Prvních 200 řádků.
کاری از علی خزایی
کاهش شدید خانههای اجارهای و افزایش اجارهبها
بدین معناست که خانوادههای کمدرآمد متعددی
دیگر قادر به اجارهی خانه از اشخاص حقیقی نیستند
طبق گزارشات یک موسسه کمک به افراد بیسرپناه
ایرلند هم اکنون بیشترین نرخ افزایش خانوادههای بیسرپناه را در تمام قاره اروپا دارد
تامین محل اقامت صدها خانواده
به خود آنها واگذار شده است
بسیاری در تلاش برای یافتن هتلی برای اقامت هستند
از موسسات خیریه هماکنون درخواست...
سلام، من دنبال یه اتاق میگردم
برای خونواده
نه، فقط برای یه هفته
سلام یه اتاق میخام
واسه چن شب
اتاق خونوادگی
کارت اعتباری شورای شهر "دوبلین" رو دارم
شما تو لیست هتلها بودین
یه اتاق واسه چن شب میخاستم
ما شیش نفریم
شمارهتونو از توی لیستی که بهم دادن برداشتم
باشه ممنون بهرحال
سلام، دنبال یه اتاق واسه چن شب بودم
اتاق خونوادگی
بله درسته کارت اعتباری شورای شهر
حتی یه شب هم راه نداره؟
گفتم ساکت
سلام، یه اتاق برای یه هفته میخاستم
ببخشید؟
اتاق خونوادگی
ببخشید؟
نه، شورای شهر "دوبلین"
کارت اعتباری مخصوص شورا
شما تو لیست هتلها بودین
- اون گفت "منم" - نه، گفت "ساکت"
گفتم ساکت
دنبال یه جای موقتی هستم
- پس یه اتاق واسه... - اون گفت ساکت!
ببخشید؟
باشه
بازم ممنون
مامان؟
میگم ساکت
سلام یه اتاق واسه چند شب میخاستم
شمارهتون رو از لیستی که بهم دادن برداشتم
باشه ممنون
پتیاره
این حرفو نشنیده بگیرین
گرچه پتیاره هم بود
از کپی، کپی گرفتن بزور معلومه چی نوشته، نگا کن
- میتونی برام بخونیش؟ - دارم درسامو میخونم
فقط چارتا شمارهس «کیلی»
نگفتم که ترک تحصیل کنی، یالا
یه هتل پیدا کنیم میرم دنبال یه جای جدید میگردم
- یه خونهای، جایی - مامان، مامانی - چیه عزیزم؟
من نبودم
- تا بعد - فعلا
- «جان پاول» - بله؟
فردا شب باید تا دیروقت وایسی، حله؟
- باشه - مشکلی نیست دیگه؟ فقط 2، 3 ساعت میشه
- یه مراسم بزرگ داریم باید آماده شیم - موردی نداره، فعلا
منم، کجایی؟
بیرون خونه «مگان» آره هنوز تو ماشینیم
- به باباتون سلام کنین - سلام بابایی
حالا یه دیقه آروم باشین تا باهاش حرف بزنم، خب؟
آروم و ساکت بشینین
نه، نشد
فعلا هیچجا، به همشون زنگ زدم
کل روزو از صبح دارم زنگ میزنم جان پاول
یه دیقه زنگ میزنم موارد اضطراری
ای خدا، ساعت چهار و نیم شده
نه، اون آشنات از شورا دیگه زنگ نزد
هیچکس زنگ نزد
چی؟
همینجاییم گفتم، لباسارو ریختم تو ماشین لباسشویی مگان
واسه همین باید وایسم تا کارش تموم شه گرچه جایی هم نداریم بریم فعلا
خب چی میگی...
همونجایین تا منم بیام پیشتون؟
یه خونه خوب گیرمون میاد، نگران نباش
یه جایی گیرمون میاد
میبینمت
دوست دارم
خب
نیام اون پشتا!
اوضاعت چطوره عزیزم؟
- ردیفم - خوبه
- من بچه بودم که مدرسه رو ول کردم - منو حامله بودی
تو رو حامله بودم
قبلا از مدرسه خوشم میومد، اما...چی بگم
- مگانه، بی شوخی قلبم ترکید مگان - شرمنده
- مرسی عزیزم، یه دونه باشی - کاری نکردم
یه لطفی میکنی در صندوقو باز کنی؟
ممنون
- یه سر نمیاین تو؟ - نه ممنون مگان
ما خودمون پنج نفریم، منتظر جان پاول ـیم
الانا دیگه میخایم بریم، دیگه دفعه آخر بود خدا خیرت بده
حتما بهتون سخت میگذره
جاهایی که بهمون میدن، کلی از مدرسه بچهها دوره
یکیشون حتی تو "دوبلین" نبود تو "میت" بود، حومه شهر
- اوضاع دیوونه کنندهس - بایدم باشه
- مامان - ای خدا، صبر کن
- اون تو هم اوضاع دیوونه کنندس - برو
- مامان - اومدم
خب، وقتی «نیجی» میگه که خفه شین، باید خفه شین، خب؟
- نیجی تو ماشین موند؟ - نیجی بیچاره
نیجی روبراهه، نمیخاد نگرانش باشین اون یکی عزیزم، فهمیدیش؟
02
05758
- چطوری نیجی؟ - خفه شین
سلام، یه اتاق میخاستم شمارهتون رو از یه لیست برداشتم
برای سه شب که عالی میشه
بله درسته شورای شهر "دوبلین"
باشه ممنون
نیجی!
خفه خون بگیرین
بله پشت خطم
جدا؟
خیلیم خوب
یه شب؟
خب
کارت اعتباری شورای شهر "دوبلین"، درسته
عالیه باید زنگ بزنم ببینم موافق هستن یا نه، ایرادی که نداره؟
اتاق رو برامون نگه میدارین؟
عالیه
بله...«رُزی»
بله
«دیویس»
رزی دیویس
چی شد؟
باشه، کجا؟
اونجا دیگه کجاست؟
کجا؟ پس باید پیاده شم
باشه، پیداتون میکنم
گفتی اسمش چی بود؟ "اسکای وی"
چن شب؟
فقط یه شب؟
بازم؟
عه، خدا
خیلهخب، الان میام پیشتون
من بیرونم، اتاقمون شماره چنده؟
خب، یه دیقه دیگه اونجام
دختر خوبم
خوبین؟
- «الفی» کو؟ - گذاشتم بره بیرون بازی کنه
- داشت از کوره در میرفت - الان کجاست؟
- مگه اونجا نیست؟ - سلام بابا
بهش گفتم که تو راهرو بمونه
- فک نکنم تو راهرو باشه - پس میرم دنبالش، حتما رفته جاهای دیگه
تصادف
اونم تصادف میکنه
الفی؟
- بچه کیه؟ - بچه منه، مگه نه عزیزم؟
- آره - میشه از راهرو ببریش بیرون؟
مارو به دردسر ننداز
مشکلت چیه؟ فقط داره بازی میکنه
مردم صداشون درمیاد، همیشه همین بوده بخاطر سر و صدا
- بچه خودمم که نیست - خدا
مثلا هتلهها، اگه شلوغ کنیم میندازنمون بیرون
- منم جایی ندارم برم - باشه
ماشیناتو جمع کن الفی
ای خدا، زود باش الفی
- چیزی از تو ماشین نمیخاین؟ - نه فک نکنم
چیزی نمیخایم، فقط غذا میخایم، دارم میمیرم از گشنگی
- اینجا که نمیتونیم آشپزی کنیم، نه؟ - گیر میدن
-الفی بس کن - باشه پس
- پول داری؟ - آره فک کنم
فعلا کافیه صبحانه داریم بخوریم؟
غلات صبحانه به اندازه فردا داریم شیر و آبمیوه بگیر
عه یادم نبود واسه ناهار فردا چی؟
- نون و اینا - باشه، الان برمیگردم
- الفی هم با خودت ببر - بدون اون زودتر برمیگردم
بر منکرش لعنت
- انقد نپر عزیزم - نمیپرم
- حالا ردیف پایین دندونات - شستم ـشون - نه نشستی
- برگرد تو تخت خواب - خوابم نمیاد - البته که میاد
عشقمی
اتاق بوی بد میده مامان
بوی غذاس، خودش میره
«پیچی»
- پیچی چی؟ کجاست؟ - پیچی تو ماشینه، میخامش
- آخ خدا - من میارمش
بیا اینجا ببینم
باید قیافهشونو میدیدی به من و پیچی زل زده بودن
چه باحال
پیچی بیچاره، همش میخاد قسر در بره
کسی هم جلوشو نمیگیره اصن چی هست اون؟
- یه خرگوشه - واقعا؟ - تابلوئه - جدا؟
آره جان پاول، اون یه خرگوش فسقلیه
تا جایی که من میدونم مایه دردسره
پیچی بیچاره رو ول کن
این بوی غذا، خفهمون کرد
گشنم شد باز، خوابم نمیبره
پنجره که بستهس
- میترسن نکنه از پنجره بپریم - حق هم دارن
یادته قبلنا میگفتیم تو هتل بودن خیلی خوبه؟
خب الان به آرزومون رسیدیم
بگیر بخواب
چطور میتونم بخوابم وقتی تو پیشمی؟
چه دلنشین
ای خدا، الفی چرا وقتی داشتم جمعشون میکردم بهم نگفتی؟
No comments yet. Be the first to leave one.