Prvních 200 řádků.
Memento
آیوفیلم تقدیم میکند
.جشن کریسمس درحال فرا رسیدنه
بیاید با هم یه آهنگ خوب !برای باباها و مامانهامون بخونیم
.«آهنگ کریسمسی به اسم «سایلنت نایت
«شب آرام»
!یعنی چجوری قرار باشه
!خیلی دلم میخواد زودتر بشنومش
.اول یکبار من میخونم تا یاد بگیرید
با دقت گوش کنید، باشه؟
...سایلنت نایت
سایرن؟
!هیسس
...هولی نایت
«شب مقدس»
!تپق زد
.شرمنده
تا قبل از جشن سعی میکنم خوب تمرین کنم، باشه؟
!آنا-چان، من میتونم بخونمش
جدی؟
!اوهوم، با مامانم میخوندمش
...سایلنت نایت
!چقدر قشنگ
!محشره
!خیلی خب، بیاید همگی با هم تمرین کنیم
!باشه
کادو؟
کریسمس تو راهه، نه؟
.احتمالا چیزی باشه که میری دلش بخواد
.موریو کارت، نسخهی دوم
!این چیزیه که تو میخوای
.پیش خریدش کردم
!پس دوتا ازش میخوای چیکار؟
مهدکودک آئوزورا
ها؟
...اون
.مادر میریـه
:مترجم
Memento
آیوفیلم تقدیم میکند
هی، من میخوام عاشق باشم، این عشقِ واقعیه؟
این که بخوام دوستم داشته باشن شیله پیله داره؟
باید چیکار کنم؟
باید چیکار کنم، ها؟
مثل همیشه، کل شهر
دیوانهوار عاشق و هیجانزدهست
دیوانهوار عاشق و هیجانزدهست
اضافههایی مثل من به خونه میرن
ولی اصلا عصبانی نیستم
و ناگهان تو پیدات شد
همونطور که داشتی از اون روزها گذر میکردی
با اون خندهت که منو هاج و واج میکرد
قلبم رو هزار تیکه کردی
هی، من میخوام عاشق باشم، این عشقِ واقعیه؟
این که بخوام دوستم داشته باشن شیله پیله داره؟
باید چیکار کنم؟
باید چیکار کنم، ها؟
از کجا باید بدونم؟
نمیدونم تو سرت چی میگذره
ولی انصاف نیست که انقدر مهربونی
یک بار دیگه، دارم از طریق ملودیت بلعیده میشم
اینم از این، دوباره منو دور انگشتات داری میچرخونی
اینم از این، دوباره منو دور انگشتات داری میچرخونی
اینم از این، دوباره منو دور انگشتات داری میچرخونی
.اوناساکا میساکی هستم
.قبلا ملاقات کردیم
چی میخوای؟
...میری
.اومدم میری رو با خودم ببرم
...ببریش؟ وایسا
.عجب دل و جرعتی به خودت دادی اومدی
ولیـــــ
خودت بودی که میری رو انداختی بیرون !و گفتی دیگه نمیخوای چشت بهش بیافته
!با خودت چه فکری کردی؟
.من مادرشم
.این حقو دارم تا با دخترم زندگی کنم
!این گزافه گوییها چیه؟
میدونی که ما ـــــ
.هوی
!اوه، مامانه
!مامانمه
!مامان
میری، وایساـــــ
!میری، دلم برات تنگ شده بود
!مامانمه
!اینو من کشیدم
.عه، آفرین
!اینجا هم دوستامو کشیدم
.کوتوری-چان و هیناتا-چان
آخه چرا گذاشتیم دنبالمون بیاد این جا؟
جلوی مهدکودک نمیتونیم .حرفای مهمو بزنیم که
.باید کلی دوست پیدا کرده باشی
!باید میگفتیم گورشو گم کنه
.باید خیلی خوب باشه
!اوهوم
اونم جلوی میری؟
!مامان! زودباش! بیا
!این جا اتاق منه
!عـــــه
!ببین! ببین
همهشون مال خودتن؟
!باباهام برام خریدن
.که اینطور
.هی، میری
اینجا بهت خوش میگذره؟
!اوهوم
پس... ترجیح میدی اینجا بمونی یا پیش من؟
!مامانمو دوست دارم
!باباهامم همینطور
.متاسفم
.نمیدونم چم شد
...چرا بیرونت کردم
!مامان! همبرگر
!میری هوس کرده همبرگر مامان رو بخوره
جریان چیه؟
!امروز قراره همبرگر دست پخت مامانمو بخورم
،گفت هوس همبرگر کرده
.پس با هم رفتیم خرید
!باباها، شما هم بیاید باهامون بخورید
!هی، هی! مامان! زودتر درستش کن
.عذر میخوام. باید از آشپزخونهتون استفاده کنم
.به خاطر میریـه
...تو نمیگیری که
هیچی بدتر از این نیست که یه آدم غریبه !تو آشپزخونهت کثیف کاری راه بندازه
مشکلت اینه؟
سریع پخت همبرگر مایکروویو سازگار با در یخچال نگهداری شود
!خیلی خوشمزه ست، مامان
.خوشحالم که خوشت اومده
...بیخیال
،همبرگر من از وَگیو ممتاز ای-5 درست شده
«وَگیو: گوشت گاو با نژاد ژاپنی»
،پیازهای اورگانیک آواجیشیما
...تخم مرغهای ناگویا کوچین
.آره. واقعا خوبه
قرار تو جشن کریسمس آواز بخونی؟
!اوهوم، اسمش «سایلنت نایت»ـه
قبلا با هم میخوندیمش، نه؟
.حواست باشه خوب تمرینش کنی
!باشه
!مامان، تو هم باهام بخون
.هزینهی آواز خوندن مامان خیلی گرونه
...متاسفانه باباهات باید پرداختش کنن
.نمیتونم همینطوری رایگان بخونم
!بابا! پول بده
!نــــــه
.خیلی خب، بریم سر اصل مطلب
چرا الان؟
.اینجا سیگار نکش
.اخراج شدم
.مَردم ولم کرد رفت
،سرطان به اینجام شیوع پیدا کرده
.و دیگه نمیتونم بخونم
قراره بمیری؟
!هی
.خدا خیلی بیرحمه
،بعد از این همه بدبختی که پشت سر گذاشتم
.این بدبختی رو هم رو سرم خراب کرد
.داستانت ذرهای واسه من اهمیت نداره
.به میری هم مربوط نیست
نمیدونم دیگه چقدر وقت برام .باقی مونده
پس امیدوار بودم .از سر دلسوزی منو ببخشید
.میخوام با دخترم یه شروع تازه داشته باشم
با به ته خط رسیدن متوجه .شدم مهمترین چیز تو زندگیم چیه
میخوام برگردم پیش خانوادم .و زندگی جدیدی رو شروع کنم
.تنها چیزی که میخوام بچمه
...خواهش
!خواهش میکنم
.تمومش کن
.میری مشتاق جشن کریسمس مهدکودکشه
فکر نمیکنم درست باشه که .الان منتقلش کنی
واسه یه مدت مطمئن میشم .حتما به مهدکودک بره
.تو همین نزدیکی یه آپارتمان اجاره میکنم
هرکاری بشه میکنم .تا زندگی شادی داشته باشه
.واقعا... تغییر کردی
،برای جبران کردن تمام کارهام
میخوام از این به بعد .فقط برای اون زندگی کنم
هنوزم همهش به خاطر خودته، ها؟
.تصمیم میری هم مهمه
.میدونم
قدردان تمام کارهایی که تا الان .براش کردید هستم
ولی خبر دارم .شما هم درگیر کارای خطرناکی هستید
به عنوان مادرش، دیگه نمیتونم .بذارم شما مراقبش باشید
اگه خودتون رو به عنوان ،والدین میری حساب میکنید
.باید قبول داشته باشید
.بیشتر از این مزاحمتون نمیشم
یادوریگی وعدههای سبک • قهوهجات
سروکله مادر میری پیدا شد؟
.آره. از ناکجا آباد
،وقتی فرستادیمش رفت میری خواب بود
.به خاطر همین قهر کرد
از کجا مامانش فهمیده ما کجا زندگی میکنیم و کارمون چیه؟
.من بهش گفتم
چـ-چرا، کیو-چان؟
یعنی تو کسی بودی که باهاش تماس گرفتی؟
...این
.عکسی که ما گرفته باشیم نیست
با اوگینو ریو آشنا هستید، درتسه؟
چرا دنبال میریـه؟
.بهتون هشدار میدم
حضورش تو زندگیتون .شما رو از کار انداخته
No comments yet. Be the first to leave one.