Prvních 200 řádků.
باک سوخت پُر - باک سوخت پُر -
نگهدارندهها در محل مستقرن. کلیدها خاموشـند [گُوِهای محکم که جهت عدم لغزش چرخهای هواپیما جلوی آنها قرار میدهند]
مطمئنین، قربان؟
رو دادن Mraf وقتی ازدواج کردم، اقوام همسرم بهم درجه یا ارتشبد نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا Mraf] [بلدپایهترین درجه افسران نیروی هوایی بریتانیاست
در نتیجه، الان بلندپایهترین عضو نیروی هواییِ کشورم و هنوز نمیتونم یه هواپیمای کوفتی رو تر و تمیز از زمین بلند کنم
بله، مطمئنم - صحیح، قربان -
آمادهاین، قربان؟ - !آماده -
!برو که بریم. واییییی
بــاشــه
!وای
!خدای من
خوبین، قربان؟ - آره، آره، خوبم -
حالا نوبت شماست. کنترل دست شماـه - کنترل دست منه -
،یادتون نره چی بهتون گفتم نگاهتون به ارتفاع سنج
و جهت قطبنما باشه و دسته سکان هواپیما رو ثابت نگه دارید
خیلی خوبه الان در حالت تعادلـیم
دسته رو به چپ بچرخونین بعدم به سمت راست
حالا هم وسط. خوبه - شلوغـه، مگه نه؟ -
این چطوره، قربان؟
خدایا
شگفت آور نیست؟ - فوقالعادهـست -
تو در نبرد بریتانـیا جنگیدی، مگه نه؟ اولین نبرد نیروی هوایی در جنگ جهانی دوم] که با فداکاری عدهای از خلبانان زمینه ساز شکست ارتش نازی و پیروزی متقفین، آن [هم در شرایط وخیم پس تسلیم شدن فرانسه، شد
بله، قربان. عضو گردان 257 (نیروی هوایی) بودم
خلبان کدوم جنگنده بودی؟ اسپیتفایر؟ - اکثرا خلبان هاوکر هاریکن بودم،قربان -
چیزی رو هم سرنگون کردی؟ - یکی یا دو تا جنگده رو -
بهتر نیست دیگه روشنش کنیم؟ ارتفاعمون خیلی کم شده ها
نه، ارتفاعمون برای روشن کردن دوباره موتور خیلی کمه، قربان بدون روشن کردن موتور فرود میایم
کنترل با منه - کنترل با توـه -
شگفت آور بود
هفته آینده همین موقع باز پرواز میکنیم، خوبه قربان؟ - فردا چطوره؟ -
» تــرجــمــه از عــلــی و امـیـر « ✅ Ali99 & H1tman007 ✅
جدیدترین نمودارها - ممنون -
ممنون، قربان
جانسون، نظرت درباره این چیه؟
جالبه
قربان؟
بنظرم باید اینارو ببـینین
میبینم
قربان
عجب
ببخشید، نمیتونین برین داخل. ببخشید، قربان
ببخشید، قربان. بنظرم باید اینارو ببـینین
ای وای
باید یه اخطاریه بفرستیم
تا ما رو مقصر ندونن
کِنِث، بهتره از سمت تو که دانشمند ارشدی باشه
نخست وزیر رو مخاطب قرار بده البته که، عمراً بخونتش
اما مهم اینه که ما اخطارمون رو دادیم
الساعه به خیابون داونـیـنـگ میفرستمش
لطفا، همینجا بزن کنار
اگر ممکنه علیاحضرت به به جلو خم بشن
...دمِ عمیق
و بازدم...
هوا یکم گرفته، خانم. میخواین یکم پنجره رو باز کنم؟
تا وقتی دارن تمرین نوازندگی میکنن
برای چی دارن تمرین نوازندگی میکنن؟
برای تشییع جنازهی من
خدمتِ شما. خانم اسکات
جناب ترمن - جناب کُلینز -
این برای شماست - ممنون -
دانشمند نیستم نمیتونم بگم منظورشو میفهمم
ولی، چیزی که میتونم بگم اینه که همچین اخطار آب و هوایی هر روز به دستمون نمیرسه
هر ماه هم نمیرسه
در واقع، تا حالا نشنیده بودم همچین اخطاریهای بیاد
دونـورا" براتون معنایی داره"
دونورا؟
البته که دونورا رو به یاد میارم یه آبروریزی بود
یه شهرک صنعتی توی آمریکا، خارج از فیلادلفیا؟
در پیتسبرگ
یه پادچَـرخَـند عجیب و غریب که برونپاشههای یه [منطقه پرفشار دایرهای غیر منظم که در آن جهت حرکت هوا خلاف جهتی است که در مراکز کم فشار موجود است]
کارخانه محلی مس رو درون غبار به دام انداخته بود باعث ایجاد مه غلیظ
کارخانه روی - در سراسر شهر شده بود -
طِی چند روز عدهای از مردم جون باختند - 20نفر -
و هزاران نفر هم در اثر استنشاق مه سمی به شدت بیمار شدن
بعد از این اتفاق هیئتی از احزاب مئتلفه به مأموریتی ضروری جهت علت یابی این اتفاق
به دونورا اعزام شدن
،جهت اقدامی پیشگیرانه، اونا پیشنهاد دادن که اطراف لندن
محدودهی هوایی پاک ایجاد بشه
هیچ وقت گزارششون رو ندیدم - ،بنا به دلایل خردمندانهای -
نخست وزیرمون، با این ادعا که اینکار اولویت نداره، گزارشش رو انداخت دور
میتونی ثابتش کنی؟ - بله، جناب آتلی -
اینا صورت جلسههای کابینه که در این مورد بحث شده هستن
اصرار داشته که کشور این زمستون هم بدون هیچ حسِ مسؤولیت پذیریای سوزوندن زغال سنگ رو ادامه بده
تا خیال یه اقتصاد پایدار رو توی ذهن مردم ترسیم کنه
عالیه، کلن - قطعا، جالبه -
چیزی که نمیفهمم اینه
،چرا یه کارمند خیابون داونـینگ که برای حکومت کار میکنه
باید با این اطلاعات بیاد سراغ من؟
من منظومهی آنهاید رو خوندم، جناب تورمن
اهالی تروی، به اسب چوبی یونانیان دلگرم مباشید" داستانی از جنگ تروی، که در آنهاید، بیان شده: پس از 10سال محاصره بینتیجه] شهر تروی، یونانیان وانمود به عقب نشینی کردند و تنها اسب چوبی بزرگی را
"حتی زمانی که یونانیان پیشکشی میفرستند، من از ایشان بیمناکـم از خود بجا گذاشتند که دلاورانی من جمله ادیسه در آن مخفی شده بودند. اهالی غافل تروی با فرض اینکه اسب غنیمت جنگی [است، آن را به داخل شهر خود بردند و شب هنگام، زمان جشن، دلاوران یونان از اسب بیرون امده و شهر را فتح کردند
جناب آتلی، هدفِ من از ورود به خدمات اجتماعی، خدمت به مردم
و حکومت بود، حالا هر حکومتی
و همینطور من یه شهروند مسئول هستم
و وقتی هرج و مرج داره اطرافم گسترش پیدا میکنه نمیتونم دست رو دست بذارم
این دولت نیست
جناب آتلی، این مجموعهای از پیرمردهای مُردد و وحشت زدهایـه
که نمیتونن یه از خودشون پیرترِ ستمگرِ توهمی رو از سمتش برکنار کنن
دولت شما اعلاترین
آیندهنگرترین دولتی بوده که این کشور تا حالا به خودش دیده
فقط نمیفـهمم چطور شما انتخاباتُ واگذار کردین
هممون متوجه نمیشیم
باور دارم اگر باعث و بانی خروج اون و برگردوندن شما به وادی سلطنت بشم
به مردم بریتانیا و این کشور خدمت کردم
و به همین خاطر، با یه "نقشه استادانه" اومدی پیشم
که از من میخواد "اهالی تروی" رو بخاطر ناکامیشون در رسیدگی به مهای که
هنوز نشونی از وجودش نیست به صلابه بکشم
در حال حاضر میتونم ستارهها رو ببینم
شب خوش - شب بخیر -
خانم اسکات
بخاطر وجدان داریـت ممنون، ولی دیروقتـه
برو خونه - دارم میرم، قربان -
وقتی خستهای به کار من نمیای غروب خوش
اسکات، هنوز اینجایی؟ - شب خوش، قربان -
شب بخیر
غروب بخیر، پت
تکون هم نخوردی
گمومن هنوز جوابت منفیـه؟
جوابم به چی؟ - به بیرون اومدن -
منظورت، اومدن همراهت به میخانه "لمب و فلنگ" و نشستن توی بار
تکون دادن دُممون برای هر مرد جوون معمولی تو اتاقـه
و بعدش بذاریم برامون نوشیدنی بگیرن تا ببریمشون خونه
فقط محض اینکه معمولی بودنشون باز بهمون ثابت شه؟
نه، قربون دستت
چمیدونم. و توی این مدت میخوای چیکار کنی؟
وقتمُ در مصاحبت با یه شخص خاص صرف کنم
خوش بگذره
مردان و زنان سراسر گیتی، این را شنیده و همه جا اظهارش کنید"
زمین متعلق به شما و آکندگی از آن اوست
رئوف لیکن حریص باشید
هماکنون بیش از هر زمانی مورد نیازید
...بار ایجاد تغییر را بر دوش کشید
"چون همینک نوبت شماست...
صبح بخیر
همینک ساعت ۸ صبح از 6امین روز دسامبر میباشد با اخبار در خدمت شماییم
مه غلیظی زندگی مردم را در لندن متوقف کرده است
مهای که یک شبه به جو پایینی زمین رسیده
در خیابانهای اصلی صفهایی طولانی شکل گرفته گزارشات متبنی بر این رسیده که جمیعی از ماشین سوراران
وسیله خود را ترک کرده و پای پیاده مسیر خود را امتداد میدهند
انتظار میرود فرودگاه لندن تعطیل شود
خدای من
سازمان هواشناسی طیِ بیانیهای، پادچرخندی پایا
واقع در بالای جو لندن را عامل این پدیده قلمداد کرده است
دودهای ناشی از دودکشهای کارخانههایِ پایتخت در سطح خیابان به دام افتادهاند
که خود تشدید کننده این مه هستند
عدم وزش باد بدین معناـست که این وضعیت چند صباحی گریبان گیر مردم خواهد بود
اون بیرون حواستونُ جمع کنین واقعا مه زرد رنگی غلیظی کل شهر رو پوشونده
ماشین آمادهـست؟
متأسفانه میدان دید مساعد رانندگی نیست، خانم
چقدره، 18/3 کیلومتر؟
میگن خیلی خطرناکه، خانم
با مادربزرگم قرار ماقات دارم
میخوام به قرار برسم
...اگر شرایط برای رانندگی خیلی خطرناکه پس فقط یه راه هست که به ملاقات برسم
سیگارتونو دیدم
ممکنه وانمود کنی ندیدیش؟
ملکه اینجاست، علیاحضرت
میشه واصحتر بگی؟ - خانم؟ -
کدوم ملکه؟ - ملکه الیزابت، خانم -
کدوم یکی؟ دو تا هستن - جوونتره -
اها، ملکه
فکر میکردم همگی ملکه این بهم یه برگه دادن
هممون ملکه ایم
تا وقتی که شوهرم زنده بود، من ملکه ارشد بودم ولی از زمانی که اون مُرد
من دیگه ملکه ارشد نیستم من فقط ملکه مری ـم
بیوهی پسر مرحوم من هم سابقا ملکه ارشد بود ولی بمجرد فوت همسرش
اون ملکه الییزابت شد ملکهی مادر
ملکه الیزابت، دخترش ...الان ملکه هست، پس اون الان
ملکه ارشدـه - آفرین -
پرستارها و راهبهها هم همچین مشکلیُ دارن
به هممون میگن خواهر - همینطوره -
خب، ایشون بیرون منتظرن. ملکه ارشد
پس بذار بیاد داخل. خواهر
بد موقعـست؟ - به هیچ وجه -
حالتون چطوره؟ - ،همیشه از دیدنتون خوشحالم -
اگر بهم یه قولی بدی حالم بهتر هم میشه
لب تر کنین - حالمو نپرس -
همه همین کارو میکنن
،صرفنظر از بیماری ریوی این طرز بد حرف زدن آدمو میکُشه
خیلی خب، قول میدم
،ولی اگر حس و حالشو دارین
میخواستم درباره چیزی باهاتون حرف بزنم
بفرما
،امروز صبح داشتم به رادیو گوش میکردم
که اونها این مه غلط رو بعنوان مشیتهای الهی توصیف میکردن
حالا، توی نامه ای که برام فرستادین
...گفتین که
وفاداری به آرمانی که به تو ارث رسیده، برایت وظیفهای فوق وظایف است"
چرا که این دستور از جانب والاترین سرچشمه به تو میرسد
"از جانب ذات باری تعالی
درسته
واقعا چنین باوری دارین؟
فرمانروایی مأموریتی مقدس از جانب خداوندـه تا این زمین رو به منتهی الیه جمال و اکرام برسونی
تا به مردم عادی آرمانی بدی که برای رسیدن بهش برخیزند
نمونهای از نجابت و مسئولیت که در زندگی ضعیفالحالـشون اونا رو پرورش بدی
فرمانروایی امری از جانب پروردگارـه
به همین علت مراسم تاجگذاریت رو توی کلیسا انجام میدی نه توی ساختمان حکومتی
به همین جهتـه که تدهینـت میکنن، و منصوب نمیشی
مطران هست که تاج رو بر سرت میذاره
نه یه وزیر یا کارمند دولت
No comments yet. Be the first to leave one.