Prvních 126 řádků.
.خانم ها و آقايون,عصر بخير
,بعد از تحقيق مختصر آلبرت درباره گذشته ي مادرش
.اون ردپاي يک مرد رو در زندگي مادرش ديد
.با اين حال,اون هنوز چيزي از گذشته نمي دونه
اون نمي دونه که چه کسي مادرش رو .به اين حال و احوال در آورده
:قسمت 5 آيا تو نامزدت رو دوست داري؟
من حتي تصورش رو نمي کردم که .همچين چيزي رو در زير کمپ-اليس ببينم
.مثل يه رؤيا مي مونه
.شايد هم واقعا داري خواب مي بيني
بعضي وقتها,من هم هيچ راهي بجز ناديده .گرفتن حقايق ندارم
خب,من از شما يه سوال ميپرسم که .فکر کنم بتونه شما رو بيدار کنه
شما دقيقا چقدر براي ساخت اين مکان رؤيايي هزينه کرديد؟
ما همون نيمه هاي کار از اذيت کردن خودمون
با کارهاي حسابداري کاملا دست کشيديم
.معذرت ميخوام,ولي جوابتون ارزش خبري نداره
صداي اين ملودي از کجا مياد؟
.از اونجاست
.اين همون دختريه که دفعه ي قبل ديدم
.او خوشگله
شما که نمي خوايد بگيد اون هم مصنوعيه
!بي ادبي نکن ...اون
.اون يه عروسک به اسم اِدووا است
اون يه عروسک ترحم برانگيزه,که با اينکه .روحش رو ازش گرفتن باز هم به زندگي ادامه ميده
,اِدووا از دستورات من اطلاعت ميکنه
و اگر من ازش درخواستي بکنم,اون حاضر حتي .جونش رو به من بده
...اين غير ممکنه
.خب,نيازي به شگفت زده شدن نيست .هر چي باشه طرف مقابل ما کنت مونتو کريستو ست
.ايشون خيلي وقته که روحِ خودشون رو از دست دادن
اشتباه ميکنم,قربان؟
!داري زياده روي ميکني,بوچامپ
ولي چطور ممکنه يه انسان بتونه در طول زندگيه کوتاه انساني اين همه ثروت بدست بياره؟
من هم...موافقم
شما چتون شده؟
گوش کنيد,جناب کنت اون قدرها هم که شما .فکر مي کنيد بي عاطفه نيست
درسته,جناب کنت؟
.من نميتونم درباره ي خودم نظر بدم
.ممنون بابت تشريف فرماييتون .من اِدووا هستم
.خوشبختم
اون کيه؟
.اسمش آري است مثل اِدووا,اون يه عروسک ترحم انگيز,ولي .نجيب زادست که من بدستش آوردم
...اِدووا,جناب وايکانت دي مورسرف در تعجب هستن که
.تو براي من چي هستي
من چيزي جز يه شاخه ي کوچيک نيستم که به کنت .کمک ميکنه تا شکوفا بشه
فکر اينکه همچين شخص زيبا و ظريفي شاخه باشه ....و جناب کنت گُل
آيا شما از اين موضوع احساس رضايت ميکنيد؟
من...لذت اينکه باعث بشي تا يه گل شکوفا بشه .رو درک کردم
...اما
آيا صداي سازِ من(چنگ)غم انگيزه؟
.نه
.آهنگ اين چنگ,آهنگِ قلبِ منه
,رشته هاي چنگ به قلب مردد جواب نميدن
و اگر شخصي قلب هيجان زده وعصباني داشته باشه .رشته هاي چنگ از هم گسيخته ميشن
.من خوشحالم که ميتونم به جناب کنت خدمت کنم
ولي من همش اين فکر تو سرم بود که ....شما و جناب کنت عاشق همديگه هستيد
عاشق همديگه,ها؟ اين قدر ساده لوح نباش
منظورت چيه؟
.يکم دربارش فکر کن
ازدواج بين اشراف زاده ها چيزي به جز يه .ارتباط سياسي براي کسب قدرت بيشتر نيست
در حقيقت,دليل اصليه اينکه فرنز و والنتين .با هم نامزد شدن همينه
!اين حرف حقيقت داره؟
.خب...من اين رو انکار نمي کنم
درسته,آلبرت؟ ....تو هم به همين دليل با ايوجني نامزد شدي
...خب,بله
به عبارت ديگه,در طبقه ي اشراف .چيزي به اسم عشق وجود نداره
...چطور همچين چيزي ممکنه
چي شده,ماکسيميلين؟
نکنه از حرفهايي که زدم ناراحت شدي؟
...نه
با اين حال,تمام حرفهايي که زدم همش حقيقت بود
تنها چيزي که اونا براش تلاش ميکنن اينه که .از موقعيت اجتماعيشون چيزي کم نشه
به عبارت ديگه,پايه ي ارتباط شما با نامزدهاتون عشق نيست,بلکه روابط اقتصاديه
.مطمئن نيستم
ولي تا جايي که ميدونم,پدر و مادرم .با هم ازدواج کردن چون عاشق همديگه بودن
,خيلي سخته که باور کنم يه شخصيت بدنام مثل ژنرال مورسرف هم عاشق ميشه؟
!تو مي خواي به پدر من توهين کني؟
اينکه ميبينم اين حرفها اينقدر تو رو .عصباني ميکنه,موضوع رو مشکوک تر ميکنه
آيا تو داري چيزي رو درباره ي خانوادت پنهان ميکني؟
!غير ممکنه
...مطمئنا هيچ چيز خاصي وجود نداره
.هي,بوچامپ
.اين خوبه که تو اينقدر به روزنامه نگاري اهميت ميدي .ولي بهتر اين موضوع رو تمومش کني
.هي,هي نکنه قانون آزاديه سخن لغو شده؟
"....چقدر غم انگيز" ,شما واقعا اينطوري فکر مي کنيد
کاپيتان مورل؟
فکر اينکه ازدواج هاي بدون عشق,خيلي !راحت ايجاد بشن
مشکلي پيش اومده,ماکسيميلين؟
!مردم پاريس آدم هاي فاسدي هستن
!ماکسيميلين,حرفت خيلي گستاخانه بود !!حرفت رو پس بگير
.نمي تونم
!تو پاريس انسان هاي خوب هم وجود داره !زودباش حرفت رو پس بگير
.نمي تونم
!!حرفت رو پس بگير
.نمي تونم
!اينکار رو نکن,آلبرت
.هي,هي
!اينکار رو نکن
.....جناب دي مورسرف
شما اصلا ميدونيد چي رو سمت من گرفتيد؟
.بايد به شما هشدار بدم,که من يه سربازم
...خواهش ميکنم
.شما نبايد ناعادلانه شمشيرتون رو طرف کسي بگيريد
...جناب کنت
;به نظر ميرسه که هر دو طرف عقايد خاص خودشون رو دارن
.همونطور که ميبينيد,ما تو دريا هستيم
چرا مثل دزداي دريايي رفتار نکنيم,و يه دوئل راه بندازيم؟
!دوئل؟
.توي دريا,قدرت همه چيزه
اوني که با شمشيرش پيروزي رو بدست آورده,قوانين .رو وضع ميکنه
آيا شما ديوونه ايد؟
!داري درباره چي صحبت ميکني,جناب کنت؟
,حالا ...به اونا نشون بده
به اونا ثابت کن که عشق بين پدر و مادرت .پاک و مقدسه
.اين شمشير شکست ناپذيره
خب,شما چيکار مي کنيد؟
.هرکسي درون قلبش شمشيري براي خودش داره
.هر کس که قلبش پاک تر باشه,شمشير برنده ترِ
;زمان,هنگام مَد دريا ;مکان,عرشه ي کشتي .اسلحه,شمشير واقعي
!خانم ها و آقايون,بشتابيد
!بياين مبارزه ي بين دزدان دريايي رو شروع کنيم
خيلي سخته که باور کنم,تو اين دوره و زمونه .هنوز کساني هستن که بخاطرِ عشق دوئل مي کنن
!الان وقت شوخي کردن نيست؟ !اون شمشيرها واقعي هستن
!بعلاوه,دريا پر از کوسه هاي بيرحمه
!جناب کنت,هدفتون از اين کار چيه؟
.سفرهاي دريايي تفريح هاي خاص خودشون رو دارن
من فکر ميکنم جناب آلبرت تشنه ي همچين .موقعيت هايي هستن
آماده اي؟
No comments yet. Be the first to leave one.