Prvních 200 řádků.
چرا مردم یه سری کارها رو انجام میدن؟
هیچوقت فکر نمیکردم اینقدر پیچیده باشه
توی لحظه کاری که
فکر میکنی درسته رو انجام میدی
،وقتی برای اولین بار تاپر رو دیدم
فکر کردم بهترین فرد ممکنه
باادب
،مهربون
از یه خانوادۀ خوب
اون تمام چیزی بود که جان بی نبود
ولی خب نمیشه به خواستۀ دل گفت نه
،و حالا، بعد از تمام این اتفاقات
دیگه اونقدر هم ساده به نظر نمیرسه
دیجیموویز در شبکههای اجتماعی: @DigiMoviez
«اوتر بنکس» «فصل سوم: قسمت هفتم»
خیلیخب، دارم از گرسنگی میمیرم - آره، منم همینطور -
وقتشه به گرسنگیت رسیدگی کنی
کی اینجوری حرف میزنه؟ - دیگه هیچوقت همچین چیزی نمیگم -
متأسفم
دیروز خیلی بهم خوشگذشت
،خیلی خوب بود که یه روز، فقط یه روز
...رو بگذرونم، بدون اینکه بخوام
...از دست پلیسها فرار کنی و - آره -
ماشین بابات رو کِش بریم
.آره. دستت درد نکنه. خیلی ممنون از اون بابت خیلی خوشحال شده بود. عالی بود
میدونی چیه؟ ممنونم
واقعاً شرایط سختی بود
واقعاً خیلی باهات بهم خوش گذشت
،و آره، سارا خیلی در موردت فکر میکردم
مطمئنم خودت اینو میدونی
نمیتونم تمام این قضایا
،با پدرت
،خانوادهت و این همه آدم توی زندگیت رو تصور کنم
سلام، سالی
متوجهم اگه یه لحظه بخوای
که نفس بگیری
لعنتی
حالت خوبه؟
چیه؟ - کیاراست -
کیا... اوه
مشکلسازه؟
و ما رو دید - آره -
بفرمایین. روز خوبی داشته باشین
!کی
...کی، صبر کن، میشه که
من و تاپر میخواستیم صبحونه بخوریم - به من ربطی نداره -
فقط همین. اگه میخوای میتونی باهامون بیای
میخواستین صبحونه بخورین؟
آره، صبحونه
!سلام، کی
!سلام، تاپ
دیشب جایی نداشتم که برم
.کلیو خونۀ پوپه. نتونستم جیجی رو پیدا کنم من و جان بی هم درگیر یه چیزی شدیم
اون... منو پیدا کرد و با یه گروه از مردم منو برد میس
خیلیخب، پس آوردیش به رستوران وسط جزیره اونم شنبه؟
کی! چه خبر؟ عجب تصادفی، نه؟
ببین، من فقط میرم
نمیخوام چیزی رو تحمیل کنم - عالیه -
باید به پدر و مادرم کمک کنم برای مهمونی آماده شن
میدونی چیه؟ منم بهتره که برم
وایستا ببینم. صبر کن، چی؟ غذامون تازه رسیده
میدونم - چطور میخوای به گرسنگیت رسیدگی کنی؟ -
...تاپر. آم - خب، من که رفتم -
من با کی میرم
ولی ممنون
بهت زنگ میزنم
خیلیخب
بعداً میبینمت سارا
سارا، داری چیکار میکنی؟
نمیدونم
یک بار دیگه جاش رو نشونم بده - خیلیخب، درست اونجا -
.دارن میبرنش اونجا اونجا محل مجسمه هست
،الآن داری به آمریکای جنوبی اشاره میکنی متوجهی که، درسته؟
آره
تمام چیزی که میدونی همینه؟ یه جایی توی آمریکای جنوبیـه؟
واسه همین داریم میریم خونۀ پروفسور دیگه
ببین، اون اونجا بوده - خیلیخب -
پس، خیلی خوشحالم که نقشه داریم
وایستا ببینم. هی، هی! الآن دیگه داریم میریم توی یه خونه که جنازه توشـه؟
واقعاً میخوایم بریم همچین جایی؟ - آره -
،و اگه پلیسها برسن میدونی چطور جلوه میکنیم؟
آره
خیلیخب، فقط میخواستم مطمئن شم
فقط میشه سریع باشیم؟ زود بریم داخل بیایم بیرون
جسدش نیست
سوول درست همینجا بود
...و سوول - همون پروفسوره -
.صحیح. من میدونم چی شده اونا قبل ما رسیدن اینجا، جان بی
تمیزکنندهها رو فرستادن و تا الآن احتمالاً این اتاق رو کاملاً تمیز کردن
چیزی نمونده. باید بریم بیرون - شاید یه چیزی باشه -
خیلیخب، حالا دنبال چی هستیم؟
هرچیزی که به یه حفاریِ باستانشناسانه ربط داره
ممنونم. خیلی دامنۀ جستوجو رو کوچیک کردی - دارم تلاش میکنم -
هرچیزی. خیلیخب. هــرچیزی
خدایی، پسر؟
!وایستا! هی، هی، هی اثرانگشتت رو به جا نذار، داداش
اینجا صحنۀ جرمـه، داداش
ببین، من میرم آشپزخونه رو بگردم
هیچکس هیچوقت داخل یخچال رو نمیگرده - آره، برو اونجا رو بگرد پسر -
درست همینجا بودیم
بابا، سوول، مجسمه
تامی. هی
،سکویسنگی یه سؤال میپرسه
مجسمه
...عقربه
عقربه چی، تامی؟ عقربه چی؟
به زبان «کالیناگویی»ـیه
سکویسنگی
جِیجِی
!جِیجِی - ها؟ -
چیکار میکنی؟ وقت خوراکی خوردنه الآن؟ داریم چیکار میکنیم اینجا؟
میدونی چیه؟ خیلی داری قضاوتم میکنی
البته - خیلیخب؟ -
یه پرندۀ کامل اینجاست که اگه نخورمش حروم میشه، خب؟
.نمیذارم همچین اتفاقی بیفته دزدی هم که نیست
.کس دیگهای قرار نیست بخورتش منم گفتم: «مواد مغذیای که
این پرندۀ خوشگل بهم میده میخورم و شکمم رو پر میکنم»، باشه؟
...خیلی وقته نتونستم چیزی بخورم - آهای. جِیجِی -
چیزی پیدا کردی؟ - آره -
«گروه اعزامیِ محلی به آمریکای جنوبی میرود»
یکی از اینا سوولـه؟
ایناهاشش
خیلیخب
خدای من - چیه؟ -
نویل
چی؟ - نویل -
آخرین چیزی که سوول قبل از مرگش گفت «نویل» بود
...نویل، یعنی - اونجا -
،نویل پرسو
راهنمای اعزامیها
خب، سوول گفت: «پنج نفر توی گروه اعزامی»، درسته؟
درسته - سه تاشون مُردهن -
که یعنی دو تا میمونه
سوول - اوهوم -
نویل
آره - اون آخرین فردِ زندهشونـه -
آره، فکر کنم سوول داشت بهم میگفت که بهش هشدار بدم
باید نویل رو پیدا کنیم
سلام، رفیق
بابا
اوهوم
اینجا چه غلطی میکنی؟
،دیدم مثل خر تو گل گیر کردی پس اومدم کمکت کنم
میخوای کمک کنی؟ - آره -
برو
تو نباید اینجا باشی - میدونم تو صلیب رو دزدیدی، رِیف -
حالا دیگه بیخیال. ریف
از زندگی زیر سایۀ من خسته شدی
و فکر کردی پامو از گیلمم درازتر کردم
.با دادن یه چیزی که مال منـه چرا باید همچین فکری بکنم؟
حق با تو بود. باید قبل از اهدا کردنش با تو صحبت میکردم. حقت بود بدونی
آره. باید این کار رو میکردی
درست میگی
،اون اشتباه من بود، ولی حالا که اینجاییم ،و اونم دست خودتـه
و این بار قراره هوشمندانه عمل کنیم، خب؟
آره - این صلیب خاصـه -
خب؟ - گوش کن، معامله جوش خورده -
چه معاملهای؟
تموم شده - تو وقتی نداشتی بخوای معاملهای جوش بدی -
خب، جوش خورده، چون امروز بخشیش رو میفروشم
منظورت چیه بخشیش رو؟ - ذوبش کردم -
شوخی میکنی. ذوبش نکردی - نه، نه، شوخی نمیکنم -
لعنتی. اصلاً بخوای بهت نشون میدم - ریف، نه -
...آخه، گوش کن، این فقط یه - نه، نه -
...این فقط یه بخش کوچیکی ازشـه، پس
ذوبش کردی؟
.آره، صلیب سانتو دومینگو رو ذوب کردم آره، آبش کردم
چطور تونستی همچین کاری بکنی؟ - چون میخوام ازش پول در بیارم -
چی؟ چرا؟
.چون تیکه تیکه بشه قابل ردیابی نیست، بابا چی داری میگی؟
...تیکه تیکه؟ این !خیلی باارزشـه! مثلش تو دنیا نیست
مشکل چیه؟ - خدای من -
نمیفهمم. بهم بگو. میتونم روشنم کنی؟
ببین، حتی اگه به پشمت هم باشه، تمام ارزشش رو از دست داده
یه عتیقهست - حالا هرچی -
!نمیتونی صلیب رو آب کنی - !چرا، میتونم. بس کن، فقط بس کن -
!منم که دارم حرف میزنم
!خب؟ این چیزها به تو مربوط نیست
ببین... من رو توی سینگ گروگان گرفته بودن
زندانی کرده بودن، نمیدونستم زنده میمونم یا میمیرم
،و با خودم گفتم: «اگه زنده بمونم قرار نیست دست رو دست بذارم
«و منتظر صدقه از طرف تو بمونم
میخواستم چیزی که مال خودمه رو بگیرم، خب؟
چیزی که حق خودمـه
متوجهی؟
آره - میفهمی؟ -
آره - خوبه -
خیلیخب. باشه، ریف
کاریـه که شده - آره، شده -
حالا باید رو به جلو حرکت کنیم، باشه؟
قراره کارایی که فرستادمت اینجا تا انجام بدی رو انجام بدی، باشه؟
،تا بتونیم برگردیم به گوادلوپ و از اول شروع کنیم
گوش کن - یه زندگی تازه شروع میکنیم -
منم میخوام از اول شروع کنم - خیلیخب، خوبه -
آره، ولی توی گوادلوپ نه - چی؟ -
چرا باید بخوام اونجا از اول شروع کنم؟
چون نمیتونیم اینجا بمونیم، پسرم
نه
نه، تو نمیتونی اینجا بمونی. من میتونم
.ببین، من اینجا دار و دستۀ خودمو دارم خونه دارم
No comments yet. Be the first to leave one.