Prvních 200 řádků.
نظر من اینه که مفهوم پشت ، تلفن داخل ماشین ، منشی تلفنی ،
... تلفن بلندگو دار ، تلفن هواپیما ، تلفن همراه ...
... باجه تلفن ، تلفن بیسیم ، تلفن چند خطه ...
... پیجر تلفن ، انتظار تماس ...
... انتقال تماس ، کنفرانس تماس ، تماس سریع ، تماس مستقیم و تماس مجدد ...
... این هست که همه ی ما هیچ گونه حرفی برای گفتن نداریم ...
... و همین حالا باید در این مورد با یک نفر گفتگو کنیم .
یک ثانیه دیگه هم نمیتونیم صبر کنیم .
منظورم اینه که بیخیال ، داخل خونه ای ، داری تلفن حرف میزنی .
داخل ماشین که هستی داری زنگ میزنی .
سر کار که میرسی : " کسی برای من پیغام نگذاشته ؟"
باید یک فرصتی در اختیار ملت بگذاری که یکمی دلشون برات تنگ بشه .
AshorroR ترجمه از اشکان IMDB-DL ارائه ای از سایت
توضیحات داخل پرانتز توضیحات مترجمند
همین که داخل ماشین تلفن داری به اندازه کافی بد هست حالا مجبوری از بلند گو هم استفاده کنی ؟
امن تره ، علاوه بر این بیشتر طرف مقابل رو آزار میده .
- اوه ، این یارو رو ببین . - چی شده ؟
یک بابائی داره سعی میکنه بیاد جلوی من ، حتما هم باید اجازه بگیره . باشه .
برو . برو جلوی من ، برو جلوی من .
- برای تشکر ازت دست تکون داد ؟ - نه ، هیچ کاری نکرد .
چطور نتونستی یک دست تکون بدی برای تشکر ؟
هوی ، رفیق ، دست تکون دادن تشکر من چی شد ؟
دست تکون بده برام !
- راستی ، "جری" ، جمعه سرت خلوته ؟ - آره ، وقتم آزاده . چطور ؟
ای خدا . امروز به "رابین سنداسکی" برخوردم .
از من خواست تا با خودش و شوهرش برم شام بخورم .
اوه خدای من .
باورت نمیشه که چی دیدم . همین الان یه ماشین زد به یک ماشین پارک شده...
... و گازش رو گرفت و رفت ، درست جلوی آپارتمان من.
- باید بری دنبال اون ماشین . - چرا ؟
- حق نداری اجازه بدی از زیر این قضیه قسر دربره . -"الین" احتمالش هست طرف خطرناک باشه .
چی هستی تو ؟ یه بزدل ؟
من بزدل نیستم .
"جری" ، اگر طرف رو تعقیب نکنی ، آدم بزدلی هستی .
- صبر کن ، طرف وایستاد . داره پارک میکنه . - چی ؟
چی ؟ صدات رو نمیشنوم . "جری" ؟
عذر میخوام .
من داشتم پشت سر شما رانندگی میکردم ، میدونی ...
... چند تا ساختمون اونورتر ، و من ... من نتونستم ...
... طاقت بیارم ... شاید شما متوجه نشده باشید ...
من ... من دیدم که ...
... چرخ ... چرخ عقب سمت چپ شما یکمی کم باد هستش .
که این قضیه میتونه روی عملکرد محور دو قلوی ماشین تاثیر بد بگذاره ...
... نیازی به گفتن نیست میدونید خودتون، منظورم سیستم هدایت دندانه و میله است .
خلاصه ، قضیه رو به خوردن یه کاپوچینوی بدون کافئین باهاش ختم کردم .
پسر ، عجب داستانی .
من لال شدم ، لال . هیچ حرفی ندارم بزنم .
میدونی ، واقعا ازش خوشم اومد . ما حرف زدیم ، لاس زدیم .
و وقتی میخندید ، دستش رو میرسوند و بازوم رو میگرفت .
عاشق وقتی هستم که دست میزنند بازوی آدم. هر چقدر این کار رو بکنند برای من بس نیست .
- منم همینطور . - چرا اینطوریه ؟
بگذار حتی موضوع رو باز هم نکنیم.
- پس خونه نیاوردیش . - دوست داشتم ، ولی نتونستم مطرح کنم .
- قرار هست باز هم ببینیش ؟ - جمعه شب .
- بله ؟ - منم .
بیا بالا .
راستی ، نیازی نیست ، "الین " چیزی در این مورد بدونه .
هی ، هی ، هی .
پیش خودم دفنش میکنم .
- اوه ، دفن میکنی ؟ - آره .
- من پتانسیل بالائی توی این ماجرا میبینم . - چرا ؟
چون زوج های درست و حسابی، همیشه داستان درست و حسابی در مورد نحوه ی آشنائیشون دارند .
به همین خاطر هست که من تا حالا رابطه ی طولانی مدت نداشتم .
چون هیچ وقت داستان آشنائیه جالبی نداشتم .
من کلا تو این فکرم که آدم خل وضعی هستم که این زن رو تعقیب کردم .
من که اینطور فکر نمیکنم .
ببین ،اون کوبوند به یک ماشین پارک شده .
هیچ مسئولیتی رو در قبال ناقص کردن وسیله ی یک غریبه احساس نکرد ...
... و بعد هم مثل یک مجرم فرار کرد .
از یک طرف دیگه ...
... این موضوع یعنی که اون دیگه هیچ وقت اجازه نداره با کسی سر قرار بره ؟
یک خط روی یک ماشین میندازی و بعد تا آخر عمرت از داشتن ...
... روابط اجتماعی منع میشی ؟
چی دارم میخورم من ، شیر ؟
- سلام . - سلام .
- پلیور . - ممنون .
خب ؟ چه اتفاقی افتاد ؟
- در چه مورد ؟ - قضیه اون ماشین .
کدوم ماشین ؟
همون ماشین بزن در رو .
آها ، آره ، آره ، آره .
خب ...
... راستش ، طرف رفت تو "کوئینز". کوئینز: منطقه ای در نیویورک که به وسیله) یک پل روی رودخانه ی شرقی به منهتن متصل است )
"کوئینز" ؟
- روی پل تعقیبش کردی ؟ - بله ، روی پل .
اوه ،"جری" خبر نداشتم رفتی "کوئینز".
آره ، "کوئینز" .
خب ؟ بعد چی شد ؟
خلاصه طرف از ماشین اومد بیرون . من گفتم : " هی رفیق ، من دیدم که زدی به اون ماشین "
بعد اون به من گفت :
" درباره ی این قضیه چی کار میخوای بکنی ؟"
بعد من بهش گفتم : " هر کاری لازم باشه ."
زبونم بند اومده .
هیچ حرفی ندارم بزنم .
درباره ی ماجرا هل دادن بگو بهش .
چی ؟
کدوم هل دادن .
- اوه ، چیز خاصی نبود. - نـــــه .
بگو بهش .
یالا . بگو بهم .
خب ، اون یکجورائی کنترل اعصابش رو از دست داده بود ...
... و من رو فشار میداد به ماشین ...
... بعد من هم یک فن کاراته روش اجرا کردم .
- تو کاراته بلدی ؟ - یکمی بلدم .
خب ، من ... خیلی من رو شگفت زده کرد این قضیه.
"جری" ، طرف چی کار کرد ؟
پا پس کشید .
حقیقتش ، خیلی رقت انگیز بود .
سلام.
- به "کریمر" گفتی ؟ - نه .
چی ، چی ؟ بگو بهم .
"جری" یکی رو میبینه که میزنه به یک ماشین، و طرف رو تعقیب میکنه .
آفرین به تو .
چه نوع آدم مریض و بی ارزشی یک همچین کاری انجام میده ؟
میدونید ، این جور آدم ها ، این جور آدم ها ، از لحاظ ذهنی مشکل دارند .
باید به "استرالیا" فرستاده بشند .
- "استرالیا" ؟ - اونجا جائی بود که انگلیسی ها ...
... جانی هاشون رو تبعید میکردند .
- ولی الان دیگه نه . - نه .
هی ، "کریمر" ؟
"کریمر" .
- چه بلائی سر اینجات اومده ؟ - نمیدونم .
میدونی ، داشتم برنامه ی "سرگرمی شب" رو تماشا میکردم ...
... که یکهو ، میدونید ، سرم شروع کرد گیج رفتن ...
... چیز بعدی که خاطرم هست اینه که ، کلم رو کوبوندم به میز قهوه خوری .
- خب ، این ... این قضیه غیر عادیه . - آره . هست ...
خیلی خب . اوه ، "جری" ، برنامه ی جمعه شب ما سر جاش هست دیگه ، نه ؟
اوه ، جمعه . نه ، من نمیتونم بیام . متاسفم . باید برم سر قرار .
- ولی دیشب که گفتی وقتت آزاده . - تازه با هم ملاقات کردیم .
میدونید ، شاید این قضیه یک واکنش به اون ساردین ها بوده باشه .
من ... من نمیتونم تنها برم .
از "جرج" بخواه که همراهت بیاد .
"جرج" ، یالا . پول غذات رو حساب میکنم.
حساب میکنی ؟ من هستم .
- چرا اصلا نیاز به همراه داری ؟ - چون ...
... از اینکه با یک زوج ازدواج کرده سر یک میز تنها باشم نفرت دارم ...
...حرفشون فقط در مورد دوستان زوج و اثاثیه ی زوجشون هست .
همیشه سعی میکنند این حس رو به من بدند که زندگیشون خیلی خیلی بهتر از من هست .
میدونید ، من زندگی خیلی هیجان انگیزی دارم .
زندگیم خیلی هیجان انگیزه .
با یه گاوباز سر قرار رفتی ؟
خب ، آره . در حقیقت ، الان یک گاوباز سابق هست .
- واه . - اسمش چی بود ؟
اسمش ؟ اسمش بود ... بود ...
... "ادواردو" ...
... "کوروچیو".
اون نمک رو بده ، لطفاً .
کجا باهاش آشنا شدی ؟
راستش ، توی سوئیس دیدمش ...
... اون داشت مبارزه میکرد ...
کلمه ای که به کار میبرند همینه ؟ مبارزه ؟ اون ها که واقعا با گاو مبارزه نمیکنند .
اون ها از مبارزه کردن باهاش فرار میکنند .
نون .
اوه ، من عاشق ملاقات با آدم های تازه ام .
اینطوری هست که آدم واقعا در مورد زندگی چیزی یاد میگیره .
- عافیت باشه . - ممنون .
من قصد نداشتم چیزی بگم ، فقط دیدم اون قرار نیست انگاری دهنش رو باز کنه .
میدونی کی بازیگر خوبیه ؟ "آنتونی کوئین" .
اوه ، "آنتونی کوئین" . بازیگر بزرگیه .
ولی تا اونجائی که من فهمیدم ، راننده ی خیلی خوبی نیست .
میزنه به هر چی ماشین تو جادست ، ولی همیـــشه یک نوشته ای میگذاره روی ماشین.
تا حالا فیلم "زوربای یونانی" رو دیدی ؟ فیلمی با بازی "کوئین" ساخته سال 1965 ))
فیلم عالی بود . در حقیقت ...
... "کوئین" گفته هیچ وقت مثل زمانی که ...
... برای ماشینی که بهش زده نوشته میگذاره حس خوبی بهش دست نمیده .
بیا نزدیک .
جدی میگم ، من فقط داشتم شوخی میکردم .
فقط داشت شوخی میکرد ، "مایکل" .
فکر میکنی به این خاطر که میگی "عافیت باشی " آدم بخصوصی هستی ؟
من فکر نمیکنم آدم بخصوصیم . مادرم همیشه بهم میگفت که آدم بخصوصی نیستم .
فقط داشت شوخی میکرد ، "مایکل" .
- من عذر میخوام . - آره ، درسته .
- طرف اون رو بگیر . - من طرف اون رو نمیگیرم .
- خب ، طرف کی رو داری میگیری ؟ - خب ، مطمئنا طرف تو رو نمیگیرم .
"کرک داگلاس" . اون هم یکی از راننده های خیلی بده .
ولی واقعا آدم فوق العاده ای هستش ...
... وقتی با ماشینش به ماشینی میزنه ، هیچ نوشته ای نمیگذاره .
اون میشینه توی ماشینش ، و منتظر میمونه تا صاحب ماشین پیداش بشه ...
... تا بتونه گواهینامه ، کارت شناسائی بده به طرفش و از طرف عذرخواهی کنه .
من گفتم ، "عافیت باشه ." اینقدر کار بدی بود ؟
سوال اینجاست که...
... تو فرصت کافی در اختیار ...
... شوهرش قرار دادی تا اون "عافیت باشی" خودش رو اعلام کنه ؟
چون به عنوان شوهر ، حق اولین بی اعتنائی با اون هستش .
- بله ؟ - منم .
- بیا بالا . - آره .
آره . کاملا صبر کردم .
ولی بگذار این رو بگم.
وقتی که طرف بی اعتنائی میکنه ...
...اون "عافیت باشی" رو هر کسی میتونه مالک بشه .
بحثی توش نیست ، مگر اینکه دختره از اونهائی باشه که پشت سر هم عطسه میکنند ...
... و شوهرش "عافیت باشی" رو تا وقتی همه ی عطسه ها ...
... تمام نشده به حالت تعلیق درآورده .
من که بعید میدونم دختره از اون نوع باشه ...
... چون اون بعدا هم دوباره عطسه کرد ولی باز هم عطسه اش تکی بود .
اگر اون شب استثنائا کم عطسه کرده باشه چی ؟
- سلام . - سلام .
خب .
جناب "گوزنهایت" هم تشریف دارند . گوزنهایت : به زبان آلمانی همان عافیت باشی))
آها ، آره . انگاری که توی گفتن کلمه ی ...
No comments yet. Be the first to leave one.