Prvních 200 řádků.
گروه ترجمه ایران فیلم تقدیم میکند
ارائـهای از کیارش
!ایزابل
در چه حالی؟
خوبم، یه ذره خستهام ولی خوبم
دیگه باید بریم
هان؟ چرا؟
جدی میگی؟
شوخی که ندارم، یالا باید بریم، باید بریم
...مانوئل... مانوئل
چی شده؟ - تو بمون، برقص و مشروب بخور -
من حالم خوبه
!راکی
چطوری، برادر؟
چه خبرا؟
نه، اینطوری نکن
منو نشناختی؟ !منم، نالدو
نالـدو - فامیلیت چیه؟ -
!نالـدو روئیز، نالدو
چند وقت حبس بودی؟
!خیلی وقت پسر
تعریف کن واسم
سه سالِ آزگار، پسر
سه سال؟
!لـعنت - سه سال -
...اوه، در مورد کارآگاهه متأسفم، پسر
هی، بیخیال، نمیخوام در موردش صحبت کنیم
ایشون زنِ برادرت، خوزه است؟
آهان - خیلی خب -
از دیدنتون خوشوقتم، نالـدو - ایزابل -
بذار برات یه تاکسی بگیرم - ...نه، مانوئل، مانوئل -
گوش کن، با مترو برمیگردم خودم میرم، نگران نباش
خودش داره میره
از دیدنت خوشحال شدم، یِسِنیا نذار تا دیر وقت بیرون بمونه ها
هی، داداش. میرم تا ایستگاه همراهیش کنم، زود برمیگردم
وقتی برگشتم توی کلاب میبینمت، باشه؟
هی زن برادر، از دوست دخترم خوشت اومد؟
اوهوم
پس که اینطور؟ - خوشگله -
دیگه چی؟ اینو که خودم میدونم
خیلی خیلی خوشگله
تو هم خیلی بانمکی
ولی باید یاد بگیره اسپانیایی صحبت کنه
ایزابل، شرط میبندم تو هم میتونی انگلیسی یاد بگیری
برو خونه و استراحت کن - بدرود -
وقتی رسیدی خونه بهم خبر بده
باشه
!ایــزابــل
ممنون، ممنون
لـعنت
!اسکاتی
!اسکاتی
هنوز اینجاست؟ میخوام ببینمش
نه جنین
چه اتفاقی افتاده؟
هیچکس بهم چیزی نمیگه چه بلایی سر جوئی اومده؟
چه بلایی سر شوهرم اومده؟ - نمیدونم -
ازت میخوام برگردی پیش بچهها، باشه؟
بغلشون کن، بهشون بگو همه چی درست میشه
به یکی میگم تو رو برگردونه، باشه؟
...خیلی خب - !جانسون -
من به خداوند، پدرِ قادر مطلق و خالقِ آسمان و زمین ایمان دارم
،به عیسی مسیح ایمان دارم تنها فرزندی که توسط روح القدس آبستن شد
و از مریم باکره متولد گشت، تحت ستمِ پونتیوس پیلاطس به صلیب کشیده و کشته شد
اون بر جهنم فرود آمـد و در روز سوم دوباره زنده شد
به بهشت عروج کرد و در جوار خداوند استقرار یافت
مریم مقدس، برای ما گناهکاران دعا کن در این لحظه و هم در لحظهی مرگ ما
آمین - آمین -
ماریسُل؟
خدا رو شکر که مانوئل کوچک توی خونه و کنارِ ماست
این تسبیح را برای خوزهی عزیزمان تلاوت کردیم
به امید آنکه خداوند در عراق یار و نگهدارش باشد و او را صحیح و سالم به ما برگرداند
بابت همکارت متأسفم - متـشکر -
در رو ببند
شارلین برای شامِ این هفته دعوتت کرده
میای؟
البته
پسرت، آنتونی رو هم با خودت بیار
برای مدتی با خواهرم زندگی میکنه
جدی؟ خب، وقتی برگشت
باید بریم قایق سواری کنیم و ماهی بگیریم
آره
باشه... شارلین یخورده نگرانت شده
بهش بگو حالم خوبه
واقعاً؟
آره - همکارت تازه کشته شده -
حالت خوب نیست
میخوام بذارمت کنارِ رامیرز
نمیخوام تنهایی روی این پرونده کار کنی
و راستش رو بخوای، اصلا نمیخوام ...روی این پرونده کار کنی، ولی
مشکلی نیست
خب، چی میدونیم؟
چیزِ زیادی نمیدونیم
چیه، با کسی صحبت نکردی؟
چرا، خبرچینِ جوئی کندو والس
!من هیچی نمیدونم
!من هیچی نمیدونم !دارم راستش رو میگم
داد و فریاد نکن، باشه؟
فقط صادق باش تو خبرچین جوئی بودی
جوئی رو کی کشته؟ راستش رو بگو
!من هیچی نمیدونم، پسر !دارم بهت راست میگم
!به خدا بهت دروغ نمیگم
من... هیچی نمیدونم
نمیدونم کالن رو کی کشته
میشه گفت یه گفتگویی باهاش داشتم
چیزی نمیدونست
پس... چرا باهاش صحبت کردی؟
یه گروهی توی محله هارلم بودند که جوئی اونا رو تحت نظر داشته
توی هارلم؟
جوئی توی هارلم چه غلطی میکرده آخه؟
اون که معلق شده بود
نمیدونم
ما... دوربینش رو نزدیک جسدش پیدا کردیم
حال زنش چطوره؟
اون... خیلی اوضاعش خوب نیست
برای شناسایی جسد باید ببرش پزشکی قانونی
!زن بیچاره
دیگه چی میتونم از دنیا بخوام؟
بهترین زنهای توی دنیا کنارم هستن
باورت نمیشه دیشب چه اتفاقی افتاد
عجیب ترین چیزی بود که دیدم
نه، بذار اول من بگم خیلی صبر کردم تا بهت بگم
نه، ولش کن، تو اول بگو - نه، تو اول بگو، چی شده؟ -
حلقهات کجاست؟ - همش میفته، حتما تو کیفمه -
خوزه باید تا الان درستش میکرد برای دست تو خیلی گشاده
آره، همینطوره حالا بهم بگو
فکر کنم هکتور میخواد ازم خواستگاری کنه
ساقدوشم میشی؟
واقعاً؟ - !آره -
!هی، منم دوست دارم جیغ بکشم
نـه - چی شده خب؟ -
نه، بهش نگو - نمیتونم بهت بگم -
نمیخوای بهم بگی؟ - هر چی اون بگه -
!اونا کُشتنش اسکاتی !اون لـعنتیها کشتنش
آخه کی همچین کاری کرده؟
گفتن وقتی پیداش کردن هنوز چاقو تو کمرش بوده
آخه کی همچین کاری باهاش کرده؟
...از پشت بهش چاقو زدن و بعدش
عین یه تیکه آشغال انداختنش دور ...
سلاخیاش کردن
ول کنید بابا، واقعاً؟
!هی، اینطوری نگو
!از اینجور اتفاقا میفته، جدی میگم
...در مورد زامبیها که حرف نمیزنم
!به ایزابل نخنـد !یکم احترام بذار
...مامان، من به اون نمیخندم
به شماها میخندم
قیافههاتون رو ندیدید که چطور باورتون شده بود
!ببـند دهنت رو
بفرما
بهت چی گفت؟
بهم چیزی نگفت
بیحرکت اونجا ایستاده بود
توی هوا؟
نباید با شیطون همکاری کنه
چرا نه؟ چرا نباید برای شیطون کار کنه؟
شیطون خیلی بده و ممکنه اون رو بکشه
درسته
الیسا، حالت خوبه؟
الیسا؟
حالت خوبه؟
دنبال یه چیزی میگردم ولی نمیتونم پیداش کنم
دنبال چی میگردی؟
بهم بگو، دنبال چی میگردی؟
داری دنبال چی میگردی؟
بهم بگو - دنبالِ اسبم -
ولی پیداش نمیکنم - خیلی خب -
...قربان
میدونید از کجا میتونم یکی از این ها بخرم؟
میدونید کجا میتونم بخرم یکی از این ها؟
یه مغازه کوچیک انتهای بلوک هست
نوهتون هستش؟
اسب قشنگیه اسمش چیه؟
درست پایین بلوک میتونی پیداش کنی
سلام - سلام، عزیزم -
گوش کن، تو یکی از مایی
همه در خدمت تو هستیم، باشه؟ - باشه -
هر چیزی لازم داشتی فقط اشاره کن، باشه؟
باشه - خیلی خب -
اون لـعنتیهایی که اینکارو کردن رو پیدا میکنیم، بهت قول میدم
باشه - خیلی خب -
جوئی دوست داشت - تو رو هم همینطور -
سلام رفیق
هی
حالت چطوره؟
اول که زنت رو از دست میدی حالا هم همکارت رو
هی، میخوام دو هفته دیگه واسه دوقلوها تولد بگیرم. پسرت رو هم بیار
اون فلوریداست
فلوریدا؟
واسه چی بچهی زبون بسته رو شکنجه میکنی آخه؟
فردا میبینمت
میدونی چیه؟
یه سورپرایز برات دارم
یه سورپرایز؟
اوهوم، میخوای ببینیش؟
چشمات رو ببند
حالا بازشون کن
چیه؟ دوستش نداری؟
امروز که تولد من نیست - میدونم امروز تولدت نیست -
این بخاطر اینه که دختر خوبی بودی
No comments yet. Be the first to leave one.