Prvních 200 řádků.
تقدیم به تمام پارسیزبانان جهان
سه قرن قبل
نخستین موجودات ابرقدرت، که به "فراانسان" معروفند بر روی زمین ظاهر شدند
و دورهای جدید از خدایان و هیولاها را آغاز کردند
سه دهه قبل
یک نوزاد فضایی در یک فضاپیما به زمین فرستاده شد و توسط کشاورزانی کانزاسی به فرزندی پذیرفته شد
سه سال قبل
آن نوزاد که اکنون بزرگ شده، خود را بعنوان سوپرمن قویترین فراانسان، معرفی کرد
سه هفته قبل سوپرمن مانع از حمله کشور "بوراویا" به "جارهانپور" شد
و این کار جنجال زیادی در سراسر جهان به پا کرد
سه ساعت قبل "یک فراانسان به نام "چکش بوراویا
در متروپلیس به سوپرمن حمله کرد
سه دقیقه قبل سوپرمن برای اولین بار در یک نبرد شکست خورد
!آخ! آه
وایسا، وایسا، وایسا
وایسا، وایسا
نه کریپتو. کریپتو
!آخ
کریپتو
منو ببر خونه
خونه
کریپتو
خونه
!سوپرمن
متشکرم
نیازی نیست از ما تشکر کنین قربان چون ما قدردانش نخواهیم بود
.ما هیچ آگاهیای نداریم هیچی
فقط رباتهای خودکاری هستیم که برای خدمت به شما اینجاییم
با دوازده آشنا بشید تازه وارده
سلام - بهم نگاه کرد -
پیغام والدینتون رو پخش کردم تا آرامتون کنه
ممنونم
براشون آرامشبخشه
پیغام در زمان انتقال از کریپتون
به زمین، آسیب دیده
...اما چیزی که از آن مانده
ما تو را بیشتر از بهشت دوست داریم، پسر عزیزمان
تو را بیشتر از زمین دوست داریم
تو را بیشتر از زمین دوست داریم
خانهی عزیز ما به زودی برای همیشه از بین میرود
اما امید قلبهایمان را زنده نگه میدارد
و آن امید تو هستی، کال-ال
ما در کل عالم به دنبال خانهای گشتیم تا
تو بتوانی بیشترین کار خوب را در آن انجام بدهی
و با حقایق کریپتون زندگی کنی
آن محل زمین است - آن محل زمین است -
و بقیهی پیغام از بین رفته
چهارده استخوان شکسته
آسیب به مثانه، کلیه، رودهی بزرگ و ریهها
سوپرمن بیچارهی ما
با یک دوز مناسب از نور خورشید زرد
در کمترین زمان اون رو سالم و سرحال میکنیم
مهندس"، جواب بده"
اون یه جایی نزدیک اینجا فرود اومد
نمیتونم ببینم کجا
خب، همچنان بگرد
عجب
قربان، فقط 83درصد سلامتیتان را به دست آوردید باید استراحت کنید
نمیتونم شماره 4 باید برگردم به میدان نبرد
"اما آن یارو "چکش با قدرت کاملتون شکستتون داد
قربان؟
این چیه؟
!کریپتو
چیکار کردی رفیق؟ ...فکر کردم
...تو کل اینجا رو نابود
روباتهای سوپرمن فکر کنم بهتون گفته بودم
که مراقبش باشین
ما به سگ غذا میدیم ولی او سرکش است
و متوجه میشود که ما از گوشت و خون نیستیم
...و نمیتوانیم از ته دلمان
اهمیت بدهیم که زندهست یا مُرده
بس کن، کریپتو. ولش کن
آخ! وای! بس کن آخ! بس کن
کریپتو! آخ! آخ! وایسا. بس کن
بشین. بشین. بمون
فضایی داره برمیگرده
ســوپــرمــن
زیرنویس از حسین اسماعیلی، امیر طهماسبی
!سوپرمن شما، رهاتون کرده
مردم بوراویا نمیتونن دخالت اون رو
در امور کشور ما، نادیده بگیرن
سرعتدهی به پورتالها
حاضر و آماده است
شمارش معکوس از ده شروع شده
کمربندها رو ببندین الانه که شروع بشه
...ده، نه، هشت، هفت، شش
براوو، چه خبری از کارمندها داری؟
وارد سیستم "چوکوس" شدم، لری کشته نداشتن
...پنج، چهار
نمیشه تو همهچی پیروز شد - سه، دو، یک -
هدف در دیده
برگشت. در موقعیت ساعت 5 - دریافت شد -
12سی
18آ
34بی
98زد
8اچ
74دی
44تی
رجی، میشه مراقب باشی؟ - آره، آره -
!آره! آره، آره، آره
انگار که از تمام حرکات سوپرمن
قبل از انجامش خبر داره
داره. سالها روش مطالعه کرده
بیش از 2500 حرکت مبارزه برای هر موقعیتی آماده کرده
!سوپرمن
براوو، داریش؟
مالک علی". یه محلیه"
لکس، پیغام مهندس رو گرفتیم
.هدف ما رو به یه قلعهی یخی هدایت کرد
شایعات حقیقت داشتن
نمیدونم چطور نتونستیم چنین چیزی رو ببینیم
عوضی
کانال 2 به 1
...حرومز
لکس، همهش فرو رفت داخل یخ
چیزی که میخوایم رو گیر آوردیم برگرد به پایگاه
میتونم یخ رو سوراخ کنم، لکس
امروز براساس غرورت تصمیم نمیگیریم، آنجلا
ممنون
وقتی واردش بشیم به بیشتر از تو نیاز داریم
کانال 1 به 2
کاری که باید رو انجام دادیم تمومش کن
ایالات متحده همچنان خشم
چکش بوراویا رو حس خواهد کرد
منم مالک
یه بار بهت فلافل مجانی دادم
وقتی یه زن رو نجات دادی تا تاکسی بهش نزنه
حالت خوبه سوپرمن؟
مالک، تو باید از اینجا بری امن نیست
تو بارها نجاتمون دادی حالا نوبت ماست
این آخرین اخطاره
!آه
شاید نباید اون کار رو در
جارهانپور میکردی، سوپرمن
بینقص بود بچهها
!عالی بودین
سرعت تمام پورتالها را کاهش بدید
اولترامن برگشته - !اولترامن -
!اولترامن کارت عالی بود
!آره
ببخشید. خیلی معذرت میخوام
ببخشید
صبح بخیر نینو - صبح بخیر کلارک -
چکش بوراویا باعث هرج و مرج] [در مرکز شهر شد
آیا این فراانسانهایی که ...مردم انتخابشون نکردن
فکر کردن میتونن سیاستهای بینالمللی رو تعیین کنن؟
این غیرقابل قبوله
یه داستان مهمه بالای صفحه بذارش
همونجا میذاریمش
دوباره دیر کردی، کنت - ببخشید پری -
سلام بدبخت - سلام استیو -
هی، چه مشکلی با قیدها داری، کنت؟
چطور باید بدونیم وقتی این چرندیات رو میخونیم
چه احساسی داریم؟
در نویسندگی ورزشی، یاد میگیری که جملات اصلاح کننده هستن
سلام مامان - !مامان -
!سلام کلارک
آه، من و بابا فقط خواستیم زنگ بزنیم
و بهت تبریک بگیم بابت اون تیتر صفحه اول
!پسر، فوق العادهست
هی، از مامانت بپرس که اخیراً از لاشههای توی جاده، کباب خوبی پخته
خفه شو استیو - ...مثلا صاریغ یا امعای خوک -
چیه کلارک؟ - ببخشید مامان -
فقط وسط یه روز پر از ماجراهای بزرگ هستم
امعاء چیه؟
امعاء رودهست
ممنون کت، این چرندیات رو خوندی؟
فکر کردم خیلی عالیه، کلارک
عالی؟
!آره! صفحه اول! فوق العادهست
خب، نمیخواستیم مزاحمت بشیم اما
میخواستم تبریک بگم
و بهت بگیم به یادت هستیم، کلارک
و مدتیه ندیدیمت - بهش بگو غریبی نکنه -
بابات میگه غریبی نکن
آره... آره مامان شنیدم چی گفت
آره خب، باید برم. عجله دارم
باشه. دوستت داریم
خب، این یارو یهویی پرواز کرد وسط شهر
و شروع کرد به مردم حمله کردن
و میخواست سوپرمن ظاهر بشه؟
آره. همهش در مقالهم هست
پس باید نوشتههات رو بخونم، کلارک
دانستن ارزش بسیاری فداکاریها رو داره
این یکی از اونا نیست
هاهاها. خیلی خندهدار بود، لوئیس
خدای من - اون خیلی خوبه -
22نفر در بیمارستان بستری شدن
و بیش از 20 میلیون دلار خسارت به ساختمانها
واقعاً برام تعجب آوره - تعجب آور از چه نظر؟ -
با اینکه آدم بزرگیه
ولی شاید سوپرمن خوب روی عواقب
قضیهی بوراویا فکر نکرده باشه
اصلاً اگه این یارو اهل بوراویا باشه
منظورت چیه؟ اسمش
چکش بوراویاست
آره، شک دارم والدینش اسمش رو این گذاشته باشن، جیمی
ما اصلاً نمیدونیم هدف واقعیش چی بوده
فکر کنم هدفش کاملاً مشخصه که میخواد دهن سوپرمن رو سرویس کنه
No comments yet. Be the first to leave one.