Prvních 200 řádků.
کسی که ممکنه بشناسیش
اما رمزِ درست همینه
ایشش! چرا باز نمیشه؟
واقعا که، اییششش!
اوه!
آیگو، خیلی مست کردی خانم
خانم! خانم؟
بلند شو، بلند شو
هووم؟ خانم
اوه، سلام آجوشی
چرا انقدر مست کردی؟ خانم!
آجوشی بلند شو
ممنون
ای خدا
بذار ببینم
کیم جین یونگ
ای خدا، عجبا!
الو؟
بله، صاحب این گوشی خیلی مست کرده
حتی رمز خونه خودشُ نمیدونه بله
آجوشی، آجوشی، به دوست پسرم زنگ زدی؟ آه!
تو دوست پسرشی؟ گوشی رو بده بهم، آجوشی!
باید یه چیزی بگم باشه
اووم، خانم جین یونگ
زود باش بیا اینجا، و... جین یونگ!
در رو بشکن... حرومزاده!
یا همچین کاری کن اییششش
قسمت ششم گل، ستاره، بهشت، جهنم
هی، واقعا که چرا به کارکُنا زنگ نمیزنی بیان؟
چند دِیقه دیگه بهشون زنگ میزنم
اوه، باید میکروفن رو چک کنیم میکروفن رو چک کنیم!
آب
آب؟ آب
آب
حتی تو خونه غذا نمیخوره؟
بیا یه کم آب بخور
نرو
معذرت میخوام، جین یونگ همش تقصیرِ من بود
نرو
معده ـت خوبه؟
آره
اوه
آقای کیم جین یونگ؟ نوشیدنی ـتون آماده ـس
من که سفارش ندادم
اوه، درسته
خانم ایی آن؟ نوشیدنی ـتون آماده ـس
بیا
سونبه
نظرت چیه یه گزارش راجب آدمایی که اسمشون مثل همدیگه ـس تهیه کنیم؟
بخاطرِ اولین طرحمون میگم
میتونیم از یه دسته از آدما که اسمشون مثل همدیگه ـس و زندگی متفاوتی دارن گزارش تهیه کنیم
اوووم... این ایده یه کم کلیشه ای نیس؟
تازگیا یه پیام گروهی خیلی جالب برام اومد
اسمش "اتحادِ کیم جین یونگ ها" بود
اونا از طریق شبکه های اجتماعی، آدمایی که اسمشون مثل همدیگه ـس رو پیدا کردن
یه مهمونی بزرگ میخوان بگیرن و منم برای اون مهمونی دعوتنامه گرفتم
فکر کنم برام خوب باشه که از همچین چیزی به عنوان مرجع استفاده کنم
پس بذار یه کم دیگه راجبش فکر کنیم
باشه
راستی... اگه همونجا ولم میکردی میتونستم برم تو خونه
آه.. خب...
رمزُ خیلی اشتباه وارد کردی
واسه همین تو دفتر امنیتی زنگ خطر به صدا در اومده بود
رمزم؟
آره. دوباره تنظیمِش کردن
گفتن باید دوباره رمز جدید براش بذاری
اوه، کیم جین یونگ اون گوشه رو ببین
باید یه کم دیگه بره سمت راست
باشه تو خیلی قوی هستی
یک، دو، سه، چهار...
هوووم؟ وای!
این هدیه یِ خونه جدیده؟
آره
قشنگه
وای، هر دومون خیلی جوون به نظر میایم
خوشم نمیاد اینکارو کنی
خب میخوای چیکارش کنی؟
ای خدا، خیلی خسته شدم ای خدا
واسه همین گفتم باید یه کارگر بگیریم که وسایلتو برات جابجا کنه
آخه من چیز زیادی ندارم، واسه همین فکر کردم خودمون دوتا میتونیم از پَسِش بر بیایم
اما خیلی خوب انجامش دادیم
اوهووم
تو بهترینی، کیم جین یونگ
کارت عالی بود
کاری نکردم تو همه کارا رو کردی
آره، درسته
حالا که اینطوریه...
هوووم؟
میشه آشغالا رو بذاری بیرون؟
هنوز برای در رمز نذاشتی؟
نه، بهم گفتی یه چیزایی رو فشار بدم و رمز بذارم
اما نمیدونم چطوری اینکارو کنم اینکارو برام میکنی؟
واقعا؟
رمز چی بذارم؟
خب... 0701
کی میاد برای رمز خونه ـش، تاریخ تولدشو بذاره؟
نمیشه
همیشه تاریخ تولدمو گذاشتم، و هیچوقتم از خونه ـم دزدی نشده
نمیشه، خطرناکه
0404 چطوره؟
معلومه که نباید از تاریخ تولد منم استفاده کنی
3276 چی؟
همیشه برای همه چی اینطوری رمز میذاری؟
هی، آخه دزد از کجا میتونه بفهمه چهار رقم آخرِ شماره موبایل دوست پسرم چیه؟
این روزا اونا میتونن همه یِ این چیزا رو بفهمن!
نباید از چیزایی مثل شماره موبایل یا تاریخ تولد برای رمزت استفاده کنی
آه، چه میدونم! چه میدونم! خودت یه کاریش کن. به من ربطی نداره
رمزُ چی گذاشتی؟ بهت نمیگم
دلت میخواد بمیری؟
2565
2565؟ از روی چی این رمزُ گذاشتی؟
ببین
یک، دو
ایی
یک، دو، سه، چهار، پنج
آن
یک، دو، سه، چهار، پنج، شیش
جین
یک، دو، سه، چهار، پنج
یونگ!
تو یه نابغه ای!
خیلی جالبه، نه؟ آره
بقیه کجا رفتن؟
همه ـشون برای امروز رفتن بیرون
از همه اینا گذشته، امروز جمعه ـس
دوباره داری مشروب میخوری؟
معده ـت مشکلی نداره؟
اوووم... اینو برای رفع خُماری میخورم
پس فکر کنم منم باید یه کم آبجو بخورم
نگفتم که تو هم میتونی بخوری!
ای بابا، بهتر از تنهایی خوردنه
چیزایی که تو یخچالمه
چی؟
چطوری باید همه ـشونُ بخورم؟
حالا که اینطوریه، باید تو خونه ـت یه قسمت از
"*لطفا ترتیب یخچالمُ بده" رو فیلمبرداری کنم "jtbc برنامه تلویزیونی شبکه"
چی داری میگی؟
من آشپزیم خیلی خوبه از پنج سال پیش تا الان تنها زندگی کردم
هی، من از هفت سال پیش تا الان تنها زندگی کردم
بخاطر همین یخچالت خالیه؟
چه اهميتی داره؟
اهمیت داره
من همش راجبش فکر می کنم
@Mehdi_Rain : کانال تلگرام
میدونی "گُلای ستاره ای جهنمی" چیه؟
گل ستاره ای؟
مثل بازی طالع بینیه که بر اساس اسمِ آدمه
وقتی بچه بودم انجامش میدادم
بر اساس تعداد حرفِ اسمِ آدم مشخص میشه که میره بهشت یا جهنم
و اسمِ من ای آنه هفت حرفی
گل، ستاره بهشت، جهنم
گل، ستاره بهشت
بهشت! من میرم بهشت
ای بابا این چیه دیگه؟
خیلی بچه ای
منظورت از بچه چیه؟
میدونی وقتی بچه بودم چقدر جدی گرفته بودمش، ها؟
"وای، من میرم بهشت واقعا خدارو شکر"
"وای، چه بد اون بچه یِ بیچاره میره جهنم"
از این جور حرفا
منم باید امتحانش کنم
گل، ستاره بهشت، جهنم
گل، ستاره بهشت...
ستاره
ها؟ از کجا فهمیدی؟
قبلا یه بار اسمَمو امتحان کرده بودی؟
خوشحالم که جهنم نیس
اما بازم، اگه با تو میرفتم بهشت خیلی خوب میشد، سونبه
اوه، هی، نمیخوام
نمیخوام بعد از مرگ هم با همکارم باشم
اوه، نمیخوام
فکر کنم محلِ کارمون رو خیلی دوست داری
اون چیزی که دوسش دارم، محل کار نیس
اوه، انگشت کوچیکت بعضی ها وقتی میخوان موقع خوردنِ نوشیدنی کلاس بذارن یا بگن خیلی مُهمن انگشت کوچیک رو میبرن بالا
این فقط یه عادته
خیلی بدم میاد وقتی مردم اینکارو میکنن
خوشم نمیاد اینکارو کنی
مگه این چه اشکالی داره؟
ایی آن، جین یونگ؟
یک، دو
2565
!شیشمین بار
کسی که ممکنه بشناسیش
49 روز از مرگش گذشته
ایی آن
امروز نرفتی دیدن جین یونگ؟
امروز 49 روز از مرگ جین یونگ گذشته
مراسم به سبک بودایی برای چهل و نهمین روزِ درگذشت متوفی
میتونستم خودم برم
چیزی شده؟
باید کجا بریم دنبال لوکیشن بگردیم؟
فکر کنم منطقه دریای غرب باشه
قسمت هفتم بزرگترین ستاره ای که دلم براش تنگ شده
وای! سونبه
سونبه
بیدار شو، سونبه
سونبه؟
چیه؟ چه خبره؟
خب... سونبه تو دردسر بزرگی افتادیم
چی شده؟ ما کجاییم؟
No comments yet. Be the first to leave one.