Prvních 200 řádků.
تمامی شخصیت ها، سازمانها، اماکن و حوادثِ
نمایش داده شده در این سریال، ساختگی میباشند
*آنچه گذشت*
خیله خب، من اومدم
-میتونید غذا رو سرو کنید -چشم
داری بهش سختی میدی؟
اوقات خوبی با هم داشتیم
بنظر میاد کل عمرتو تو اتاقت، مشغول خوندن کتاب کرده باشی
چیه؟ انگاری داری تو آینه خودتو می بینی؟
-معاون کیم ساهیون -هوانگ شی موک هستم
دو سال از من پایینتره، اما با هم به دادستانی ملحق شدیم
بله، میدونم
سیرابی تازه اس که با روغن کنجد طعم دار شده
میتونید خام بخوریدش رایگانه
اونا متخصص پختن سیرابی ان
!آقای هوانگ، شما خیلی خوش شانسید که همچین رئیس باحالی دارید
به لطف ایشونه که میتونید همچین غذای !تازه ی گرون قیمت باحالیُ بخورید
بله
از اونجاییکه قبلا از اینا نخوردی خوب مغزپختش می کنیم
متشکرم
خورد و خوراکت معمولا خوبه؟
معلومه که خوبه مگه میخواد چیکار کنه؟ از گشنگی بمیره؟
!بنظر خجالتی میای
تنهایی میتونی تو رستوران غذا بخوری؟
!پول داره، دهنم که داره
!نگران نباش
راستی، بنظرت واقعا خجالتی میاد؟
!یه دیقه زبون به دهن بگیر
اشکالی نداره، قربان
خیله خب، اومدیم اینجا خوش بگذرونیم
!به شادی
-نیم پز شد، یه دهن بزن -چشم
!هههه، واقعا نمیدونه ها چطوری بخورتش
!یخورده واسابی بزن تو سس پونزو و گوشتُ بهش آغشته کن
!یخورده بیشتر واسابی بهش بزن
!خیله خب
پسر بزرگه ی رئیس وو وارد یه مدرسه راهنمایی بین المللی شده
درسته
!و دخترشم اعجوبه ایه تو رقص باله کلاسیک
اعجوبه ی باله به یه ورم کلی خرج گذاشته رو دستم
استعداد داشتن یه هزینه هاییم داره دیگه
من نمیدونم دخترم کِی قراره بزرگ شه؟
هان، تو نمیخوای ازدواج کنی؟
!نکنیا! چرا میخوای خودتو بندازی به دردسر؟
!کاش این نصیحتُ به من یکی میکردی
!چرا قبل ازدواج من با من حرف نزدی؟
!چرا منصرفم نکردی؟
هی، من خودم تسلیم شدم !من کی ام که یکی دیگه رو منصرف کنم؟
میتونی الکل بخوری؟
-نه قربان -پس چی؟ مشروب چی؟
...خب
!سلام
سلام
اون هان یوجین نیس؟
-سلام -سلام، مشتاق دیدار
-سلام -سلام
هی، چی شده؟
!ای خدا
!بابا لازم نبود اینارو ورداری بیاری
تو که مهمون نیستی !لازم نبود با خود خرت و پرت بیاری
بزار ببینم
-وایستا بینم، برنج کو؟ -من برنج سرخ شده میخورم
!کاربلدی دیگه
-بازپرس جانگ؟ -بله
یه دیقه کارِت دارم
-...اما غذا -بیا ببینم
-برنج سرخ شده رو باید جَلدی خورد -زودی کارم تموم میشه
چه خبره؟
-من؟ -بله
چی میگی؟ من؟
نمیرم، نمیرم
!شُور پلیس-دادستانی؟ بیخیال
تو بیا، فقط انجامش بده
رئیسُ ببر !راستِ همین کاره
رئیس نمیشه، بخاطر سنش مناسب این کار نیس
مگه محدودیت سنی دارن؟
"پویش تقسیم مجدد حق تحقیق"
توسط فارغ التحصیلان دانشگاه پلیسی هدایت میشود" "که همواره مشتاق تصاحب کلیه نیروهای پلیس هستند
در گذشته نیروهای پلیس قادر به استدلالِ کارا
در برابر نیروهای دادستانی که متخصصین حقوقی هستند، نبودند
اما افسران نخبه فارغ التحصیل شده از دانشکده پلیس
بار دیگر آتش مناقشه بین نیروهای دادستانی و پلیس را برافروختند
"فارغ التحصیلان دانشکده پلیس در این باره اعمال نفوذ می کنند"
ما نمیتونیم باهاشون منطقی حرف بزنیم؟
!این چیزیه که همه دادستان ها میگن
میگن این بحثها پیش اومده چون
فارغ التحصیلان دانشکده پلیس ریسمانمونو گرفتن دستشون؟
!لعنت، ببین کی داره اینو میگه
دادستانی که خودش از فارغ التحصلیلای دانشکده های خاص مشاوره میگیره
منم دارم همینو میگم
!باید بهشون نشون بدی که زیر سلطه شون نیستی
حتی اگه جزء فارغ التحصیلان دانشکده پلیسم نباشی !میتونی به شُور محلق بشی
تنها مشکلش اینه که افسرای رده پایین نمیتونن به شُور ملحق شن
درباره اش فک کن! اگه یه افسر گشت یا یه مامور ارشد گشت زنی باشه
-دادستانی ازمون پیشی میگیره -اما سن و سال چه ربطی به این مساله داره؟
این بین خودمُ خودت بمونه
!بنظرم رئیس نمیخواد یکی بزرگتر از خودش اونجا باشه
اینجوری معذب میشه؟
که یه زیردست مُسن تر از خودش داشته باشه؟
میگه طرف حداقل یه ستوانی چیزی باشه
!ولی فارغ التحصیل دانشکده پلیس نه
!بهش فک کن یه ستوانی که فارغ التحصیل دانشکده پلیس نباشه؟
اونجوری میره بالا 40 سال نمیتونم 30 سالشو جور کنم
من یاد یکی میفتم
کی؟
!تو و رئیس
...اون از تو بزرگتره، ولی
!منظورم اینه که بالاخره از تو بزرگتره
اما تو رتبه ات ازش بالاتره
پس میتونی بزنی رو دستش
!حرفشو نزن
!من اینکارُ نمیکنم
!بیا دیگه واقعا میخوای اینجوری کنی؟
میدونی وقتی داشتم با رئیس چو حرف میزدم اولین کسی که اومد به ذهنم کی بود؟
یکی که بازپرس باشه، ستوانم باشه
سی سالش باشه، کارشم حرف نداشته باشه
اگه نمی شناختمت، محال ممکن بود این به فکرم برسه
-مگه نه؟ -معلومه
!بیخیال، من انقدرام کارم خوب نیس
!میدونی چیه؟ این چیزی نیست که بخوام خودسر تصمیم بگیرم
باید اجازه رئیسُ بگیرم
!معلومه که بهت اجازه میده
-این؟ -بله
-میخوای کجا ببریش؟ -شُور پلیس-دادستانی
واسه چی؟
به عنوان نمانیده افسران تحقیق، چطوره؟
!نمیشه
واسه چی؟
!هی، ما همین الانشم کمبود نیرو داریم
تو رو که بردن، اینم ببرن؟
یه نگاه به ما بکن! میخوای چیکار کنیم؟
!اما بازپرس جانگ که برای همیشه از پیشمون نمیره
-فقط میره به جلسات دیگه؟ -بله
اگه برای همیشه بخواد بره، میتونیم یکیو بیاریم
مثل این می مونه که یه شبح تو تیم داشته باشیم
در ضمن، هر وقت لازمش داشته باشن میبرنش
!اما خوبه ها یه افسر درجه دار یه صندلی از شُور رو اشغال کنه
اونایی که کار میدانی انجام میدن
ممکنه بتونن دید متفاوتی به اونا که کل روز پشت میزشون نشستن، بدن
تو طرف کی هستی؟
-هی -بله قربان
این یکیو ببر! رفتارش دوستانه اس !کلی ام انرژی داره
!این از جانگ گون خیلی بهتره
!بردار ببرش
سون چانگ، تو چند ساله خدمت میکنی؟
من؟ سه سال پیش اومدم اینجا
!عوضی
!آیگو، راه درازی در پیش داری که
!پس بیخیال
مظنون در پاسگاه بوگوانگ دونگ خواهد بود
راس ساعت 10، اما ممکنه یکم تغییر کنه
-باشه، ما کار خودمونو انجام میدیم -چه خبره؟
چی؟ دارین روی پرونده کلاهبرداری املاک و مستغلات تحقیق میکنین؟
با واحد اطلاعات؟
با یه پرونده تجاوز شروع شد اما حالا یه مورد اختصاصی پیدا کرده
-چی؟ -کلاهبرداری در مورد اجاره بها
چیه؟ تو ام میای؟
بله؟
-!بازپرس جانگ -باشه
!بازم می بینمت
تا جایی که میتونی، تجربه کسب کن دارایی ارزشمندی برات میشه
-بله؟ -بهت کمکم میکنه
همچنین به کل نیروهای پلیس این فرصت کم پیش میاد
بنظرت این بار تغییرات اساسی بوجود نمیاد؟
عامه دارن حمایتمون میکنن مقامات رده بالا پیگیرشن
اگه به شُور ملحق بشی و وادارشون کنی که این اختیار رو به ما محوّل کنن
...سه هجا از اسمت
یعنی، دو هجا از اسمت میره تو تاریخ
!تو رزومه ـتم یه مورد عالی میشه
نهایت تلاشم رو از جانب شماخواهم کرد
!پس نگران نباش و فقط به شُور ملحق شو
تو دومین نفری هستی که دارن ازَمون میگیرن
پس به نفعشونه یکی دیگه رو استخدام کنن
آی، من که بهتون گفتم از تیم نمیرم
چرا میخواین دَکم کنین؟
هی، بنظرت هان یوجین اومد سراغ ما چون نتونسته بود هیشکیو گیر بیاره؟
به این آسونیام که فکر کردی، اینکارُ نکرده
!ببین چقدر تنها بوده
احتمالا میخواسته از یکی شروع کنه
!آیگو، ایش
اگه فقط ده سال کوچیکتر بودم، خودم میرفتم
-فک کنم دیگه انرژیشو نداری -!انرژی چی چیه بچه؟
من به دانشگاه پلیس نرفتم
منم باید همچین روابطی برا خودم دست و پا میکردم
حالا دارم از تو میسوزم، چیه خب؟
-هی، جانگ گون -بله
مطمئنم تو بیشتر از بودن تو تیم خودمون و ستوان بودن میخوای
مطمئن شو که
!وقتی کارتون تموم شد، هان یوجینم با خودت برداری بیاری
همین برای من کافیه
معلومه که شانس با من یار نیست
اگه به عنوان متخصص خدمت کرده بودم، میتونستم الان
انتقالی بگیرم به دفتر مرکزی دادستانی
!حتما خیلی باحال میشد
چرا وقتی نوبت من شد، به جاش پاشدم رفتم مجلس؟
همه ارتقا گرفتن، چرا من یکی نتونستم؟
کسی چه میدونه؟ شاید در برابرش بهت یه لطف ویژه کردن، هوم؟
!پس فقط در این مورد، کارِتو درست انجام بده
من همیشه کارمو درست انجام میدم از کِی تا حالا کارمو بد انجام دادم؟
!این دفعه باید فوقِ خوب، انجامش بدی
No comments yet. Be the first to leave one.