Prvních 200 řádků.
چیزی شده ؟
میتونی بهم بگی
تنهایی عذاب نکش، بهم بگو
یون دو
بله
چی شده؟
جا نخوری
کسی که داشتم تلفنی باهاش حرف میزدم
اوه یون دو
به نظر خوشحال میای
فکر کنم گونگ ته کیونگ حسابی هواتو داره
چرا رفتارت مثل دوران چوسانه
چه اشکال داره که با هم سلام و علیک کنیم
همه چی بین ما تموم شده خوشم نمیاد باهات حرف بزنم
دیگه هیچوقت طوری رفتار نکن که انگار منو میشناسی
بیا بریم ته کیونگ
باید برم دستشویی
چیزی نیست
فقط یه کم جا خوردم
سلام پدر
من با کسی ام که تو رو برده زیر سوال
میخوای صداشو بشنوی؟
تو کی هستی؟
چطور جرات میکنی در مورد بچه من حرف مفت بزنی؟
اونقدر عمیق به چی فکر میکنی؟
اوه، ته کیونگ
اتفاق بدی افتاده؟
نه
شنیدم با رئیس گونگ قرار ناهار داشتی
یون دو کجاست؟
رفته دستشویي
احتمالا کسی رو به اسم کیم جون ها می شناسی؟
کیم جون ها؟
رئیس گونگ اونو مسئول پروژه ام و ای آمریکا کرده
تا زمانی که ادغام بشیم تو شرکت ما کار می کنه
داری میگی اینجا کار میکنه؟
چطور مگه؟ می شناسیش؟
آره یه جورایی
همین الان دیدمش
چون به نظرم تصادف جالبی بود، پرسیدم
احتمالا وقتی کیم جون ها رو ديدی یون دو باهات بود؟
هوم؟
آره
پدر آدرس رستورانو برامون فرستاد
بیا بریم
بعدا می بینمت
کیم جون های عوضی
خدای من
چرا اینجوری نگاهم میکنی؟
فکر کردی غش کردم
بخاطر روبرو شدن با دوست پسر سابقم؟
واقعا حالت خوبه؟
راستش چون خیلی غیرمنتظره بود جا خوردم
فکر می کردم چون آمریکاست دیگه نمیبینمش
برای همین گاردمو پایين آوردم
الان که فهمیدم دیگه اشکال نداره
مهم نیست که کجا باهاش برخورد کنم، دیگه جا نمیخورم
بیا بریم پدر منتظره
- چیه؟ - چطور می تونی همینطوری بذاری بری؟
ته کیونگ نزدیک بود بفهمه
حالا که نفهمید! فقط داشتم دستش مینداختم
اوه یون دو و گونگ ته کیونگ اومدن اونجا، درسته؟
آره
شنیدم اوه یون دوو رو دیدی
چه حالی شدی؟
معلومه که لذت بردم
میخوام بهش نشون بدم چقدر خوبه
برا فردا یه جلسه گلف ترتیب بده
"جلسه گلف؟"
ما نباید به خانم جانگ اعتماد کنیم؟
نمی دونم کی اونو فرستاده
اما به وضوح اینو گفته
دلیل اینکه امروز میخواستم شما دوتا رو ببینم
برا اینکه میخواستم در این رابطه یه چیزی ازتون بپرسم
در رابطه با خانم جانگ؟
درسته
این سوال ممکنه یون رو ناراحت کنه
من مشکلی ندارم بفرمایيد پدر
...شنیدم خانم جانگ هنوز از ته کیونگ
دست نکشیده
درسته؟
کاشکی درست نبود ولی انگار هست
چرا باید همچین کاری کنه؟
حتما خیلی اذیت شدی یون دوو
اولش یه چند باری زیاده روی کرد
اما اخیراً اوضاع خوب بوده
من به دامش نمی افتم
نگران نباشین
خدارو شکر که اینو می شنوم
بذار ببینیم خانم جانگ چیکار میکنه
بعد در موردش تصمیم میگیریم
بله خانم جانگ
آقای کیم جون ها؟
ته کیونگ هم همینطور؟
باشه، بذار بپرسم
ته کیونگ
آقای کیمو می شناسی؟
بله، تو شرکت به هم برخوردیم
آهان که اینطور
حتما خوشحال میشه دوباره ببینت
فردا برای گلف دعوتت کرده
نظرت چیه باهم بریم؟
باشه حتما میام
دیونه شدی؟ واسه چی میخوای بری اونجا؟
دلیلی نداره ازش دوری کنم
دیدن زیادشم خوبیت نداره
مخصوصا به پدر گفته تو هم باهاش بری
از کجا معلوم چه نقشه ای داره؟
نمی خواستم رئیس به چیزی مشکوک بشه
یه کم میمونم بعدش یه عذری میارم میام
...تماسی که لابی باهام داشتی
و بیمار اورژانسی که گفتی اومده درمانگاه
جون ها بوده، نه؟
واسه چی اومده بود دیدنت؟
بچه ای که زنت بارداره
واقعاً مال توئه؟
- چی؟ -...یکی گفت
من بابای بچه ام
باید کاری کنم که اون عوضی احساس حقارت کنه
چی؟
طاقت نداره ببینه من تو رو ازش دزدیدم
برا همین می خواد زهرشو به من بریزه
چه آدم سفیه و احمقی
نه بیشتره نه کمتر پس نگران نباش
سلام مادربزرگ
باشه متوجه شدم
الان میام
چرا مادربزرگ می خواد تو رو ببینه؟
نکنه باز داره اذیتت میکنه؟
نه اینطور نیست
واقعا اینطور نیست میتونی منو پیاده کنی و بری سر کار
خوب شد اومدی
بخاطر عمل غذا نخوردم، بیا با هم بخوریم
الان حوصله تو رو ندارم
باز چش شده؟
خیلی وقت بود اخلاق گندش رو نشده بود
انگار حالش بده
اجازه بدین من یه رستوران جدید و خوب توصیه کنم
هی، دکتر گونگ
گفتی کسی رو که پدر بچه رو زیر سوال ببره نمیبخشی
الان با کسی ام که تو رو زیر سوال برده
می خوای صداشو بشنوی؟
مسخره کرده یا چی؟
اگه تنهائین اشکال نداره با کسی بشینین؟
اشکال نداره
اجازه هست کسی سر میز شما بشینه؟
بله
می بخشید
کجا میری
- چی؟ - چون منم؟
من میرم، غذام تموم شده
حروم کردن غذا درست نیست
چی؟
بمون با هم غذا بخوریم
ممنون
بفرمایید
اون موقعی
ببخشید که قراردادو تو کیف پولتون خوندم @KoreanAngels
خیلی عصبانی شدی؟
عمدا نخوندی که
من خیلی شدید واکنش نشون دادم
...واقعا
یه زن و شوهر میتونن به زندگی خصوصی هم اهمیت ندن؟
ببخشید اگه خیلی بی ادبانه بود
من خودم تحمل فضولی رو ندارم
اشکال نداره
اگه برات سوال شده بپرس
...من هر روز دارم تلاش میکنم بفهمم
میشه این کارو کرد یا نه
اگه منم اینجوری زندگی میکردم عالی میشد
چی؟
من و شوهر سابقم وحشتناک با هم دعوا میکردیم تا بالاخره طلاق گرفتیم
اینجوری بچه دیگه اون صحنه هارو نمیدید
اما بچه به پدر احتیاج داره
...اگه می دونستم می تونیم
مثل غریبه ها با هم زندگی کنیم ولی بچه رو بزرگ کنیم
عالی میشد؟
غذا مهمون من
پس قهوه با من
باید برید سر کار
پس منم باید همراهیت کنم
نه بابا
بخاطر ناهار امروز ممنونم آقای دکتر
تو هم برام قهوه خریدی
اینجوری با هم دوستیم
انگار آروم از دوچرخه سواری با شما حسابی لذت برده
تو دفتر نقاشیش کرده
شما رو خیلی خوش تیپ کشیده
واقعا؟
آروم معلومه آدم شناسه
دفعه بعد باید یه آموزش دیگه بهش بدم
سلام
عزیزم چرا اینقدر زود اومدی؟
فکر کردم بعد از وقت دکترم می تونیم بیرون غذا بخوریم
بد شد که
اتفاقی همدیگرو دیدیم و ناهار خوردیم
اشکال نداره
ممنون که باهاش بودی و نذاشتی تنها غذا بخوره
اتفاقاً کنار هم نشستیم
بریم عزیزم
No comments yet. Be the first to leave one.