Prvních 164 řádků.
اونها چندش اند و دیوانه اند
مرموزند و شبح گون
جملگی عجیب و غریبند
خانوادهی آدامز
خونه شون موزه است
وقتی به دیدنشان می آیند
مردم یکسر جیغ و فریاد می شوند
خانوادهی آدامز
تمیز
لطیف
فینگیلی
پس یک شال جادوگری به تن کنید
چوب جارویی که سوارش شوید
می رویم که سری بزنیم
به خانوادهی آدامز
زیرنویس از گابریل Subtitles by: GabrielX
نامه اومده - ولش کن، لرچ، خودم میارمش -
چاقوی حکاکی جدیدم
چاقوی خوبیه می تونم باهاش کالبد شکافی کنم؟
خوب، عزیزم، کالبد شکافی بازی خوبیه
ولی این رو برای کارهای هنری گرفتم
یا موهام ضخیم تر شدن یا این چاقو نیاز به تیز کردن داره
بیا عزیزم فکر کنم اندازه کافی تیز شده
عالیه، مرتیشا، کریدا میا
زود باش گومز - داری خسته میشی، دایی فستر؟ -
نه، ژست گرفتن رو دوست دارم خیلی هنریه
خوبه. می خوام باطنت رو ببینم - نه با اون -
این که فقط برای حکاکیه - از همین می ترسم -
نه حکاکی تو بلکه حکاکی پیکره ات
حالا یه کم از شخصیت آدامز نشون بده
این شد یه چیزی
آره
حالا، یه کم به سمت راست
بیشتر
ادامه بده
عالیه
مطمئنی بقدر کافی شخصیت من رو نشون میده؟
برعکس بچرخ
یه کم برگرد
ادامه بده
عالیه
ولی مطمئنی خود واقعی ام رو درمیاری؟
راست میگی، باید خودِ واقعیِ راستِ دست نخورده ات رو در بیاریم
زیباست.. و حالا برای نامیرایی
تکون نخور، نگاه نکن و حتی نفس نکش
..نگران نباش. من کلاً - ..نکن -
خودشه.. نگهش دار
جان من، فکر کنم موفق شدم
وای گومز، تو میکلانژ کدوهای هالووین هستی
تا اینجا چطور شده؟
عزیزم، تو روح یک هنرمند و دست یک جراح رو داری
هالووین همیشه به من الهام میده
داری آمادۀ مهمون ها میشی
که برای قاشق زنی میان امشب؟
اوه، آره، و بچه ها خیلی ذوق دارند برای بیرون رفتن
خوبه
من بهتره برم سراغ «مشت» و کلوچه ها - همیشه مهمان نواز فوق العاده ای -
لبخنده رو نشون بده
لرچ، می بینم که کاسه رو آماده کردی - بله، خانم آدامز -
بنظرم بهتره پانچ رو آماده کنم بعد بذارم یکم ملایم بشه
تو برو ساندویچ ها رو درست کن، لرچ - بسیار خوب، خانم آدامز -
مقدسه
ممنونم، چیز
!گومز
مرتیشا - بله؟ -
چارشنبه و پاگزلی برای قاشق زنی آماده اند
بیارشون پایین بیارشون پایین
آژیر رو می شنوی؟ - آژیر پلیسه -
عالیه، باک خالی خالیه
ببین، دفعه بعد که میریم دزدی میشه بنزین بزنی؟
باشه.. باشه بابا یادم رفت
آره.. تازه اسلحه ات رو هم در حال فرار انداختی
پسر امشب اصلاً شبت نیست.. ها
بیا از اینجا بریم تا پلیس ها پیدامون نکردن
کیف دزدی رو من می برم نمی خوام اینرو هم جا بذاری
می دونم، همیشه عصبی هستی، مارتی
مامورا کل منطقه رو گرفته اند
باید یه جایی مخفی بشیم
اونجا.. آرومه، پشت درخته - باشه -
هی، هی بخدا این دره بسته بود
بابا دیگه داری منو می ترسونی.. بیا
چه خبرته؟ چرا درو محکم بستی؟
من می خواستم از تو بپرسم
چطور بنظر میایم؟ - ...ماما، این دیگه خیلی -
موافقم، گومز، خیلی تعجب آورند
مردم شاخ در میارن
..آره. وقتی در خونه مردم رو زدید، بهتره بگید
نترسید، ما بچه کوچولو ایم
میشه دیگه بریم؟
بذار پدرت کله کدویی رو آماده کنه
چطور شده؟ فکر می کنی شبیه دایی فستره؟
!بهتره
دید عالی.. یک آدامز واقعی
این خونه منو به ترس انداخته
میشه دست برداری؟ احتمالاً این خونه مال یه پیرزن مهربونه
خوب بچه ها آمادۀ قاشق زنی هستید؟
آماده ایم، پدر - آره، بریم -
خوب، اینها واسه شیرینی هاست
برای خودم آوردم
خوب، ماما ما شیطون کوچولو هامون رو واسه هالووین مشایعت می کنیم
یکی داره میاد، مارتی - آره، میشنوم -
میشه ماسک رو بذاری کنار؟ - نمی خوام که بشناسنمون -
ببین، پدر، مهمون داریم
اون ماسک زده - حتما اومدن قاشق زنی -
آره، آره، البته - دیگه جلو نیاید -
ماما، راست گفتی بچه ها بهتره جمله تون رو بگید
نترسید - نترسید -
ما فقط بچه کوچولو هستیم - ما فقط بچه کوچولو هستیم -
ما هم داریم قاشق زنی می کنیم
آره، ما هم اومدیم هالووین
شب خوبیه برای هالووین باید بیاید تو با ما جشن بگیرید
شرمنده، هزار تا کار داریم
فکرش رو که می کنیم بهتره پیشنهادتون رو بپذیریم
!احسنت
ماما، بچه ها رو به دست توانمندت می سپارم
زیاد بیرون نگهشون نداری
فقط تا جایی که گونی ها پر بشن - بدرود، پدر -
مرتیشا، اولین مهمون هامون اومدن
..این همسرم، مرتیشا ست، این هم
چه خنده دار اصلاً یادم رفت اسمتون رو بپرسم
ببین، طرف ..اگه فکر کردی می تونی
من مارتی ام، و این هم کلاده
به خانه ما خوش اومدید
این ردای خفنیه که پوشیدی، خانم
مچکرم. من همیشه این رو واسه هالووین می پوشم
خیلی خوبه واسه هالووین
همیشه هم سعی می کنیم خونه مون رو توی حس هالووین نگه داریم
آره.. همین طوره
یه صدا هایی شنیدم، گومز کی اومده؟ مهمون داریم؟
آره، داریم، دایی فستر
این ها مارتی و کلاد هستند
خوشبختم
شما.. شما رفقا انگار هالووین رو خیلی جدی می گیرید
این تعطیلی مورد علاقه مونه
این هم خدمتکار ماست، لرچ
رفیق، تو رو دست همه ای - بله، لرچ، طبقه بالاست -
کلی هم مفیده
یادم رفت که کدوئه رو نور بدهم
عین خودم می مونه ببخشید
آقایون، بیاین اینجا تا هدیه بدیم
کیفت رو باز کن - دیگه پسرخاله نشو، قربان -
نه نه، جایی برای شرمندگی وجود نداره
به نظرم مایۀ دلگرمیه که بزرگتر ها هم با هالووین همراه بشن
..آره، ولی باز هم، من عمراً - گفتم که مفیده -
ببخشید، لرچ - ..ای تو نامرد -
بی خیال مارتی ببین چی پیش میاد
کومپا میا
پر از پوله
خوب دیگه رفیق. نگاه کردی بسه ردش کن بیاد
..مرتیشا، همسایه هامون به این آقایون
صد ها دلار شیرینی دادند
آدم به چنین محله ای می باله
بعد من می خواستم بهتون سیب بدم شرمنده، آقایون
بیا.. این بهتره هالووین تان خوش
یه لحظه اجازه می دید؟ - البته، راحت باشید، آقایون -
چیزی که من دیدم رو دیدی؟ - آره، کشو پر از پول -
آره، و ماسکی که یارو بلنده زده
باید یه همچین چیزی بزنیم برای کار بعدی
بذار ببینم از کجا خریده
رفیق، این ماسکت خداست
میشه بگی از کجا گرفتیش؟
این مال خودمه
..آره، می دونم، ولی از کجا
این راستکیه
No comments yet. Be the first to leave one.