Prvních 200 řádků.
چه کار کردی؟
هنوز روش کار می کنی؟- ...فکر کنم فهمیدم چطور
رد اون موجودی که به ما حمله کرد رو بگیرم...
خب به چی نگاه می کنیم؟
طیف نگار مکان حمله
...یه ایزوتوپ حرارتی نادره که ماهواره مون رو
برنامه ریزی مجدد کردم تا دنبالش بگرده..
...اگه به نتیجه برسیم
بعدش میتونیم هدفمون رو ردگیری کنیم...
کارت خوب بود- ممنون-
بری کل شب ، مشغول اینکار بودی
شاید بهتره بری یکم استراحت کنی
من تا اون موجود، اون بیرونه استراحتی نمی کنم
...در ضمن ، حالا که رالف خارج از کشوره
...و فراست هنوز در مرحله بهبوده...
من میگم بیشتر از بهبوده
این پیچش فراستی رو ببینید
اثر جانبی داروهاست؟
دوبینی پیدا کردم
بله منم همینطورم
میدونم هضمش سخته
! گفتم پشماشون می ریزه
! سیسیل
! سیسیل
تو کی هستی؟
چی میخوای؟
وقتشه بیای خونه ، سیسیل
ازم دور شو- ! تو نمیتونی منو کنترل کنی-
هیچوقت درس خودت رو یاد نمی گیری
! عزیزم
! سیسیل ! چیه؟
جیغ می زدی
نه ! یکی رو دیدم
دیدم یکی اونجاست ...و بعدش اونا
کسی اینجا نیست کسی اینجا نیست
فقط ماییم
...اینقدر روی اون پرونده ها ، سخت کار می کردی
که حتما خوابت برده...
...خیلی وا
...ولی..
خطر ، خیلی واقعی به نظر میومد
خیلی واقعی بود
مطمئنم همینطور بوده ، عزیز
ولی کابوس ها نمیتونن بهت آسیب بزنن
...خب. یادتونه که "فرمانروای آینه" با تفنگش
منو زد؟...- اوهوم-
...خب. از زمان اون ضربه
ما این سردردهای دیوونه وار رو داشتیم...
دیشب ، همه چیز تیره و تار شد
کیتی غش کرد
و وقتی بلند شدیم حالمون کاملا خوب بود
ولی دو تا بودیم
...دستکش آینه ای ایوا
یک تراشه بازتابنده داشت...
...فکر کنم این ژن های سرمایی فراست رو وادار کرد که به سرعت
تکثیر بشن و برای زنده موندن اون... یک بدن جدید بسازن
دیوونه واره نه؟
خب. هنوز افکار همدیگه رو می شنوید؟
! نچ ! فقط سکوت دلنشین
و من قدرتهامو دارم
...کیتی چیزای دکتریش و دانش خودشو داره
که از نظر من مشکلی نداره...
شما همیشه حس 2 آدم متفاوت رو داشتین
حالا 2 بدن متفاوت دارین
ولی نگران نباش ...یک راهی پیدا می کنم که
ما رو هرچه سریعتر... ...به هم برگردونه
...چون این خطر وجود داره که هرچه بیشتر صبر کنیم...
این کار سخت تر بشه...
...به جاش نباید روی اون دیوونه تمرکز کنیم
که آبراکدابرا رو کشت؟...
فراست حق داره
با فیرزا به کجا رسیدیم؟
فیرزا
یک کلمه اسپانیایی به معنای نیرو و قدرت
ببینید اسم شی-هالک رو قبلا گرفتن. خب؟
خب هنوز اثری از اون نیست
ولی بری فهمیده که چطور ردش رو بگیره
خوبه- آره-
چون اگه فیرزا تونسته ... از یک حمله پادماده ای نجات پیدا کنه
اون رو در سطح جدیدی از شرورها قرار میده...
در اون حد که آدم شلوارشو خیس کنه
ماهواره ها یک اثر ایزوتوپی شناسایی کردن
فیرزاست کجا رفته؟
اینجاست همین الان
این صاعقه و رعد و برق چی میگه؟
فیرزا هم یک اسپیدستره؟
! بری
اون کیه؟
کمکم کن
تازه اسپیدفورس رو باز-راه اندازی کردم و این اتفاق افتاد
و سرعتت چی؟ تحت تاثیر قرار گرفته؟
نه حداقل هنوز نه
هنوز دارم سعی می کنم بفهمم که اصلا این چطوری ممکنه
نمیدونم
تا حالا چنین علائم بدنی ندیده بودم
تا حالا هیچوقت یک خدا بیمارت نبوده
اسپیدفورس درست بعد از مراسم خاکسپاری اچ-آر این ظاهر رو به خودش گرفت
...مثل زئوس که از کوه اُلمپ پایین اومد
و ظاهر یک انسان فانی رو گرفت...
خیلی خب ولی چرا یک خدا باید کمک ما رو بخواد؟
...جواب هرچی باشه ، باید یه راهی پیدا کنیم
که با دقت ، روند بهبودش رو زیر نظر بگیریم...
! یا مادر مقدس- خوبی؟-
بله فقط یک لحظه بهم اجازه بده
حالا اسپیدفورس سنج من دستشه
الان قرمزه
اگه عوض بشه ...امیدوارم به ما بگه که
سطح قدرتش ، شارژ مجدد میشه...
...و اگه اینطوریه
...شاید اون وارد یک حالت اغما شده...
تا به بهبود خودش کمک کنه...
معنی میده ...و وقتی حالش خوب بشه
میتونه به ما بگه... که چه کسی اینکارو باهاش کرده؟
با اون
...شاید همونه که طوری با بمب پادماده برخورد می کنه
انگار دستمال کاغذیه...
اونا ایزوتوپ های گرمایی باقی مونده هستن
همشون روی اون هستن
به نظرت این کار فیرزا بوده؟
! باو !عجب نبردی بوده
به بزرگی اون نبردی که قراره با فیرزا داشته باشیم نمیشه
خیلی خب ...ولی اینجا الان درباره یک فرا-انسان عادی و معمولی
صحبت نمی کنیم...
فیرزا هرچی هست ...اونقدر قدرتمنده که تونسته
به خود اسپیدفورس آسیب بزنه...
و اگه اون بیدار نشه ، چی؟
تو چی میشی؟
ببین ما قبلا هم با تهدیدهای بزرگ ، مواجه شدیم
بحران ، ساویتار ، تاون
همه رو شکست دادیم
...اگه این کار فیرزا بوده
اونه که باید از ما بترسه...
خیلی خب من دنبال ایزوتوپ ها می گردم
و من اسپیدفورس رو زیر نظر می گیرم
به نظرت ممکنه فیرزا برگرده
و کاری که شروع کرده رو تموم کنه نه؟
من قبلا یک بار مرگ اسپیدفورس رو دیدم
نمیگذارم این اتفاق دوباره بیفته
بله. وقتی چیزی میدونستی باهام تماس بگیر
خیلی خب. ممنون خداحافظ
ببخشید- مشکلی نیست-
بابا
...درباره سرقتی که در بازرگانی سی-سی انجام شد
چی میدونی؟...
سارق راحت اومد و رفت
چون نگهبان شب ، سر میزش خوابش برده بود
چرا به یک پرونده که راحت حل میشه علاقه مندی؟
...خب. امروز صبح اون نگهبان به سیتیزن
یک داستان متفاوت گفت و به نظرم میتونم ... کمک کنم کارشو پس بگیره
به شرط اینکه داستان واقعی رو نشون بدم...
اون خوابش نبرد ، بابا
...اون تصاویری از ناپدری بدبرخوردش دید
که اونو در بانک می پایید...
واقعی تر از هر کابوسی که در عمرش داشت
سرقت ساعت 11:09 رخ داد
دیشب
...تقریبا همون موقع
که سیسیل هم کابوس می دید...
لعنتی
...اگه یه جور
فرا-انسان مثل فردی کروگر داشته باشیم...
پیداش می کنیم
به کوربر میگم هر تماسی درباره دیدن تصاویر عجیب رو بیاره
کریستن کرامر
من از کمیسیون پلیس فرمانداری ام
تا بعدظهر انتظار دیدنت رو نداشتم
خوبه که بالاخره دیدمت
بله دوست دارم زود کارمو شروع کنم
طبق تجربه من ، اگه زود نیای یعنی دیر کردی
تو هم دختر کاپیتانی
...خوندم که چطور از آدم ربایی به داخل بعد آینه
جون سالم به در بردی. همین بود دیگه؟...
وحشتناک به نظر میاد
از بدترش هم جون سالم به در بردم
تحسین برانگیزه
نمیخواستم وسط حرف شما بپرم
فردا صحبت می کنیم ، کاپیتان
ناهار به حساب فرماندار- به نظر خوب میاد-
گفت از کجا اومده؟
کمیسیون پلیس فرمانداری
چرا؟
یه حس دیگه
سگک کمربنده؟
سگک نیست
ماتریکس فایراستورم ـه
خیلی خب
من به تاون کمک کردم اینو بسازه ...تا رانی و استاین
با امنیت به فایراستورم تبدیل بشن...
و این قراره کمک کنه من و کیتی دوباره به هم برگردیم؟
از کیتلن تشکر کن
اون اینو کشف کرد
فقط کافیه که با دی-ان-ای اون اینو از نو تنظیم کنیم
و همینطور با آر-ان-ای تو ...اساسا ما فقط
همجوشی رو به شکافتن تبدیل می کنیم...
این عزیز دل فقط چند ساعت لازم داره تا شارژ بشه
و همین
شما رو به حالت عادی برمیگردونیم
دو ذهن در یک بدن
که روال عادی شماست
وای چه سریع بود
No comments yet. Be the first to leave one.