Castlevania: Nocturne

Castlevania: Nocturne

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 1

Informace o verzi

Castlevania Nocturne S01E03 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Castlevania Nocturne S01E03 1080p WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Castlevania Nocturne S01E03 720p NF WEB-DL DDPA5 1 H 264-KHN
Castlevania Nocturne S01E03 1080p NF WEB-DL DDPA5 1 H 264-KHN
Castlevania Nocturne S01E03 DV 1080p NF WEB-DL DDPA5 1 H 265-KHN
Castlevania Nocturne S01E03 720p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-EDITH
Castlevania Nocturne S01E03 1080p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-EDITH
Castlevania Nocturne S01E03 DV HDR 1080p NF WEB-DL DDPA5 1 H 265-KHN
Komentář od mmli_sm
█⫸ sm محمدعلی ⣿ 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

Tagy

webrip
web
720p
720
BRip
x265
HEVC
2CH
1080
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x264
HD
Zveřejněno: 2023-09-28
Stažení: 94
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 112 řádků.

‫به کسی که شر در برابر او می‌لرزد.

‫با او بیعت می‌کنم.

‫به بلعندۀ نور، مسیح.

‫تا ابد به او خدمت می‌کنم.

‫مترجم: «محمدعلی sm»

‫« کسلوانیا: سمفونی شبانه » ‫" فصل اول - قسمت اول "

‫خون‌آشام‌ها و شبگردها ‫از هرطرف بهمون حمله می‌کردن انت.

‫فقط می‌تونستیم عقب‌نشینی کنیم.

‫تو تقصیری نداری.

‫اگه ادوارد بود، ‫هیچوقت تنهام نمی‌ذاشت.

‫حالا هم مُرده.

‫وقتی تصمیم می‌گرفت بیاد اینجا ‫از خطراتش مطلع بود.

‫خانوادۀ من بود.

‫بعد این که مادرم مُرد ‫هیشکی رو نداشتم.

‫بعد از این که کشته شد.

‫ببخشید! ‫اشتباه کرد!

‫می‌‌بینین؟ ‫کیفش داره پر میشه.

‫کارش خوب بوده. ‫خیلی خوب بوده.

‫برداشت پربار و فراوانی میشه.

‫خیلی چیزها هست ‫که می‌تونه بهت آسیب بزنه کوچولو.

‫مارها، ‫جادوگرها، رازها.

‫تو رازی داری استر؟

‫هیچ طلسمی نمی‌تونه ‫رو مزرعه من اثر کنه.

‫و نه هیچ جادو و رقص و آوازی.

‫می‌دونم دیدن مرگ مادر چطوریه.

‫من فرار کردم... ‫اما گمون نکنم تو می‌تونستی.

‫لالایی‌های مادرم رو تو دلم نگه داشتم.

‫آهنگ‌ها از اجداد به ما رسیده بودند،

‫و من رو به خدایان آفریقایی ‫فراتر از مزارع

‫و فراتر از اقیانوس‌ها ‫و فانی‌ها پیوند می‌دادند.

‫من زیر بار بند نمی‌رفتم.

‫فرقی هم نمی‌کرد ‫که چقدر سعی کردن دستگیرم کنن.

‫همیشه درحال برنامه‌ریزی برای فرار بودم.

‫اما برده‌دارها همیشه زیرنظرم داشتن.

‫وقتی ۱۶ سالم بود ‫خواستن روم مهر داغ بزنن...

‫اما من زیر بارش نمی‌رفتم.

‫از نسل پدرم

‫قدرت خدای جنگ و آهن یعنی اوگون ‫رو به ارث برده بودم.

‫نمی‌دونستم چه اتفاقی داره می‌افته،

‫اما روح هدایتگرم درست زمانی که ‫بیشتر از هرلحظه بهش نیاز داشتم، به دادم رسید.

‫بهتره فرار کنی دختر کوچولو.

‫فرار کن. ‫با بیشترین سرعتی که می‌تونی.

‫نه.

‫ادوارد معتقد بود که آواز خواندن ‫روش حرف زدن روحه.

‫برای همینه که همه جذب موسیقی میشن، ‫از بی‌نوایان گرفته تا دولتمردها.

‫می‌گفت وقتی رو استیج بود

‫و به تماشاچی‌ها نگاه می‌کرد،

‫می‌تونست رنگ‌ روح‌های‌ همه رو ببینه.

‫روح من صورتی بود.

‫البته اشتباه می‌کرد.

‫رنگ موردعلاقۀ من سبز بود.

‫بس کن. ‫بس کن. بس کن!

‫تو دیگه کی هستی ‫و فکر کردی داری چی‌کار می‌کنی؟

‫بردۀ من از اینجا رد شده.

‫سگ‌هام بوش رو کشیدن.

‫۵۰۰ نفر تو این سالن تئاتر هستن،

‫و تنها بویی که به مشام‌مون می‌خوره ‫بوی سگ‌هاته.

‫من مالم رو می‌خوام.

‫اما صبر می‌کنم.

‫نه، نه، نه. ‫الان نه. نه.

‫پات رو گذاشتی رو ابریشم فرانسویم.

‫باید این لباس‌های خیست رو دربیاری.

‫هرچی می‌خوای بردار.

‫اوه! ‫چه قشنگ.

‫ از اپرای گدایانه.

‫خون‌آشامه، ‫مگه نه؟

‫اربابت رو میگم.

‫- رفته؟ ‫- بعید می‌دونم.

‫سرعتم زیاده. ‫می‌تونم بدوم.

‫اینجا یه جزیره‌اس کوچولو. ‫شنا بلدی؟

‫همم.

‫اسم من ادوارده.

‫انت.

‫برای کسایی که شبیه ما هستن ‫جاهای زیادی برای مخفی شدن وجود نداره.

‫با خودت میگی،

‫«وای، اما اون از اول عمرش آزاد بوده. ‫مثل من نیست.»

‫چیزی که تو دل‌مونه مهمه انت.

‫پس چرا واسه‌شون آواز می‌خونی؟

‫شادشون می‌کنم، ‫اونا هم دیگه جبهه نمی‌گیرن

‫و زبون‌شون شل میشه.

‫اینطوری به اطلاعات مفیدی می‌رسی.

‫برای وقتایی که مجبور میشم ‫فراری‌ها رو مخفی کنم، به درد می‌خوره

‫ادوارد من رو برد بالای کوه ‫تا پیش مارون‌ها باشم.

‫اون‌ها بردگان‌ فراری‌ای بودن که یه جنبش مقاومتی رو ‫سازماندهی می‌کردن و من تازه بهشون اضافه شده بودم.

‫«بابا لگبا، دروازه رو باز کن.»

‫«بابا لگبا، دروازه رو باز کن.»

‫سسیل کشیش اعظم بود.

‫چندتا طلسم بهم یاد داد.

‫که چطوری برای مناسک ‫دروازه‌های معنوی باز کنم.

‫که چطور به ترسم غلبه کنم ‫تا بتونم صدای اوگون رو واضح بشنوم.

‫چشمات رو ببند.

‫دم.

‫باز دم.

‫دم.

‫باز دم.

‫«بابا لگبا، دروازه رو باز کن.»

‫«بابا لگبا، دروازه رو باز کن.»

‫جنگویان مسلحن.

‫اما قلباً خانودۀ همدیگه‌ان.

‫انقلاب داره فرانسه رو در بر می‌گیره،

‫ارباب‌ها و بانوها و دوک‌ها ‫و شاید حتی هم پادشاه‌ها رو هم خوار می‌کنه.

‫میگن که شعارشون آزادی، ‫برابری و برادریه،

‫اما انقلاب‌شون زنجیر بردگی ما رو پاره نمی‌کنه.

‫برده‌ها همچنان کتک می‌خورن، ‫شکنجه میشن و ستم می‌بینن.

‫باید از شر خدای سفیدپوست‌ها خلاص شیم ‫و به نجوای رهایی گوش کنیم.

‫وقتش رسیده که سن دومان...

‫بسوزه!

‫به‌نظر نبرد حماسی‌ای می‌رسیده.

‫آزادی از نیشکری که برداشت می‌کردیم ‫شیرین‌تر بود

‫رفتم دنبال والبانک.

‫به‌نظرت این شورش چی رو عوض می‌کنه؟

More Farsi Persian subtitles for Castlevania: Nocturne

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left