Eye for an Eye

Eye for an Eye

Stáhnout Farsi Persian titulky

Informace o verzi

Eye for an Eye 2025 MULTi 1080p AMZN WEB DL
Komentář od Don Milo

Tagy

webdl
Zveřejněno: 2025-10-25
Stažení: 79
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

مرد شنی وجود داره. مثل من و تو.‬

‏‫این هیولا کابوس می‌فرسته.‬

‏‫اونایی رو که لیاقت ندارن‬ ‏‫با نگاه کردنش عذاب میده.‬

‏‫فقط اسم و فامیلشون رو‬ ‏‫روی پوست درخت حک می‌کنه.‬

‏‫حواستون باشه، ای ستمکاران!‬

‏‫اگه قبل از اینکه شن‬ ‏‫ساعت شنی بریزه،‬

مرد شنی چشمانت رو می‌کَنه.‬

‏‫و بعد با شنیدن جیغت‬ ‏‫اونا رو می‌خوره.‬

‏‫تا میم یو اِس اِم‌آی‌ام فلوریدا!‬

‏‫تشویق زیاد برای هواداران‬ ‏‫جلیقه زردها!‬

‏‫چشم در برابر چشم‬

‏‫امروز‬

‏‫بله؟‬

‏‫- خانم مِی رابرتس؟‬ ‏‫- خودمم.‬

‏‫من آنا هستم.‬

‏‫آنو!‬

‏‫آسمون بزرگه، برو! بیا عزیزم!‬

‏‫همش من!‬

‏‫بالاخره نوه ام رو می‌بینم!‬

‏‫گرچه در چنین شرایط غم‌انگیزی.‬

‏‫خیلی متأسفم.‬

‏‫من پدرت رو نمی‌شناختم‬ ‏‫ولی مادرم خوب انتخاب کرد.‬

‏‫بیا، خونه رو بهت نشون بدم.‬

‏‫این آشپزخونه است.‬

‏‫من جِلِنینا (گوشت خشک شده) خوشمزه درست می‌کنم.‬

‏‫راحت بخور، من همیشه ذخیره دارم.‬

‏‫فقط چند تا شبکه محلی هست،‬

‏‫اما می‌تونی با آنتن‌ها یه کاری بکنی.‬

‏‫تو این عکس...‬

‏‫مراسم فارغ‌التحصیلیه؟‬

‏‫یادم هم نمیاد چی اون بالا آویزونه.‬

‏‫اما اگر در مورد یک چیز حرف می‌زنیم‬

‏‫این احتمالاً جشن فارغ‌التحصیلیه.‬

‏‫من مراسم فارغ‌التحصیلی نرفتم.‬

‏‫بیا، اتاقت رو بهت نشون می‌دم.‬

‏‫خب، آره.‬

‏‫اینجا اتاق خواب منه.‬

‏‫معمولی.‬

‏‫اما من حریم خصوصی رو دوست دارم. احتمالاً تو هم.‬

‏‫و تو اینجا زندگی می‌کنی.‬

‏‫باید مرتب کنی. همه چیزت توی کمدته.‬

‏‫و من استراحت می‌کنم.‬

‏‫مادرت توی قبر داره می‌لرزه.‬ ‏‫تو با من باش!‬

‏‫کی فکرشو می‌کرد؟‬

‏‫دلم برات تنگ شده بود.‬

‏‫آنا، درسته؟‬

‏‫من پَتی هستم، عمه ات.‬

‏‫خوشحالم که بالاخره دیدمت.‬

‏‫منم همینطور.‬

‏‫خیلی متأسفم.‬

‏‫اونا خیلی جوون بودن. یه تراژدی وحشتناک.‬

‏‫شبیه مادرت هستی.‬

‏‫همون چشم‌ها رو داری.‬

‏‫میشه ببریش؟‬

‏‫آره حتماً.‬

‏‫ممنونم.‬

‏‫چی دوست داری بخوری؟ برات می‌خرم.‬

‏‫چیزی خاصی نیست: پیتزا، میوه، تنقلات.‬

‏‫بگیریش!‬

‏‫ببخشید، ولی من باید برم. فعلاً!‬

‏‫میشه صدای خواهرمو بشنوم؟‬

‏‫خریدش ریخت. من دارم مرتب می‌کنم.‬

‏‫روی قوطی‌ها با حروف آهنربا می‌چسبونی؟‬

‏‫حرف «گ» رو گوجه‌فرنگی،‬

‏‫حرف «ب» رو لوبیا...‬

‏‫- مشکلی نیست. - ممنونم، گوسفند.‬

‏‫گوسفند...‬

‏‫این جنگل چی داره؟‬

‏‫آب، قورباغه،‬

‏‫تمساح.‬

‏‫اگه من جات بودم، اونجا نمی‌رفتم.‬

‏‫ساند فرق داره. اون وفاداره. می‌فهمی؟‬

‏‫آره.‬

‏‫سلام!‬

‏‫بیا!‬

‏‫از کجا اومدی؟‬

‏‫من تازه...‬

‏‫کسی اینجا نیست.‬

‏‫- من تازه اومدم. - چه عالی.‬

‏‫- اسمت چیه؟ - آنا.‬

‏‫آنا...‬

‏‫من جولی‌ام. و این شاون هست.‬

‏‫سلام.‬

‏‫آبجو می‌خوای؟ خنک.‬

‏‫ممنون. من باید برم.‬

‏‫ما گاز نمی‌گیریم.‬

‏‫و امروز چقدر هوا خوبه. می‌تونی نفس بکشی.‬

‏‫- تابستون نصفش با آبجو می‌گذره. - خوبه.‬

‏‫- امتحان کن. - راستش. چرا که نه؟‬

‏‫خودت رو نشون دادی!‬

‏‫به چی فکر می‌کنی؟‬

‏‫به آب.‬

‏‫عمیق میشه!‬

‏‫من از آب می‌ترسم.‬

‏‫مثل یه موجود زنده‌ست. اقیانوس‌ها، دریاچه‌ها، استخرها...‬

‏‫اونا می‌تونن بکشن.‬

‏‫لعنتی، چه مرگی.‬

‏‫جولی؟‬

‏‫یه چیزی بهت بگم.‬

‏‫- تو منو ربودیش. - چون آبِ ساکن، اشک‌هاست.‬

‏‫تو اینو می‌دونی، درسته؟‬

‏‫من؟‬

‏‫اهل کجایی؟‬

‏‫از بروکلین. تو نیویورک.‬

‏‫– پس خبر نداره.‬ ‏‫– شهرنشین!‬

‏‫خیلی دور بودی.‬

‏‫اینجا چیکار می‌کنی؟‬

‏‫پیش مادربزرگم زندگی می‌کردم.‬

‏‫چرا؟‬

‏‫تصادف کردیم.‬

‏‫یه راننده مست زد به ما.‬ ‏‫فقط من زنده موندم.‬

‏‫بد شد.‬

‏‫شان هم تو تیم یتیم‌ها بازی می‌کنه.‬ ‏‫پدرش مرده.‬

‏‫متأسفم.‬

‏‫خوبه.‬

‏‫مامانت چی؟‬

‏‫اونو نمی‌شناختم.‬

‏‫انجمن ضربه روحی.‬

‏‫دبیرستان می‌ری؟‬

‏‫دانشگاه چی؟‬

‏‫تو زندگی.‬

‏‫پایان تحصیل.‬

‏‫من یه سال دیگه تموم می‌کنم.‬

‏‫خوبه. بذار برم پی کارم.‬

‏‫عالیه. به سلامتیش بنوشیم.‬

‏‫پا! بهت پیام می‌دم.‬

‏‫عالیه. ممنون بابت آبجو.‬

‏‫خوبه.‬

‏‫تو جنگل بودی، درسته؟‬

‏‫چیزی پیدا کردی؟‬

‏‫چند تا نوجوان رو پل.‬

‏‫از سمت آب؟‬

‏‫شاید.‬

‏‫ولش کن.‬

‏‫یه چیزی می‌خورم. شاید تو هم می‌خوای؟‬

‏‫«که در هر صورت نمی‌خونیش.‬ ‏‫ولی تو آلبوم چیکار می‌کنی؟»‬

‏‫تو این درس رو تموم نکردی‬ ‏‫به مدرسه نمی‌ری.‬

‏‫ولی خودت خواستی. خودتو لو دادی.‬ ‏‫حداقل می‌بینی که قضیه همینه؟‬

‏‫بوسه‌ها، پتی. »‬

‏‫خاله؟‬

‏‫– اما ترسوندیم!‬ ‏‫– تصادفی بود.‬

‏‫اینجا چیکار می‌کنی؟‬

‏‫دارم رکاب می‌زنم.‬

‏‫تو این گرما؟‬

‏‫– چای می‌خوری؟‬ ‏‫– لطفاً.‬

‏‫پس بیا تو.‬

‏‫منظره‌ی قشنگیه.‬

‏‫تکه‌ بهشت من.‬

‏‫– تعجب نمی‌کنم.‬ ‏‫– اینجا می‌تونم نفس بکشم.‬

‏‫آره...‬

‏‫«مِی» توی سن تو ملکه بود.‬

‏‫دختر زیبای تشویق‌کننده،‬

‏‫بازیکن خوش‌تیپ فوتبال.‬

‏‫همینطور پدر بزرگت.‬

‏‫اون غرق پرستش خودش بود.‬

‏‫اما در واقع‬

‏‫دختر خودشیفته‌ای بود،‬

‏‫بی‌احساس.‬

‏‫فقط به خودش فکر می‌کرد.‬

‏‫از روی اجساد رد می‌شد.‬

‏‫چه بلایی سر چشم‌هاش اومد؟‬

‏‫تو از کلان‌شهر اومدی.‬

‏‫و جاهایی مثل اینجا...‬

‏‫شهرهای کوچیک...‬

‏‫پر از پچ‌پچ،‬

‏‫سد‬

‏‫و افسانه است.‬

‏‫ما یه مرد شنی داریم.‬

‏‫کی؟‬

‏‫اون این کارو باهاش کرد.‬

‏‫تنبیه به خاطر بی‌رحمی.‬

‏‫معادل صورت‌حساب‌هاست.‬

‏‫با خواب‌های بد شروع شد.‬

‏‫از کابوس‌ها.‬

‏‫چیزی نمی‌گفت، اما اوضاع بدتر می‌شد.‬ ‏‫خواب‌ها آزارش می‌دادن.‬

‏‫دیوانه شد.‬

‏‫یک بار که بیدار شد، اون توی اتاقش بود.‬

‏‫آخرین نفر رو دید قبل از اینکه کورش کنه.‬

‏‫اون اینو گفت.‬ ‏‫بقیه فکر می‌کردن تقصیر اونه.‬

‏‫توی بیمارستان فهمیدن حامله است.‬

‏‫مادربزرگ ما رو پدر و مادر ما بزرگ کردن.‬

‏‫باید ازشون تشکر کرد.‬

‏‫چرا کابوس می‌فرسته؟‬

‏‫چون راه فراری از رویاها نیست.‬

‏‫آنا، سلام!‬

‏‫بگیر!‬

‏‫بگو؟‬

‏‫- همه چی خوبه؟‬ ‏‫- آره، فقط...‬

‏‫- اشکالی نداره.‬ ‏‫- آبجو می‌خوری؟‬

‏‫ممنونم.‬

‏‫- شاون خیلی خوب بازی می‌کنه. بله، شاون؟‬ ‏‫- بله قربان.‬

‏‫- اینجاست.‬ ‏‫- هنوز دوره؟‬

‏‫تمرین خوبی بود!‬

‏‫برای تو. تو داری.‬

‏‫بخور!‬

‏‫برو!‬

‏‫صبح بخیر! فقط داشتم زنگ می‌زدم.‬

‏‫چی پوشیدی؟‬

‏‫پایین بیار! ببخشید مامان.‬

‏‫اول بود. حالا دوم.‬

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left