Prvních 200 řádků.
وقتی فایلهای گمبلر رو هک کردم
فکر کردم یه چیزی که خودش قبلا پیدا کرده رو پیدا کردم
الان چهکار کنیم؟
یه کلمه هم به زبون نمیآریم
نور انگشتر جنی
به انرژیهای تاریک حساسه
دوست داشتم توی بلوولی بمونم
اما میترسم سختش کرده باشین
چه حیف
میذاری پدر و مادرت توی این بخش از زندگیت دخیل باشن؟
.عمرا بابا ولی مامان بابام آدمهای چرتین
پس یعنی میگی اگه محدودکننده رو بردارم
قراره 24 ساعته کار کنه؟
داشتی آیسیکل جدید رو تمرین میدادی
میخوام کمکش کنم
خودت تنهایی چنین تصمیمی گرفتی
اون هم وقتی که کل تیممون در خطره
شاید سیلوستر باید رهبر انجمن عدالت آمریکا بشه
.تا همین الان هم خودش رهبر بوده- اینجا دیگه کجاست؟-
بهش میگن موسسه هیلیکس
توی همین دفتر پذیرشتون
جنی لین هیدن
همینجاست
اما متاسفانه بدون برادرش
آقای بونز، خبر داشتین تاد رایس خواهر داره؟
داره اون بیرون آزاد میچرخه
میدونم کمکم رو لازم داره
شاید اون هم داره دنبال من میگرده
« ما را در تلگرام، اینستاگرام و توئیتر دنبال کنید » @NightMovie_Co
این از طرف انجمن حمایت از کودکان برات ارسال شده
تولدت مبارک، جنی
راجع به برادرمه؟- به خدا اگه بدونم-
حیلی خب
خیلی ممنون
یهکم هم واسه زندگیت نصیحتت کنم
خیلی سعی نکن بینقص باشی
مجبور نیستی باب میل بقیه رفتار کنی
یهکم آزاردهندهست
«متـــرجمان: مهران موذنی و آرزو» Mehran_EC & @Arezoosubs
"تاد"
یالا، از این طرف
الان کجاییم؟
تاد، بهم اعتماد داری دیگه، نه؟
خودت که میدونی
دارم واسهت شام میپزم
...دنی، اگه گیر بیفتیم
آژیر رو از کار انداختم
بیخیال بابا، معلمم کاردرست بوده
اینجور جاها ریسکشون بالاست
...ما
اگه رادار شناساییمون نکنه
دیگه خطری نداره
آره، میدونم
فقط میخواستم یه شب هم که شده
مثل موشهای خیابون زندگی نکنیم
!بیخیال بابا، ناسلامتی تولدته
میدونم همیشه تولدت بهت سخت گذشته
خیلی خب
بشین اون بطری شراب رو باز کن، باشه؟
من میرم سراغ استیکها
خدا کنه گرسنهت باشه
"تاد"
انگشتر بابا
تاد؟ چی شده؟
!تاد- !جنی-
!نه- !نه-
!نه
!تاد
!تاد
تاد
تاد
.یالا- تو برو-
.تاد، نه، یالا- نمیتونم. تو برو-
...تاد، نمیتونم- !برو-
میز دونفره رزرو کرده بودین؟
خودشه؟- فکر کنم-
تاد رایس خودتی؟
.آروم باش با رفیقت کاری نداریم
تاد رایس خودتی، نه؟
از کجا اسمم رو میدونین؟
پاداشتون به زودی واریز میشه، آقایون
ممنون
چشممون به جمالت روشن شد، تاد
من نرس لاوم
اینجا کجاست؟
.خیالت راحت جات امنه
حالا بیا
اگه گرسنته
میتونیم از آشپزخونه بخوایم که یه چیزی تدارک ببینه
راستی تولدت مبارک
تولدم مبارک؟
امروز 18 سالت میشه
مرحله مهمی از زندگیته، تاد
از کجا اسمم رو میدونی؟
اون پلیسها کی بودن؟- ...دوستهای-
هیلیکس
هیلیکس
یه جایی واسه جوونهایی مثل خودته
جوونهای خاصی که توی دردسر افتادن
اسم پدرت آلن اسکات بود
خب که چی؟
دیگه چی ازش میدونی؟
میدونم که مُرده
البته
اما قبلش صاحب قدرت بزرگی بود
خودت هم میدونی، نه؟
پدرت گرین لنترن بود
قضیه چیه؟- امید-
همونطور که میبینی، من میفهمم متفاوت بودن چه حسی داره، آقای رایس
اما تفاوت میتونه خوب هم باشه
مایکل، یهکم مرغ میخوای؟
آره لطفا
از قسمت پاش میخوای؟
یه دونه ران بذارم واسهت؟
فکر کنم یه دونه ران کافی باشه
به روی چشم
یه بال واسه شما
وای خدا، پت، میشه یه بار هم که شده جنابعالی و لئوناردو دیکاپریو
کمتر چاپلوسی کنین؟
مامان، امروز کار چهطور بود؟
.بد نبود مدرسه تو چهطور بود؟
مثل همیشه حوصله سر بر
دیدی چی شد؟
کورتنی و باربارا طبیعین
...کلاس، تکالیف
دوستهام
همه خوبن
بث 10 دقیقه دیگه وقت میخواد
پس سر جدت تا اون موقع طبیعی رفتار کن
مایکل، یه دستی میرسونی؟
چی؟
بیخیال، خودم گرفتمش
اوه راستی
...ممنون واسه این
خیلی خب
از ظاهرش سختتره
تف توش
ناموسا رفقا؟
خیلی خب، ریک، نوبت توئه
چهارشنبهشبهای عادیتون این مدلیه؟
خب، مطمئنم که خوش میگذره
من هم
آره، خیلی خوبه
میدونین، این وضعیت من رو
یاد پدربزرگم و پرونده سرقت ماشین استودبیکر میاندازه
چه خفن
وایستا تا خودت ببینی
خیلی هم خفن بود
توی تقریبا 10 سال گذشته
هیچ سرقتی توی بلوولی انجام نشده
اون موقع، پدربزرگم داوطلبانه معاون کلانتر بود
میدونست توی شهر چه خبره
خیلی خب، یولاندا، به نظرم
اسکار خونسرد نقش بازی کردن هم به خودت برسه
.دست خوش- یولاندا، مامانت پشت خطه-
انگار اضطراریه
خیلی خب، موفق باشی قهرمون
من هم باید با بث برم مجوز الکترونیکی سفر بگیرم
مرسی، ماریا
سلام مامان
پس این بار واقعا اونجایی
منظورت چیه؟ معلومه که اینجام
زنگ زدم که به ماریا بگم
زیاد بهت شیفت نده
اونوقت میدونی چی جوابم رو داد؟
این اولین شیفت شبیه که توی این ماه برداشتی
شبها چهکار میکردی، یولاندا؟
پیش کی بودی؟
خیلی خب، بث، همه جای خودشون مستقر شدن
هروقت آماده بودی، بگو
خیلی خب، دارم روی
آخرین فایروال منابع آبی و انرژی بلوولی
کار میکنم
در واقع تنها فایروالش
جدی باید امنیت اینجا رو بالاتر ببرن
میدونین آقای پمبرتون، اگه گمبلر پیداشون نکرده بود
نمیدونم هیچوقت میتونستم یا نه
.شک دارم ولی شاید بهتر بود
که اول شارپ دوربینها رو پیدا میکرد
میدونی که چی میگم؟
با این فرض که اصن واسه همین کشتنش
بیا فعلا روی ماموریتمون تمرکز کنیم، باشه؟
اول اتصال برق رو قطع کن. بعدش که دوربینها رو پیدا کردی، نابودشون کن
آره، چند دقیقه صبر کن
که عملیات بمب خاموشی اجرا شه
"عملیات بمب خاموشی؟"
خوشت نیومد؟
نه، عاشقش شدم
به امید آزادی و عدالت واسه همه
بفرمایین
.آمین- ممنون-
دعاتون رو کردین؟
وای
فردا صاف میفرستمت
پیش پدر توماس، یولاندا
از دروغها و کلکهات خسته شدم
یولاندا، همین الان باید راستش رو بهم بگی
سوتفاهم شده، باشه؟
همین که بیام خونه همه چی رو توضیح میدم، باشه؟
پدربزرگم توی اوراقی
No comments yet. Be the first to leave one.