The Zombie Diaries 2
Prvních 200 řádků.
. تولدت مبارک ! تولدت مبارک عزيزم
. اينو ببين . تولدت مبارک
. صبرکن ، صبر کن ، صبر کن ، صبر کن . هنوز شمعا رو فوت نکن
عزيزم ، دوربين رو بده ، تا من از تو
. و « کيتلين » در حال فوت کردن شمعا عکس بگيرم . باشه
... و
. اوه ، خداي من . دختر خوب
. خيلي خب . تولدت مبارک
. همش به يه فوت خاموش شد . بيا ، دوربين رو بده خودم
. يادت نره آرزو کني ... آرزو ميکنم
. قرار نيست که آرزوت رو به ما بگي
. آرزو ميکنم نورها دوباره برگردن
. برميگردن عزيزم ، نگرانش نباش
. بايد برم دستشويي
. باشه ، پس زودباش . بايد کيک رو هم ببري
. زودباش ديگه
يادت باشه نزديک در ورودي نشي ، باشه ؟
. از اون در فاطله داشته باش
. باشه . دختر خوب
ببين ، نميتونيم به اين وضع ادامه بديم ، « تام » اون . ميدونه يه مشکلي هست
چرا نبايد ماشين رو برداريم و بريم ؟
. نه . ببين ، بهمون گفتن همينجا بمونيم
. نميدونم چي بيرونه ، ولي هرچي هست واگير داره
وقتي که همه چي رو دسته بندي کردن حتما يه نفر . رو ميفرستن
ما هم اونقدار تجهيزات و وسايل داريم که هرجور . هست بتونيم ادامه بديم
. همه چي درست ميشه عزيزم
. من ... مطمئنم نيستم . نميدونم
. اتفاقي برامون نميافته
اوه ، خداي من ، چي بود ؟
. نميدونم . بذار برم يه نگاهي بندازم
چيزي مبيني ؟
. بيرون خيلي تاريکه ، نميتونم چيزي ببينم
دوربين رو باخودت بيار تا نور بيشتري . داشته باشم
. باشه ، ولي مراقب باش
. فکر کنم يه چيزي تو رودخونه است
چيه ؟
برگرد خونه عزيزم ، خواهش ميکنم ، باشه ؟ . برو تو
. همه چي رو به راهِ
. ميرم يه نگاهي بندازم
. بيا برگرديم تو خونه
. مشکلي نيست بابا . ميرم يه نگاه سرسري بندازم همين
. مواظب باش
شنيدي ؟ صداي چي بود ؟
. مطمئن نيستم
« تام »
. صبرکن
چيزي مي بيني ؟
تام » ؟ »
. عالي شد
دخترم کجاست ؟
کيتلين » ؟ »
کيتي » ؟ »
. واي نه ، خدايا ، خواهش ميکنم
کيتلين » ؟ »
دخترم ، کجايي ؟
کيتلين » ؟ »
اوه ، خدايا ، اونجايي ... خدايا شکرت . اونجايي
حالت خوبه عزيزم ؟
بذار ببينم . بذار ببينم . خوبي ؟
مشکلي نيست عزيز دلم ... مامان
ساکت باش ، باشه ؟
. خرگوشي رو يقل کن ، محکم بقلش کن و ساکت باش
. اوه ، خدايا . هيسس
. همه چي درست ميشه . فقط ساکت باش . خواهش ميکنم
. اوه ، خداي من
. هيشش
من اينجام ، من اينجام
! هيشش
. دخترم ، بايد خيلي ساکت باشي
! ساکت باش ، هيشش
... همه چي درست ميشه
. ميدونم ، ميدونم
تقديم ميکند ~TvCenter~ گروه ترجمه
AleX-DooM ( MorteZa ) : مترجمين S_G_H (Sina) و
. اسم من « نيک جونز »ـه . من عکاس ارتشم
. همراه جوخه ي "آنجليا" ي شرقي و گردان چهارمم
مکان دقيقمون در پايگاه نظامي
. در « هارتفوردشير » انگلستانه
اين نواري که مي بينيد از هفته ها پيش جمع آوري شده
. از همون وقتي که توي جاده بوديم
، در چند ماه گذشته چيزاي خيلي بدي ديديم
درست مثل همون بلايي که سر اون خانواده اومد . و شما ديدين
... پس تقريبا يه
چهار ماهي از شيوع اين اپيدمي ميگذره ، و ما . هنوز زنده ايم
. و ، اه ، ... به همين دليله که دارم سند سازي ميکنم
خب بريم يک کم اطراف رو نشونتون بدم و با . بقيه آشنا بشيم
همه ي ما از يگان نيروي زميني ارتشيم . همه سرباز جانشينيم
... براي اينکه بهت يه ايده اي داده باشم مدي » اونرا يه راننده کاميونه »
جوانا » مسئول امور ماليه »
. در پايان روز ، همه ي ما افراد عادي هستيم
الان تو مانوريم تا وقتي اونا حرکتي . کردن آماده باشيم
ما توسط ارتش استخدام شديم تا مناطق رو پاکسازي کنيم . و پس بگيريم ، کاري که انجام داديم
. بنابراين ، چيزاي وحشتناکي ميبينيم
. واقعا وحشتناک
فکر کنم که تمريناتت
به تو و هم تيمي هات کمک کرده زنده بمونن ؟
. قطعا . ولي هيچي رو نميشه پيش بيني کرد
. اون چيزي که انتظار داري نميشه
، در حال حاظر ما زندگيم از اين روز تا روز بعده
. و سعي ميکنيم همديگه رو نجات بديم
. همه تقريبا همديگه رو از دست ميدن ، ما اينيم
مي ترسي ؟
همه ترسيدن . هرکي ميگه نترسيده
. يا ترسيده يا مخ تخميش بايد معاينه بشه
. ببخشيد
. فرمانده « اندروز » ، شما فرمانده يگان و پادگانيد
ميتونيد کمي در مورد جايي که هستيم توضيح بدين ؟
راستش ، تمام کشور در ناآرامي و هرج و مرجه
خبري از قانون نيست . فقط دسته هايي از . بازمانده هايي مثل ما هستن
همون طور که ميبينيد ، ما فضا رو حصار کسي کرديم
. اگرچه امنيت کامل نيست ولي جلوي اونا رو ميگيره
منبع آب نزديکه
. و نيروي برق توليد شده محدود
. فکر کنم که از برق براي دوربينت استفاده ي مفيدي کردي
چي شده سرجوخه ؟ . درگيري داشتيم
. « يک زخمي داديم ، « سرجوخه اوهارا
مجروح چي شد ؟ مرده قربان
. اونحا پر شده بود از اون جونورا
جسد « اوهارا » رو ببريد بهداري . اوجوري که شايسته اش هست عمل کنين
. بله قربان
نيک رو يادت مياد؟- يکم از اين موضوع نارحتِ-
ويروس لعنتيِ آشغال
. قرار بود يه حمله ساده باشه
وارد شهر بشين ، مستقيم برين تو ، بياين بيرون . کار تموم شه
حالا يه مرده رو دستمون باد کرده دومين مرده ي اين هفته
قربان ، ميخوام باهاتون رو راست باشم ، اين حمله ها . داره خيلي خطرناک ميشه
خيلي بيشتر از اون چيزي بودن که قبلا باهاشون روبه رو شده بوديم
اوهارا » ريد و خودشو به کشتن داد »
. اون بچه بود و خام . نميخوام از اين حرفا بشنوم
اون بيرون يک شانس داشت همون چيزي که همه داريم
تو چشات رو از روي تير اندازي برداشتي که اين اتفاق افتاد
فقط چند کيلومتر با اينجا فاصله داره قربان
. ميخوام امشب تو حواست به دروازه ورودي باشه
. بله قربان
. اينجا هم جاييه که غير نظامي هارو ميارن
. عجب تخمي شده
. يا خدا
. دکي
. لعنتي . پرستار
. اگه ميخواي مفيد باشي ، پرستار رو بيار پيش من
همين قربان ؟
. يه لطفي بکن خودت و اون دوربين با هم برين بيرون
وبله . آره ، بيرون ميبينمت
سلام بچه ها تو « هچورث » چه اتفاقي افتاد ؟
. همه چي ريدمان بود
وقتي داشتيم خوراکي از يه مغازه بار ميزديم
. اونا بهمون حمله کردن
اوهارا » تنهايي بيرون بود »
. اومدن اونا رو نديد
. وقتي هم که گازت بگيرن ديگه هرکار کني فايده نداره
. قبل از اينکه زامبي بشه خودکشي کرد
مطمئني ؟ . آره
اين قسمت خبر پيش خودمون ميمونه
نميخوام که وحشت درست کنم . خوبه
. « جونزي »
به خاطر حرفاي قبليم متاسفم . مشکلي نيست
. فقط ... اينکه بيشتر از اين دووم نمياره
. براي اکثرمون همينه
بايد جنازه "اوهارا " رو توي انبار تا صبح نگه داريم
. عجب گند کاري اي شده
اون چي ؟
. بايد با دارو آرومش کنم و ببندمش
بخاطر حمله خيلي ترسيده
اره ! ميبينمش به نظر داره بدتر ميشه
. آره
. ميخوام باهات رو راست باشم
. اگه تبديل به اونا بشه ، مجبورم ترتيبش رو بدم
هيچ متخصصي نمونده که درمانش کنه
. الن از سرجوخه شنيدم . بهمون حمله شده
چرا اين دراي کيري باز شدن ؟
ميبيني ؟
. قربان ، نميدونم چطوري ، ولي اونا رخنه کردن با پادگان
. لعنتي . راه ديگه اي نيست . بايد درگير بشيم
! بله قربان . بزنين ! بزنين
! خدا لعنتتون کنه ، تير اندازي کنين
! کمک
! نه ! لعنتي نه
! کمک
! نه
! عقب نشيني ! از جناح بهشون حمله کنين
! يکي کمک کنه
! عقب نشيني ! عقب نشيني
! عقب نشيني
. کمک . کمک
. خدايا
حالت خوبه « جونز » ؟
. آره . بهداري به گا رفته . همه مردن
بايد بريم بيرون چطوري ؟
. يکي از کاميونا رو برميداريم . کل اينجا از دست رفته
. تا جايي که ميتونيم بايد اسطحه و مهمات برداريم
. ميدوني چطوري ازش استفاده کني
بايد « کارتر » رو پيدا کنيم . من نيديدمش
. ببين کسي ميتونه بره داخل
. اگه « کارتر » اونجا بود بيارش . ما داريم ميريم
. باشه . باشه
. زودباش . دستت رو بده من
نميتونيم ولش کنيم نميتونيم نجاتش بديم
! چيه ، ميخواي قاتل باشي ؟ کمکش کن
. خيلي خب ، برو عقب
! گوش کن
No comments yet. Be the first to leave one.