Informace o verzi

Skate into Love E35 480p DramaDL
Komentář od AHEE
ترجمه اختصاصي سايت دراما دي ال @DramaDLL

Tagy

480p
480
Zveřejněno: 2020-06-19
Stažení: 16
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 195 řádků.

من الان دارم با همه چی دست و پنجه نرم میکنم

در آینده هر اتفاقی هم بیوفته یا هر چقدر پیشرفت کنیم بازم با هم میمونیم و با هم به کارمون ادامه میدیم

به نظرم اینجوری خیلی خوشحال میشم

به علاوه، فکر نمیکنم بتونم دوست پسری بهتر از تو توی کل دنیا پیدا کنم

تو گفتی من پرنسس ست ام، حالا تو هم پرنس من میشی

چی شد!؟

اوه!؟- چیزی نشده-

چی!؟- واقعا خوبم-

نگاه، چی شده!؟ چرا گریه میکنی!؟

چیزی نشده، فقط تحت تاثیر قرار گرفتم

تو خیلی احمقی، حتی گریه هم میکنی

هوان هوان

بله!؟

از حالا به بعد نباید از هم جدا بشیم، باشه!؟ نباید مثل تانگ ژو و لی یو بینگ بشیم

اصلا نباید از همدیگه جدا بشیم

باشه، جدا نمیشیم

هوان هوان، بگو ببینم، اون موقع که با هم شرط بندی کردیم

هیچ کس برنده نشد

هر دو بردیم

هر دومون بردیم

پس، باید از تانگ ژو و لی یو بینگ تشکر کنیم

ما باید یه جوری کمکشون کنیم

چطوره بهش راجب اتفاقی که به لی یو بینگ آسیب زده بگیم

رئيس تانگ نمیتونه همچین خبری رو تحمل کنه

اونا خیلی به همدیگه اهمیت میدن، پس اینجوری مشکل حل میشه

من چند بار به رئيس تانگ زنگ زدم اما گوشیش خاموش بود

به نظرم تحمل این جدایی براش خیلی سخت بوده

تازه الان وقت این که عضو تیم ملی بشه

اگه توی این موقعیت خودش رو درگیر این چیزها بکنه ممکنه روی تمرین هاش اثر بذاره برای همین به نظرم گفتنش بهش ایده خوبی نیست

درسته، باید آروم تر پیش بریم

رئيس تانگ!؟ بذار اول بره توی تیم ملی بعد راجب این جریان هم باهاش حرف میزنیم

لی یو بینگ خیلی سنگ دل، اون به این زودی دختر دیگه ای گیرش نمیاد

جرات داری!؟ ببین چی میگم باید خوب حواست بهش باشه

کسی نمیتونه لی یو بینگ رو بدزده

دقیقا درسته

اگه رفت دنبال یکی دیگه یا یه دوست دختر جدید برای خودش پیدا کرد قلم پاش رو میشکونم

عالیه

هی، هوان هوان، ما همش نباید راجب مشکلات بقیه حرف بزنیم، درست نمیگم!؟

امروز سالگرد 180 روز باهم بودنمونه، نباید ما

چی!؟

اوه

چیکار میکنی!؟

چشمات رو ببند

نه، من

چطور تونستی بذاری من همچین لبی رو ببوسم!؟ فکر کردم سیبیل در آوردی

باشه، اشکالی نداره، ژیا منگ هوان، میخوای اذیتم کنی، آره!؟

لی یو بینگ، بهش اعتماد نداری

یا به خودت اعتماد نداری

چی شده!؟ دل تنگش شدی!؟

اگه اینجوریه، بهش زنگ بزن

خودتو ببین، مثل یه قهرمانی که میخواد یه دوشیزه رو قبل مسابقه نجات بده

یه همچین عشق عمیقی

نمیخواد انقدر با حال به نظر بیای، باید دوباره ریسک کنی

میخوام بخوابم

بینگ بینگ

تو و تانگ ژو واقعا بهم زدید!؟

آره

من هر کی رو که هم دوست داشته باشی ازت حمایت میکنم

اما، اگه تو و تانگ ژو

واقعا آینده یی قرار نیست داشته باشید، نباید به یه دختر دیگه فکر کنی!؟

به نظرم وضعیتی که الان توشی

جیانگ شی جیا

خستت نشده!؟

ما هنوز چند تا مسابقه داریم

الان توی موقعیتی هستیم که برای مسابقات اژدهای ایکس کلی نقد میسازن

این اولین ماموریتمون بود

الان که نباید کنار بکشیم

اوه

من میرم بخوابم تو هم باید زود بخوابی

وی وی، یه روزی میاد که همه این حرف ها رو، رو در رو بهت بگم

و به عنوان جیانگ شی جیا بغلت کنم

چیزی که میگی چیزیه که قبلا بهم گفتی

تو حتی میتونی با اون دوست بمونی!؟

نظرت چیه!؟

خودت رو به چیزی که جلوته محدود نکن

برگرد، تا سورپرایز بشی

به خاطر من ناراحت نشو

کاری که من میکنم برای این که هر روز خوشحال باشی

من دارم نگران میشم

میترسم اگه دستت رو ول کنم از دستت بدم

حتی اگه به من اعتماد نکنی باید به خودت اعتماد کنی

تو خدای یخ هستی، کی میخواد تو رو ول کنه!؟

سگ سنگ دل، چرا قبل از اینکه برم نیمدی بدرقه ام!؟

شاید گیر کرده بوده

شاید پیام عذرخواهی فرستاده باشه

یان یان

مامان

چی شده!؟ خوبی!؟

خوبم، برنامم هم خیلی خالیه

نمیدونم چیکار کنم

کارهات رو بنویس

اینجور کمکت میکنه تا بهش فکر کنی

یان یان

تو دیگه بزرگ شدی، مامان نمیتونه توی تصمیم گیری هات کمکت کنه

باید خودت انجامشون بدی

ببین از ته قلبت چه کاری هست که بخوای بکنی

باشه!؟

اما نمیدونم چی بنویسم

مشکلی نیست، راجب بهش فکر کن

ببین چی دوست داری بخوری، بنوشی، بازی کنی

مطمئنم خودت پیداشون میکنی

و

بیا

امروز صبح پیداشون کردم، دیدم کثیف ان برای همین برات شستمشون

ممنون، مامان

دقیقا میخوام چیکار کنم!؟

آکواریوم

بستنی، مرغ سوخاری، نوشابه

همه این ها رو با تانگ ژو انجام دادم

دیگه چی هست!؟

سفر دور دنیا

از آخرین باری که دویدم خیلی وقته میگذره

مامان

اول تو

میخواستم بگم میتونم همینجا توی پارک یکم تمرین کنم

مامان، چند روز دیگه میخوام برگردم ال یو یو تا تمریناتم رو ادامه بدم

یان یان، تو فقط بهتر شو

من واقعا نمیخوام به خاطر من اینکار رو بکنی

به خاطر تو نیست به خاطر خودمه

من واقعا نمیدونستم معنیه اینکه اسکیت نمایشی بخوام تمرین کنم چیه

چرا من!؟

اما الان میدونم

کسی نمیتونه به من جواب بده

فقط من باید جوابش رو بدم

مثل یه حلزون کوچولو

چرا همینطور باید برم بالا!؟

از نظر آدم ها نمیشه اینکار رو کرد

اما شاید برای یه حلزون

فقط به معنی بالا رفتن

و نگاه کردن به این دنیای بزرگ باشه

این برای کل زندگیش رضایت بخشه

خب حالا، جواب رو پیدا کردی!؟

این روزها از خودم پرسیدم

اگه اسکیت نمایشی رو ول کنم

چیز دیگه ای برام میمونه که دوستش داشته باشم

کلی فکر کردم

دیدم چیزی نیست، تمام این سال ها

به جز درد و فشاری که برای اسکیت نمایشی داشتم

حس دستیابی به چیزی که میخوام و رضایت هم میکردم

اما جمع کردن تمام این احساسات

مثل یه پرده ای بود که

رویام رو مخفی میکرد

برای همین حتی یادم رفت که

اول از همه اسکیت نمایشی رو دوست دارم

تو بزرگ شدی

از حالا به بعد باید خودت برای زندگیت تصمیم بگیری

بهت قول میدم، هر کاری هم که بخوای بکنی

توش دخالت نکنم

اونا از عمد اینکار رو کردن، این یعنی چی!؟

کاپیتان اژدهای ایکس در آخرین لحظات پاس قشنگی داد

جیانگ شی جیا گل زد و اژدهای ایکس برنده شد، لی یو بینگ ناگهانی بیهوش شد

اونا واقعا مثل عقرب های سیاه ان، آدم های وحشی، درسته، بینگ بینگ!؟

بیدارت کردیم!؟

اینجا سرما میخوری، برو توی خوابگاه دراز بکش

ما یکم دیگه تمرین میکنیم، درسته!؟

برات مرخصی میگیرم، تازه آسیب دیدی و باید استراحت کنی

دکتر گفت خوبم، من مرد قویی ام

بیا بریم، بعد غذا میریم برای تمرین

انقدر به خودت سخت نگیر- بیا بریم-

اون یو یان نیست!؟ تو مدت زیادی خارج از کشو آموزش دیدی

ما فکر کردیم میخوای برای همیشه توی کانادا بمونی

برگشتم

مربی جین

یو یان!؟

چطوری!؟

مامانت گفت خوبی

خوبم، ممنون که این ماجرا رو از بقیه مخفی کردین

اونا فکر میکنن که برای تمرین رفتم خارج از کشور

نمیدونستم چیکار میتونم برات کنم

به هر حال، به خاطر فشار هایی بود که بهت وارد کردم

من مربی خوبی نیستم

منم عضو خوبی برای تیم نبودم

برای همه کلی دردسر درست کردم

مربی، من میخوام به تمرینم با شما ادامه بدم

مربی

میخواید کمکم کنید تا همه چی رو از اول شروع کنم!؟

ببین چی میگم، اونا اصلا آدم نیستن

بعد 15000 متر دویدن بازم راحت میتونن حرف بزنن، من حتی بعد 10000 متر هم نمیتونم همچین کاری بکنم

مخصوصا روی یخ

اونا خیلی سریع و سر سخت ان

و توی پیست بهم فشار میارن، من اصلا نمیتونم برای افزایش سرعتم راهی پیدا کنم

کاملا عادلانست

تمام کسایی که به اینجا رسیدن

همگی عالی ان

این بو

من یکم عود روشن کردم تا آروم بشم

بوش مثل بوی گل های ابری آبی رنگ

مامان بزرگم پرورششون میداد

واقعا!؟

دلت براش تنگ شده!؟

شاید

چقدر شما با هم صمیمی بودید!؟

اون منو بزرگ کرد

بعد از اینکه برادرم به دنیا اومد

منو فرستادن پیش مامان بزرگم

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left