Prvních 200 řádků.
ويرايش و زمانبندي داود رمضان نيا
در25دسامبر هواپيمايي در سواحل بارسلونا ديده شد
خالي در حال پرواز بود
تحقيقات در مورد اين مسئله بالا گرفت
و نزديک بود منجر به
سقوط يکي از دولتهاي اروپايي بشه
اين تصاوير بازسازي شده وقايع رخداده
در صبح کريسمس پارسال
ازين هواپيماي خالي است
من اينجام در پايان مسيري
از نپال،فرانسه،اسپانيا،مکزيک
و حالا مونيخ در محله سباستين پلاتز شماره ي شونزدهم
مقابل اتاق محقر اين خانه که زاکوب زاک در آن زندگي ميکند
يه زنداني يه قاچاقچي خرده پا
به اضافه من آخرين مرد زنده ايي که
تمام حقيقت را راجب گريگوري آرکادين ميدونه
ماموريت محرمانه من حالا ديگه کامل ميشه
هزينه اوليه ام براي اينکار 15000دلار بود
ولي بنظر ميرسه يخورده بيشتر ميبايست خرج کرد
سخته انگار که از پشت چاقو خوردم
اما زاک بايد قدم اولشو برداره به شرطيکه بتونم نجاتش بدم -اعتمادشو جلب کنم-
آره اونوقت من
شيره ي يک دنيا رو ميتونم بمکم
جاکوب زاک
جاکوب زاک؟
جاکوب زاک؟
ببخشيد بايد با هم حرف بزنيم
بايد ازينحا بريم
ببيند اگه الان راه نيفتيم شما کشته ميشيد
منظورم اينه که به قتل ميرسيد
من آدم فقير و بدبختي هستم
يکي ميخواد منو بکشه؟
داره وقتشو تلف ميکنه پول نداري،هاه؟
چطور ميشه اگه500مارک دربياري؟
هاه؟
لابد تو هم ميشي پاپانوئل؟
من کسي هستم که ميخواد تورو از قتل نجات بده
اگه بتونم تو رو نجات بدم انگار خودمو نجات دادم زندگي ما به هم بنده
تو کي هستي؟ اسمم ون استراتنه
اولينبار اسم آرکادينو تو نپال شنيدم
اون مرده براکو اين اسم رو به دوست دخترم ميلي گفت
ميلي؟اين آدما کي اند؟ ميلي دوست دخترمه
در حقيقت براکو دوتا اسم به ما داد و راهشو که به اونها برسيم
خب براکويي که تا قبل ازين تورو نميشناخت چرا بايد همچين لطفي به تو بکنه؟
نميدونم اون داشت ميمرد شايد يجورايي بطور ناخودآگاه به من اعتماد کرد
خب منم دارم ميميرم اما هيچ سمپاتي ايي با تو ندارم
منم همچنين
اما من مجبورم تورو نجات بدم
دليلشم بهت ميگم
همه اين داستان از يک شب تو بندري در نپال شروع شد
اين مرد کيه؟ ميدوني که ما در جايي نيستيم که بتونيم دردسري درست کنيم
برو سريع دکتر خبر کن براي دکتر خيلي دير شده
ولي پليس گمراهشون کن
نميخوام آخرين دقايق عمرمو با يه مشت پليس باشم
سرزنشت نميکنم پسر تو که اينکارو نکردي
البته که نه اما نميتونيم بذاريم تا از خونريزي بميره
نه مادمازل
اون کس ديگه ايي بود که بهم چاقو زد
اون فرار کرد
- -
برو ببين چه خبره
- -
من براکو ام به پليسا توجهي نکن
من حقمو ميگيرم گوش بده
باشه پيرمرد سخت نگير.روبراه ميشي
تو ثروتمند ميشي
دلت به حال اون نسوزه خب؟
ميفهمي اون ميتونه ميليونرت کنه
به شرطيکه اونکاريو رو که بهت ميگم بکني
بگو که همه چيزو راجب گذشته اش بهت گفتم
اما اين مرد کيه؟ -
پليسا...دارن اينطرفي ميان
چيزيايي رو که گفتم به پليسا نگي
چکار کنيم؟رفيق ميخواي اونا منم بندازن زندان؟ خفه شوٍ
خوب گوش کن چيزي رو که ميخوام بهت بدم دو تا اسمه
تو بايد همه چيزو به من بگي چيزايي که فکرشو نميکردم هيچوقت به کسي بگم
اون چيز پول نيست ولي ارزشش مليونها برابره پوله
تو آدم مورد نظر مني و اين کار پولدارت ميکنه
اين براکوئه،آمريکاييه اينجا چکار ميکنه؟
ببيند من اتفاقي ازينجا ميگذشتم حتي قايقي ندارم
مدارکتون ميرم از پانسيون براتون ميارم
همراهتون ميام
بيا اينجا بيا اينجا
خواهش ميکنم من بايد کارشو تلافي کنم
يادت باشه اين يه رازه بهش بگو از گذشتش باخبري
- بيا جلوتر
پليس خيلي باهوش
...يادت ميمونه
اسم
يه زنه
خب پس سيگارهارو پيدا کرديد اين دختر ربطي به کار من نداره
يالا براکو چي داشتي ميگفتي؟ چي؟اون مرده؟
نظر شما چيه؟
براکو داشت يه چيزيو درگوشي ميگفت
آره براکو داشت چيزي رو به تو ميگفت اون چي بود؟
اون هيچ هوش و حواسي نداشت فقط يک اسم رو گفت.داشت ميمرد
چه اسمي؟ آرکادين
گريگوري آرکادين
ميلي جلوي درب زندان منتظر من نبود
اما من ردشو تو يه جايي در خوان لس پينس پيدا کردم
دختر باهوشي بود اشاره هاي ظريف براکو رو دنبال ميکرد
آرکادين در شهر بود
موسيو ميلي قراره شو بزرگي اجرا کنه نه اون اينجا نيست بخاطر يه مهموني امروز تعطيله
کدوم پارتي؟ پارتي ديگه معلومه
الان فصل يک پارتيه اونهم مشخصه پارتي گريگوري آرکادين
واقعا آرکادين کي بود و از کجا اونهمه پولو بدست آورده بود کسي اطلاعي نداشت
اون صاحب ويلايي در مونته کارلو و قصري در اسپانيا بود
و يه رولزرويس با بوقي که موسيقي استثنايي داشت
همچنين يکي از بزرگترين قايقهاي بادباني دنيا
و کم کم3تاپاسپورت
همونطور که براکو گفت نميشد راحت بهش نزديک شد
مثل يه شيطونک نفوذناپذير بود با داشتن اونهمه مراقب و محافظ
اما با اينحال نقطه ضعفي رو پيدا کردم
اونهم دخترش راينا
آره،خيلي سختگير بهش حتي اجازه نداره تو قايق بره
نميشه يجوري ملاقاتي رو باهاش ترتيب بدم؟
که تو رو به دخترش معرفي کنه؟ نه اين يه مسئله کاريه
ميخواي با دخترش آشنا بشي تا ازين طريق با خودش حرف بزني؟
بچه جون بايد عقلتو از دست داده باشي يا،آه شايدم ميخوام بختمو امتحان کنم
خانم آرکادين خيلي خوشگل بود
اگر چه خيلي سرد و بي احساس بود ولي ميشد از طريق اون به پدرش رسيد
بعد دوست پسرش بود
ازون کلّه گنده هاي انگليسي اسمش مارکوس بود يا يه همچين چيزي
مارکوس يه زنباره ست اگر چه پدر رينا هيچکسي رو به اندازه اون مناسب دخترش نميدونه...خب
آقاي آرکادين تو اين پارتي همراهشه؟ نه اون اينجور پارتيهارو بوسيده گذاشته کنار
منظورمو که ميفهمي کسي با دخترش به همچين پارتيهايي نمياد
اون پشت تلفن داريد؟ آره دقيقا همونجاست
ممنونم ببخشيد عزيزم کسي با تلفن باهام کار داره بازم يه موي دماغ
باشه
اوه خانم آرکادين مايل هستيد برقصيم نه متاسفم
دوستت قراره کلي با تلفن راه دور حرف بزنه
از کجا ميدوني اون يه مکالمه راه دور داره؟
کي از من بهتر ميدونه خودم اين تماسو برقرار کردم
اينجا حوصله ت سر ميره پس چطوره يکم با هم برقصيم؟
گوش کن اپراتور
خانم آرکادين بله؟
پدرتون پيغام دادن بگم که ديگه داره ديروقت ميشه
از کجا به اين زودي فهميد اينجايي؟
اون بهترين جاسوسهاي روي زمينو داره
آره ميدونم اما کي دوباره ميتونم ببينمت؟
فردا صبح ميرم اسپانيا با هواپيما؟
با هواپيماي پدر؟نه اوه پس با ماشين ميري
فردا اول صبح راه ميوفتم خيلي خطرناکه
اوناهاش تو ماشينه پدرت؟
بهتره بري داخل ...چطوره بريم
بهتره مارو با هم نبينه باشه
ببخشيد رفيق خواهش ميکنم
چه تصادفي
منم فردا دارم ميرم اسپانيا
دنياي کوچيکيه،نه؟ آره
سلام پدر مهموني چطور بود؟
مرسي به به،چه آشنا مياي!
اين رفيق معروفمون ون استرلتن نيست
اوه اينجايي راجبت خيلي شنيدم
جريان اسپانيا چيه؟ بعدا حرف ميزنيم
تو اون مهموني چکار ميکردي؟ تو قايق آقاي آرکادين بود
آرکادين ميدوني يعني چي؟
خوش بحالت بخاطر همين برام عجيبه
من و تو همش دنبال چيزاي بزرگي هستيم که حتي نميدونيم چي هستن
معلوم نيست حرفهاي براکو چقدر ميرزه
براکو؟ اون مرده
رفيق،بايد يه چيزي بهت بگم -
يه ميز آماده کنيد ما الان ميايم
اما رفيق براکو يه اسم ديگه ام گفت
منظورم اينه که به جز آرکادين اسم يه زن رو گفت
پس چرا بهم نگفتي؟ چون پليس گرفت بردت
چرا برام نامه ننوشتي؟ خب زندان بودي کاري نميتونستي بکني
تو3ماه نبودي
حتي نميخواي بوسم کني؟
پس رفتي مهموني آرکادين،هاه؟
مم-همم چطور بود؟
پنجا تا ديگه دختر تو اون قايق بودن
آره ميدونم از طريق دريا ميخواد برگرده به اسپانيا
هفته ديگه قراره يه مهموني رقص بده چرا کاري نميکني که تو هم دعوت بشي؟
رقص دست جمعي؟ تو قايق..احمق
باشه يجوري سوار اون قايق شو
سعي کن جذبش کني
ببين چي ميتوني بفهمي
اسم براکو و اون زنه رو بهش بگو
مشکل همينجاست منظورت اينه که فراموش کردي؟
من خوب نشنيدم
بعدش هم که اون اسمش چي بود براکو مرد
براي همين نمتونستم ازش بپرسم اسمو تکرار کنه
باشه پس ببين
به آقاي آرکادين بگو که يه دوستي داري که براکو رو ميشناخته
اسمم رو نگو اوه رفيق مراقب باش
بهش بگو اگه دوست داره ترتيب يه ملاقات رو بده
براي من فرق ميکنه من يه زنم اون يه مرده
ميشه بس کني خودم ميدونم چکار کنم
يه مرد خوش تيپ خوب ميدونه چطوري کنترل اوضاع رو
بدست بگيره
سلام جدا قصد داريد بريد به اسپانيا؟
ماشينم خراب شده؟ چطور خودمو برسونم؟ خب اون ديگه در تخصص خودته
طول ميکشه اما باشه ممنونم بد آوردم
اوه اونو باش؟ يکي از منشيهاي پدرمه
اون همه جور منشي ايي داره حتي از رئيس جمهور بيشترند
اون ماسره...اون يکي ريکوئه
ريکو مسئول تلفن خانماست
البته من اين چيزارو نبايد بدونم
اين قصر تو اسپانياست مرسي که رسونديم
No comments yet. Be the first to leave one.