Prvních 200 řádků.
،قبل از اینکه شروع کنم به امضا کردن اینا
لازمه که از شخصی که الان اینجاست تشکر کنم
وقتی اون کنارم داشتم .این درست به نظر نمیاد
من هیچوقت اونو نداشتم اونو میخواستم، ولی هیچوقت داشتمش
منظورم این بود که وقتی تو کلاسش ثبت نام کردم
تو بدترین حالت یه نویسنده تو دنیا بودم
.همه ایدههام افتضاح بود .از همهشون متنفر بودم
دیگه میخواست بیخیال کلاس شم
.اونموقع بود که چیزی بهم گفت که همه چیز رو تغییر داد
اون گفت،"ایدههای افتضاح زمینه ساز ایدههای بزرگ میشن
مسیری رو بهت نشون میدن که بتونی یه اثر بزرگ رو خلق کنی
بهم گفت یکی از اون ایدههای افتضاح رو انتخاب کنم و روش کار کنم
.خوب، من این کارو کردم
،فرانسیس مییز کسی که عاشق ایدههای افتضاح
حالا میشه یه بوسه عاشقانه بهم بدی؟
!برو براش، ویلی
متاهل، ویلیام متاسفم
بهم افتخار میکنی؟
خندهدار
.فرانسیس، اینا عالین چکار کردی؟
شکلات یه زمانبندیه، دوست من
باقیش جادو - سلام، پروفسور -
شراب کجاست؟ - اونجا -
تام یه حرومزاده خوشانس
یه همسر ادیب که کیک میپزه
قسم میخورم، اگه بهم ،بگی لخت آشپزی می کنی
.میرم خونه و خودمو میکشم
.لخت هرگز همیشه شرت رو میپوشه
درواقع، اگه فرانسیس رو بشناسی میفهمی که این کیکها نشون دوری کردنه
ممنون
رمانت چطور پیش میره؟ - .خیلی خوب نیست -
اما سر و کله زدن باهاش خیلی عالی پیش میره
ترجمه نشده -
و بعدش من مثل یه ماشین تایپ میشم
تام چطور؟ کتاب اون چطور پیش میره؟
.خوبه .خونهاست داره مینویسه
تام رو میشناسی؟
تازگی دیدمش یه جورایی اتفاقی بود
تصادف دیگه اینه که تو .یکی از کتابای منو بازبینی کردی
واقعا؟ خوشم آومد بود ازش؟
.نه
خوب، متاسفم
مطمئنم خیلی از منتقدهای بودن که خوششون اومده
و واقعا اومیدوارم به دل نگرفته باشی
گفته بودی شخصیت اول داستان من غیرمعقوله
فکر میکنم انتقادهای بد باید فراموش بشن
کیک بهش بده
دوست دارم این کیک رو به شما بده به نشانه صلح
گفته بودی نمیتونی از رمانی که
نویسندش یه مرد میانساله که
همه زمانش رو تو تخیلالت شهوتی دوران نوجوونیش میگذرونه خوشم بیاد
.به نظرم کنایه آمیز اومد
کنایه آمیز، چرا؟
.از همسرت بپرس
اون الان چی گفت؟
فرانسیس؟
فرانسیس؟
چنتا خبر بد برات دارم
.همین الان داشتم با وکیل شوهرت صحبت میکردم
.و میخوان ازت ادعای غرامت کنن
ما چطور میتونیم درمورد غرامت صحبت کنیم
وقتی من به سختی پول کافی درمیارم؟
ولی تو اونو تو زمان عروسی ساپورت مالی کردی
بله
،اما اون موقعی بود که تحقیق میکرد و کتابش رو مینوشت
من کار میکردم زمانی که اون فقط تضاهر بهکار میکرد
،متاسفانه این فقط در مورد مسائل مالی
اون به من خیانت میکرد
ایالت کالیفرنیا اینو یه جرم تلقی نمی کنه
وکیلش اشاره کرده که شوهر شما
مایل به دریافت پول غرامت هست
از اونجایی که شما دوتا به ندرت باهم زندگی میکنید
فکر نمی کنم رقم خیلی بدی باشه
$احتمالا اونا نظرشون روی یه چیزی حدود 200،000
من همچین پولی ندارم
متاسفانه، داری
خونه؟
قیمتش از موقعی که خریدیش خیلی زیاد شده
و با پول مادرم بازسازیش کردم
خوب، حالا همش به دولت تعلق داره
پس اون هم غرامت می گیره هم نصف خونه
ما این فرصت رو داریم که توی مزاکره تااونجایی که میتونیم ازشون امتیاز بگیریم
اما یه خبر خوب اینجا هست اون خونه رو میخواد
اون میخواد اونجا زندگی کنه؟ - .آره-
،و اگه بهش بدی
آخر کار کلی پول هم برای خودت میمونه
میدونم که اون بدجوری دنبال خونه است
.ببخشید این خیلی عجیبه
اصلا اون از کجا اینقدر پول پیدا کرده که میخواد سهم منو از خونه بخره
ظاهرا، خونه رو دوست داره
خونه نزدیک مدرسه است
مدرسه؟
...اون
تو از پسش برمیای
تو میتونی، فرانسیس
،یه روز دوباره میتونی خوشحال باشی
درسته
و میز؟
.میز میره
نه، میز میتونه بمونه
مبل؟ - بله، لطفا -
یه لحظه صبر کن نه، مبل هم میمونه
صندلیها چطور؟
اونا هم میمونن
در واقع، همه چی میمونه غیراز اون جعبهها
اون جعبهها با کتابای داخلش
اگه مشکلی نیست
مطمئنی؟
آره
اتاق خواب؟
.نه
آشپزخونه؟ - نه -
پس کار ما تمامه
.تمومه
داری طلاق میگیری؟
خیلی ضایع است؟
این آپارتمانا مبلهاند و قرار دادشون کوتاه مدته
این چیزی که ما داریم
2-B همسایت تو واحد یه وکیله
طلاقش الان سه سال که داره طول میکشه
مرد خوبیه
به بقیه مستاجرا مشاوره حقوقی رایگان میده
اگه صدای گریهاش اذیتت کرد، فقط بکوب به دیوار
اون ساکت میشه - متاسفم -
یه دکتر هم طبقه بالا زندگی می کنه می تونی ازش قرص خواب آور بگیری
شغل تو چیه؟ - نویسنده ام -
پس تو میتونی به بقیه کمک کنی نامه خودکش بنویسن
تو از اون صاحبخونههای با مزهای
نه خیلی
خوب، اینم کلیدات
خوش بگذره
ممنون
خونه
ترجمه نشده -
تو ازدواجت رو با کیک و شامپاین شروع کردی
همینجوری هم تمامش میکنی
شروع و پایان باید خوشی، خوشی، خوشی باشه
بدیش اون سالهای بینشه
متاسفم - یه آرزو کن -
اوضاع تو بیمارستان خیلی بهم ریخته شد
سلام، به موقع برای سلامتی دادن رسیدی
آفرین و فقط یک سال طول کشید
آزادی - آزادی -
ممنون
.تو نمیخوری .تو نمیخوری
دفعه پنجم یه جادو بود
!او، خدای من
!پدی کی وقت زایمانته؟
.می - !می -
!او، خدای من
!من قرار خاله بشم
.من قرار خاله بشم .بله
.این یکم برنامههامونو تغییر میده
خوب، البته
.قرار بود به یه تور 10 روزه عاشقانه تو تسکانی بریم
اما نمیخوام پدی تو این موقعیت پرواز کنه
یه فداکاری کوچولو
ما تصمیم گرفتیم که بلیتامونو عوض کنیم
با یه بلیط بهتر برای تو
این عالیه
خیلی لطف دارین
ممنون، اما نه
چطور میتونی به تسکانی نه بگی؟
.نه .اینطوری
این حرف زدن افسردگیته
ایتالیای حرف نمیزنه در حد دبیرستان فرانسه حرف میزنه
از طرفی من دیگه افسرده نیستم
پس چرا هنوز داری تو کمپ طلاق با اون بدبختا زندگی میکنی؟
مودب باش اونا همسایه های منن - اون جایی نیست که تو زندگی کنی-
بچهها، بیخیال
خیلی ممنونم
اما امکان نداره که من به یه تور عاشقانه تو تسکانی برم
من آمادگی رابطه برقرار کردن با کسی رو ندارم - .نه نداری -
.میتونیم بهت اطمینان بدیم - اوه؟ -
این یه تور عاشقانه تو تسکانی برای همجنسبازاست
پس میتونه برای تو خیلی آرامشبخش باشه
میدونی، بیشترشون با نامزداشونن
کسی اونجا نیست که چشمش دنبال تو باشه
و تو میتونی تمرکز کنی و به صدای درونت گوش بدی
صدای درونم؟
،صدای درونم که میگه
من توی یه تور همجنسباز تو تسکانی چه غلطی می کنم؟
!فرانسیس، این ایتالیاست ایتتتتتتالیا
به علاوه، تو میتونی ازش به عنوان یه فرصت برای نوشتن استفاده کنی
خوب، من گرفتارم، باید اون همه کتاب رو بازبینی کنم
بجای کار کردن روی کتاب خودت
تو کلا بداخلاقی یا فقط هرمونات زده بالا؟
خوب، تا برنگشتم همدیگه رو نکشید
میشه فقط درمورد بچه حرف بزنیم؟
.من فکر میکنم تو در خطری
چه خطری؟
خطر عدم بهبودی
میدونی وقتی به یکی از این آدمای بیروح سرگردون برمیخوری
و به خودت میگی "چه بلایی سرت اومده؟"
خوب، برای هر کسی یه زمانی میاد
که میبینن سر دو راهی ایستادن
.دوراهی خدا، این صندلی داغه
جایی که باید تصمیم بگیرن به راست برن یا به چپ
الان موقش نیست که جابزنی، فرانسیس
من جانمیزنم
No comments yet. Be the first to leave one.