Prvních 200 řádků.
.:: قسمت سوم ::.
×يک هفته قبل از گم شدن گو اون بيول×
هي، اين چيه؟
ميگم اين چيه؟؟
گُله
کي گذاشتتش اينجا؟
اولين کسي که امروز اومد مدرسه کي بود؟
من بودم. چطور؟
وقتي اومدي اين اينجا بود؟
نميدونم
معلومه مين جون که زحمت نگاه کردن به خودش نميده
فقط کتابش ... بالا پايين، بالا پايين
يون جه، خفه شو- خفه شدم-
اگه کار تو بود به همين راحتي ميگفتي؟
کدوم آدم احمقي اينجوري اعتراف مي کنه؟ خب معلومه که هيچي نمي گه
حالا منظورش چي بوده؟
پول خرج کرده ... رفته گل فروشي
انقدر خنگ بوده که حتي تزئيتشم کرده
من الان حوصله شوخي ندارما
عصباني نشو. باشه؟
همين ديگه
مي خواسته تو رو عصباني کنه نه اون بيول رو
جدي ميگم خود اون بيول نبوده؟
مي خواسته ببينه تو چيکار مي کني
آره با قرار نيست چيزي عوض بشه
خرخونا، خرخوني مي کنن
خز و خيلا مسخره مي کنن
خوابالوها مي خوابن
نمي گم يه ذره نگرانش باشين
ولي به نظرتون کار وحشتناکي نبوده؟
نوچه؟ ×سو يونگ اون×
همچين کسايي هم اين روزا داريم؟
اينجا نه نوکر داريم نه کسي که ازش پول بچاپن
کلا زياد کاري به کار هم نداريم
سرمون به درس گرمه
گو اون بيول؟
گاهي با هم مي گرديم
ولي صميمي نيستيم
خوشم نمياد زياد در موردش حرف بزنم
ببخشيد، مي تونم برم؟ يه عالمه تکليف دارم
.:: مدرسه 2015 - تو کي هستي؟ ::.
خودشه مال مامانمه
اون دزديده؟- کش رفته؟-
اينجا چيکار مي کنه؟
گو اون بيول، با من بيا
گو اون بيول نميشنوي چي ميگم؟
ول کن ولم کن
بايد بفهمم جريان چي بوده
که چي بشه؟
که اگه اشتباهي کردم تنبيه بشم
يا اگه نه بفهمم که سوءتفاهم شده
چطوري؟ اون گردنبند چيه؟ دزديديش يا بهت دادن؟
چي مي خواي بگي؟
تو که هيچي يادت نيست چه جوري مي خواي توضيح بدي؟
اگه فرار کنم چي؟ همه چي حل مي شه؟
مگه من گفتم فرار کن؟- پس چي؟-
فقط ناراحتم
تو بدون اينکه بدوني چي شده ترسيدي
چرا يهو اينجوري شدي؟
چه جوري شدم مگه؟
خيليا دور و بر تو هستن تو نمي دوني به کي اعتماد کني، نه؟
گوش کن
الان اوني که بايد بهش اعتماد کني بقيه نيستن
گو اون بيول... خودتي
تو بي ادبي، خيلي رُکي
انقدر رو اعصابي که آدم مي خواد بزندت
فقط همين
ولي آدمي نيستي که کار زشتي مثل دزدي انجام بدي
واقعا؟
حرفتو باور کنم؟
اوهوم
پس گو اون بيول تو رو تهديد کرده و گفته بهش پول بدي که بره بيرون
تو هم گردنبند مادرتو دزديدي
آره؟
بله- آخه اين چه کاريه شما بچه ها مي کنين؟-
خيله خب
ولي مي دوني که به هر حال
بايد حرفاي اون بيول رو هم بشنويم؟
شما واقعا فکر مي کنين گو اون بيول بي گناهه؟
چون شاگرد اوله و درس خونه
من همچين چيزي نگفتم
اگه پاي والدين به اين قضيه باز بشه ديگه نمي شه به اين آسونيا حلش کرد
خب پس چيکار کنم؟
کارآگاه پارک گفتن دزد، آشنا بوده
اون چيزا رو من دزديدم
بقيه شو برمي گردونم شما هم وانمود کنين اتفاقي نيفتاده
اگه بقيه بفهمن آبروم ميره
هي، کُن گي ته بگير که اومد
ايول
ميگم... آقاي کيم چي بهت گفت؟
همش سوءتفاهم بود؟
گفت سوال جوابت کنم که چي بشه؟
فعلا برو سر کلاست همين
يه همچين اتفاقي افتاده و صداشو درنميارن
مشکوکه
... راستش اون گلي که گذاشته بودن رو ميزت
هي، اون سو يونگ اون نيست؟
حالا چي کار کنيم؟
مامان يونگ اون اومده- آره-
يه سوال ازتون دارم
دفعه پيش برام عجيب بود
يونگ اون مجبور شد کلي خرج کنه
... نکنه- نخير-
به قيافه ما مي خوره که به خاطر پول بچه ها رو اذيت کنيم؟
اين جوري نيست، نه؟
گردنبند تو کمد گو اون بيول پيدا شده
... چه چيزا آدم ميشنوه
من رسما ازتون مي خوام اين بچه رو بفرستين کميته انضباطي
من قبول ندارم به هيچ وجه
اون هيچي يادش نمياد فايده اي نداره
بذار همه چي بي سر و صدا تموم شه بره
خودم بلدم چيکار کنم تو چته اين وسط؟
بفرستيش کميته انضباطي چي گيرت مياد؟
فقط گندش درمياد که سو يونگ اون يه احمقه که کيف پول بقيه ست
مي خواي اينو تو بوق و کرنا کني؟
... سو يونگ اون اينجا دفتر مدرسه ست
چي گفتي الان؟ تو چي هستي؟
بهت ميگن کيف پول؟ کدوم خيرنديده اي همچين کاري کرده؟
همين الان اسمشو بگو کي بوده؟
فقط ادعات زياده
از کي تا حالا تو نگران من شدي؟
با اينم مثل بقيه اتفاقا برخورد کن
چرا يهو مي خواي اداي ماماناي خوب رو دربياري؟ بدم مياد
اين چه طرز حرف زدن با مادرته؟
همين الان ازش عذرخواهي کن
واسه چي سر دختر من داد مي زنين؟
شما تو اين مدرسه با همه شاگردا همين جوري برخورد مي کنين؟
خانوم، اگه الان بهش ياد ندم
پس کي بدم؟
من خودم حواسم به تربيت بچه م هست
اگه راست مي گين خودتون از بچه من عذرخواهي کنين
!زود
يونگ... يونگ اون
!يونگ اون... يونگ اون
در حال حاضر مشترک مورد نظر پاسخگو نمي باشد
يونگ اون، بايد با هم حرف بزنيم
مي دونم که زشته اينو بهت بگما
ولي امروز بايد مراعات سن و سالتو مي کردي
آدم گاهي بايد چشمشو رو بعضي چيزا ببنده آقاي چو
آقاي کيم، مي دوني اقتدار آموزشي چيه؟
حق معلم؟ قدرت معلم؟
هيچ کدوم
به نظر من يعني حق ياد دادن
اگه آدم اشتباهات بچه ها رو متذکر نشه
اين اقتدارو از بين مي بره
تو هم يه خورده کوتاه بيا ديگه
اين جوري يا جريمه ميشي يا ازت شکايت مي کنن
معلم جماعت هم بلاخره بايد زندگي کنه
اوووه نگاش کن تو رو خدا، نگاش کن
ولي ميگم، مامان سو يونگ اون
خيلي نگرانم که مي خواد الان چيکار کنه
...خانوم، به من يه کم پاي مرغ و سو
سوسيس بده
خانوم آن، خونه شما اين دور و براست؟- بله-
خانوم آن
نگفتين سوجو، گفتي سوسيس؟
بله، امروز خيلي گشنمه
!چه عجب
انگار شما دو تا روز سختي داشتين
يه کم الکل بخورين يادتون بره
چشم
خانوم آن، شمام بيا پيش ما
ميزگرد معلما تعارف نکن بيا با ما بزن، ها؟
نه، ممنون
تعارف نکن ديگه، بيا- نه، مچکر-
پس ما بيايم اونجا؟
خانوم، ديگه نمي خواد خدافظ
... خانوم آن
از من خوشش مياد؟
×گو اون بيول×
×آغاز سال دوم×
هي، تنهايي؟
آره
بيا با هم دوست باشيم
باشه
يونگ اون، من کلي سوال ازت دارم بهم زنگ بزن يا پيام بده
اون بيول
تو اون بيول نيستي؟
چرا سلام
اون وقتا که دبستان مي رفتي زياد ميومدي خونه ما
منو يادت مياد؟- شما؟-
من مامان سواينم
آهان، سواين
!اون بيول- مامان-
سلام- سلام-
چرا اومدي فروشگاه؟ من که گفتم تا ده دقيقه ديگه ميام خونه
مي خواستم ده دقيقه زودتر ببينمت مي بيني چه دختر خوبي ام؟
آره، يکي دونه ماماني ديگه
بريم
مامان، تو سواين رو ميشناسي؟ انگار خيلي با هم رفيق بوديم
آهان، آره تو دبستان
الانم همکلاسي منه؟
فکر نکنم
ديرمون شد، حرف زدن باشه واسه بعد بيا اول بريم خونه شام بخوريم
چيکار مي کني؟
چيکار کنم خوبه؟ ورزش مي کنم ديگه
من يه دورم تموم شده خوش بگذره
هي، چيکار مي کني؟
يه دور ديگه هم برو
نمي خوام، واسه چي؟
No comments yet. Be the first to leave one.