Prvních 200 řádků.
«« فريب خورده و رانده شده »»
کــارگـردان پـيـتـرو جـرمـــي
زيـرنـويـس از عـادل مومـن نـژاد
داري چي مي خواني؟- شعر, پاسکولي-
تنهاي تنها و گرسنه" آواره کوه ها
"دست ها و پاه هايم زخم خرده
گريان,بله,شايد"
"اما به آرامي کنسلاتا کجاست؟
...رفته
رخت شوي خانه...
اگنس, از چي ميترسي؟
!مي خواي چيکار کني
بيا,آروم
!دختره ي هرزه,چيکار کردي تو- خجالت زدنم,حالم از خودم به هم ميخورم-
موقعي که داشتي اون کارو ميکردي,حالت از خودت به هم نميخورد,ها؟
بله,بعدش چرا, پدر
خيلي ديره !تو يه دختر بي حيائي
چيکار بايد بکنم؟
!ديگه نبينش- چطور ممکنه؟-
هميشه داخل خونمونه- هرموقع ميبينمش, دستو پامو گم ميکنم-
!نگاش نکن
سعي کردم, اما فايده نداشت
!خجالت بکش بي حيا- بايد خودتو جمع کني-
بيشتر دعا بخون- بر احساساتت غلبه کن-
!دعا بخون!دعا بخون!دعا بخون
رنگت پريده,مريض شدي؟
نه- بده کتاب هاتو بگيرم-
امروزم مثل روز هاي ديگه همش بهمون آموزش ميدادن"
آموزش باز و بسته کردن اسلحه
" من خيلي خوب و سرعتي اين کارو انجام دادم
به همين خاطر,بهم جيره غذاي اضافي دادن" سوپ گوجه با رشته فرنگي
و مرباي انجير
که متاسفانه بهش حساسيت دارم
بدنم خارش شديد گرفته نميزاره بخوابم
"براي اينکه حالم خوب بشه شروع کردم به فکر کردن درباره تو
!نامزدت سلطان نوشتن نامه عاشقانست- واسه خودش شعر ميبافه-
!چه مزخرفاتي- بيا,بگيرش-
يه لحظه
"بوسه هاي عاشقه ميفرستم بر لـب هايت"
...بهش بگو
!اين مزخرفات رو براي خواهر خودش بنويسه
!خودشو و اون خواهراش برن به جهنم
...وينچنزو- !خفه شو-
!بچه سوسول
کنسولاتا,درو باز کن- بله,رفتم-
من ميرم,پپينوئــه
عصر بخير,ماتيلد- عصر تو هم بخير-
!چه تيپي زدي
يه هديه کوچولو براتون گرفتم
!شکلات- ماتيلد,بازش کن-
پپينو بشين- ممنون-
ماتيلد به نامزدت مشروب بده
از اون مشروب جديده براش بيار
خيلي خوب شده مشروبش رو پارسال بار گذاشتيم
!اگنس
چطه, ديوونه شدي؟
ببخشيد, حالم خوب نيست-
اگنس چش شده؟- عجب غريب شده-
شايد از درس خوندن زياد باشه- شـبها توي خـواب با خودش حرف ميزنه-
توي خواب؟- چي ميگفت؟-
چي ميگفت؟- زير لب من من ميکنه-
اين ديگه چه مزخرفيه؟
ممکنه مريض باشه
شايد تب داره- فردا بهش آب کاهو ميدم-
نه,نميخوام شجاع باش
اگه بترسي,شيطون دوباره مياد سراغت
خبر جديدي از رم نيومده؟- هنوز نه-
يه درخواست براي شرکت در آزمون نوشتم
آخراي ماه پيش
الان منتظرم خبرم از طرف يکي از فاميلامون که توي وزارت خونه کار ميکنه
بهتره خودتو حسابي آماده کني
هر کسي دوست داره يه پست دولتي گيرش بياد
خب, دائيم قرار پارتيم بشه
مونسيگورو رگالبوتو
پسر عموي من وکيله,ميتونه براي پارتي بازي کنه
دوست برادر قاضي راندازوئه
اون که حتي نتونست منو از خدمت سربازي معاف کنه
!خفه شو,احمق
بابابزرگ,پسرخوبي باش
!شکلات شيري
!خواهرت فقط يکي ميتونه برداره
حالم بهتره
فکر زندگي کردن در رم
درو از ماماني و بابائي,منو ديوونه ميکنه
...بايد باهاش کنار بياي نه,ممنون
اگنس- يکي بردار-
پپينو اينارو خريده
يکي بردار- فقط يه دونه-
جمعشون کن
اونم بردار- تو سر جات وايسا-
!گم شو برو
!ديوونس
پپينو مي خواد بره
الان؟ ...چون اون ديوونه
نه, بايد چندتا کتاب درباره پزشکي قانوني بخونم
ميشه تا دم در باهاش برم؟- بله-
!هـي , ليوان
!سه دقيقه
کنسولاتا , قهوه چي شود؟
پپينو , منو دوست داري؟
خيلي زياد , اما الان بايد برم
به اين زودي؟- !هنوز يه دقيقه هم نشده-
...مي دونم اما خب نگران درس ها هستم
از طرفي , سردرد هم دارم و تمام شب رو هم بايد درس بخونم
...منم توي تخت خواب يه چيزي مي خونم
اين شکلي احساس ميکنم پيشتم
فردا مياي؟- نمي دونم,شايد پس فردا اومدم-
درس دارم- مواظب خودت باش-
به اعصاب فولادي نياز دارم
عجب غلطي کردم- مطمئنم اگنس حرفي نميزنه- اون که ديوانه نيست-
ديوونه...اگه ديوونه باشه چي؟
خدايا,اگه به دعا هم اعتقاد داشتم خوب بود
تو کـي هستي؟
جوابي نداري؟
!تو يه آشغالي
داري با کي حرف ميزني؟-
!دارم بلند بلند درس مي خونم
چند روزي ميشه که خودتو داخل اتاق زنداني کردي
!يه خورده استراحت کن- !بيا يه خورده هواي تازه بخور-
!حالمو به هم ميزني
مامان , ميتوني 5000 هزار ليره بهم پول قرض بدي؟
!منو بگيرين
تازه واردن؟
اون اوليه که قيافش آشنا نيست اما اون دوتا آشنان
ميتونن لوکوموتيو رو عوض کنن ولي واگن ها رو که نميتونن عوض کنن
!عجب واگن هاي دارن
يه کلينيک معروف هست که ادعا ميکنه ميتونه سرعت پير شده آدم ها رو بگير
اونا 3000 تا آمپول به آدم ميزنن
بدک نيست,نه؟- اگه از من بپرسي ,اون کلينيکه ديوونست-
ما سه تا اتاق رزرو کرديم
خوش اومدين- ممنون-
...خانوم ها
ممکنه با ما يه نوشيدني ميل کنيد؟
خيلي لطف دارين
البته بعد ازاينکه عرقي خشک کردن,درسته؟- البته-
!بزودي مي بينيـمتون- بزودي مي بينيـمتون-
داشتم ميگفتم اون کلينيک ديوونست
خب چرا؟
چون يه آدم نرمال ميتونه روزي يه آمپول رو تحمل کنه
از 18 ساله تا 60 ساله
...اگه يه حساب سر انگشتي
اومدن؟- آره-
!پـپـيـنو- !هنوز نيومده-
کي؟-
دکتر اسکياونه قرار يه سري نمونه سوال امتحان رو بيارن
تا براي آزمون بهتر آماده بشم
به نظر ميرسه 12 نفر رو مي خوان ,نه 10 نفر رو
خب اين شکلي شانس من هم بيشتر ميشه
عاليه- گوش کن ,چرا جديداََ به خونه ما سر نميزني؟-
به ماتيلـد گفته بودم دارم براي آزمون خودمو آماده ميکنم
!شانزده ساعت در روز درس مي خونم- حقيقتش ,الان بايد برم خونه-
اگه دکتر اسکياونه اومد بهش بگو من دوباره ميام سمتش
با اجازه ,دون ويـنـچـنـزو
...داشتم ميگفتم
اگه يه حساب دو دو تا چهار تا بکنيد 60-18=42
... و 42 رو در 365
دارين چيکار ميکنيد ,دختر ها؟- ما توي حماميم-
!شما هميشه خدا اونجائيد !اگنـس
اينجام- گل دوزيتو ادامه بده-
!روزائورا- !دارم ميام-
بيا ,بيا سر کارت
ماتيلد ,کـي اين لباس عروسيت تموم ميشه؟
نمي تونم عکس پـپيـنو رو پيدا کنم
عکس زمان مدرسشه
چـي شد؟- سوزن رفت توي دستم- حواستو جمع کن-
حالم زياد خوش نيست- يه خورده رنگت پريده-
رنگ پريده به نظر ميرسه ,نميرسه دختر ها؟- بله,يه ذره-
سفيده- تقريبا سبزه-
هيچي نخوردي- مي خواي برات املت درست کنم؟-
نه, دست از سرم بردار
به زورم که شده بايد چيزي بخوري يه نگاه به خواهر هات بنداز
ببين ماتيلد چقدر گرد و تپله
!شدي عين عنکبوت- منم اين شکليم ديگه-
ماماني, تقريبا يه هفته ميشه که پپينو نيومده پيشم
داره درس ميخونه بخاطر آيندتونه
حداقل ميتونه الان بياد لباس ها رو ببينه
اگنس چش شد؟- روزائورا, برو ببين چشه-
ديشب حواسم بهش بود, بيدار بود و دعا ميکرد
تمام شب توي تختش لوول ميخورد
دراتاقو قفل کرده
نمي خوام ماتيلد به خاطر من آزار ببينه"
لطفا,بيا,پپينو ..هيچ وقت به کسي درباره
رازي که همون تسليم شدن دربرابر شهوت بوده چيزي نميگم ...خدافظ
"و اصلا توجه نکن اگه ميبيني اين نامه با اشک هام خيس شده
اگنس؟- چيکار داري ميکني؟-
چيکار داري ميکني؟
!اومدم, ماماني
داشتي چيکار ميکردي؟- هيچي, يه خورده معدم ناراحته-
"...رازي که همون تسليم شدن دربرابر شهوت بوده..."
روزائورا,بيستم ماتيلد, بيست و پنجم
اگنس , بيست و هفتم
امروز چندمه؟
امروز 31 جولاي
دنبال چي ميگردي؟
وينچنزو
ميدوني معني کلمه" شهوت" چيه؟
"تسليم شده در برابر شهوت"
حالا؟
نه بابا اينا چيز هائي هستن که اگنس توي نامه نوشته
براي کـــي؟- نميدونم-
No comments yet. Be the first to leave one.