Informace o verzi

Goddess of Marriage E19 2013
Komentář od niloo1991
ترجمه و زیرنویس: نیلوفر

Tagy

other
Zveřejněno: 2013-10-01
Stažení: 21
Pro sluchově postižené: Yes

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 193 řádků.

جی هی

.دنبالت نمی یام جی هی

.خواهش می کنم آروم باش

زندگیت خوب می گذره؟

.زندگی من که خوب می گذره

.خواهش می کنم با احتیاط رانندگی کن

.از دیدنت خوشحال شدم

زندگیت خوبه؟

آره. زندگیه تو چطور می گذره؟

.منم زندگی خوبی دارم

چرا اینطوری نگاهم می کنی؟

اولین باریه یه زن متاهل می بینی؟

.همم. آره

.سرنوشت باورنکردنی ایه

.نمی دونستم دوباره اینجوری همدیگه رو می بینیم

.خوشحال به نظر می رسی

.تو هم خوشحال به نظر می رسی

چطوری؟

.مثل قبل

هر روز کار می کنم و

.هیچی از اون موقع عوض نشده

.من خیلی سرم شلوغه

.فکر کنم بدون اینکه بفهمم یه سال گذشت

به هر حال از وقتی ازدواج کردم

،نمی دونم روزا چطوری می گذرن

.و نمی فهمم چطور یه هفته شد یا اینکه یه ماه گذشت

.یه سالی که گذشت رو اینجوری زندگی کردم

چرا کارِت رو توی ایستگاه رادیو ول کردی؟

از کجا فهمیدی؟

.از رادیو شنیدم

.چون ازش خسته شدم

ده سال انجامش دادم و فکر می کنم .طبیعی باشه ازش خسته شم

به جاش به عنوان سرگروه توی .شرکت پدرشوهرم کار می کنم

.شغل خوبیه

.حقوق خوبی می گیرم و باهام خیلی خوب رفتار می شه

.کافیه

.ولی تو اون کارو دوست داشتی، این خیلی بده

.نه

.حالا دیگه گذشته

.وقتی یه چیزی رو انتخاب کنم دیگه حسرت نمی خورم

.پس هیچ حسرتی نسبت به کار رادیو ندارم

.به جاش به خاطر کارهای خونه سرم خیلی شلوغه

فکر می کردم وقتی ازدواج کنم یه زن خونه دار ،می شم که کلی وقت خالی داره

.اما اینقدر سرم شلوغه که وقت فکر کردن هم ندارم

.پس خوبه

.درسته

.خوبه

چی؟

.اینکه خوشحال به نظر می رسی

.آره

.درسته

.خوشحالم

.پس، خداحافظ

.بله

.به هر حال، خوشحال شدم دیدمت

.آره. منم خوشحال شدم

...پس

...جی هی

بله؟

سالم باش

.و مثل الان خوشحال بمون

.از ته قلبم برات آرزوی خوشبختی می کنم

.بله

کجایی؟

توی پارکینکم. تا یه دقیقه دیگه می یام بالا

.باشه. زود بیا

خیلی منتظر موندی؟

چرا دیر کردی؟

.ترافیک بود

.فکر کردم نمی یای

چطور می تونم نیام؟ نمی دونی این دستور کیه؟

دیشب بازم بهت گفتم

.خیلی به مامانم فکر نکن

.همیشه بهت گفتم این مشکلِ مامانت نیست

.گفتم درکش می کنم چون پیر شده و بزرگتره

مشکل اینه که زن داداشت .تو کارای من دخالت می کنه

این روزا نمی دونم دارم با کی زندگی .می کنم و به کی گزارش می دم

زن داداش بهت گیر داده بری بیمارستان؟

کار زن داداشت اینه که بیاد .دستورات مادر رو به من برسونه

.مادر بهت گفته بیای، پس بیا

اما امروز به نظر نمی رسه از .بیمارستان اومدن من خوشحال باشه

چرا؟

از کجا باید بدونم؟

.راستشُ بگم، از این چیزا خوشم نمی یاد

.می خوام خودم باشم

،منم می خوام خودم باشم

اما چی کار می تونیم بکنیم؟

والدینم گفتن بیایم، پس باید .حداقل نشون بدیم اومدیم

.اون دکتره، مدت زیادیه که دکتر خانوادگیِ ماست

دخترای زن داداش، یوری و یوجین .تو این بیمارستان دنیا اومدن

بیا یه بار بیاییم اینجا، هرچند فکر .نمی کنم مشکلی داشته باشیم

محض احتیاط، بد نیست آماده باشیم، اینطور نیست؟

محض احتیاط؟

.دوباره حرف های تند و تیز

.بس کن. این روزا خسته شدم بس که باهات بحث کردم

.من یه ساله که خسته شدم

بله؟

.خوش اومدید. از دیدنتون خوشوقتم

.اسمم پارک سو گیونگه

من دکتر پارک سو گیونگم اما مردم برای .(اینکه اذیتم کنن بهم می گن باک باک (پرزور

،اگه تاثیر اولیه ی خوبی نداشتم می تونی به همین اسم صدام کنی

.اینطور نیست.از دیدنتون خوشوقتم .منم سونگ جی هی هستم

.خواهش می کنم بشینید

.بله

چرا پسرای گروه شین یونگ

فقط خوشکل ها رو می پسندن؟

.خوشم نمی یاد

.همه مردا همینطورین

می تونم جی هی صدات کنم؟

.البته

.مامانم مسئول ته ووک بود

چی؟

.مامانم هم دکتر زنان بود

باهاش یه رابطه ی خواهر برادری دارم

.بله

.زمان مثل برق می گذره

،حالا وقتش رسیده که اون بچه ته ووک، خودش بچه داشته باشه

بله؟

.بذار اول سوابق پزشکیت رو ببینیم

دادستان کانگ کجاست؟

.رفتن اتاق معاینه

واقعا؟

چطور پیش میره؟ یه چیز خوب براش گذاشتی؟

گفتی شش ماه عقب انداختی؟

.بله

چطوری اینطوری شد؟

داروهای ضد بارداری استفاده می کردی؟

.نه. نمی کردم

.خودم هم مطمئن نیستم

قبل از ازدواجم بعضی وقتا می شد از استرس ،نوشتن چند ماهی عقب می انداختم

.واسه همین فکر نمی کردم چیز عجیب یا نگران کننده ای باشه

.اما اولین باره اینقدر طول کشیده

.اول فکر کردم حامله ام، تست دادم، اما نتیجه منفی بود

از قبل از ازدواجت دور چشمات این حلقه های تیره رو داشتی؟

.نه

چرا می پرسید؟

.نه. هیچی

چقدر از ازدواجت گذشته؟

.دقیقا یه سال

کنار اومدن با خانم لی خیلی سخته، آره؟

رییس هونگ هم خیلی سرسخته، مگه نه؟

بله؟

بذار با چند تا آزمایش شروع .کنیم تا بفهمیم دلیلش چیه

.اوه. اونجا رو. داره می یاد

چرا اینقدر دیر کردی؟

.متاسفم. یه موضوعی پیش اومد

چه موضوعی؟

.چیز مهمی نیست

.دلم برات تنگ شده بود

.همین 12 ساعت پیش همدیگه رو دیدیم

.این دختر هم عجب آدمیه

بهش گفته بودم با همچین مردایی .خوب نباش و بهشون نچسب

ای خدا، ای خدا ببین چطوری با چنگ و .دندون بهش چسبیده انگار همه زندگیشه

جلوی این خانم چی داری می گی؟

مگه چی گفتم؟

.به هر حال داریم فامیل می شیم

اینطور نیست خانم؟

.بله

.متاسفم دیر کردم

.همیشه دیر می یای

.چون خیلی سرش شلوغه مامان

.تو ساکت باش

.متاسفم، سر راهم به اینجا یه مساله ای پیش اومد

.عیب نداره. مشکلی نیست. خوش اومدی

.اسم من هان جین گیه

.زیاد در موردتون شنیدم. کیم هیون وو هستم

.بشین

.بله

متاسفم. چطوری اومدی اینجا؟

.تاکسی گرفتم. مشکلی نیست

.منم در موردت زیاد شنیدم

تو رشته ی معماری یه نابغه ای و توجه های .زیادی رو به سمت خودت جلب کردی

.خیلی ازم تعریف می کنید

.باعث افتخارمه که شما رو ببینم ارشد

منظورت چیه ارشد؟

.مامان

.فقط بهش بگو پدر

.ت-تو... فعلا داریم حرف می زنیم

.دقیقا

،منظورم اینه که وسط ملاقات خانواده ی عروس و داماد چرا در مورد کار حرف می زنی؟

تو و دامادم آقای کیم

.جفتتون من رو ناراحت می کنید

،تو 2 سال فرانسه بودی و کلیسای جامع ساختی

بعد از نامزدیه بچه ها هم بر می گردی فرانسه و ،تا وقت عروسیشون همونجا می مونی

توی این قرار صحبت عروسی هم می خوای راجع به کار حرف بزنی؟

.نمی فهمم مردا چرا اینقدر کارشون رو دوست دارن

.به خاطر مردایی مثل شما ما زنا همیشه تنهاییم

اینو می دونی؟

اینطور نیست خانم؟

.اوه. بله

.بیشتر مردا همینطورین

،داماد کیم، حالا که داریم راجع بهش حرف می زنیم

.خیلی خوب می شه اگه یه آدم معتاد به کار نشی

Goddess of Marriage (Gyeolhonui Yeosin / 결혼의 여신) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Goddess of Marriage (Gyeolhonui Yeosin / 결혼의 여신)

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left