Prvních 200 řádků.
کافه فیلم - دانلود فیلم و سریال • •
تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی
خبر فوری: رئیس تشکیلات تبهکاری بینالمللی لیام مککافری
دیشب در سن 76 سالگی در زندان درگذشت
مککافری، که هیچ اولاد شناخته شدهای ندارد چندین دهه رئیس تشکیلات عظیم و جهانی
قتل، اخاذی و دزدی بود
با سابقهی خدمت در ارتش، مککافری...
« بوفالو، نیویورک »
بفرمایید خانم
بسته در اتاق 556ـه
فوراً برو سراغش
یه کلید کارتی زیر پیشخون چسبیده شده
پیداش کردم
نرو توی لابی دوربینهای زیادی اونجا هست
کجایی؟
کمتر از یه ساعت وقت داریم
- قراره دیر کنی؟ - خودمو میرسونم
بسته رو دیدم
بازش کن
مطمئنی؟ انتظار نداشتم تنهایی اینکارو بکنم
وای خدا
نظرت چیه؟
چی...؟ الان از ساختمون اومدی بالا؟
خیال کردی برای شب قرارمون دیر میرسم؟
خیلی تحسینبرانگیز بود، ظاهراً یه بندهخدایی داره تلاششو بیشتر میکنه
اگر خیال کردی کارهای فوق العاده رمانتیک باعث میشه فراموش کنم
که تمام هفته نبودی...
شاید حق با تو باشه
خوشت اومد؟
خوشگلـ... چی؟
آره
چه دستهای فرزی داری، آقای مورگان
معلومه که دارم، خانم مورگان
« کایل »
بهش توجه نکن
امشب شب قرار من و مامانته، رفیق چی شده؟
مکس بالا آورد
- وای خدا... - خب، قرار بود تو مراقبش باشی. پیش میاد
باید تمیزش کنی. چی توش بوده؟
- آبمیوه، غلات صبحونه، هویج... - وای خدا...
- فکر کنم - روی مبل جدید هم ریخت؟
یهخرده
صورتیه
خیلیخب، این کارو بکن
یه قاشق سرکهی سیب بریز توی یه لیوان آب گرم و بده بخوره
بهش بگو کمکم بخوره، سر نکشه
و یه ساعت دیگه میایم خونه
سی دقیقه؟ بیست دقیقه؟
الان میایم
- باید بریم مراقب مکس باشیم - مجبوریم. هیچوقت مریض نمیشه
یالا، بزن بریم. بجنب
- یه وقت دیگه برمیگردیم - آره، برمیگردیم
- توی همین اتاق با مکس حامله شدیا - آره، همین اتاق بود
- آره خودشه. آره. دقیقاً! - خیلی کیف داد!
منو سوالپیچ میکنی
نمیذاری دروغ بگم
- کایل، ادا درنیار، عاشقشی - بیخیال بابا!
- نه - باید باهامون بخونی!
- یالا کایل! - بهم میگی بقدر کافی حرف نمیزنم
ولی وقتی حرف میزنم میگی ابلهم
این مدت متوجه شدم...
- کایل! - کایل، بخون دیگه!
- بخون دیگه، کایل. شعرشو که بلدی - نمیخونم
- عجب حرفهایی میزنی - نه
بس کن. بخون دیگه
- نمیخونم - عجب حرفهایی میزنی
امان از دست تو!
- سلام به همگی! عید شکرگزاری مبارک! - مامان!
سیبزمینی شیرین درست کردم
سلام بابا!
دیدی چی شد؟
- محشر بود - یالا. برو، برو، برو، برو، برو!
میگم کایل، یه نگرونی برات درست کنم؟
- نگرونی چیه؟ - نه
برو از فریزر بزرگه یکم بیشتر یخ بیار، رفیق
- باشه میره یخ میاره - نظرت چیه، ماپماپ؟
ببین چطوره
- یخ؟ - آره. آره ممنون. بذارش همینجا
بیشتر جین توش بریز
چرا من سر میز بچهها نشستم؟
شاید سال بعد تونستی اینجا بشینی، عزیزم
- یه آبجو بهم بده! - بذار خواهرت بشینه اینجا
میخواد بچهی محبوبش بشینه کنارش
مگه تقصیر منه که تنها دختر توی یه خانوادهی پر از پسرهای کلهخرم؟
هی، هی، هی، ببینین کی اینجاست
بهصورت زنده از دانشگاهش تو لندن تماس گرفته، خانم نینا مورگان
نینا!
سلام همگی! خیلی دلم براتون تنگ شده ببخشید که نیستم
حالا که حرف از بچههای محبوب شد
اینجا چندان اهل عید شکرگزاری نیستن ولی یه ساندویچ بوقلمون گرفتم، پس...
حداقل یکم بوقلمون گیرت میاد بابابزرگ داره تمام بوقلمونها رو میخوره
هی نینا، روزنامهنگاری چطور پیش میره؟
شنیدم اون مرد وحشتناکی که در موردش مقاله نوشته بودی
همونی که پشت تمام اون آشفتهبازار لاسوگاس بود
هفتهی قبل توی زندان مرد
آره، منم شنیدم بابابزرگ
اون سال یادتونه که هیچکس بوقلمون گیرش نیومد
چون شما دو تا احمق سعی کردین بندازینش تو روغن و گاراژ رو سوزوندین؟
آره
بابت حرف بابام معذرت میخوام
اشکال نداره
- سعی کرده بود ما رو بکشه، جس - درهرحال پدرت بود
هر احساسی هم داشته باشی هیچ ایرادی نداره، باشه؟
ممنون
مکس، مکس
میشه لطفاً منو بدی دست مامان؟
- آرومتر، یوسین بولت - میشه منو بدی به مامان؟
- لطفاً؟ - فکر کنم نوبت منه که با نینا حرف بزنم
- خیلی ممنون - ایناهاشی
- میخوای بریم پیش ماپماپ؟ - نه چندان
بیخیال بابا، وقتی دندونهاشو درمیاره و بوست میکنه
کیف نمیکنی؟
سلام، چطوری؟ اوضاع تیم چطوره؟
عالیه. آره، میخوایم دوباره قهرمان ایالت بشیم
- عجب - راستش، یه پیشنهاد بهم دادن
- چه پیشنهادی؟ - مربی دوومیدانی زنان دانشگاه ایالتی اوهایو
واقعاً؟
- آره! آره! - جدی میگی؟
محشره. تیمشون توی لیگ رده یکه
- آره، میدونم - حتماً...
- قبولش میکنی دیگه، مگه نه؟ - هنوز تصمیم نگرفتم
حتی با بابات هم در موردش صحبت نکردم
- مامان - آخه...
اینطوری باید بریم اوهایو، نینا این بخشی از برنامههامون نیست
خودت میدونی نظر بابات در مورد بوفالو چیه
بعلاوه، شغل خیلی مهمیه
باید با مدیرهای ورزشی و ورزشکارهای برتر و مراسمهای جمعآوری اعانه و دانشجوهای سابق
و... سروکله بزنم، من کی باشم که بخوام همچین وظیفهای قبول کنم؟
نه مامان. لطفاً اینطوری نکن، باشه؟
حق داری توی حرفهت پیشرفت کنی
میدونم. فقط حس میکنم گاهی اوقات برای ما هزینه داره
میدونی، برای خانوادهمون
خیلیخب، بقدر کافی در مورد من حرف زدیم
تصمیم گرفتی کی میخوای برای کریسمس برگردی؟
صحیح
حالا که حرفشو پیش کشیدی
نه، نه، نه، نه، نه، جس، خانوادهی مورگان همیشه کریسمس دور هم جمع میشن
اصلاً حرفشم نزن
مجبور میشه با پرواز بینالمللی بیاد و بره، دن
بیاد که چی بشه؟ اونم دو روز قبل از شروع کلاسهاش؟
و میدونی که بهشدت نگران ردپای کربنی پروازشه
بیخیال بابا. کایل
میتونی تصور کنی نینا کریسمس نباشه؟
- آره - ممنون، خیلی کمکم کردی
دن. دیگه 20 سالشه
با دوستهام قرار دارم بعداً میبینمتون، باشه؟
- دوستتون دارم بچهها - باید بیاد خونه
تا ببینیم چی میشه
خیلیخب، منم کار دارم، پس...
تو کجا میری؟ نخیر، جایی نمیری
هنوزم حق بیرون رفتن نداری
جدی که نمیگی
سوابق نمرات تمام دبیرستان تفت رو پاک کردی
آره، خب که چی؟ شوخی سال آخریه
نزدیک بود بیفتی زندان
بازی کردن یه چیزه ولی هک کردن غیرقانونیه
خب، من دیگه 18 سالمه و تو سرپرست قانونیم نیستی
پس دیگه نمیتونی تنبیهم کنی
آره. آره، ولی صاحب خونهایم که توش زندگی میکنی
پول غذا و اینترنت و تمام آت و آشغالای دیگهتو میدم
هیچجا نمیری
باید درخواستهای پذیرش دانشگاهت رو بنویسی
- میرم درخواستهامو بنویسم - آره، حالا شد یه چیزی
توی این خانواده چه خبره داداش؟
ناسلامتی کریسمسه
- میخوای نینا بیاد خونه؟ - آره
- صبح بخیر - صبح بخیر، رئیس
میگم ایسا، بهنظرت زیادی میرم سفرهای کاری؟
جسیکا چیزی گفته؟
خب، نمیدونم. شاید
ولی داری کسبوکارتو میسازی، درسته؟
منم همینو گفتم. و واقعاً همینطوره
ولی دیگه خانوادگی دور هم جمع نمیشیم
تمام مدت این یکی میاد و اون یکی میره
- این اواخر پیشنهاد بینالمللی نداشتیم؟ - چرا
یه شرکت نوپای فناوری توی اسلو داریم میخوان میزان امنیتشون چک بشه
نه؟ خیلیخب، یه مرکز توزیع فدکس توی مکزیکوسیتی...
بریتانیا چی؟
یه بانک هفتهی قبل از لندن باهامون تماس گرفت
« بانک کادوگان »
خیلیخب. حالا شد یه چیزی
خیلیخب، به تیم بگو کارهای مقدماتی رو انجام بدن
باشه. چشم
میریم برای ماموریت کریسمس خانوادهی مورگان
برای کریسمس بریم لندن؟
آره، بهش فکر کن
یه کار کوتاه انجام میدم و کل سفر هزینهی کاری حساب میشه
توی همون سفر پولش درمیاد
هی! دستاتو جای ساعت 5 و 7 نذار
باید تمام مدت روی 10 و 2 باشه وگرنه دیگه حق نداری رانندگی کنی
باشه. اینقدر مثل بچهها باهام رفتار نکن آزمون رانندگی قبول شدم
نمیخوام برم لندن. کار دارم
توی کریسمس؟ چیکار داری؟
یه مسابقه داریم
و بعلاوه، نمیخوام پنج هزار کیلومتر با پرواز برم
تا بتونی پیش بچهی مورد علاقهتون باشین
منظورت چیه؟
ما بینتون فرق نمیذاریم
- تو زودتر رسیدی، برو - میدونم، ولی داره چراغ میزنه
این علامت بینالمللی برای "بفرما برو"ـه
No comments yet. Be the first to leave one.