Informace o verzi

Someone You May Know E02
Komentář od Mehdi_Rain
➤➤➤Translator : Mehdi_Rain ➨ ➨ ➨ Telegram : @Mehdi_Rain

Tagy

other
Zveřejněno: 2018-02-17
Stažení: 15
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

‫ کسی که ممکنه بشناسیش

‫اما رمزِ درست همینه

‫ایشش! ‫چرا باز نمیشه؟

‫واقعا که، اییششش!

‫اوه!

‫آیگو، خیلی مست کردی خانم

‫خانم! ‫خانم؟

‫بلند شو، بلند شو

‫هووم؟ ‫خانم

‫اوه، سلام آجوشی

‫چرا انقدر مست کردی؟ ‫خانم!

‫آجوشی ‫بلند شو

‫ممنون

‫ای خدا

‫بذار ببینم

‫ کیم جین یونگ

‫ای خدا، عجبا!

‫الو؟

‫بله، صاحب این گوشی ‫خیلی مست کرده

‫حتی رمز خونه خودشُ نمیدونه ‫بله

‫آجوشی، آجوشی، به دوست پسرم زنگ زدی؟ ‫آه!

‫تو دوست پسرشی؟ ‫گوشی رو بده بهم، آجوشی!

‫باید یه چیزی بگم ‫باشه

‫اووم، خانم ‫جین یونگ

‫زود باش بیا اینجا، و... ‫جین یونگ!

‫در رو بشکن... ‫حرومزاده!

‫یا همچین کاری کن ‫اییششش

‫ قسمت ششم ‫گل، ستاره، بهشت، جهنم

‫هی، واقعا که ‫چرا به کارکُنا زنگ نمیزنی بیان؟

‫چند دِیقه دیگه بهشون زنگ میزنم

‫اوه، باید میکروفن رو چک کنیم ‫میکروفن رو چک کنیم!

‫آب

‫آب؟ ‫آب

‫آب

‫حتی تو خونه غذا نمیخوره؟

‫بیا یه کم آب بخور

‫نرو

‫معذرت میخوام، جین یونگ ‫همش تقصیرِ من بود

‫نرو

‫معده ـت خوبه؟

‫آره

‫اوه

‫آقای کیم جین یونگ؟ ‫نوشیدنی ـتون آماده ـس

‫من که سفارش ندادم

‫اوه، درسته

‫خانم ایی آن؟ ‫نوشیدنی ـتون آماده ـس

‫بیا

‫سونبه

‫نظرت چیه یه گزارش راجب آدمایی که ‫اسمشون مثل همدیگه ـس تهیه کنیم؟

‫بخاطرِ اولین طرحمون میگم

‫میتونیم از یه دسته از آدما که اسمشون ‫مثل همدیگه ـس و زندگی متفاوتی دارن گزارش تهیه کنیم

‫اوووم... این ایده یه کم کلیشه ای نیس؟

‫تازگیا یه پیام گروهی خیلی جالب برام اومد

‫اسمش "اتحادِ کیم جین یونگ ها" بود

‫اونا از طریق شبکه های اجتماعی، آدمایی که ‫اسمشون مثل همدیگه ـس رو پیدا کردن

‫یه مهمونی بزرگ میخوان بگیرن ‫و منم برای اون مهمونی دعوتنامه گرفتم

‫فکر کنم برام خوب باشه که از همچین چیزی ‫به عنوان مرجع استفاده کنم

‫پس بذار یه کم دیگه راجبش فکر کنیم

‫باشه

‫راستی... اگه همونجا ولم میکردی ‫میتونستم برم تو خونه

‫آه.. خب...

‫رمزُ خیلی اشتباه وارد کردی

‫واسه همین تو دفتر امنیتی ‫زنگ خطر به صدا در اومده بود

‫رمزم؟

‫آره. دوباره تنظیمِش کردن

‫گفتن باید دوباره رمز جدید براش بذاری

‫اوه، کیم جین یونگ ‫اون گوشه رو ببین

‫باید یه کم دیگه بره سمت راست

‫باشه ‫تو خیلی قوی هستی

‫یک، دو، سه، چهار...

‫هوووم؟ ‫وای!

‫این هدیه یِ خونه جدیده؟

‫آره

‫قشنگه

‫وای، هر دومون خیلی جوون به نظر میایم

‫خوشم نمیاد اینکارو کنی

‫خب میخوای چیکارش کنی؟

‫ای خدا، خیلی خسته شدم ‫ای خدا

‫واسه همین گفتم باید یه کارگر بگیریم ‫که وسایلتو برات جابجا کنه

‫آخه من چیز زیادی ندارم، واسه همین فکر کردم ‫خودمون دوتا میتونیم از پَسِش بر بیایم

‫اما خیلی خوب انجامش دادیم

‫اوهووم

‫تو بهترینی، کیم جین یونگ

‫کارت عالی بود

‫کاری نکردم ‫تو همه کارا رو کردی

‫آره، درسته

‫حالا که اینطوریه...

‫هوووم؟

‫میشه آشغالا رو بذاری بیرون؟

‫هنوز برای در رمز نذاشتی؟

‫نه، بهم گفتی یه چیزایی رو فشار بدم ‫و رمز بذارم

‫اما نمیدونم چطوری اینکارو کنم ‫اینکارو برام میکنی؟

‫واقعا؟

‫رمز چی بذارم؟

‫خب... 0701

‫کی میاد برای رمز خونه ـش، ‫تاریخ تولدشو بذاره؟

‫نمیشه

‫همیشه تاریخ تولدمو گذاشتم، ‫و هیچوقتم از خونه ـم دزدی نشده

‫نمیشه، خطرناکه

‫0404 چطوره؟

‫معلومه که نباید از تاریخ تولد منم استفاده کنی

‫3276 چی؟

‫همیشه برای همه چی اینطوری رمز میذاری؟

‫هی، آخه دزد از کجا میتونه بفهمه ‫چهار رقم آخرِ شماره موبایل دوست پسرم چیه؟

‫این روزا اونا میتونن همه یِ این چیزا رو بفهمن!

‫نباید از چیزایی مثل شماره موبایل ‫یا تاریخ تولد برای رمزت استفاده کنی

‫آه، چه میدونم! چه میدونم! ‫خودت یه کاریش کن. به من ربطی نداره

‫رمزُ چی گذاشتی؟ ‫بهت نمیگم

‫دلت میخواد بمیری؟

‫2565

‫2565؟ ‫از روی چی این رمزُ گذاشتی؟

‫ببین

‫یک، دو

‫ایی

‫یک، دو، سه، چهار، پنج

‫آن

‫یک، دو، سه، چهار، پنج، شیش

‫جین

‫یک، دو، سه، چهار، پنج

‫یونگ!

‫تو یه نابغه ای!

‫خیلی جالبه، نه؟ ‫آره

‫بقیه کجا رفتن؟

‫همه ـشون برای امروز رفتن بیرون

‫از همه اینا گذشته، امروز جمعه ـس

‫دوباره داری مشروب میخوری؟

‫معده ـت مشکلی نداره؟

‫اوووم... اینو برای رفع خُماری میخورم

‫پس فکر کنم منم باید یه کم آبجو بخورم

‫نگفتم که تو هم میتونی بخوری!

‫ای بابا، بهتر از تنهایی خوردنه

‫چیزایی که تو یخچالمه

‫چی؟

‫چطوری باید همه ـشونُ بخورم؟

‫حالا که اینطوریه، ‫باید تو خونه ـت یه قسمت از

‫"*لطفا ترتیب یخچالمُ بده" رو فیلمبرداری کنم ‫ "jtbc برنامه تلویزیونی شبکه"

‫چی داری میگی؟

‫من آشپزیم خیلی خوبه ‫از پنج سال پیش تا الان تنها زندگی کردم

‫هی، من از هفت سال پیش ‫تا الان تنها زندگی کردم

‫بخاطر همین یخچالت خالیه؟

‫چه اهميتی داره؟

‫اهمیت داره

‫من همش راجبش فکر می کنم

@Mehdi_Rain : کانال تلگرام

‫میدونی "گُلای ستاره ای جهنمی" چیه؟

‫گل ستاره ای؟

‫مثل بازی طالع بینیه که بر اساس اسمِ آدمه

‫وقتی بچه بودم انجامش میدادم

‫بر اساس تعداد حرفِ اسمِ آدم ‫مشخص میشه که میره بهشت یا جهنم

‫و اسمِ من ای آنه ‫ هفت حرفی

‫گل، ستاره ‫بهشت، جهنم

‫گل، ستاره ‫بهشت

‫بهشت! ‫من میرم بهشت

‫ای بابا ‫این چیه دیگه؟

‫خیلی بچه ای

‫منظورت از بچه چیه؟

‫میدونی وقتی بچه بودم ‫چقدر جدی گرفته بودمش، ها؟

‫"وای، من میرم بهشت ‫واقعا خدارو شکر"

‫"وای، چه بد ‫اون بچه یِ بیچاره میره جهنم"

‫از این جور حرفا

‫منم باید امتحانش کنم

‫گل، ستاره ‫بهشت، جهنم

‫گل، ستاره ‫بهشت...

‫ستاره

‫ها؟ ‫از کجا فهمیدی؟

‫قبلا یه بار اسمَمو امتحان کرده بودی؟

‫خوشحالم که جهنم نیس

‫اما بازم، اگه با تو میرفتم بهشت ‫خیلی خوب میشد، سونبه

‫اوه، هی، نمیخوام

‫نمیخوام بعد از مرگ هم ‫با همکارم باشم

‫اوه، نمیخوام

‫فکر کنم محلِ کارمون رو خیلی دوست داری

‫اون چیزی که دوسش دارم، ‫محل کار نیس

‫اوه، انگشت کوچیکت ‫ بعضی ها وقتی میخوان موقع خوردنِ نوشیدنی کلاس بذارن ‫یا بگن خیلی مُهمن انگشت کوچیک رو میبرن بالا

‫این فقط یه عادته

‫خیلی بدم میاد وقتی مردم اینکارو میکنن

‫خوشم نمیاد اینکارو کنی

‫مگه این چه اشکالی داره؟

‫ایی آن، جین یونگ؟

‫یک، دو

‫2565

‫ !شیشمین بار

‫ کسی که ممکنه بشناسیش

‫ 49 روز از مرگش گذشته

‫ایی آن

‫امروز نرفتی دیدن جین یونگ؟

‫امروز 49 روز از مرگ جین یونگ گذشته

‫ مراسم به سبک بودایی ‫برای چهل و نهمین روزِ درگذشت متوفی

‫میتونستم خودم برم

‫چیزی شده؟

‫باید کجا بریم دنبال لوکیشن بگردیم؟

‫فکر کنم منطقه دریای غرب باشه

‫ قسمت هفتم ‫بزرگترین ستاره ای که دلم براش تنگ شده

‫وای! ‫سونبه

‫سونبه

‫بیدار شو، سونبه

‫سونبه؟

‫چیه؟ ‫چه خبره؟

‫خب... سونبه ‫تو دردسر بزرگی افتادیم

‫چی شده؟ ‫ما کجاییم؟

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left