کنه
و کاری که کردی هم به صورت جادویی ناپدید نمیشه
میدونم
ایل یونگ
دیگه در این باره به کسی چیزی نگو
چیزی که به من گفتی رو به کسی نگو
...کاری که بین زنده ها میکردی
و اتفاقی که قبل مرگت برات افتاد
درباره اش به کسی چیزی نگو
چرا؟
...آدمهای اینجا به اندازه کافی خودشون مشکل دارن
نمیخواد مشکلات خودت رو هم بهشون اضافه کنی
بذار عذاب وجدانت باهات باشه
اونش رو باید خودت با خودت کنار بیای
میفهمی؟
همه چی رو بهت میگم پس بذار اول از اینجا بریم بیرون
اون عوضی بدون اینکه خم به ابرو بیاره بهم چاقو زد
کی میدونه با شما چیکار میکنه؟
زود باش بریم
ایش
بله؟
چشم حتما
"گمشده: سوی دیگر 2"
"گمشده: سوی دیگر 2"
"قسمت 7" "پایانِ خوشِ رو ها"
بچه که بودم
خانواده ام آه دربساط نداشت
فقط من و مامانم بودیم
مامانم مریض بود و باید خونه میموند
منم از راهنمایی
هرچی کار نیمه تمام بود و میتونستم کردم
جون کندم
ولی حتی نمیتونستم از پس مخارج داروهاش بربیام هزینه بیمارستان هم که هیچی
اون موقع بود که پیل جونگ اومد سراغم
پول بیمارستان مادرت رو بده
ده هزار دلار؟
پول خیلی زیادیه
تو راهنمایی صمیمی بودیم
ولی یه مدت باهم ارتباط نداشتیم و با یه عامله پول پیداش شد
پیشنهاد داد توی کسب درآمد کمکم کنه
...پس منم از کارهای نیمه تمومم استعفا دادم
و برای هرکسی که پیل جونگ منو میفرستاد براشون تحویل میدادم
کارش آسون بود و بهم پول خوبی میداد
چیزی که تحویل میدادم مواد مخدر بود
"جالوت"
تحویل تکمیل شد
26 گاهیون رو 47-گیل، صندوق پست
"26 گاهیون رو 47-گیل"
دِ خفه شو
بابا، نکن
بابا
بابا
بابا... نکن
زود باش. بریم
بابا
زود باش. بیا بریم
...پدری که پسرش رو تا سرحد مرگ زد
به دست پلیس دستگیر شد
حوالی 11 شب روز 20 ام، "مین" که ساکن گاهیون دونگ هست
بعد از اینکه پسرش درخواست غذا کرد و دست از گریه برنداشت
شروع به ضرب و شتم او کرد
همسایه ها این جنجال رو به پلیس گزارش دادن
ولی پسر 8 ساله اش جان سالم به در نبرد
...مین" در زمان حادثه به خاطر مواد نشئه بود"
چند روز بعد
فهمیدم به پدر معتاد و نشئه پسرش رو کشته
تاریخش رو چک کردم
...و معلوم شد همون روزی بود که من
مواد رو تحویل دادم
نتیجه کار وحشتناک بود و منم خیلی ترسیده بودم
و اون موقع بود که بالاخره به خودم اومدم
اگه من جلوش رو گرفته بودم اگه گزارشش رو رد کرده بودم
اون پسربچه به خاطر من مُرد
به خاطر همینم هیچ فرقی با یه قاتل ندارم
چی باعث شد خودت بمیری؟
تو مسیر که داشتم میرفتم خودم رو تحویل پلیس بدم
رفتم دیدن پیل جونگ که اونو هم راضی کنم باهم بریم
و همون موقع بهم چاقو زد
فکر میکنی مرگت باعث میشه تاوان گنهت از بین بره؟
نه
مردن من که اون بچه رو زنده نکرد
ولی الان هیچ راهی نیست داستانم رو به گوش دنیا برسونم
و نمیتونم هیچکدوم کارام رو پس بگیرم
مردن و زندگی کردن با عذاب وجدان دائمی
فکرکنم این مجازات منه
همه موقع مرگ احساس گناه نمیکنن
بعضیا حتی تا آخرین نفسشون سر سوزنی عذاب وجدان ندارن
...مادرم
تو بیمارستان فوت کرد
خوشبختانه، قبل اینکه من بمیرم
پسر رقت برانگیزیم، نه؟
پس خودت میدونی
چون میدونم تا الان نتونستم چیزی بهت بگم
چون خیلی خجالت میکشیدم
پس چرا الان اینارو بهم میگی؟
هروقت حس کردی درحقت داره نامردی میشه یا بقیه قضاوتت میکنن بیا به من بگو
لزومی نداره حتما من باشم
با هرکی که میتونی بهش تکیه و اعتماد کنی حرف بزن
فقط چونکه
...اون وقت
رفتی کلاب اون عوضی رو پیدا کنی؟
چند وقت پیش ردش رو زدم
و اتفاقی موقع تعقیب پیل جونگ کاراگاه کو رو دیدم
... کاراگاه کو بهم گفت که
جالوت همه دستورهارو داده بود
این یعنی اونم پادوی جالوته؟
پادوی جالوت؟
پیل جونگ خود جالوته
گوشیت رو دوز بنداز و فعلا مخفی شو
همین حالا
...پس میگی که
جالوت یا هرچی که اسمشه... تو رو کشت
سونگ سونگ رو گروگان گرفت و حتی کاراگاه کو رو هم کشت؟
آره- میدونی کجا زندگی میکنه، نه؟-
از این هتل به اون هتل زندگی میکنه
نگو که میخوای بری سراغش
چرا تنهایی برم؟
زنگ میزنم پلیس
...ولی میدونی چیه، یکم پیش توی اون اتاق
وایسا
تکون نخور
چی؟ کی؟
من؟ چرا؟
اینجاس، نه؟
اینجاس؟
جونگا، چیکار میکنی؟ داری میترسونیم
میدونم اینجاس
هی، کی؟ درباره چی حرف میزنی؟
آقای اوه ایل یونگ
اوپا همه چی رو بهت گفت، نه؟
آدرس اون کاراگاه رو من پیدا کردم
پز نمیدما، ولی منم کارم خوبه
...کارم توی تعقیب ردیابی آدما
و چیزهایی که مخفی میکنن خوبه
هی، جونگا- در هر صورت-
میدونم داری این ور اون ور میری زحمت میکشی ولی منم دارم حسابی سعی میکنم
پس بیا عادلانه باهم رقابت کنیم
بگیر
باید هرکسی که حس میکنیم درحقش نامردی شده رو پیدا کنیم
مگه نه، آقای اوه ایل یونگ؟
اونجا نیست
چی؟ اینجا نیست؟
باشه، بگیر
اونجا هم نیست
واقعا؟
بگیر
چه خانواده جالبی
ایل یونگ الان دستت رو گرفت
واقعا؟
از ملاقات باهاتون خوشحالم آقای اوه ایل یونگ
منم از آشنایی باهات خوشحالم
برین داخل- بله قربان-
سمت چپ رو بگردین- بله قربان-
No comments yet. Be the first to leave one.