Prvních 191 řádků.
دوست دختر دوست دختر
دوست دختر دوست دختر
تصمیم او و بعدش
اوپنینگ و اندینگ
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
ولی بنظرم تو فوق العاده ای که میتونی به چیزی که برات مهمه اهمیت بدی
.حتی اگه بهت صدمه بزنه
...موکای کون
.دستت رو بهم نشون بده
...اره وقتی داشتم اتیش روشن میکردم
بخاطر من این کارو کرد؟
موکای کون چرا؟
!نمیتونم جلوی خودمو بگیرم
!این دفعه زیادی پیش رفتم
شینو سان؟
....چی
...خب
چی باید بهش بگم؟
...نه
...اولین بارم بود پس
...یعنی
مغزم وقتی بهش نیاز دارم کجاست؟
!باید یه چیزی سر هم کنم
فکرکنم انقدر درگیر پنهان کردن احساساتت شدی که
.چیزای مهم تر رو از دست دادی
...یا شاید
شاید باید حس واقعیم رو بهش بگم؟
.میترسم
شینو سان؟
.ولی اگه الان نگم دیگه هیچ وقت نیمتونم بگم
!موکای کون
...راستش من
....من همیشه
!وایسا شینو سان
!نه
!دیگه صبر نمیکنم
...اخه
!لختی
!ببخشید که دیدمت
!ساکت
چیکار دارم میکنم؟
چرا جلو موکای کون همیشه اینطوریم؟
اتفاقی که افتاد یکی دیگه از دست و پا چلفتی بازی هات بود؟
مثلا دستی چیزیت لیز خورد؟
.فکرشو میکردم
.نمیتونم تصور کنم که از قصد این کارو کرده باشی
.اره
.اشکالی نداره
.به هرحال رابطمون هرگز به جایی نمیرسه
.همیشه همینطوری که هستم میمونم
.بیا کنار اتیش گرم شو
.میرم چوب جمع کنم
.تصادفی نبود
ها؟
شینو سان؟
...منظورت اینه که
...یعنی
!شینو سان
!ساکی سان
!معلوم نیست کجان
!گوشی هاشون هم اینجاست
...نائویا
...شینو
!لعنت بهت
!با اون فرار کرده
کجایی؟
!نائویا کون
!شینو سان
ساکی کجاست؟
.میریکا سان
.ساکی سان داره اون ور رو میگرده
.یه خبر بد
.یکی دو نفر رو شبیه نائویا و شینو دیده که اب بردشون
.فایده نداره
.تبش داره بدتر میشه
.فقط یه سرما خوردگیه
.دیشب هوا سرد بود
.ببخشید که انقدر دردسر برات درست کردم
.و همه شب رو بخاطر مراقبت از من بیدار بودی
!تقصیر تو نیست
.موکای کون واقعا مهربونی
.حتی درمورد دیشب ازم سوالی هم نکردی
...شینو سان
.مطمئنم بقیه نگران شدن
.بیا برگردیم
!تکون نخور
.من برمیگردم و کمک میارم
...ولی
...نمیتونم بازم برات دردسر شم
!شینو سان
.خیلی داره عرق میکنه
شینو سان حالت خوبه؟
گرمازده هم شده؟
.اره از دیشب هم اب نخورده
.بدنم داره میسوزه
.حالم خوب نیست
.بعد از اینکه افتادم توی اب سرما خوردم و الانم گرما زده شدم
.واقعا مایه دردسر موکای کونم
...حتی اگه الان بهش بگم که چه حسی دارم
...موکای کون
....چیکار داری
.میخوام به ساحل برت گردونم
.ولی خیلی دوره
.خطرناکه
!اگه گرمازده شدی باید سریع به بیمارستان بری
!نمیتونم تنهات بزارم تا برم دنبال کمک
!وقت نداریم
..ولی
!میخوام بهت کمک کنم
...موکای کون
!به من اهمیت نده
!مشکلی ندارم
...موکای کون
.بیشتر تلاش میکنم
.بیشتر باید صادق باشم
!فقط میخوام بیشتر کنارت باشم
...از حال رفتم و
!موکای کون
حالت خوبه؟
.اره
.خوبه
.خب بیا برگردیم پیش بقیه
اره
...ولی اول درمورد دیشب
!نائویا شینو
!نائویا
نائویا خوبی؟
!لطفا
....ساکی چان
.ببخشید که نگرانت کردم
. من خوبم
!خداروشکر
....جدی
.تا حالا ساکی رو اینطوری ندیده بودم
.از دیروز دنبالت میگشتم
.شنیدم که اب بردتون
.اشتباه کردم
همش فکر میکردم اگه برات اتفاقی بیوفته چی؟
.ببخشید
ساکی ساکی واقعا درمورد موکای کون جدیه؟
!لطفا دوباره ناپدید نشو
.شاید من درمورد موکای کون جدی تر باشم تا ساکی ساکی
!خیلی احمقم
!ببخشید که نگرانت کردم
!برای جبرانش هرکاری برات میکنم
.بگذریم همین که حالت خوبه کافیه
!ساکی چان معذرت میخوام
.خوشحالم که هردوشون به حالت همیشگی برگشتن
.اشکالی نداره
!خیلیم اشکال داره
...بیخیال
!ببخشید
.به علاوه بالاخره همو بوسیدیم
.همه چی درست شد
چی؟
....خب
چرا انقدر عجیب رفتار میکنین؟
....نه
جدی؟
همو که نبوسیدید؟مگه نه؟
...نه خب چطوری باید
خودت چی فکر میکنی؟
!داری اون روی سگمو بالا میاری
!قطعا همو بوسیدین
!تبریک میگم
...اره
!بهت گفتم جلوشون رو بگیری
.اره گفتی
.ببخشید
خب چطور بود؟
.شور بود
!لعنتی
!این مسائلتون رو ببرید بیرون
.نگاش کن تروخدا چون من نائویا رو بوسیدم اینطوری میکنه
چی شد؟
ها؟
.بهت گفتم اگه جلوشون رو نگیری به همه میگم که نائویا رو دوست داری
....خب
باهاش رفتی اون جزیره اره؟
اونجا چی شد؟
.اساسا اخرش هیچ نتیجه ای نداشت
.افتادم و مثل همیشه ممه هام رو دید
!جالبه که اینو چیز مهمی حساب نمیکنی
.دستای همو گرفتیم
.لخت کنار اتیش پشت به پشت هم نشسته بودیم
.همو بوسیدیم
چطور جرعت میکنی؟
چه غلطا؟
!نمیدونم چرا نگرانت بودم
!میخوام کتکت بزنم
کارای سکسی هم کردی؟
No comments yet. Be the first to leave one.