Prvních 200 řádků.
...آنچه گذشت
درّه متعلق به ماست
،تا زماني که اينجا بمونين با هم به مشکل نميخوريم
ما بدون نزاع و مقابله ميايم
شرط ميبندم همينطوره، خائن
اگه اون درّه تنها ،مکان قابل بقا باشه
پس بايد مالِ ما باشه
نبايد بذاريم وارد بالاتنهـش بشه
داره حركت ميكنه
باشه. درد داره
گرفتمش
زندانيها يه سيستم موشکي
روي سفينهي ترابريشون دارن
الان دارن به سمت شما ميان
موشک؟
يه جايي پنهان بشين. پناه بگيرين
از يه سيستم نظارت هوايي پنهان بشيم؟
چطور قراره اينکارو بکنيم؟
شليک به اختيار - شليک ميکنم -
!آرایش رو حفظ کنین
!آرایش رو حفظ کنین
چه چندش
مدی
،عفونت داره رفع میشه
ولی این قراره درد بگیره
مطمئنی نمیخوای جکسون اینکارو بکنه؟
جکسون داره تو بخش پزشکی به ایندرا و بقیه رسیدگی میکنه
فقط انجامش بده
مدی طرفدار پر و پا قرصته
كل داستانها رو در مورد ...دختر كفِ اتاق
که نژاد بشر رو نجات داد شنیده
حالا داستانِ تو چیه؟
تو از 6 سال تشعشع جون به در بُردی؟
رازت چیه؟
نایتبلاد مصنوعی، مثل من
بردمش به آزمایشگاه بکا و مغز استخوانم رو بهش دادم
تا زنده نگهش دارم
خوش شانسی که کلارک پیدات کرد
برای حرکت آمادهای؟
باید یه روزِ دیگه استراحت کنه
اون باید کنار مردمش باشه
ديگه از عقبنشيني براي التيام زخمهام خسته شدم
بریم قولی رو که به بقیه دادیم بهشون یادآوری کنیم
...از خاکسترها
برمیخیزیم
اوکتیویا چقدر گردن کلفتـه
ای کاش مجبور نبودیم بهش دروغ بگیم
هی. ما در اين مورد حرف زدیم
برای محافظت از تو باید به همه دروغ بگیم
،اگه زمینیها بفهمن تو چی هستی
بعضیهاشون شاید سعی کنن تو رو جایگزینِ اوکتیویا کنن
نمیتونم اجازه بدم وسط یه درگيري بر سر قدرت گیر بیافتی
مخصوصاً حین جنگ
صدها نفر هنوز قبول نمیکنن ،از پناهگاه خارج بشن
میترسن تو خیابونها بمباران بشن
،گفتی میخواستن من رو ببینن
ولی حتی به زور میتونن نگاهم کنن
چی رو ازم پنهان میکنی؟
خبر شکستمون تو بیابان پخش شده
قدرتِ آتش دیوزا فلجمون کرده
خاک اینجا غیرقابل کِشته
،مهم نیست چقدر بارون میباره
برای سالها قابل کِشت نمیشه
،و همونطور که میدونی مزرعه آبکشتی
...به زور میتونه غذای کافی
تمومش کن
ما با مشکلاتِ بدتر از این مواجه شدیم
آره، ولی حالا با علائمِ هشدار شورش آشنایی داریم
من یه بار وقتی آسیبپذیر بودی ،بهت خیانت کردم
وقتی مردم متحد تو ترس زندگی میکردن
.دور و برت رو نگاه کن دوباره اتفاق میافته
مگر اینکه به اوضاع مسلط بشی
اوکتیویا
خوشحالم که میبینم سرپا شدی
،سعی کرد برای عیادتت وارد شه ولی اجازه نمیدادن
اون اینجا چیکار میکنه؟
فقط میخواستم به خاطر نجات دادنِ مردمم ازت تشکر کنم
اونا مردمِ تو نیستن
.آزگدا یه خاطرهست ،فقط مردم متحد وجود دارن
و تو هیچ جایی بینشون نداری
،میدونم شما دوتا باهم گذشتهاي دارین
ولی اِکو طرف ماست
اون دهها بار خودش رو تو حلقه ثابت کرده
اینجا حلقه نیست
...مردم متحد، من 6 سال قبل
این قاتل رو از پناهگاه تبعید کردم
حکمِ من هنوز پابرجاست
او
اون 24 ساعت وقت داره
،اگه تا اونموقع هنوز اینجا باشه
تو میدان مبارزه میجنگه
الان برمیگردم
!اوکتیویا
اوکتیویا، وایسا
اون 6 سال قبل بود
تو نمیتونی همینجوری تبعیدش کنی
زنده نمیمونه
سفینهی دیوزا
!حرکت کنین، حرکت کنین، حرکت کنین
بلامی. بلامی، برو تو پناهگاه
بدون اِکو نه
بلادرینا، شما هم باید برین زیرِ زمین
!اِکو
!بلامی
بلادرینا، نگاه کنین
،مردم متحد
من سرهنگ دیوزا هستم و فرصتی برای صلح به شما پیشنهاد میکنم
،میدونم همگیِ شما رنج کشیدین ،میدونم گرسنه هستین
و خیلی از شما از حکومتِ ،اوکتیویا خسته شدین
ولی حالا یه حق انتخاب دارین
،سلاحهاتون رو رها کنین ،مردم متحد رو ترک کنین
و تو درهی کمعمق به ما ملحق بشین
ما مقدار زیادی غذا و سرپناه برای کسانی داریم
که دنبال زندگیِ بهتری هستن
داره نيرو جلب میکنه
،وقتی امشب سفینهمون برمیگرده
به سمت بیابان حرکت کنین
هرکسی که خارج از ویرانهها منتظرمون باشه
نجات داده میشه
ولی غیرمسلح بیاین
،اگه اوکتیویا به سفینهی ما حمله کنه
با نیروی مرگبار علیه شهرتون تلافی میکنیم
ما هميشه همهچیز رو زیرنظر داریم
،تو درّه جایی برای همهی ما هست
پس لطفاً عاقلانه انتخاب کنین
و عرفان sin«سـينـا»cities زيرنويس از
اگه چیزی که در مورد مزرعه ،میگی حقیقت داشته باشه
اینکار هواداری براش جور نمیکنه
نه، این فقط نمایشـه
میدونه هنوز زیر نظرشون داریم
میخواد فکر کنیم هنوز بر اوضاع تسلط داره
یا اینکه واقعاً بر اوضاع تسلط داره
و در نهایت تو به اندازهي دوست دخترت به درد بخور نیستی
آروم باش، کین
،تفرقه انداختن مثل اغوا کردن میمونه
وقت میبره
خبری نشد؟
نگران نباش، سرتاسر این درّه غار وجود داره
مورفی تو یکی از اوناست
به محض اینکه بیاد بیرون، میمیره
هی
اینکارا چیه؟
یه جایی برای ساکن کردن پناهندهها لازم داریم
پناهندهها؟
تو و سیاستبازیهات
کافیه دوتا موشک شلیک کنیم و این جنگ تموم میشه
و بعدش چی؟
چند نفر از افراد ما کشاورزن؟
چند نفرشون مهندسن؟
چند نفرشون احتمال داره كه از یه ویروس مرموز بمیرن؟
یه بار دیگه بگو
آرامشـت رو حفظ کن، مکریری
اَبی داره بيوقفه کار میکنه
که درمانی برای تو و بقیه پیدا کنه
،اگه کین رو بکشی همهی اینا از بین میره
تو فکر میکنی ما داریم بین ،نیروهاشون تفرقه میندازیم
ولی اون داره بین ما تفرقه میندازه
فکر میکردم میخواستی برندهی این جنگ باشی
در جنگ، بزرگترین پیروزی اونیـه "
"که هیچ نبردی لازم نداره
سون تزو
...ما همهچی داریم
،درّه، اسلحه
سیستم نظارت هوایی
اونا هیچی ندارن
،اونا الانشم گرسنه هستن
و حالا رهبرشون رو در حال سوزوندنِ آذوقه تماشا میکنن
ما تنها چیزی هستیم که میتونیم موجب شکستِ خودمون بشیم
...باید سخت باشه
،اینکه بین افرادی که قادر به دیدن نیستن بصیر و دوراندیش باشی
کل زندگیم همینجوری بوده
...میدونم گرسنه هستین و
،شاید این صدای دیوزا باشه ولی اینا حرفای کینـه
اون میدونه نقطه ضعفِ ما چیه و با دشمن در میون میذارتش
باید فرض کنیم بقیه هم مایل به انجام همین کار میشن
کین تو میدان مباره، علناً ازت سرپیچی کرد که تفرقه بندازه
و تفرقه مثل هر ویروسی پخش میشه
میخوام بیست و چهار ساعته دورتادور این منطقه گشتی باشه
،وقتی اون سفینه برمیگرده
هرکسی که خارج از ...ویرانهها دستگیر بشه
این یه جلسهی خصوصیـه
اشکالی نداره
ما همه آدمهایی تو اون دره داریم
كه به کمکمون نیاز دارن
،اگه از مادرت حرف میزنی
من علاقهای به نجات دادن خائنها ندارم
سعی دارم جلوی خیانت افراد بیشتر رو بگیرم
،مردمت گرسنه هستن و تو نگران فراریها هستی؟
نباید با گشتن دنبال دشمن ،تو پولیس وقت تلف کنیم
و باید سعی کنیم راهی برای برگشت به اون دره پیدا کنیم
تا جایی که یادمه، دیوزا میتونه تمام تحرکاتِ ما رو ببینه
اینجاست که مانتی وارد عمل میشه
ارتباط لیزری. این مستقیم با سفینهی مادرشون در ارتباطه
تنها چیزی که لازم دارم یه برج تقویتکننده روی زمینـه
که از آهنپاره میسازیم و یه کامپیوتر
باید بتونم از همینجا سیستم نظارت رو کور کنم
،نقشهی خوبیـه. همینکه غیرفعال شد میتونیم حمله کنیم
باشه. میلر وسایل لازم رو به مانتی بده
کوپر، به هرکسی که سعی کرد فرار کنه، شلیک کن
.ختم جلسه وقت تمرینه
No comments yet. Be the first to leave one.