Prvních 200 řádků.
تو هم بچش
سرما و تاريکي اين کلاسو
تنها موندن رو
تو هم تجربه کن
درو باز کن درو باز کن
آقاي چويي- بله آقاي کيم-
واقعا شرمنده م
اين چه حرفيه
امروز که باهاش حرف زدم حالش خوب بود
اصلا باورم نمي شد به يه ساعت نکشيده حالش بد بشه و غش کنه
ايشالا خوب ميشه
بابت مدرسه نگران نباش برو
دستت درد نکنه
× تو مي توني! هان ايان ×
کمک
کسي اينجا نيست؟
تو رو خدا يکي به من کمک کنه
کمک
خواهش مي کنم کمکم کنين
!اون بيول- آقا معلم-
حالت خوبه؟
چيزيت نشده؟
... اين وقت شب اينجا چيکار مي کني
بيا بريم بيرون
هان ايان
چه خوب که اينجايي
مي توني اون بيول رو برسوني خونه؟
بله
چي شده؟
اون بيول يه خورده ترسيده
گو اون بيول، فعلا برو خونه
فردا با هم صحبت مي کنيم
چشم
برين
مي توني راه بياي؟
اوهوم ... من خوبم
اگه خسته شدي بگو
باشه
... دستگاه مشترک مورد نظر خاموش مي باشد
هي! چرا گوشيت خاموشه؟
گونگ ته کوانگ، آرومتر
خوبي؟
آره
چرا رنگش پريده؟ چي شده؟
باز تو چيزي بهش گفتي؟
کاري به اون نداره
اگه کارت ضروري نيست بذار براي بعد
خيليم ضروريه
... هي، احيانا تو جونگ
برو تو اين چه قيافه ايه آخه؟
هان ايان
بگو چه خبر شده
چرا بايد به تو بگم؟
تو که ازش خوشت نمياد
نه؟
چرا جواب نمي دي؟
تو که اونو دوست نداري
خب که چي؟
کاري بهش نداشته باش
حداقل کاري نکن گريه کنه
.:: مدرسه 2015 - تو کي هستي؟ ::.
.:: قسمت دوازدهم ::.
پس نتونستي صورتشو ببيني؟
نه
تاريک بود
اونم صورتشو پوشونده بود
که اين طور
چيز ديگه اي نگفت؟
درباره جونگ سو اين گفت
راستش
يه مدته که يه پيامايي از طرف سو اين بهم مي رسه
ديروز هم پيام اومده بود که برم تو اون کلاس
... آخه چطور
من پاک گيج شدم نمي دونم چه خبره
... اون بيول
ببخش که فعلا نمي تونم چيزي بگم
ميشه يه کم صبر کني تا من ته و توي قضيه رو دربيارم؟
اگر تو اين مدت باز پيام به دستت رسيد
حتما به من خبر بده
باشه؟
آقاي کيم
بله؟
زود اومدين- بله-
مي خواستم يه چيزيو بررسي کنم
نمياين سر کلاس؟- الان ميام-
بچه ها
بيرون خيلي گرمه تموم روز رو هم نميشه تو کلاس نشست
يادتون نره که معلما هميشه نگران شمان
چـــشم
واسه امروز فايتينگ- فايتينگ! خانوم عاشقتونيم-
نمي خواين چيزي بگين؟
تو هم بچش
تاريکي و سرماي اين کلاسو
تنها موندن رو تجربه کن
خسته نباشين
روزتون بخير باي باي
پشت بوم
هان ايان تو چه فکري؟
ها؟
چرا باز با گونگ بيول دعوا کردي؟
به خاطر کميته انضباطي به اندازه کافي اعصابش خورد هست
زودي آشتي کنين ديگه
کميته انضباطي؟
انگار دعواتون خيلي جديه نمي دونستي؟
آخيش... جيگرم خنک شد
هر چي صبحانه خورده بودم از دست اين خانوم معلم، همه رو بالا آوردم
... الهي- چرا اين جوريه؟-
بچه هااا
من باز مريض شدم- تکيه بده-
جو هه نا چقدر حسودي
چي؟ حسود؟
آخه من مچ گي ته رو گرفتم
... نه
چيو نه؟
... تو اتوبوس خانوم معلم شمارشو داد به
برو گم شو عوضي
راستي مامانم بهم زنگ زده بودا
هي، کُن گي ته گفت تو اتوبوس کي بهت شماره داد؟
شماره چيه؟ !من تو اتوبوس هيچي نگرفتم
اين عوض ديوونه ست
يا ميگي يا خودم به تک تک شماره هاي اين تو زنگ مي زنم
اينا کين؟
ونوس، سارا، سوفيا، اسکارلت؟
کدومشونه؟
جنـ... جنيفر
جنـ... جنيفر"؟"
!خدا لعنتت کنه
هي، تو نترسيدي که تنها پا شدي رفتي اونجا؟
اگه اتفاقي ميفتاد چي؟
... مي خواستم بدونم
چه بلايي سر جونگ سو اين اومده
× مرگ يک دختر دانش آموز در دبيرستان سکانگ ×
× جسد توسط گو اون بيول يافت شد ×
نمي تونم همه چيو دقيق بهت بگم
ولي مي دونم گو اون بيول اولين نفري بوده که فهميده اون مُرده
تو از کجا مي دوني؟
مي دونم ديگه
بگذريم... ولي اگه باز مثل ديروز اتفاقي افتاد به من زنگ مي زني
هر ساعت و هر کجا که باشه گرفتي؟
جواب نميدي؟
باشه
نمياي؟
مي خوام يه کم تنها باشم تو برو
نه، عمرا تنهات نميذارم
زود باش بيا
اِ... گو اون بيول
چرا چشمات گرد شده؟
موفق باشي
هي، چرا جا خوردي؟
× فرم اطلاعات پرسنل ×
× جونگ سو اين ×
× اطلاعات شخصي ×
× خواهر: جونگ مين يونگ ×
آقاي کيم، چه خبر؟- هيچي-
نمي ري سر کلاس؟- چرا ميرم-
تاريخ جلسه انتخاب رشته معلوم شده
آدماي مهمي واسه سخنراني ميان انگار بدک نيست
آره، همکارا خوب دارن ازمون حمايت مي کنن
خدا کنه به بچه ها واسه انتخاب رشته کمک کنه
... خيله خب
آقاي کيم؟- بله-
امشب وقت آزاد دارين؟
خبريه؟
شما سابقه تون از من بيشتره
مي خواستم يه مقدار از تجربياتتون توي مدرسه استفاده کنم
حتما
خوبي؟
آره
من که نزديک مدرسه بودم بهم زنگ مي زدي
آره
جدي جدي داري ميري؟
چطور؟ دلت مي خواد برم؟
من چي بپوشم که متفاوت باشم؟
... بذار ببينم
چرا نمي خوري؟
شنبه قرار دارم دارم خريد مي کنم
واي، اين تي شرت خيلي خوبه مي خرم، اوکي
قرار و مرارهمش دردسره
بده من- چيه؟-
هه ناي من به خاطر تو عصباني شده مي خوام از دلش دربيارم
من که معذرت خواهي کردم ازش
تازه من از تو خوش قيافه ترم- نميشنوم-
اين سوسيس خوب نپخته
سوسيس درست کردن قلق داره
اين خوشحالش مي کنه؟
هي، گونگ ته کوانگ جديدا بي اشتها شدي؟
منم همين طور
چيکار مي کني؟
گونگ ته، مي بينم که داري غذاتو بذل و بخشش مي کني
آخه وقتي غذا مي خوري خوشگلتر ميشي
زياد بخور
باهاش چيکار کنم؟
من که گفتم نمي تونم تو رو قبول کنم
هي، واقعا دوستش داري؟
شوخي مي کني؟ شي جين خيلي از سر تو زياده
... اي خدا
آقاي مدير بهت زنگ نزده؟
نه هنوز- نزده؟-
پس مي خواي تو يه سر بري ديدنش؟
تو رفتي بس بود
No comments yet. Be the first to leave one.