Informace o verzi

The Cold Summer of 1953 (1988)
Komentář od mazdosht
MAZDOSHT کاری از

Tagy

other
Zveřejněno: 2016-11-18
Stažení: 45
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

مسکو فیلم

تابستان سرد ِ 1953

بزودی پرندگان مهاجر به پرواز در می آیند

در آسمان آبی و زلال ِ پاییزی

به سمت سرزمین های گرم سیر جنوبی پرواز میکنند

اما من در اینجا با تو خواهم ماند

کارگردان الکساندر پروشکین

کار ِ توده کردن خرمن ، پاسخ ما به برنامه ی پنج ساله ی 1953 است

تــــــرجــــمــــــه و زيــــــرنويـــــــس MAZDOSHT

کونتو یه تکونی بده

چرا جای جفت مون فقط من باید عرق بریزم؟

مگه من از تو بدترم؟

یا باید کار کنی

یا بری سر دیگ یا غذا درست کنی

آدمایی مثه ترو دیدم

حتا از تو بدترشم دیدم

آدم کشای واقعی رو دیدم

هی نکبت

بچه های قدیمی میگن دیگه بهت غذا نمیدن

به اندازه ی کافی دیگه سرش خراب شدی دیگه بسه

اون یارو که ماهی داره همیشه حق داره

از گرسنگی میمیری - نه -

نه توی تابستون

دارن برمیگردن

بیا قاشق تیز یه کاری بکن

واسه این فصل ، صید بزرگی نیست اما واسه پر کردن یه بشکه ی کوچیک بسه

برش دار اسپاد

لیدا ! میخوام کوره ی حموم رو بازسازی کنم یه کمکی بهم میدی؟

بعدا مامان

به چی زل زدی؟

من جنس ترو میشناسم

میخواستم یه چیزی ازت بپرسم

تا حالا مسکو رفتی؟

یادم نیست

یعنی چی؟

تو چرا اینقدر استخونی هستی؟

گشنه ته مگه نه؟

وقتی مامان رفت یه چیزی واست میارم بگو بو وو

مامان

مامان خل شدی؟

ای احمق

دیگه داری دیوونه م میکنی

سلام به کاپیتان جاده ها

چیزی که قول داده بودی رو آوردی؟ - تو قایقه -

روز به خیر- سفارشمو آوردی؟ -

نه یوکف . وقت نکردم

یه ذره کوچیکه

بهرحال ساخت کارخونه ست

عکاس دادش بهم

واسش یه مقدار خاویار بفرست - چی؟ -

گفتم یه کم واسش خاویار بفرست

خب چه خبر از اوضاع مملکت؟

رفیقم مرده

با هم تو جنگ بودیم

جراحتش کشتش؟ - اعتمادش کشتش -

جلوی در خونه ش تو مسیر خونه ش به محل کار

اونیفرم و تفنگشو گرفتن

و به یه مغازه دستبرد زدن ، حرومزاده ها

سرقت مسلحانه ... اینجوری عفو عمومی شونو جشن میگیرن

ما حسابی کتکشون زدیم

اما شش تاشون فرار کردن رفتن تو جنگل

اونجا خارج محدوده ن

خیلی بد شد . ما از سگم کمتریم

منظورت چی بود گفتی عفو

پارسال بهار وقتی رفیق استالین فوت شد

بِریا واسه تموم مجرمین

یه عفو عمومی صادر کرد

من که سر در نمیارم

کل کشور تو عزاست اونوقت تموم سارق ها رو آزاد میکنن

نیروها از پا افتاده بودن

یه حمام خون ناجوری بود

نه ، اونا فکر همه چیو کردن

هر چه که پیش آید خوش آید

یعنی ... خط حزب اینه دیگه

سر ِ صبحی ، قایقمو پر کردم

دمیتروک ، رییس پلیسو دیدم جلوم سوار اسب بود

یه چیزی پشت زینش بسته بود

مِه خیلی سنگینی بود

تنها چیزی که تونستم ببینم کله ی اسبه بود

دمیتروک یه عکس پیشش داشت

یکی نه ، سه تا عکس

انداختشون رو زمین ، پیاده شد و به من گفت نفت بریز روشون

من گفتم : این یه دستوره؟ اونم گفت : آره این یه دستوره

اون ملعون با صدای بلند داد میزد

خب ... سوزوندیمشون

گفتی عکس چه کسایی بود؟

بریا دیگه . میخواستی عکس کی باشه لاورنتی بریا ، رییس پلیس مخفی شوروی در زمان استالین بود* که ده ها هزار بیگناه را کشت و بعد از مرگ استالین *به جرم جاسوسی تیرباران شد

دمیتروک دشمن ملته

دیشب رادیو یه اعلامیه پخش کرد

فقطم یه بار پخش شد

دمیتروک زنگ زد اداره ی کل اونام تاییدش کردن

بریا خیانت کرده

از حزب انداختنش بیرون

دستگیر شده

خودشه - نه -

من خبر نداشتم

حالا خبردار شدی

طبق آیین نامه

کی حق داره که عکس مقامات رو از بین ببره؟

فقط ما دو تا اینجاییم

گمشو

هی تو ، فیلسوف

آوردیش؟ - آره-

بدش بیاد

نمیتونم بگیرمش نره خر

همونیه که میخواستم

ساخت خارجه؟

یه غنیمت جنگیه

دستتو بکش

خب ، بفرمایید

موهای پشتمو مرتب کن

بپا

اینجا که خوکدونی نیست بزن به چاک جعده

چند تا قایق داری؟

نُه تا ، برو مال خودتو بشمر

به چی میخندی؟

چرا دشمن مردم اینجا یه لم داده؟

بی آزاره

فقط 5 سال حکم تبعید گرفته - خودم میدونم چه جور بی آزاریه -

موعد راه اندازی کی میشه؟

یکی از همین روزا تو دفتر تهیه و تولید بار میزننش

از اداره ی مرکزی تحقیق شده؟

نه ، هنوز مشغول تحقیقن حالا این ترو چرا نگران کرده؟

من چرا نگران باشم؟ من بعد ِ جنگ که دیگه از کارکردن تو اونجا دست کشیدم

رفتار تو یه پیشزمینه ای داره

منظورت اینه که تو مثه برف پاکی؟

میبینم که حواست جمعه

و یه دلیل قوی تو آستینت داری

میدونی از اون کاغذ چطوری استفاده میشه؟

معلومه که میدونم

خب منم میدونم

امشب منتظرتم

میتونی موهامو کوتاه کنی

چرا اسمتو گذاشتن شاف؟

چون اسمم همینه

شاف

عجب خالی بندی هستی

خودتم نمیدونی چرا داری این کارو میکنی

هنوز بیکاری؟

ناسلامتی یه کهنه سربازی .خاک بر سر

زمان جنگ کجا بودی؟

خط مقدم جبهه ی بلاروس

پس چطور افتادی زندون؟

تو پرونده م هست رییس

تو سرت خیلی باد داره مگه نه؟

وقتی که تو کمپ اسرا داشتی پوتین نازی ها رو میلیسیدی

من داشتم به کارپاتین حمله میکردم

تو و پیرمرده تو گزارش هستین

اگه جلوی دهنتو بگیری میذاریم زنده بمونی

کسی دیگه هم اینجا هست؟

نه فقط منم

هیچ فرد غریبه ای تو روستا هست؟

نه

ما رو راهنمایی کن داخل - خوراک بیار بیرون -

وانیای ملوان اینجا بود

موهاش عین کولی ها مشکی بود قبل از فادییچ اینجا بود

آدم بگو بخندی هم بود

وقتی مست نبود مدام در حال آواز خوندن بود

ولی وقتی مست میکرد مامانو میگرفت به باد کتک

وقتی چهارم دبیرستانی شدم منو برد به اقامتگاه

مامان 300 روبلی که واسه کُت من پس انداز کرده بود تحویل خاله نینا داد

بعدشم وانیا و رفقاش همه شو خرج ِ مشروب کردن

بعدش باید عذاب وجدان گرفته باشه

بهر حال .. با آخرین قایق فرار کرد

وقتی ایستگاه بازرگانی رو باز کردن

سر و کله ی این مدیر پیدا شد

ازش خوشم نمیاد دندون گرده

امروز میگفت چرا سر نمیزنی؟

گفتم واسه چی؟

گفت آبنبات و شیر پرچرب آوردیم میتونی تصورشو بکنی؟

به من گوش کن شورا

اینروزا دیگه نمیشه به مردم اعتماد کنی

همه شون کثافتن ، شورا

تو قبلا چی بودی؟

قبلا؟

قبل ِ چی شورا؟

مامان میخواست منو بفرسته کالج

گفتم بمونم کمک حالش باشم

اما اون میخواست من برم

دوست داشتم تو یه شهر زندگی کنم

تو مسکو

درس بخونم اونجا - که چی بشه؟-

اینش دیگه رازه

مخت تعطیله لیدیا؟

فکر کردی ما نمیدونیم تو کی هستی؟

مردم ، تو کشور ما بیخودی دستگیر نمیشن فهمیدی؟

خجالت بکش مامان

تریاک - داری چیکار میکنی؟ -

سریع برو بینم

واسه کلت ، مهمات آوری؟ - چی؟ ... نه -

واسه هفت تیر چی؟- از کجا باید میگرفتم؟-

اونا که تفنگ شکاری نیستن

چرا هستن

قایقا بسته شدن؟ - نه ، واسه چی؟

خب اینجا فقط یه کالیبر تفنگ کوچیک هست و تو روستا هم یه تفنگ ِ بردان؟

درسته - برو یه چیزی درست کن -

ما یه ساعت دیگه راه می افتیم

بارون ، سر و کله ی یه زنه اینجا پیدا شده

برو بیرون ببینش

برو دم در نذار بیاد تو

The Cold Summer of 1953 subtitles in other languages

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left