Prvních 151 řádků.
اون... سنجاق سینهی جورنوئه؟
...ن-نکنه اون سنجاق سینه
داره به دست چپش تبدیل میشه؟
!جورنو هنوز از دور خارج نشده
اگه بتونم از اون دست چپ محافظت کنم
!جراحات نارانچا و میستا رو هم میشه درمان کرد
و-ولی چجوری باید این کار رو بکنم!؟
devilhunter
قسمت ۲۵ دختر تند
و-ولی اگه داد بزنم
.با از اون سنجاق سینه سریعتر حرکت کنم، اول خودم کشته میشم
...برای جورنو و بقیه بد شد، ولی کاری از دستم برنمیاد
.و تازه بعد از سنجاق سینه به من حمله میکنه
.باید قایم بشم
...باید از این فرصت استفاده کنم و داخل کمد قایم بشم
...این
.دکمهی خم کردن صندلی
.اگه فشارش بدم صندلی به عقب خم میشه
.اون چیز احتمالا قبل از سنجاق سینه به این صندلی حمله میکنه
...او-اون وقت میتونم سنجاق سینه رو بردارم و به کابین برم
!و-ولی نمیشه
!نمی تونم همچین خطری بکنم
.خیلی خطرناکه
...باید داخل کمد قایم بشم
من چم شده!؟
اصلا حالیمه دارم چیکار میکنم!؟
.باورم نمیشه
!نمیخواستم ریسک بکنم ولی بازم دکمه رو فشار دادم
.حالا دیگه باید تا آخرش رو برم
!مسیر کابین کاملا بازه
...یواش
...حرکت کن
...مثل همون تایچی کارهای چینی
.تا سنجاق سینه فقط دو متر راهه
.نباید عجله کنم
!اگه عجله کنم، کارم تمومه
!داره برمیگرده این طرف
...چون کارش با صندلی تموم شد ...و اونم دیگه خم نمیشه
.ولی کلی صندلی هست که میشه خمشون کرد
چرا... به جای صندلی چسبید به پای من؟
م-مایع؟
به سرعت چکیدن مایع واکنش نشون داد؟
و-ولی چرا پوتینم خیسه؟
!من که فقط دکمهی خم شدن رو زدم
پوتینم چجوری خیس شد؟
.میدونستم. باید کفشدوزک رو ول میکردم
!نباید دخالت میکردم
!ن-نجاتم بده بوچارتی
.پ-پوتینم خودش افتاد کنار پام
...انگار از پام رد شد
وایسا، چی شد؟
الان چی شد؟
.اون سنجاق سینه رو بردار تریش
ک-کی اونجاست؟
کسی اونجاست؟
من همیشه اینجا بودم
.از وقتی کوچیک بودی
.همیشه کنارت بودم
.تریش، لطفا سنجاق سینه رو بردار
.این تصمیمیه که تو گرفتی
.تو تصمیمت رو گرفتی که از دست چپ جورنو محافظت کنی
.تردید منجر به ضعف میشه
.و... لطفا بهم دستور بده
ت-تو کی هستی؟
.من تو هستم
.اونی که اون چیز رو از پوتینت برداشتم منم
.من تواناییتم
.خب، اگه تصمیمت رو گرفتی لطفا برش دار
تو و من قراره
!از دست چپ جورنو محافظت کنیم
تریش، اگه بتونیم ازش محافظت کنیم
.برای جورنو و بقیه آیندهی جدیدی میسازیم
.و پای آیندهی خودتم وسطه
چه خبره!؟
!برش دار تریش
!کارم تمومه
چجوری باید ازش محافظت کنم!؟
.این توانایی توئه
.صندلی رو نرمتر کردم
...ا-الان چی
نرمتر شد؟
.واقعا از وسط صندلی رد شدم
.و یه جورایی به اون صدمه زد
.بخش گوشتی اون تیکه پاره شد
.اون تونست جلوی گلولههای میستا رو بگیره و به هواپیما برسه
.توانایی این رو داره که چیزهای سریع رو نابود کنه
.ولی اگه به چیزهای ساکن بخوره، آسیب میبینه
تو... منی؟
الان این کار من بود؟
اون قضیهی پوتین. اونم
تریش، الان مهم اینه که
.تو سنجاق سینه رو برداشتی
.ارادهی قوی تو بر هر تردیدی غلبه میکنه
.هم از لحاظ ذهنی هم به عنوان یه شخص داری قویتر میشی
.و میتونی هر چیزی رو نرمتر و لاستیکی بکنی
...نرمتر کردن اشیاء
!یعنی شکستنشون حتی از الماسم سختتره
!د-داره بازم میاد
.این بار تکون نخور
!میدونم تو منی، ولی باید قایم بشم
!در کمد رو نرم کن
!لطفا به موقع برس
!لعنتی! همون دور بمون تا این در کوفتی رو ببندم
!ب-با وجود این که قایم شدم تونست من رو این طرف در پیدا کنه
!ک-کارم تمومه
کم کم دارم با این کنار میام که یه کاربر ...استندم و تواناییهای استند دارم
...و-ولی
!اون شکست ناپذیره
.کاربرشم مرده !کسی نمیتونه شکستش بده
.تریش، ازت خواستم تکون نخوری
باد بریم به کابین، جایی که بوچارتی هست
.ولی اومدیم به جهت مخالفش
چی میگی؟
.سنجاق سینهی جورنو داره به دست چپش تبدیل میشه و تکون میخوره
!باید فرار میکردم
...ولی تواناییت
!تنها کاری که می کنه نرمتر کردن اجسامه
!باید با تمام وجود تلاش کنم تا از حملات اون جاخالی بدم
!ا-الان میگیرتم
ب-بازم به ساعت حمله کرد؟
چی؟
.ساعت رو لاستیکی کردم
تا وقتی از عقربهی ثانیه شمارش سریعتر نباشی
همینطور به عقربهی ثانیه شمار واکنش نشون میده
.و حمله به ساعت براش در اولویته
.وقتی گفتم تکون نخور، منظورم این بود که آروم حرکت کن
.آروم آروم
.آرومتر از عقربه شمار
...با سرعت خیلی کم
.اما با قدرت زیاد
...اون رو جرواجر میکنیم
.و میکشیمش
!عوضی! برو به جهنم دیگه
!آشغال! از این دنیا دل بکن دیگه لعنتی
!داره ریز ریز و محو میشه
این استند که مثل یه روح انتقامجو مدام هدفش رو تعقیب میکنه
...داره خیلی کوچیک و محو میشه
...ا-اسمت
اسمی داری؟
باید چی صدات کنم؟
.دختر تند
...که اینطور
.اسم مناسبیه
تریش اونا
دختر تند
.حالا میشه زخمهای میستا و نارانچا رو درمان کرد
...ولی جورنو جووانا .اون آدم عجیبیه
نه تنها میتونه به اشیاء زندگی بده
.ولی کارهاش به بلوغ تو هم کمک کردن
.میرم ببینم وضعیت موتورها چطوره
...بوچارتی، برات یه سری خبر دارم
No comments yet. Be the first to leave one.