This Is Us

This Is Us

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 2

Informace o verzi

This Is Us S02E09 HDTV x264-SVA
This Is Us S02E09 720p HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
This Is Us S02E09 720p HDTV x264-AVS
Komentář od AliNiceBoy
█►AliNiceBoy

Tagy

HDTV
hdtv
x264
720p
720
HD
x265
HEVC
2CH
Zveřejněno: 2017-11-23
Stažení: 46
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

‫آنچه گذشت در ‫این ما هستیم...

‫مبارکه. ‫رسماً 6 هفته بارداری.

‫- قراره بچه‌دار بشیم. ‫- اوه، عالیه!

‫- خوشحالم که خوشحالی. ‫- اوه، من خوشحال نیستم!

‫به‌وجد اومدم‌! ‫من... هیجان‌زده‌ام!

‫می‌خوام آهنگ شادم رو بذارم، ‫و همه‌اش...

‫نه، نه، نکن. ‫چون ممکنه جواب نده.

‫- راستش، احتمالاً اتفاق نیفته. ‫- چی؟

‫من 37 سالمه.

‫و به‌خاطر وزنم، می‌دونی...

‫نمی‌خوای بدشگونی بشه.

‫بحث بدشگونی نیست.

‫در مورد اینه که امید تبدیل به مصیبت نشه.

‫رندال، می‌خوام یه چیزی بهت بگم.

‫چیزی نیست.

‫همین الانشم می‌دونم.

‫کیت بچه رو از دست داد.

‫شماره یک موفق شد.

‫- شماره یک موفق شد! ‫- آره!

‫و حالا جمعیت...

‫توجه جمعیت به دختر کوچولو معطوف شد!

‫- اوه، بیا، عزیزم. ‫- بیا، عزیزم.

‫- بیا، شماره دو. بیا. ‫- بیا، شماره دو.

‫مثل برادرت بیا. ‫زود باش.

‫- همینجوری مستقیم بیا. ‫- به‌نظرت آماده‌ست؟

‫فکر کنم آماده‌ست. داره میاد.

‫- بیا، کیت. ‫- دختر سرسختیه.

‫می‌دونم. اون یه مبارزه.

‫اون یه مبارزه. ‫اون موفق میشه.

‫کریس، قبل از اینکه راجع‌به این بازی حرف بزنیم، ‫بیا در مورد

‫بازی چهار شب دیگه که به واشنگتن واسه

‫بازی بزرگ شب روز شکرگذاری میریم، حرف بزنیم.

‫می‌دونم این شبیه آب‌نباته،

‫ولی اینا ویتامین‌های پیش از قاعدگی هستن.

‫وای خدای من.

‫بابات می‌خواست ویتامین‌های پیش از قاعدگی فلینستون بخره،

‫ولی دیگه تولیدشون نمی‌کنن.

‫به‌نظرم اون الان

‫تفکر فرِد رو داره.

‫می‌دونی، هرچی بیشتر تلاش کنی، بیشتر راحتی.

‫نگو " احمقانه "، بگو " چرند ".

‫قشنگ نیست.

‫ترجمه: ‫AliNiceBoy - Motahareh

‫جک! فیوز!

‫آره، الان درستش می‌کنم.

‫چیزی نیست، لوئی. خب؟

‫تا چند ثانیه دیگه بابا چراغ‌ها رو روشن می‌کنه.

‫فقط از ترس خودت رو خراب نکن، باشه؟

‫آفرین پسر. دیدی؟ ‫پسر خوب.

‫و از ترس داری خودت رو خراب می‌کنی.

‫خیلی‌خب، آره، عالیه.

‫بیا. بیا، لوئی.

‫لوئی دوباره شاشید؟

‫- آره، مامان. دارم تمیزش می‌کنم. ‫- کشتی منو.

‫شرمنده شبت رو خراب کردم، ارباب.

‫چرا اینجا بوی استفراغ پرتقال میده؟

‫بوی کیک بانته که واسه مصاحبه‌ی امشبش پختم.

‫فکر کنم زیادی چاشنی پرتقال گذاشتم.

‫- اوه. ‫- هر جمعه یه بازی هست.

‫- خدا رو شکر. ‫- درستش کردم!

‫کارت خوب بود، عزیزم.

‫- وایسا، اینو می‌خوای بپوشی؟ ‫- مممم.

‫مربی دانشگاه پیتسبورگ الانه که برسه.

‫تو دیگه نباید پیرهن‌های سوفی رو قرض کنی، کوین.

‫فکر نکنم مربی

‫اهمیت بده که چی پوشیدم.

‫- هرچی تو بگی، بالاناف. ‫- این مزه‌ی چیه؟

‫کیت، می‌تونی ادرارش رو یه جای دیگه تمیز کنی؟

‫یه مربی دانشگاهی قراره روی اون مبل بشینه.

‫خیلی‌خب، باشه، روی مبل نمی‌ریزه.

‫حرف از دانشگاه شد، لیستت رو هنوز آماده نکردی؟

‫مگه مشاور راهنمات نگفت که یه

‫لیست از 5تا مدرسه‌ی محبوبت درست کن؟

‫چون نمی‌خوای تمام تلاشت رو

‫روی یه هدف متمرکز کنم؟ ‫آره، می‌دونم چی گفت.

‫خب.

‫یک ماه فرصت دارم تا تصمیم بگیرم، مامان.

‫آره، ولی آخه یه ماه؟

‫خیلی زود می‌گذره.

‫اگه بخوای، می‌تونم بشینم ‫و می‌تونیم با هم

‫کتاب دانشگاه رو مرور کنیم؟ ‫- نه، لازم نیست.

‫فقط یه لیست از 5تا مدرسه.

‫فقط همین رو می‌خوام.

‫- باشه. ‫- خیلی‌خب.

‫اومدش!

‫خب! خب، خب.

‫من رفتم.

‫- هی، بتروکن. ‫- سگت رو تمرین بده بابا.

‫اون لیست رو درست کن!

‫این شبیه نوشیدنی شمراک شید هست،

‫و به‌نظر می‌رسه شمراک شید باشه،

‫ولی حدس می‌زنم مزه‌ی شمراک شید رو نده.

‫" کوندالینی " چجوری هجی میشه؟

‫آه، نمی‌دونم چی هست،

‫پس واضحه که نمی‌دونم چجوری هجی میشه.

‫ولی حدس می‌زنم یه پودر گرون‌قیمته

‫که ازم می‌خوای به نوشیدنی‌های ‫دوران بارداریت اضافه‌اش کنم.

‫- نه، یه‌جور یوگاست. ‫- آها.

‫و می‌خوام از دکتر بپرسم که انجامش بدم یا نه.

‫- آها. ‫- صحیح.

‫همیشه قبل از نوبت‌های دکتر بارداری

‫- کلی سوال تو ذهنم هست. ‫- آره.

‫خب؟ آخرش وارد مطب که میشم،

‫انگار فضایی‌ها اونا رو می‌دزدن.

‫انگار همه‌چی از ذهنم می‌پره.

‫- واسه همین دارم تمام سوالات رو می‌نویسم. ‫- باشه.

‫خیلی‌خب. اوه، اوه، یادت نره که بپرسی

‫بچه کی تکون می‌خوره؟ ‫تا من بتونم بگم ‫(اینجا تکون خوردن، معنی نقل مکان کردن هم میده)

‫- " امیدوارم وقتی پسرمون 18 سالش بشه ". ‫- " وقتی پسرمون 18 سالش بشه ".

‫- آره. ‫- یا دخترمون.

‫- آره. آه، شوخیش هنوزم خنده‌داره. ‫- آره. باشه.

‫ولی فکر کنم اونو خراب کردی، توب.

‫هرگز.

‫خیلی‌خب.

‫دگه چی، دیگه چی، دیگه چی داری؟

‫خب. آم...

‫" سطح گونادوتروپین کوریونیم هر 48 ساعت ‫دو برابر میشن؟ "

‫" و چرا رنگ ادرارم سبزه؟ "

‫- از نوشیدنی نیست. ‫- ممکنه از نوشیدنی باشه.

‫- شاید از نوشیدنی باشه. ‫- آره.

‫خب، و همینطور،

‫" اگه دوش آب گرم بگیرم، ‫بچه رو می‌سوزونه؟ "

‫- اوه! یادم اومد. ‫- آره.

‫حمام نوزاد سوئدی که سفارش دادیم ‫قراره برسه.

‫- ایول! ‫- آم، و بعدش گفتن

‫که توی اکثر وان‌ها جا میشه ولی نه همه‌ی وان‌ها.

‫به‌نظرت توی وان‌مون جا میشه؟

‫نمی‌دونم.

‫خب.

‫کجا میری؟

‫- وان رو اندازه بگیرم. ‫- خب. باشه.

‫من بقیه‌ی سوالات رو می‌بینم.

‫خیلی‌خب، " زایمان چقدر درد داره؟ "

‫فکر نکنم بخوای جواب این سوال رو بدونی.

‫" واسه پا هم بافتنی درست می‌کنن

‫چون تمام جوراب‌هام برام بزرگ شدن؟ "

‫آه، " آیا بوی کله‌ی نامزدم

‫باعث میشه که کل 9 ماه رو استفراغ کنم؟ "

‫خب، سوالای این لیست ناراحت‌کننده شدن.

‫توبی!

‫چی شد؟ چی شد؟!

‫می‌دونم چقدر سخته،

‫ولی خبر خوب اینه که تو حامله شدی،

‫یعنی اینکه 4 هفته‌ی دیگه ‫می‌تونین دوباره تلاش کنین.

‫چون اکثر بافت‌های جنین توی خونه خارج شدن،

‫پس لازم نیست عمل انحلال و کورتاژ انجام بدی.

‫انتظار دارم که بین 5 تا 14 روز خونریزی داشته باشی.

‫در غیر اینصورت، دلیلی نیست که

‫نتونی زندگی عادیت رو بکنی.

‫تنهاتون میذارم.

‫خیلی‌خب. ممنون.

‫شنیدی؟

‫گفتش که می‌تونیم دوباره امتحانش کنیم، پس...

‫چیزی نیست.

‫می‌خوام لباسام رو بپوشم.

‫آه، آره. باشه.

‫" مامان " ‫آزمایش فراصوت اخیر چطور بود؟ ‫تماس‌هام رو دیدی؟

‫آه، کوین.

‫نقاشی یه هنرمند به‌عنوان یه جوونه؟

‫نه. نقاشی یه جوونه که ادای هنرمند بودن رو درمیاره.

‫هی. نظرت چیه؟

‫به‌نظرم واسه یه روزی که می‌خوای

‫یه سریال کمدی تماشا کنی و گریه نکنی، ‫لباست بیش از حد فاخره.

‫اوه. نه.

‫قرار ناهار مربوط به اجرای موسیقی دارم. یادت رفت؟

‫همون جلسه‌ی مرور که قراره یه ساعت قبل از...

‫رستوران پینو. تو مرکز شهر؟ آره. ‫- آره، آره.

‫نه، می‌دونم کدوم رو میگی، فقط...

‫هی، فکر می‌کردم کنسلش کردی.

‫می‌دونی، چون 12 ساعت گذشته.

‫مهم نیست. اگه دقیقه‌ی آخر جا بزنم،

‫پیتر دیگه هیچ‌وقت واسه اجراهای موسیقی بهم زنگ نمی‌زنه.

‫هی، بیا اینجا.

‫بیا بشین کنارم، و با هم سریال

‫" من لوسی رو دوست دارم " و شاید " اوقات خوش " رو هم با هم ببینیم.

‫باید برم سر کار.

‫باشه. خب، پس من می‌برمت.

‫صبر کن. تاکسی اوبر داره می‌رسه، پس....

‫کیت. کیت، کیت، کیت. ‫این دیوونگیه.

‫- چی؟ ‫- ما تازه بچه‌مون رو سقط کردیم.

‫ممنونم. می‌دونم.

‫خودمم بودم ها.

‫خب.

‫میشه من بعداً بیام ببرمت؟

‫حتماً. طرفای ساعت 3:30 کارم تموم میشه.

‫- باشه. ‫- زود می‌بینمت.

‫خیلی‌خب، باشه. ‫ساعت 3:30.

‫- بهت افتخار می‌کنم. ‫- خب، رفیق، بزن بریم.

‫به همین زودی می‌خوای به دانشگاه بری.

‫عالیه. بازم شروع شد.

‫یه گشت و گذاره، مامان.

‫- هنوز یه سال از دبیرستانم مونده. ‫- می‌دونم.

‫خیلی‌خب، پس بعد از بازی کو می‌بینیم‌تون؟

‫- آره. ‫- بابا، بریم دیگه. 4 ساعت رانندگی داریم.

‫نمی‌خوام دیر برسم اونجا و ‫یه تصور بدی ازم داشته باشن.

‫رندال، تو یه اعجوبه‌ی ریاضی هستی

‫که امتیاز آزمون استعداد تحصیلی بالا ‫و نمرات عالی داری.

‫هر دانشگاهی از خداشه که یه خرخونی مثل تو داشته باشه.

‫ممنون، کیت دوست‌داشتنی.

‫- می‌بینمت. ‫- خب، شماها میرین؟

More Farsi Persian subtitles for This Is Us

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left