Dr. STONE

Dr. STONE (Dr.STONE)

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 4

Informace o verzi

[AnimWorld] Dr Stone - Science Future Part I (1 - 12)
Dr STONE S04 Part 01 1080p CR WEB-DL DUAL AAC2 0 H 264 MSubs-ToonsHub
Dr STONE S04 Part 01 1080p CR WEB-DL AAC2 0 H 264 DUAL-VARYG
[Anime Time] Dr STONE SCIENCE FUTURE - (1 - 12)
[SubsPlease] Dr Stone S4 - (1 - 12)
[Erai-raws] Dr Stone - Science Future - (1 - 12)
Komentář od Prometheus
🏹 Prometheus & ashkan :ترجمان 🏹 @AWSub | @TheuSub دانلود فونت‌ها: https://t.me/TheuSub/261

Tagy

other
Zveřejněno: 2025-03-27
Stažení: 157
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 196 řádků.

Prometheus & ashkan ‫Tel: AWSub \ TheuSub

‫هزاران سال از زمانی که بشریت به شکل ‫مرموزی تبدیل به سنگ شد می‌گذره.

‫ماهایی که در این دنیای بدوی و ‫پسا-رستاخیزی دوباره احیا شدیم،

‫تمدن علمی رو دوباره از ‫هیچ‌وپوچ بنا کردیم.

‫و سرانجام به جایی رسیدیم که با ساخت ‫کشتی بتونیم از اقیانوس آرام عبور کنیم.

‫از آشنایی با شماهایی که در آینده ‫این رو می‌شنوید خوشحالم.

‫خبرنگار: هوکوتوزای مینامی.

‫این رو برای آیندگان ضبط می‌کنم.

‫ما در مسیر کشف راز پشت ‫سنگ‌شدگی بشریت هستیم.

‫مقصد ما، پایگاه دشمن: ماه.

‫طی این پروژه‌ی بزرگ ما از عصر سنگی ‫به ساخت فضاپیما خواهیم رسید.

‫مواد مورد نیازمون هم از سراسر ‫دنیا جمع می‌کنیم؛ اول از همه هم آمریکا.

‫حالا بریم و با خدمه‌ی کشتی مصاحبه کنیم!

‫قوی‌ترین پریمات دبیرستانی

‫زمانی که تمام بشریت را احیا کنیم، ‫افرادی دست به سلاح گرم خواهند برد،

‫افرادی که به قدرت برسند ‫سعی می‌کنن از دیگران سوءاستفاده کنن.

‫اما من اجازه نمی‌دم.

‫اجازه نمی‌دم دستان علم ‫به خون آلوده شه.

‫الآن این تنها وظیفه‌ی منه.

‫سوکا سان!

‫آمریکا، هان؟

‫منتالیست ناشی

‫من ده میلیارد سال اونجا زندگی کردم.

‫از جمالات دخترهای خارجی نگم براتون.

‫تازه مجسمه‌ی آزادی هم ممکنه هنوز ‫اونجا باشه، آخه از مس ساخته شده.

‫البته دقیق نمی‌دونم.

‫شرمنده دیگه.

‫می‌میری عین آدم رفتار کنی؟!

‫من حسابی رو جزیره تلاش کردم، ‫تا بتونم سوار کشتی بشم!

‫خانوم کارآگاه

‫این‌بار هم سعی می‌کنم مفید باشم!

‫جز مفید بودن هم چیزی ازت ندیده‌م.

‫صنعت‌گر زبردست

‫ضبط صوت عزیزم!

‫داری ضبط می‌کنی؟

‫الآن داری ضبط می‌کنی؟

‫کاربر شیفته‌ی علم

‫در واقع صدا روی یک استوانه‌ی چوبی ‫آغشته به اوروشی حک می‌شه.

‫هیچ حرفی رو از قلم نمی‌اندازه!

‫خب؟ از این ایده‌ی خفنم خوشتون اومد؟

‫ایده‌ت بخوره تو سرت! ‫در مورد سفرمون بگو!

‫من به دستوراتم عمل می‌کنم و بهم ‫دستور داده شده از شما اطاعت کنم.

‫پرتاب‌کننده‌ی سخت‌گیر

‫از دست تو.

‫دلم می‌خواست از احساسات ‫خودت و اینا بهم بگی.

‫آهان!

‫گمونم تو و کینرو جفت خوبی بشین، ‫نیست هر دوتون خشکین.

‫نظرت چیه؟ موافق نیستی؟

‫اصلاً نمی‌دونم راجع‌به چی حرف می‌زنی!

‫کیریسامه؟

‫نیزه‌دار سخت‌گیر

‫درسته، از مهارت بالایی برخورداره.

‫ما هم نباید ازش عقب بمونیم!

‫باید حسابی تمرین کنیم!

‫اون‌وقت گینرو رو باش!

‫اگه ماتسوکازه نباشه نمی‌تونه دماغش رو بکشه بالا!

‫جنگجوی انتقام‌جو

‫مراقبت از گینرو دونو؟

‫نه، من صرفاً مدتی نقش ‫پاهای ایشون رو داشتم.

‫هنوز کار خاصی انجام نداده‌م.

‫پاهای من...

‫...درست قبل از سفرمون ‫بدجور به درد افتادن.

‫گفتم چیکار کنم، چیکار نکنم؟

‫نمی‌خواستم سوار شم... یعنی در واقع ‫با این پاها چجوری می‌تونستم سوار شم؟!

‫جنگجوی به‌دردنخور

‫اون‌وقت یه‌هو ماتسوکازه گفت: «ارباب!» ‫و من رو سوار کشتی کرد.

‫واقعاً خوشحالم!

‫نمی‌خواااام!

‫از بی‌کاری دارم می‌میرم!

‫عوضش هوا خوبه!

‫چقدر دیگه مونده؟!

‫نمی‌خواااام!

‫از بس جون کندم دارم می‌میرم!

‫بالاخره طوفان هم هست.

‫چقدر دیگه مونــــــده؟!

‫ملوان کشتی

‫هفتاد روز.

‫چهل روز.

‫رهبر علمی

‫ای داد!

‫بدبخت شدیم!

‫سنکو و ریوسویی...

‫گمونم بدجور زدن به تیپ و تاپ هم.

‫چــــــــــی؟!

‫دعوا دیگه کافیه!

‫دعوا؟

‫دعوا نه. ‫بحث می‌کنیم.

‫بحث؟

‫یعنی با هم جر و بحث می‌کنین؟

‫حالا یکی بیاد این رو حالی کنه!

‫همون دعوا می‌کردیم.

‫دعوا... بی‌دعوا!

‫کلاً تعطیله.

‫داشتین در مورد مسیرمون حرف می‌زدین، نه؟

‫بی‌خود تو زیردریایی کار نمی‌کردی.

‫زدی به هدف.

‫خب ما از توکیو راه افتادیم.

‫و مقصدمون؟

‫آمریکاست دیگه؟

‫آره.

‫درست اینجا.

‫کوتاه‌ترین مسیر به ‫سان فرانسیسکو کدومه؟

‫خط راستی که مبدا رو ‫به مقصد وصل کنه، درست می‌گم؟

‫حتی منم این رو می‌دونم.

‫صبر کن ببینم. ‫این بیش‌ازاندازه ساده‌ست.

‫حتماً سوالش انحرافیه.

‫جواب خوبی بود!

‫بهش خط هم‌گوشه می‌گن؛ ‫یعنی تمام مسیر در یک جهت حرکت می‌کنی.

‫خط هم‌گوشه

‫روشی ساده در ناوبری که سالیان ساله ‫مورد استفاده قرار گرفته.

‫رسیدن به آمریکا از این ‫مسیر 70 روز طول می‌کشه.

‫70 روز تا ایالات متحده

‫اوووه، باریکلا!

‫عاعا!

‫وقت رونمایی از جواب خوشحال‌کننده‌ست.

‫کوتاه‌ترین مسیر...

‫اینه!

‫چجوری؟!

‫تابلوئه این مسیر طولانی‌تره!

‫شنیدن کی بود مانند دیدن؟!

‫مسیرها رو برای خودتون ‫روی کره‌ی زمین ترسیم کنین.

‫اینم از این.

‫مسیری که روی نقشه طولانی‌تر به ‫نظر می‌اومد، در واقع کوتاه‌تره.

‫راست می‌گی ها!

‫وقتی پای کره وسط باشه همینه دیگه.

‫اون کوتاه‌ترین فاصله‌ی واقعیه.

‫مسیر دایره بزرگ

‫مسیر دایره بزرگ.

‫با استفاده از این میون‌بر در عرض ‫40 روز به آمریکا می‌رسیم.

‫40 روز تا ایالات متحده

‫70 روز! از خط هم‌گوشه می‌ریم!

‫مسیر دایره بزرگ مجبورمون می‌کنه بسته به ‫موقعیت‌مون دائم تغییر جهت بدیم.

‫دشواری مسیر زیاده.

‫استرس خدمه هم که اصلاً نگم!

‫40 روز! مسیر دایره بزرگ!

‫ما سرنشینان کشتی علم هستیم!

‫درسته قراضه‌ست، ‫اما عوضش GPS داریم.

‫به احتمال ده میلیارد درصد ‫می‌تونیم در مسیر بمونیم!

‫بی‌خیال بچه‌ها!

‫کل‌کل کردن دو تا از بهترین‌هامون واقعاً ترسناکه!

‫شاید کمی تمرین کرده باشن، اما ‫هنوز مشتی ملوان تازه‌واردن.

‫به قهقرا می‌ریم!

‫با نشستن اینجا و حرف زدن نمی‌شه ‫از دل اقیانوس آرام گذشت!

‫70روز، حداقلشه!

‫این رو دارم به‌عنوان یک ملوان می‌گم.

‫غیر اینه؟

‫اینجوری به موقع به ذرت زرددندونه نمی‌رسیم.

‫حتی 40 روزه هم به پاییز می‌خوریم.

‫اگر قراره مایع حیات‌بخش بسازیم ‫باید قبل از اون برسیم.

‫70 روز می‌خوره به زمستون ‫و دیگه دیره.

‫یک سال باارزش از وقت‌مون ‫رو از دست می‌دیم.

‫40 روز و بس!

‫به‌عنوان کاربر علم باید ‫منطق رو در نظر بگیرم.

‫غیر اینه؟

‫یه‌جورایی حس می‌کنم ‫جفتشون درست می‌گن.

‫اوهوم.

‫ریوسویی به خاطر خدمه ‫همیشه واقع‌بین بوده و هست،

‫و سنکویی که به خاطر آینده ‫همواره منطقی بوده و هست.

‫این‌بار پاسخ درست مطلقی وجود نداره.

‫اگر جفتشون درست بگن، من ترجیح ‫می‌دم سمت ریوسویی چان باشم.

‫آخه طاقت کارهای سخت ندارم.

‫من با سنکو موافقم.

‫باید در سریع‌ترین زمان ممکن برسیم.

‫همین انتظار هم داشتم ازت، کوهاکو چان.

‫هرگز وقت رو تلف نمی‌کنی.

‫جیره‌ی خدمه رو دوبرابر کنید.

‫آره، حالا شد.

‫اینطوری حداکثر زمان سفرمون نصف می‌شه.

‫مطمئنید؟

‫تا وقتی زودتر برسیم، مشکلی نیست.

‫70 روز مانده تا ایالات متحده

‫پس 10 روز ازش کم می‌کنیم.

‫60 روز مانده تا ایالات متحده

‫این دیگه آخرشه.

‫بیش از این به خاطر خدمه ‫نمی‌تونم ساکت بشینم.

‫سنکو، مجبورم باهات مبارزه کنم.

‫40 روز.

‫محدودیت زمانی‌مون این‌قدره.

‫مثل اینکه چاره‌ای نیست!

‫اوضاع داره بـ بـ بدجور خطری می‌شه!

‫سنکو و ریوسویی...

‫...می‌خوان دوئل کنن؟!

‫دوئل؟!

‫با پوکر؟

‫حالا شیک‌وپیک نمی‌کردیم نمی‌شد، ابله؟

‫معلومه که نه.

‫تماشاچی‌ها باید بدونن که ‫بازی رسمی‌ـه.

‫اینجوری همه از خواست برنده پیروی می‌کنن.

‫و برنده هم قطعاً منم...

‫سلااام سنکو چان.

‫شرمنده دیگه. این‌بار رو ‫توی تیم ریوسویی چان هستم.

‫قبول نیست!

‫این یارو ده میلیارد درصد تقلب می‌کنه!

‫منتالیست آب‌زیر‌کاه!

‫این وصله‌ها به من نمی‌چسبه!

‫هر کسی می‌تونه شرکت کنه.

More Farsi Persian subtitles for Dr. STONE

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left