Prvních 199 řádků.
فکر کردی این بازیه؟
میخوای یکم بکشی، کاکاسیاه؟
!بفرما بکش، بدبخت
!دیگه این اتفاق نمیوفته !قول میدم
هی، یو، داری چیکار میکنی؟
بعضی وقتا مجبوری
دستاتو یکم به خون آلوده کنی
باید ولش کنی
تو داری پدر میشی دیگه
میدونم ری
این اولویت اصلیمه، خیله خب؟
برو استودیو
کاری که باید رو بکن
فکر میکردم ورشکست شدی
ماشینمو فروختم
اینو ببین این چیه؟
این اولین چکمه
قول میدم آخریش نباشه، بابا
وو تانگ یه برند کامله
اطلاعات فروشی داری که اینو تایید کنه؟
داریم روش کار میکنیم
مرد، پاور واقعا از پس این مغازه بر اومد
سلام زیبا
ژروم بیرونه؟
عین یه سگ گمشده اومد در خونه ام
و یه خونه ای مثل همینجا
تو اوهایو در انتظارمونه
...مامان، بابا
چیشده؟- من تو تیم فوتبال قبول شدم-
!ایول
چه اتفاقی برای ابوت افتاد؟
اون رفت تا یه صدای جدید تولید کنه
که بتونه با وزرا رقابت کنه
اما در همین حال که ابوت داره مدیتیشن میکنه
مردم دارن آسیب میبینن
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
هی، یو
بله، چه کمکی از دستم برمیاد؟
من دنبال این آلبوم دیوید اکسلرود ام
اه، آهنگ معصومیت شما داریدش؟
هرچی داریم همینجاست
کلی از آلبومای دیگه شو داریم اگه بدردت میخوره
نه، من واقعا به این آلبوم نیاز دارم
یه آهنگی داره به اسم پنجشنبه مقدس
میشناسیش؟
میشه یکمشو بخونی؟
اه... ممنون، رفیق
اوه
نیم ساعته اینجا منتظرم
تو نبودی که میخواستی پروازامونو هماهنگ کنیم
تا بتونیم باهم بریم سفر؟
آره، آره ببین، میدونم، میدونم
ببین، من باید... سریع یه سر میرفتم
فروشگاه موزیک، خیله خب؟
باشه، رفتی دیگه
بیا اینجا ببینم
دلم برات تنگ شده بود
آره- واقعا-
منم دلم برات تنگ شده بود
واقعا میگم، دلم برات یه ذره شده بود
چه خوشگل شدی- ممنون عزیزم-
خب چی خریدی؟
چیزی که دنبالش بودمو نداشتن
اما، اه، این آهنگ
چند هفته ایه که تو مغزم گیر کرده
"پنجشنبه مقدس"
...ریتمش اینطوره
نه نه نه نه نه
"پنجشنبه مقدس" اینطوری نیست
"پنجشنبه مقدس" ...اینطوریه
حالا، اینو گوش کن
بزرگتر میشه
درباره دیوید اکسلرود چی میدونی؟
نه بابا، فکر کردی
تو کل این خانواده فقط تویی که
سیر تا پیاز موسیقی رو میشناسی؟
دیوید اکسلرود چندتا از
آهنگای مورد علاقه ام از لو راولز رو ساخته
نسخه "تو منو خیلی خوشحال میکنی" شون
اوکی- هممم-
تاحالا به این فکر کردی که ژن تولید کنندگیت رو از من گرفتی؟
بهرحال، خوشحال شدم که این همه راهو از لس آنجلس
برای تولد اینفینیت اومدی
...شوری و دنیس اوه، ببخشید، گوست فیس
گوست فیس اونا خوشحال میشن
من حدود، چقدر بگم، شیش هفت ماهی اینجا نبودم؟
از زمانی که، کار ساخت "شمشیر مایع" تموم شد
حالا باید کار ساخت آلبوم گوست رو تموم کنم و بعدشم
برای ساخت آلبوم دوم گروه آماده شم
آلبوم دوم نمیتونه فقط یکم از آلبوم اول بهتر باشه
باید کلا همه چیزو زیر و رو کنه
خب، آخرین بار، میدونستم چطور انجامش بدم
اینبار، هنوز... نمیدونم
وقتی برادرا رو جمع کردم تا اون قراردادای پنج ساله رو امضا کنن
بهشون گفتم، در نهایت
میرسونمشون به اون بالا بالاها
اون بالا بالاها، برای من
یعنی آلبوم شماره یک تو دنیا
اون آهنگی که تو مغزته
برای آلبوم بعدیشون ازش استفاده میکنی؟
نمیدونم
اما دنبال یه صدای جدیدم
وو تانگ همیشه باید رو به جلو حرکت کنه
همم
و همه این چیزا تو عمارت شرم آور
وو تانگ انجام میشه
جایی که تاحالا هیچوقت پامو توش نذاشتم
اصلا به این بدی نیست
هی، ببین، دنیس این بار اصلا نمیخواد
تو خونه چیزی ضبط کنه
اون میخواد تو استیتن آیلند آهنگ ضبط کنه
دنیس؟
تو محله قدیمی؟
آره
فکر خوبیه؟
چی؟
...هی، ما
هی... تو خیلی نگرانی
هی، گوست برگشته
آره
شت، شاید اینجا حضور فیزیکی نداشتم
اما قلبم هیچوقت از اینجا خارج نشده، میدونید که
هی
آره! دقیقا
الان وقت هدایاست؟ هدایا؟
تو که هنوز کیکتم تموم نکردی
کردم
مامانبزرگ بقیه کیکشو داد بهم
همممم هممم
قرار نبود به کسی بگی ها
اوکی، خب وقتی بعدا به خاطر این همه شیرینی
سرحال و پرانرژی بودی
مامانبزرگ میتونه حمومت بده و ببره بخوابونتت
!هدایا !هدایا
!هدایا! هدایا !هدایا
خیله خب، خیله خب
بگیرش، هووو
تیکل می المو، ممنون دایی جاس
خواهش میکنم، کوچولو- هی، من کلی دنبال اینا گشتم-
تا یکی برای جیجی بخرم
از کجا پیداش کردی، ها؟
من خدای اسباب بازیام، از بابی بپرس
باید دربارش حرف بزنیم
!نینتندو
!مامان، دایی بابی برام نینتندو گرفته
دایی بابی، فکر نمیکنی برای این
یکم کوچیک باشه؟
نه، نه، مادر من همیشه میزاشت آتاری بازی کنم
اه، البته که نمیزاشتم
خیله خب، ببین، ببین، ببین
هماهنگی دست و چشم، تو این سن، خیلی بهش نیاز داره
گمونم
عزیزم، فکر کنم هدایا تموم شدن
هی، وایسا وایسا
آخریش مونده
اوه، بازش کن
اوه، این چیه؟
اوه، این برای وقتی تو استخر آب یخی خوبه
بیخیال- ببخشید ببخشید-
فقط میگم، کوچولو، تو توی چشم
همه بچها تو سندباکس میدرخشی
وایسا، وایسا وایسا
نشکونیش، نشکونیش میدونی چطوره؟
هی، سندباکس، زمین بازی، هرجا که باشه
همه میشناسنش
تو برای تولد من و دارن طلا نگرفته بودیا
وقتی مامان از فلوریدا برگرده
یه چیزی بهت میگه
هی، منظورت چیه؟
من آخرین تولدش براش یه ساعت گرون قیمت گرفتم
هی، چطور میخوای با اینهمه اسباب بازی، بازی کنی؟
اینا خیلی زیادن
تو هم توی تولدت به اندازه من اسباب بازی میگرفتی؟
نه
چرا؟
من و دایی هات وقتی داشتیم بزرگ میشدیم
همچین تولدایی نداشتیم
اما باحال بود، چون اونو داشتیم
ضبط صوت؟
نه، دلفونیکز
خب، هرموقع احساس ناراحتی... یا تنهایی میکردم
یکی از آهنگاشونو پخش میکردم
و حالم یکم بهتر میشد
و میخوام که تو هم... بهتر باشی
و زندگی بهتری داشته باشی
آره
زندگی همه مون بهتره
و نیاز نیست نگران چیزی باشی، اوکی؟
اوکی؟
اوه
میخوای بری بازم کیک بخوری؟
خودت میدونی
اوه، شوری، من تختتونو نمیخوام
کوچ مشکلی نداره
مامان، مشکلی نیست
همچنین، اینفینیت خوشحال میشه که پدر و مادرش
تو اتاقش بخوان
چندماهه که ازمون خواهش میکنه
پع، مامان، چندتا ساک از اوهایو آوردی؟
No comments yet. Be the first to leave one.