Informace o verzi

Bride of the Century E05 2014
Komentář od niloo1991
ترجمه و زیرنویس: نیلوفر

Tagy

other
Zveřejněno: 2014-03-15
Stažení: 24
Pro sluchově postižené: Yes

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

من عروسک خیمه شب بازیتم؟

.درسته. تو عروسک خیمه شب بازیمی

یکیُ دیدی که درست شبیه من بود؟

!یی کیونگ

.بهت احتیاج دارم

ببخشید؟- ...که نامزد یه نفر باشی--

.سلام. اسم من نا دوریمه

.این دختر نامزد کانگ جو نیست

تو کی هستی؟

این ذات واقعی توئه؟

اما هیچ کس نتونست بفهمه که چطور

.اون پسر بچه تونست فرار کنه و برگرده خونه

مطمئنم این اتفاق نمی افته، اما اگه

،نتونستید قبل از ازدواج یی کیونگ پیدا کنید

تو چی کار می کنی؟

.اگه اولین زنش بشی میمیری

!یی کیونگ- .زندگی دخترم به این بستگی داره-

.خواهش می کنم راستشُ بهم بگید

.این رازیه که من و تو باید به گور ببریم

،چیزی که تو می خوای این نیست که زن چویی کانگ جو باشی

.بلکه فقط می خوای بخشی از خانواده ی گروه تانگ باشی

اینطور نیست؟

داری چی کار می کنی؟

چی؟ منُ به عنوان مرد نمی بینی؟

پس منُ چطوری می بینی؟

چطوری می تونی فقط به خاطر یه شوخی بدون اجازه ی من همچین کاری بکنی؟

.فکر کنم دچار سوءتفاهم شدی

.من برای هیچ کاری به اجازه ی هیچ کسی نیاز ندارم

.تو باید ازم خواهش کنی تا باهات تماس فیزیکی داشته باشم

بنابریان تو کی باشی که می گی من باید اجازه بگیرم؟

تماس فیزیکی؟

من شبیه خدمتکارهای عهد چوسان به نظر می رسم؟

می دونی داری شبیه شاهزاده های لوس 3000 سال پیش رفتار می کنی؟

.می دونی که توی ازدواج همیشه یکی از اون یکی بالاتره

.و البته اون یکی دیگه خیلی چیزها رو دست می ده

.ازدواج ما یه نمونه ی کامل از اینه

پس الان داری سعی می کنی منُ سر جام بشونی؟

.بالاخره داره یه چیزهایی توی اون کله ی گنده ات می ره

،پس به عنوان اون شخص پایین دست

.با کسی که ازت بالاتره، درست رفتار کن

تا منم ناراحت نشم. فهمیدی؟

چرا نمیای؟

.باید اینُ بسته بندی کنم

!فقط بندازش دور

حروم می شه! چرا بندازمش دور؟

.دوباره واسه خودت فکرای الکی نکن

،چون ازت خوشم میاد این کارُ نمی کنم

.واسه اینه که خجالت می کشم

چه خبره؟ .اون واقعا یه چیزیش می شه

.کتشُ یادش رفت

تو اینُ فرستادی درسته؟

چطوری فهمیدید؟

کی بهت گفته بود همچین کاری کنی؟

احیانا جانگ یی کیونگ نبود؟

!نه، اصلا! ابدا ایشون نبودن

.می گن این یه طلسم خوش شانسیه که واسه آدم عشق میاره

...ممکن نیست...چویی کانگ جو

!امکان نداره

چویی کانگ جو! جرات نداری یه بار !دیگه بدون اجازه به من نزدیک شی

...اگه همچین کاری کنی، اونوقت واقعا

چی شده یه دفعه ای دلتون سیب زمینی شیرین کشیده؟

یکی بهم گفت که اگه سیب زمینی شیرین رو

.با کیمچی بخوری، واقعا طعم خوبی داره

!البته که همینطوره

،باید یه قسمت بزرگشُ پوست بگیرید

.بفرمایید، امتحانش کنید

خوبه، مگه نه؟

!آره، خوبه

.شما هم یه کم بخورید

.منم یه کم می خوام

!خوبه! خیلی خوب پخته

!بله آقای رییس

.لطفا برام یه لیوان آب بیار

!بله، همین الان براتون میارم

اینها چین؟

.بشینید

.یه کم گرسنه بودم

یه نفر بهم گفت که اگه سیب زمینی شیرین .اینطوری خورده شه، بهترین طعم رو داره

چطوری؟

.صبر کنید

.امتحانش کنید- !باشه، بیا امتحانش کنیم-

.یاد قدیما افتادم که اینطوری می خوردم

،این روزها تنقلات زیادی هست

.اما اون وقت ها سیب زمینی شیرین بهترین چیزی بود که ما داشتیم

کی بهت گفت با کیمچی بخوریش؟

.یه نفر...یه هیولا از یه سیاره ی دیگه

یه هیولا؟

یی کیونگ بود؟- بله؟-

این حرفُ می زنم چون اون تنها کسیه .که شبیه هیولاها رفتار می کنه

.یه کم آب بخورید

به لطف یی کیونگ من تونستم چیزهای .مورد علاقه ی قدیممُ بخورم

!خیلی خوبه !می تونی اینطوری بخوریش

.لازم نیست پوستشُ بگیری

.بیا. امتحانش کن

...سلام

...کسی اینجا نیست

!سلام

رییس برگشتن؟

.هنوز نه. جلسه اشون احتمالا خیلی طول کشیده

!سلام

!خسته نباشید! بفرمایید بخورید- !خیلی خوب به نظر می رسه-

پس بروشورهای مراسم چی شدن؟

.اوه جین جو رفت از پارکینگ بیارتشون

.خیلی وقته رفته دنبالشون

!اوناهاش

!ببخشید

!یه کم از این میل کنید- !ممنونم-

!همگی لطفا بیایید از این ها بخورید

!نوش جونتون

می دونستی جین جو یکی از اعضای کلوپ ضد هواداران کانگ اینه؟

داری راجع به چی حرف می زنی؟

،یه پست عجیب توی سایت ضد طرفدارها بود

.واسه همین من آدرس آی پیش رو درآوردم

!و معلوم شد از خونه ی جین جو بوده

کنجکاو نیستی بدونی چی نوشته بوده؟

.نوشته بود من و کانگ این با هم قرار می ذاریم

که اینقدر به هم نزدیکیم که اون گل .سر زده به موهام و از این حرف ها

.گفت همونطوری بوده که دیده

.اولش فکر کردم ممکنه کار تو بوده باشه

.چون تو تنها کسی بودی که دیدی

...چرا من باید

.تو خیلی خوب می دونی من چه احساسی به کانگ جو دارم

،اما اگه چیزی بین من و داداش کوچیکه اش کانگ این باشه

.اونوقت اوضاع خیلی زیادی پیچیده می شه

.فکر کردم ممکنه کار تو باشه تا منُ آدم بدی نشون بدی

.احتمالش خیلی بالاست که تو به جین جو گفته باشی این کارُ بکنه

فکر کردی من مثل توئم؟

منظورت چیه؟

.می دونم تو فیلم من توی مسابقه ی کیک خوری رو گذاشته بودی

حداقلش اینه که من از راه های حقارت باری که .بازنده ها استفاده می کنن، استفاده نمی کنم

چی؟ بازنده ها؟

.سرپرست! سرپرست! یه مشکل بزرگ داریم

چی شده؟

!حلقه...حلقه گم شده

چی؟

اون حلقه خیلی مهمه؟

.اون یه حلقه ی مخصوص برای رییس کانکو بود

.مخصوصا برای مراسم فردا ساخته شده بود

.راستشُ بهم بگو

با حلقه چی کار کردی؟

.رییس، واقعا کار من نبود

بعد از گرفتنش از مامورهای امنیتی من چکش کردم و

.گذاشتمش روی میزتون

بعد از اینکه اینُ گذاشتی روی میز ،من، دیگه از سر میزت تکون نخوردی

.و کسی هم نیومد توی اتاق من

پس داری می گی حلقه خودش پا درآورد فرار کرد؟

.در حال حاضر هیچ کس دیگه ای به اون حلقه دسترسی نداشته

...رییس

مراقبت از یه مادر مریض و خواهر و ،برادرهای کوچیک تر باید خیلی سخت باشه

چند روز پیش تقاضای وام کردی اما

.به خاطر اینکه به حد نهایتت رسیده بودی، رد شد

واسه همین نبود که حلقه رو برداشتی؟

.الان فقط راستشُ بهم بگو

.این یه بار می تونم ازش بگذرم

گفتم من نبودم. چرا حرفمُ باور نمی کنید؟

منشی کیم! خوبید؟

،باید مراقب نزدیکترین آدم ها باشی

اونها ادای خوب و معصوم بودنُ در .میارن و بعد از پشت بهت حمله می کنن

.تو هم هیچ فرقی نداری- !کانگ جو-

تو چرا اینجایی؟

!برو بیرون

چجوری می تونی با یه آدم اینطوری رفتار کنی؟

مراسم برای من مهم تره، فهمیدی؟

.بخشندگی تو هم جا و زمانی داره

هنوز نفهمیدی اینجا چه خبره؟

.سریعا منشی کیم رو ببرید اداره ی پلیس

!بله رییس

.از الان تیم مراسم رو توی حالت محافظت 24 ساعته بذارید

.و با سرپرست همه ی بخش ها یه جلسه ی فوری بذارید

.بله، فهمیدم

چطور تونستی این کارُ بکنی؟

.اون آدمیه که همیشه مثل سایه ات دنبالت بود

!همیشه و تحت هر شرایطی ازت مراقبت می کرد

.واسه همین برام سخت تره که ببخشمش

می دونی چطوریه؟ اگه کسی بود که

.نمی شناختم، ازش می گذشتم

اما چون کسیه که بهم نزدیکه و .نزدیکترین کسیه که باهام کار می کنه

.افسر کیم، بیا اینجا

حالا چی کار کنیم منشی کیم؟

.اگه بعد از بازجویی چیزی پیدا نکنن، سریع آزاد می شی

.پس حتی اگه سخت بود یه کم اون داخل تحمل کن

.از بزرگواریتون ممنونم

.همینطور لطفا زیاد از رییس ناراحت نشید

.اصلا همچین احساسسی ندارم

.اگه من بیشتر توجه کرده بودم این اتفاق نمی افتاد

احیانا به کسی شک داری؟

.نه. اینطور نیست. اون همچین آدمی نیست

.حتما دارم اشتباه می کنم

اینجوری نباشید، لطفا بهم بگید، باشه؟

.لطفا بقیه ی جعبه ها رو ببرید اتاق امنیتی

.من خودم اینُ می برم برای رییس

.بله

خوبی جین جو؟

.بله

.اون تنها وقتی بود که من جعبه ی جواهرُ زمین گذاشتم

...اما جین جو اینطوری نیست

.چرا تلفنشُ جواب نمی ده

.ببرش اون طرف

.صبر کنید- .عجله کن-

!بسه! بیارش اینجا

Bride of the Century (Hundred Year Bride / Baeknyeonui Shinboo / 백년의 신부) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Bride of the Century (Hundred Year Bride / Baeknyeonui Shinboo / 백년의 신부)

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left