Kaguya-sama: Love Is War -The First Kiss That Never Ends-

Kaguya-sama: Love Is War -The First Kiss That Never Ends-

かぐや様は告らせたい-ファーストキッスは終わらない-

Stáhnout Farsi Persian titulky

Informace o verzi

Kaguya-sama wa Kokurasetai First Kiss wa Owarana - 03 [AioFilm com]
Komentář od AioFilm
🔷 BlackNava

Tagy

other
Zveřejněno: 2023-04-05
Stažení: 44
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

22

دسامبر

‫واو! از همیشه رنگ پریده تر بنظر میای!

‫آه...خب اخیراً نتونستم دُرست حسابی بخوابم.

‫اوضاع اونقدر بده که بِنتوی خودمو، ‫خودم درست کردم.

شُک

‫برای کاگویا این دومین باریه که در زندگیش به این بِنتو نگاه میکنه.

‫املت رول شده! سبزیجات آب‌پز! ‫ماهی کبابی! ‫ترشیِ آلو!

‫و یکبار دیگه...

‫سوسیس های اختاپوسی!

‫ از این ورا

‫چه خبر

‫زمانی بود که کاگویا، نمیتونست به شوق‌ـش....

‫چشیدن طعم اونا، اعتراف کنه.

غرش

‫هرچی که اون موقع بود، الانم همونه!

‫حالا که اون خونسرده،

‫اون میتونه اقدامات مناسب برای پیشبرد هدفاشو انجام بده!

‫عا! چقدر گُشنمه!

‫آشپزم امروز به دهاتشون میرفت. اصلاً یادم نبود.

‫آه! حس میکنم که روده بزرگم داره روده کوچیکرو میخوره!

‫شینومیا چه مرگشه؟

‫ممکنه بخاطر این باشه که....

‫میخواد یه لقمه از ناهار من بخوره؟

‫حتی وقتی هم که به هیچی اهمیت نمیده، کاوایی ایه!

‫اگه اینطوره چرا که نه!

‫آه!

‫یکم املت رولت شده میخوام!

‫املت رولت شده؟

‫شی-شینومیا؟

‫عه؟ کاگویا-سان گُشنته؟

‫خب این چیزا پیش میاد دیگه!

‫خوشحالم میشم بِبنتومو با تو به اشتراک میذارم.

‫این اُملت رول شده شکر زیادی داره...

‫بخاطر همینم شیرین و خوشمزه است!

‫بفرمایید!

‫نه ممنون.

‫من از شیرینی بَدم میاد.

‫چی؟

!‫ولی شیرینی، خیلی حقه

‫فکر کنم خودتم " خپلی" صدا میکنی، نه؟

‫باید سعی کنی یکم مصرف سبزیجات‌ـتو افزایش بدی.

‫ولی سالاد رشته فرنگی هم دارم که.

‫از قندی که رشته فرنگی داره باخبری؟

‫عرض کنم خدمتت که همه اینا سبزیجات ریشه ای هستن که قند زیادی دارن.

.‫گوشت‌خوار بودن تو رو به خپلت میکنه

‫اگه مقدار زیادی از گوشت و شکر مصرف کنی ‫چیزی جز یه آدم شکم پرست نیستی—

‫جیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــغ

!‫کاگویا - سان مثل ایشیگامی - کونه

‫من فقط باید این همه قندو از بین ببرم نه؟

‫نزدیک بودا!

‫یعنی شینومیا از شیرینی بدش میاد؟

‫کلی شکر

‫پس جواب درست چیه؟

‫من خیلی گرسنمه!

‫میگم...شینومیا-سنپای؟

‫دوست داری نصف بِنتوی منو داشته باشی؟

!سؤتفاهم نشه‌ها

اینطوریم نیست که با شنیدن حرفاتون .تغییری تو (غذا) خوردنم بدم

با اینکه هنوزم میتونم صدای قار و قور شکمت رو بشنوم؟

‫ممنون ولی، نه.

. . .مقدارش، یکمی

. . .یعنی، منی که همیشه دو برابره اینو میخورم

دارم چاق میشم؟

!‫تو خیلی بی‌عاطفه ای شینومیا سنپای

.‫که اینطور

‫!شینومیا شکم کوچیکی داره. اینطور نیس که بتونه کل ظرفو بخوره

.‫میرم اون دوتا رو بیارم

.‫هیچ سرنخی ندارم که چی تو ذهن شینومیا میگذره

‫لعنت بهت میوکی. میخوای یکم شهامت خرج بدی؟

!‫اگه مثل همیشه باشم، هیچوقت به جایی نمیرسم

!‫یکم شهامت بیشتری به خرج بده

!‫بیشتر

!‫یکم بیشتر تقلا کن

!‫شینومیا

!‫گُشنته؟ بیا اینو بخور

‫ش-شینومیا؟

.‫منو ببخشید

.‫نتونستم جلوی خودمو بگیرم

.‫عجب

.‫یکم سُس کچاپ روی صورتته

‫آرا؟

‫میشه لطف کُنی پاکش کنی؟

‫حتماً

‫شینومیا، دستت

‫شینومیا؟

.‫عجله کُن

.‫تمیزش کن

.‫عجله کن

!‫شهامتتو نشون بده

!‫شهامتت رو به خرج بده میوکی

...‫من

.‫همچین شخصیت مزخرفی دارم

.‫خیلی وقته فراموشش کرده بودم

...‫این حقیقت که اگه خودم باشم

.‫نهایتاً به اطرافیانم صدمه میزنم

.‫گوش کن...بیا جاتو با من عوض کن

‫مگه قرار نبود که رئیس ببوسدت؟

.‫به اندازه کافی داشتم

.‫الان عقب نشینی میکنم

‫میبنی که...

.‫مردم کسی مثل منو دوست ندارن

‫همیشه اینطور بوده. نه؟

.‫اگه عضوی از خانواده شینومیا هستی، نباید به بقیه تکیه کنی

‫افراد دیگه باید مورد استفاده قرار بگیرن .‫و درصورت نیاز دور ریخته بشن

.‫هیچ وقت نباید عصبانیت و اندوه‌ـتو در چهرت نشون بدی

.‫گریه کردن دور از ذهنه

‫توشیکو-سان‌ـو یادت هست؟

،‫وقتی تصمیم گرفتیم به معلممون در بیمارستان ۱۰۰۰ تا دُرنا بدیم

.‫و همه اونا رو تا میکردیم

.‫توشیکو-سان خیلی آروم تا میکرد .‫رفتم بهش گفتم که یکم جدیتر باشه

‫و بعدش به گریه کردن افتاد.

.‫کلاس شیشم هم چیزی شبیه اینو به کائورو-سان گفتم

‫در خانه بخاطر جدی نگرفتنش به ‫دستمون شلاق میخورد. اینطور نبود؟

...‫بخاطر همینم اگرچه از حسن نیت گفتم

‫سر سری نگیرش

!‫تاجایی که میتونم جدی میگیرمش

!‫تو نمیدونی اینکه کاری رو نتونی انجام بدی، چطوریه

‫نمیدونستم چه احساسی داره. باید چیکار میکردم؟

‫اگه از خانواده خوبی هستی، .نیازی نیست کاری انجام بدی که اونا رو به سمت خودتت بکشی

...‫ولی

چرا یه همچین کار ساده‌یم نمیتونی بکنی؟

.‫اونا همشون منو با اشک ترک کردن

!‫تو فقط خاصی، همین

!‫فقط از بالا به من نگاه میکنی

!‫بخاطر این باهات دوستم که مامانم بهم گفته

!‫ولی دیگه طاقت بیشتر بودنو ندارم

.‫اینطوری نبود که بخوام با این شخصیت بدنیا بیام

.‫تصمیم گرفتم از بقیه فاصله بگیرم

...‫فکر کردم

‫که با انجام این کار .‫بتونم از آسیب به بقیه جلوگیری کنم

،‫ولی هرچه بیشتر خواستم مردمو پیشم نگه دارم ،‫آزاردهنده تر بودم

.‫و نهایتاً هم به افراد بیشتری آسیب زدم

.‫ولی بالاخره تونستم آرامش پیدا کنم

،‫گرچه تنهایی برام همه چیز شد .‫ولی احساس آرامشی که برام ارمغان میاورد و ترجیح میدادم

...‫اگر به معنای آسیب نزدن به کسی بود

...‫خیلی بهتر از

.‫تنها بودن بود

...‫و الانم

.‫برای اولین بار در زندگیم، عاشق یک نفر شدم

...‫منی که به آزار و طرد کردن بقیه عادت کرده بودم

.‫حالا آرزو داشتم که به کسی نزدیک بشم

،‫هربار که به این شخص آسیب رسوندم

.‫قلبم به درد آمد

‫داری گریه میکنی؟

.‫نه

‫میدونی احمقی؟

.‫الانم میخوای خودتو فریب بدی

‫به اندازه کافی نکشیدم؟

!‫خودتو با من عوض کن

‫میتونی باهاش مهربون باشی نه؟

.‫- نمیخوام ‫-آخه چرا؟

!‫رئیس خودش گفته

!‫اینو که از افرادی که بقیه رو آزار میدن و نامهربونن بدش میاد

.‫و منم خودخواه و ستیزه گرم

!‫من از بقیه میترسم! من یه ترسو ام

!‫من همیشه مردمو آزار میدم و یه ذره هم مهربونی ندارم

.‫باید اون قسمت از خودمو پنهان کنم

!‫آدم زشتی که من هستم

!‫هیچ کس همچین چیزیو دوست نداره

!‫من که فقط نمیتونم کاوایی باشم

.‫متوجهم. بالاخره که من تو هستم

.‫ولی الان نمیتونی بری

.‫تو هنوز به آرزوت نرسیدی

!‫که رئیس تورو ببوسه

!‫گفتم که. اهمیتی نمیدم دیگه

.‫آرزوی همه ما هم اینه

....‫اگه اون نیمه نا‌خوش‌آیند کاگویا شینومیا که نیازمند توجهه

...‫از رئیس یه لب بگیره

!‫مطمئنم که از خوشحالی میمیریم

...‫رئیس

.‫الان دکتر خبر میکنم

.‫به من گفتند که چه اتفاقی افتاده

.‫بذار معاینه اش کنم

!‫دکتر قلابی اینجاست

!‫یکم دَویدم

‫مکیدن

‫مکیدن

.‫باید یکم به خودم آب رسانی کنم

‫یه لیوان ‫شیر نارگیل غلیظ ‫به اندازه ‫یه کاسه پُر رامن ‫کالری داره

‫یه لیوان ‫شیر نارگیل غلیظ ‫به اندازه ‫یه کاسه پُر رامن ‫کالری داره

...‫رئیس

‫اگه حالش بد باشه چه خاکی تو سرم کنم؟

...‫فعلاً

.‫تنها کاری که میتونیم بکنیم دعا کردنه

.‫اجازه بده ببینم. میدونم این چیه. درست مثل چیزی که شک داشتم

.‫تو بیماری عشق داری

‫بیماری ای به این اسم هست؟

...‫کم خوابی بخاطر رنج از عشق

. . .از حال رفتن. . .وقتی میخوای ببوسیش

.‫مختصر این همون چیزیه که بهش اشاره کردم

.‫همون طور که گفتم تو بیماری عشق داری

.‫هه؟ بگو جون من

.همون پروانه خشک کردنا

."‫سنسه این روزا مردم میگن که "من یه کراش دارم

!بکشمُ راحتم کن

‫نگران نباش. این اولین موردی نیست که تابحال .‫دیدم. میدونم که دارم چیکار میکنم

،‫با این اوصاف

.جای نگرانی داره که هنوزم بر افروخته‌ای ‫میشه یکمی ریلکس کنی؟

‫هنوز ۱۷ سالته. نه؟

More Farsi Persian subtitles for Kaguya-sama: Love Is War -The First Kiss That Never Ends-

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left