Ballad of a Small Player

Ballad of a Small Player

Stáhnout Farsi/persian titulky

Informace o verzi

The Ballad of a Small Player 2025 1080p WEB-DL Farsi 2Dubbed Film2Media
Komentář od Samurai_EP
A commentary by iredprincess1 █⫸ 𝗶𝗿𝗲𝗱𝗽𝗿𝗶𝗻𝗰𝗲𝘀𝘀 علی محمدخانی و ⣿ 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

Tagy

webdl
full_subtitles
Zveřejněno: 2025-11-30
Stažení: 34
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi/persian

Prvních 200 řádků.

‫لعنتی

‫« ‌کازینو وین »

‫اسم من دویلـه

‫لرد دویل

‫« کازینو فورتونا »

‫« کازینو لیسبون »

‫یه قمارباز کله‌گنده‌ام تو سراشیبیِ سقوط

‫یه قمارباز با یه جفت دستکشِ شانس

‫به‌‌گِل‌نشسته توی سواحل ماکائو

‫قلبِ تپنده‌ی قمار توی کل دنیا

‫شهری از جنس اعجاز،

‫سربرآورده از دلِ دریا

‫ولی من دیگه به معجزه اعتقادی ندارم و

‫تا چند روز دیگه، ‫دفتر زندگیِ فعلی‌ام بسته میشه

:در تلگرام @IRedSub & @AliMK_Sub

‫بخشکی شانس

‫« لطفاً مزاحم نشوید »

‫پذیرش

‫امشب اینجا بازی نمی‌کنید، لرد دویل؟

‫امشب نه، کای. ‫رسماً خونِ این جماعت رو کردم تو شیشه.

‫یه دست دیگه از رویال ببرم، ‫فکر کنم حقوقت چند ماهی عقب بیفته

‫بی‌زحمت میگی یه ماشین بیاد؟

‫با عرض معذرت، لرد دویل،

‫به من گفتن امشب تموم لیموزین‌های هتل پُرن

‫همشون؟

‫تاکسی بگیرم براتون؟

‫ولش کن. هوا خوبـه

‫پیاده میرم احتمالاً

‫با اجازه

‫یه دور خوشگل ببرم، کای، ‫اونوقت لیموزین‌هاشون رو برام به خط می‌کنن

یه سر تا کازینوی رینبو برید، قربان

‫شاید اونجا بهتون اعتبار دادن

‫لرد دویل!

‫« فاکتور بدهی‌ها »

قطره‌قطره جمع شده، نه؟

‫تسویه‌ی فوری به نفع هممونـه، لرد دویل

‫چشم، حتماً

‫الان به بانکدار شخصی‌ام توی لندن زنگ می‌زنم تا

‫فوراً کل مبلغ رو براتون حواله کنه

‫- لرد دویل! ‫- البته امروز شنبه‌ست

‫بانک‌های انگلیس تعطیلن. ‫فردا هم یکشنبه‌ست و دوشنبه هم تعطیل رسمیـه.

‫حسابدارم سه‌شنبه صبحِ ‫اول وقت میره سر کار

‫به وقتِ ما میشه ‫سه‌شنبه بعد از ظهر. خوبـه؟

کل مبلغِ ۳۵۲ هزار دلار و ۶۴ سنت هنگ کنگ

‫باید تا ظهر سه‌شنبه پرداخت بشه، لرد دویل

‫وگرنه بالاجبار پلیس رو خبر می‌کنم

‫سه‌شنبه ظهر

‫سه روز مهلت دارید

‫توی ماکائو، ‫من حکم یه «گوآی‌لو» رو دارم؛

روحی بیگانه که

‫ردای نامرئی‌بودن به تن داره

‫اینجا، بودنم به چشم نمیاد

اینجا می‌تونم ‫هر نقابی که می‌خوام به چهره‌ام بزنم

‫پونتو بنکو باکارات ‫سریع‌ترین بازی ورق تو کل سیاره‌ست

‫توی یه دست، میلیون‌ها دلار میونِ بُرد و باخت جابجا میشه و

‫با اینکه کازینو یه برتریِ ناچیزِ ۰.۹ درصدی داره،

‫شاهزاده‌ی بازی‌های ورقی می‌تونه توی یک آن، ‫طومار زندگیت رو در هم بپیچه

‫قوانین ساده‌ست

‫دو کارت، رو به پایین، به بازیکنی ‫داده میشه که سنگین‌ترین شرط رو بسته

‫دستِ بالاتر برنده میشه

‫کارت‌های دو تا نُه ‫ارزش عددی خودشون رو دارن

‫سرباز، بی‌بی، شاه و دَه پوچ حساب میشن

‫بالاترین امتیاز عدد نُه هست

!نُه، برنده شدید

‫کل پول برای بازیکنـه

‫به رینبو خوش اومدید. ‫شامپاین بیارم خدمت‌تون، قربان؟

‫از این شامپاین ارزون‌ها نه

‫- برام کریستال بیار ‫- چشم

چینی‌ات خوبـه

‫سیگار چینی هم می‌کِشم. ‫از اونا که آدم می‌کُشه.

‫من دائومینگم

‫جدی؟ لرد دویل

‫آشنایی با شما باعث افتخاره، لرد دویل

‫قبلاً باکارات بازی کردی؟

‫یکی دو بار. بیشتر توی مونت‌کارلو

‫این پیرزنه کیـه؟

‫- مامان‌بزرگـه ‫- مامان‌بزرگ؟

‫اینجوری صداش می‌کنیم. ‫قتل و غارت می‌کنه.

‫شوهرش میره پیِ عیاشی و ‫ایشون هم پول‌هاش رو خرج می‌کنه

‫- واسه ما که معامله‌ی خوبیـه ‫- پس گفتی قتل و غارت می‌کنه؟

‫شنیدم با عالم غیب در ارتباطـه

‫خب، خدا کنه کارت‌ها رو بهش لو ندن

‫نُه، برنده شدید

مثل ‫مرگ با گیوتین. واسه همینـه که عاشقشم

‫نظیرش تو دنیا نیست

‫- گوآی‌لوئه داره بدجور گند می‌زنه ‫- قیافه‌اش داد می‌زنه شانس نداره

‫کانتونی‌ام خیلی خوب نیست. چی گفت؟

‫مامان‌بزرگ بهت خوش‌آمد گفت

‫یه دستی تخم‌هاشو می‌ترکونم

‫لردجماعت جیبش پُر پولـه

‫فقط میلیونرها با دستکش بازی می‌کنن

‫واسه بُردن مامان‌بزرگ‌ یه جیب پُر پول ‫لازمـه. .یه جیب پُر و مغزِ خالی

‫- بالاخره بدشانسی میاره ‫- نه تا وقتی که با عالم غیب در ارتباط باشه

‫عالم غیب کجا بود بابا؟!

‫مامان‌بزرگ فقط به جیب شوهرش وصلـه. ‫بیست هزارتا.

‫- سی‌تا ‫- سی و پنج

‫پنجاه

‫- اعتبار نمی‌خوای؟ ‫- اعتبار؟

‫بیست هزار دلار آمریکا با سود ۱۵ درصدی ‫بعلاوه‌ی کارمزد

‫پنجاه هزارتا با ده درصد

‫بیست و پنج‌تا با ۱۲ درصد

‫قبول

‫چه مرگتـه؟ ‫می‌خوای بهش پول قرض بدی؟

‫قیافه‌ی تخمیش رو نگاه تو رو خدا. ‫شانسش ته کشیده.

‫- چی میگه؟ ‫- میگه قمارباز خوبی نیستی

‫خب، این هم یه دلیل دیگه که ‫اعتباره رو برام جور کنی

‫اعتبار چه کسشعریـه! ‫زنیکه‌ی نزول‌خور

‫- با این معامله به چوخ میری! ‫- تو نگران اونش نباش

‫- چیزی شده؟ ‫- نه

‫اول صورتحساب بارِت رو صاف کن، ‫بعدش کارهای اعتبارت رو ردیف می‌کنم

‫ردیفـه

‫الان‌هاست که جیم بشه

‫میگما، نظرتـه یه بطری ‫شامپاین دیگه سفارش بدی و

‫من که از دستشویی برگشتم، ‫پوستِ این عجوزه رو غِلِفتی بِکنم؟

‫منتظر می‌مونی؟

‫حتماً

‫ممنونم

‫حماقت نکن

‫حروم‌لقمه دیگه برنمی‌گرده

‫زنیکه‌ی پخمه

‫بدبخت سرگردونـه

‫لعنتی

‫امروز، اولین روزِ

‫جشنواره‌ی ارواح گرسنه‌ست

‫مردم از سرتاسر شهر برای عزیزانِ ‫ازدست‌رفته‌شون هدایایی میارن و می‌سوزونن و

‫اینجوری به ارواح منتظرشون ‫ادای احترام می‌کنن تا قرین رحمت بشن

‫تشکر

‫واسه چی بهش پول قرض دادی؟

‫- دائومینگ ‫- ببخشید

‫- شوهرم به خاطر تو مُرد! ‫- هوی! آی، آی!

‫هی، هی! آروم!

‫- من شوهرم رو می‌خوام! ‫- دائومینگ!

‫- تو شوهرم رو کُشتی! ‫- دائومینگ!

‫تاکسی! تاکسی!

‫دائومینگ!

‫کجا میری؟

‫سیصد دلار بابت شامپاین بهم بدهکاری

‫الان پول همراهم نیست. شرمنده

‫مرسی

‫صبر کن!

‫می‌خوام جبران کنم

‫بریم...

بریم بیرون برقصیم، شام هم مهمونِ من؟

‫حالا یه جوری با هم کنار میایم

‫از قماربازجماعت بدم میاد

من ‫سر یه بزنگاه آماری گیر کردم

‫شاید باز هم ببازم،

‫منتها طبق علم احتمالات، ‫بالاخره نوبتِ بُرد من هم می‌رسه

‫علم احتمالات به دادت نمی‌رسه

‫خب، مگه زندگی غیرِ اینـه؟ ‫یه احتمالِ بعیدِ آماری

‫زندگی یه موهبتِ رازآلوده

‫ببین، من... با قمار خودم رو تو این مخمصه انداختم

‫با پشتوانه‌ی درست و حسابی ‫می‌تونم با بازی خودم رو بکِشم بیرون

‫ببین، گوش بده

‫چند وقتی میشه که ‫رو دورِ بدشانسی‌ام

‫سراغ همه‌ی نزولخورهای همیشگی‌ رفتم، ولی...

‫خبرها زود می‌پیچه

‫بدجور تو گِل گیر کردم

‫ممنونم

‫مشتریت بود؟

‫همون بابایی که خودش رو ‫پرت کرد پایین

‫تقصیر تو نیست

‫اگه یکی بخواد خودش رو از ‫یه ساختمون پرت کنه پایین، دستِ خودشـه

‫به نظر من، این یه راه‌حل دائمیـه ‫برای یه مشکل موقتی

‫اولین باری که توی کازینو ‫(جزیره‌ی لاما)

‫با اون دستکش‌های زرد دیدمت، ‫خیال کردم آدم خیلی متشخصی هستی

‫تا حالا ندیده بودم ‫کسی توی کازینو دستکش دستش کنه

‫شاهکار سویل‌روئـه

واسم شانس میارن

تا الان که نیاوردن

‫یه پیشنهاد

‫- یه معامه‌ی دو سر سود... ‫- نمی‌خوام

‫- حداقل فقط گوش بده ببین چی میگم ‫- نه

‫- نصف همه‌ی... ‫- تو گوش کن! اعتبار بی اعتبار

‫نه به تو و نه به کس دیگه‌ای. ‫دیگه بُریدم!

‫از چی؟

‫از زندگی؟

‫باور کن، خود من هم یه چند باری تا ‫یه قدمیِ تسلیم‌شدن رفتم

‫بیشتر از یه بار

‫اگه اشتباه نکنم،

‫طرف بدهکار بوده که ‫یعنی تو هم بدهکاری

‫به من مربوط نیست، ‫ولی تو هر منجلابی که گیر افتادی

‫به طُرُق مختلفی میشه ازش خلاص شد، ‫نیازی نیست حتماً خودت رو بکشی

‫لابد با قرض دادن به یه معتاد دیگه؟

‫اینقدر برام قیافه‌ی حق‌به‌جانب نگیر

‫اگه دلالِ یه کازینوی خفن بودی، ‫یه کارمزد ساده می‌گرفتی. ولی نیستی

‫زندگیت رو با وام‌های چَپَکی و ‫شرطبندی‌های فرعیِ غیرقانونی می‌گذرونی

‫اگه بگی برو، میرم. ‫تو هم می‌تونی بری خودت رو خلاص کنی.

‫ولی تو رو خدا وانمود نکن که ‫از من بهتری

‫درستـه گوآی‌لوئم، ‫ولی هنوز یه روح تو این بدن هست

‫با این وضعیتی که من می‌بینم، ‫روحم از روحِ تو سرگردون‌تر نیست

‫اشتباه کردم بهش اعتبار دادم

‫باید دست رد به سینه‌اش می‌زدم، ‫ولی نزدم

‫اسمش چی بود؟

حسابشون از دستم در رفته

‫همتون عین همدیگه‌اید

‫من فرق دارم

‫چه فرقی؟ ‫جز اینکه لردی

‫دستکش‌ شانسم

‫شاهکار سویل‌رو رو میگی؟

More Farsi/persian subtitles for Ballad of a Small Player

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left