Informace o verzi

The Man Who Solds Skin 2020 1080p HC WEB-DL AAC2 0 x264
The Man Who Solds Skin 2020 HDRip XviD AC3-EVO
The Man Who Solds Skin 2020 1080p WEBRip x264 AAC-[YTS MX]
The Man Who Solds Skin 2020 720p WEB-DL XviD AC3-FGT
The Man Who Solds Skin 2020 720p WEBRip 800MB x264-GalaxyRG
Komentář od thetrueali
🌕 Sub by: thetrueali 🌕 Telegram: @thetrueali

Tagy

webrip
web
x264
720p
720
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
XviD
AC3
1080
TS
YTS
hdrip
HDRip
HD
Zveřejněno: 2021-04-21
Stažení: 34
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

‫درو باز کن

‫تکون بخور

‫ترجمه از: ‫thetrueali

‫بیا بشینیم

‫چیکار می‌کنی؟

‫اگه کسی اینجا از آشناهای ‫خانواده‌ام باشه چی؟

‫چیه؟

‫عصبانی‌ای؟

‫نه

‫حق با توئه

‫یارو که فردا میاد دیدنت، کارش چیه؟

‫توی سفارت سوریه تو بلژیک کار می‌کنه

‫تو اروپا؟

‫آره

‫فقط واسه اینکه دل مادرم شاد شده باشه ‫می‌خوام ببینمش

‫من چی؟

‫راجع به من به مادرت چیزی نگفتی؟

‫خب؟

‫- من در حدت نیستم؟ ‫- این حرفو نزن، سم

‫من...

‫دوستت دارم

‫یه بار دیگه بگو

‫دوستت دارم

‫- پس بیا ازدواج کنیم ‫- الان؟

‫چرا که نه؟

‫خانما و آقایون

‫سم، بس کن

‫دوستان من، این یه حرکت انقلابیه

‫ما دنبال آزادی هستیم

‫پس بیایید آزاد باشیم

‫من این زن رو دوست دارم

‫دوستت دارم

‫می‌خوام باهاش ازدواج کنم

‫اینجا یه شیخ نیست که بتونه ما رو عقد کنه؟

‫من می‌تونم. ولی شیخ نیستم

‫- خواننده‌ام ‫- مهم نیست

‫مهمونی‌تونو خاطره‌انگیز می‌کنم

‫اهل رقه‌ای؟

‫میشه لطفاً بهم بگید...

‫من چیکار کردم؟

‫البته که نمی‌دونی

‫هیچی به ذهنت نمی‌رسه؟

‫کی بود توی قطار داد زد: "این ‫یه حرکت انقلابیه. ما دنبال آزادی هستیم"

‫خب حالا می‌دونی چیکار کردی یا نه؟

‫می‌دونی، سم؟

‫سم، پسرِ...

‫عموی من، جمال علی

‫برو بیرون

‫ممنون

‫دیگه نمی‌تونم تو سوریه بمونم

‫باید یه راهی باشه که...

‫- یه راهی پیدا می‌کنیم ‫- چاره‌ای ندارم، عبیر

‫امروز خواهرم منو می‌بره لبنان

‫یعنی همه‌چی تموم شد؟

‫خودشه؟

‫- همه‌چی مرتبه؟ ‫- لطفاً چند لحظه تنهام بذار

‫- چی شده؟ ‫- گفتم چند لحظه

‫خیلی‌خب

‫زیاد

‫گفتی که...

‫کله‌گنده‌ها رو می‌شناسی

‫سم همکلاسیمه

‫ناعادلانه دستگیر شده

‫می‌تونی کمکش کنی؟

‫سلام

‫اشتباهی دستگیرت کردن؟ واسه چی؟

‫چه اتفاقی افتاد؟

‫هیچی

‫کاری از دست من برنمیاد...

‫عبیر؟

‫من توی امور خارجه کار می‌کنم

‫عبیر، بیا بریم

‫تو خونه منتظرمونن

‫خیلی متأسفم

‫چه خبر شده؟

‫هیچی، خانم

‫مراقب خودت باش

‫باشه، مامان

‫همین الان از مرز لبنان رد شدیم

‫آره، همه‌چی مرتبه

‫دنبالت می‌گردن

‫گور باباشون

‫چندین نفر کشته شدند

‫زنان و بچه‌ها...

‫سم

‫چیه؟

‫بس کن. دنیا که به آخر نرسیده

‫چیزی که قبلاً در اینجا بود، ‫دیگر اثری از آن نمانده

‫ویرانه‌هاش همه‌جا پرت شدن. ‫دود و گرد و خاک فضا رو پر کرده

‫و به گوشه که میریم، تلفات بیشتری...

‫صبر کن، صبر کن

‫این اثر هنری...

‫خارق‌العاده‌ست

‫این دوتا عالی‌ان

‫جناب؟

‫میشه اسمتونو بگید؟

‫- عصر بخیر ‫- عصر بخیر، خانم

‫آقا و خانم شوکیر

‫- خوش اومدید ‫- ممنون

‫جفری خیلی خوشحال میشه بدونه اینجایید

‫خیلی ممنون

‫حالت چطوره؟

‫اون یه مهاجر فراری اهل سوریه‌ست

‫ببخشید

‫این بخشی از نمایشگاهه. غذای اصلی داخله

‫و من خاویار رو پیشنهاد می‌کنم

‫بد چیزیه

‫خب...

‫خیلی بد شد که

‫من شاممو خوردم

‫شما آقای؟

‫سم علی

‫شما چی؟

‫توی فهرست مهمونا نیستید، آقای علی

‫ببخشید، شرمنده

‫شاید

‫شاید، ولی...

‫من عاشق هنرم

‫میشه ته مراسم یه سر بزنید؟

‫میگم هرچی که توی غذاخوری موند رو...

‫براتون بسته‌بندی کنن ببرید

‫می‌دونی چیه؟

‫برداشت بدی نکنی‌ها، باشه؟

‫گور بابات

‫خیلی‌خب

‫- ثریا؟ ‫- بله؟

‫جریان چیه؟ اون یارو کیه؟

‫یه مهاجر فراری سوری. یه مفت‌خور

‫آهای

‫صبر کن رفیق

‫بذار یه نوشیدنی مهمونت کنم

‫لازم نیست چیزی مهمونم کنی، باشه؟

‫تو یه فراری هستی؟

‫تو چی؟

‫تو چی هستی؟

‫من چی‌ام؟ منظورت اینه که ما چی هستیم؟

‫از نظر فلسفی میگی؟

‫نه، منظورم اینه که...

‫خب معلومه که تو فراری نیستی

‫- نه ‫- اهل کجایی؟

‫خیلی‌خب. من اهل بلژیکم

‫یه‌جورایی آمریکایی هم هستم

‫پس سمت درست جهان به دنیا اومدی، درسته؟

‫خب، اعتراضی که ندارم

‫دوست‌دختر منم تو بلژیکه

‫جدی؟

‫پس چرا پیشش نیستی؟

‫چون نمی‌تونم

‫- چرا نمی‌تونی؟ ‫- چون نمی‌تونم دیگه

‫نمی‌تونم، همین

‫تو می‌تونی، فرق داری. من نمی‌تونم. باشه؟

‫تو می‌تونی بری فرودگاه...

‫هرجا بخوای سفر کنی رو ‫انتخاب کنی. خلاص

‫انرژی جالبی داری

‫بهت میاد

‫خیلی عصبانی به نظر میای، آره؟

‫- البته که عصبانی‌ام ‫- تو یه مرد جوون عصبانی هستی

‫آره، یه مرد جوون عصبانی‌ام

‫البته که یه مرد جوون عصبانی‌ام

‫تو بودی عصبانی نمی‌شدی؟

‫اینجا گیر کردم و نمی‌تونم ‫به دیدن دوست‌دخترم برم

‫و اونم نمی‌تونه بیاد اینجا بهت سر بزنه؟

‫نه

‫نه، نمی‌تونه

‫باید برم از دست یه هیولا نجاتش بدم

‫ولی اسبی ندارم که سوارش بشم

‫خب، به اسب احتیاجی نداری. ‫بیشتر قالیچه‌ی پرنده لازم داری

‫می‌تونم یکی بهت پیشنهاد بدم

‫چی بهم پیشنهاد بدی؟

‫یه قالیچه‌ی پرنده که بتونی باهاش ‫آزادانه پرواز کنی

‫چه فکری کردی، نکنه...

‫نکنه جنی چیزی هستی؟

‫خب، گاهی فکر می‌کنم که ابلیسم

‫روحم رو می‌خوای؟

‫کمرت رو می‌خوام

‫کونتم نشونش دادی؟

‫اشتباه متوجه شدی

‫چرا باید یه سقف بالا سر ‫این همه مرغ بذاریم؟

‫چون پرحاصل هستن

‫اونا به سیستمی وابسته‌ان که ‫بهشون غذا بده و تخمشونو برداره

‫دلم می‌خواد مثل اونا باشم. ‫از خروس بودن خسته شدم

‫می‌خوای مرغ آمریکایی‌ها باشی؟

‫بس کن. اون که نمی‌خواد منو بُکنه

‫دارم بهت میگم، اون یه هنرمند معروفه

‫از کجا می‌دونی؟ تو گوگل راجع بهش ‫جست‌وجو کردی؟

‫جفری، طوریه که یا عاشقش میشید ‫یا ازش متنفر میشید

‫اون یه نابغه‌ست

‫اون دوزخی‌ترین، محرک‌ترین...

‫و پرخرج‌ترین هنرمند زنده‌ی مزایده‌ی امروزه

‫زندگی بی‌معنیه

‫ما هیچی نیستیم. از هیچم کمتریم

‫ولی مردم نمی‌خوان این حقیقت رو ‫بشنون، می‌دونید چی میگم؟

‫اونا دنبال معنا هستن

‫من معنا رو می‌فروشم

‫مسیح با لمس کردن آب، اونو تبدیل به شراب کرد

‫جفری گودفروی اشیاء بی‌ارزش رو...

‫به آثاری تبدیل می‌کنه که ‫میلیون‌ها دلار ارزش دارن

‫فقط با امضا ‌کردنشون

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left