Informace o verzi

Oh My Ghost E12 2015
Komentář od niloo1991
ترجمه و زیرنویس: نیلوفر

Tagy

other
Zveřejněno: 2015-08-22
Stažení: 26
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

.درسته، نمی تونم از اینجا عقب بکشم

.سرآشپز داره صدام می کنه

.منتظرمه چون نگرانم بوده

.من تمام این مدت اینقدر دوسش داشتم

.و چقدر به دست آوردن قلبش سخت بود

.من فقط به خودم فکر می کنم

.فقط همین یه دفعه

نگهش می دارم. هر کاری لازم باشه می کنم

.تا قلب سرآشپزُ حفظ کنم

!سرآشپز- ...تو کجا بودی-

چرا...چرا اینطوری می کنی؟

.به خاطر تو...همه ی خوابمُ از دست دادم

.اوه خدای من. این یه مشکله

.خیلی بدجور شیفته ام شدی. اوه خدا

چون وقتی یه بار شیفته ام شی سخته از این وضعیت بیای بیرون

.یه جورایی مثل مرداب می دونه .باشه فهمیدم. دیگه می تونی ولم کنی

.نه، نمی خوام. نمی خوام ازتون جدا شم

خب، این کارها چیه کف خیابون؟

دوباره حمله جنون بهت دست داده؟

.قبلش حتی نمی ذاشتی بهت دست بزنم

.پس و پیش کردن عادتته

چی کار کنیم؟ همینطوری بمونیم؟

.آره

اوه روح من قسمت دوازدهم

!افسر هان- !افسر چویی-

.مرخص شدنت مبارک

این توفو واسه چیه؟

.من که توی زندون نبودم

.می گن پلیس ها باید وقتی از بیمارستان میان بیرون اینُ بخورن

.من مخصوصا توفوی اُرگانیک آماده کردم

اُرگانیک؟

.من کیفتُ میارم

.هرچی بیشتر بهش فکر می کنم بیشتر شرمنده می شم

چطور تونست از یه پلیس دزدی کنه؟

.خیلی بی احتیاط بودم

.یه بار که این طرف گیرم بیوفته. واسه همیشه گیرش می اندازم

.اون روی حرفه ی پلیسی من یه لکه ی ننگ انداخته

.می کشمش

گشنه ات نیست؟

.حتما از این مدت غذای بیمارستانُ خوردن خیلی رنج کشیدی

.سوپ خماری- .هستم-

.بیا بریم اونُ بخوریم

.بیا بخوریم

.بیمارستان به درد من نمی خورد

.اینم سوپ سوسیس خونیتون

.ممنونم- .دستتون درد نکنه-

.وقتی فهمیدم تو بیمارستانید نگران شدم

.خوشحالم که اینطوری می بینمتون افسر هان

.منم از دیدنتون خوشحالم آقا. ممنون

.بله، لطفا بخورید- .بله می خوریم-

یواش بخور، می شه؟

تازه مرخص شدی، چطوری اینقدر اشتهات خوبه؟

.هی، تا حالا غذای بیمارستانُ خوردی؟ خیلی بده

.غذای اینجا واقعا خوبه. در واقع تحت تاثیر قرار گرفتم

.بیا. یکم از مال منُ هم بخور

.باید بهم گوشت بدی

.بهت گوشت هم می دم. بیا. بیا

.هر چی بیشتر بهش فکر می کنم بیشتر واسه اون هی متاسف می شم

...می دونی به خاطر اون دوربین مدار بسته

.هیچ شاهدی هم که نبود، اون تنها مدرکی بود که داشتیم

.و اونم ازم دزدیدن

اصلا به نظرت با عقل جور در میاد؟ آره؟

.نه، تو هر کاری از دستت میومد کردی

.واسه همین من اصلا در موردش حرفی به اون هی و برادر نزدم

.خیلی نگرانش نباش

چطور می تونم نباشم؟

.بخور، بخور- .بله، تو هم همینطور-

!هی، هی، ولش کن، ولش کن

.تو چرا داری اینُ بلند می کنی؟ باید به بقیه بگی این کارُ بکنن

.اینطوری به کمرت آسیب میزنی

.من خوبم- .تو حالا دیگه مال منی-

چی؟

.باید بیشتر به بدنت بها بدی

.بله سرآشپز. همین کارُ می کنم

.اوه، بیا بعدا با هم بریم بازار

.اما اگه همینطور با هم بریم بقیه ممکنه به نظرشون عجیب بیاد

.پس هر وقت بهت علامت دادم بگو مریضی و باید بری بیمارستان

باشه، اما بگم چمه؟

باید بگم پام پیچ خورده؟

یا که بگم به خاطر تابستون حالت تهوع دارم؟

.هر چی می خوای بگو

باشه. یه چیزی می گم

.امروز یکم متفاوت به نظر می رسی- چی؟-

.مطمئنا یکی از حمله های جنونت نیست

.شاید یکم با روح تر

.وقتی تو حالت خنثی ای از همیشه خوشکلتری. بعدا می بینمت

.بله سرآشپز

!اوه

چیه؟

همتون اینجایید؟ همتون اینجایید؟

دارن چی کار می کنن؟

دارن چی کار می کنن؟ چی کار می کنن؟- .ساکت باش-

.فکر می کنم سرآشپز و بونگ با هم قرار می ذارن

...آخه چرا باید .اول صبحی داری مزخرف می گی

.این اصلا با عقل جور در نمیاد

مگه سرآشپز مواد زده؟ چرا باید با بونگ قرار بذاره؟

.جی وونگ، من واقعا ازت خوشم میاد

.اما این اصلا به نظر درست نمیاد

.می دونم که درست می گم

.با چشم های خودم دیدم

...جلوی دستشویی بودن و سرآشپز گفت

".بونگ، امروز خیلی با روحی"

".بعدا می بینمت"- .کله اتُ بکش کنار-

.کله اتُ بکش کنار- .باشه، باشه-

.خوب می تونه اینطوری باشه فقط چون سرشونُ کوبیدن به هم

کی با همچین کاری محبتشُ نشون می ده؟

مگه نمایش مد آندره کیمه؟

.مین سو، واقعا ناامید کننده ای

...حال و هواش می دونید

.یه چیز رمانتیک توش بود

.فقط دهنتُ ببند

.فقط برو نویسنده شو

.اگه میخوای از خودت داستان دربیاری، حداقل باید یه چیز ممکن باشه

.هی، بیا اینجا

نمی دونی این روزها سرآشپز با کی یه سر و سری داره که اینُ می گی؟

اون کیه؟

.می گن زیر چراغ از همه جا تاریک تره

.چی کار می تونی بکنی جی وونگ؟ باید بیخیال الهه ات بشی

الهه...تهیه کننده لی؟

.دینگ دُنگ، دِنگ...دونگ

.من اینجام یه احساسی در مورد اون دو تا دارم

...وقتی به اونها مربوط می شه

.می بینم که آخرش با همن

.واسه همین اون دفعه من بونگُ با ماشین خودم برگردوندم

...آه- واقعا؟-

.این فقط تصورات تو نیست؟ تو مطمئن نیستی

.من خیلی مطمئنم

.قبلا هیچ وقت اشتباه نکردم

اما چی؟ سرآشپز و بونگ؟

...اگه سرآشپز و بونگ واقعا با هم همچین رابطه ای داشته باشن

...اونوقت من...من

.من به عنوان خواجه هاه زندگی می کنم

.چیه

.الان می رم و برای زیبا شدن خودمُ آماده می کنم

.واقعا می خوام عقیمت کنم

.هی، بلند شو. بیا اینُ بخور

.رفته بودم مراسم ختم و یکم غذای خیراتی آوردم

!هی، اینقدر احمق نباش

.حتی اگه اینجا اینطوری عذاب کشی مرد انرژی حیات نمی فهمه

.باید جایگاه خودتُ می دونستی

چرا خودتُ به زحمت انداختی به موقعیتی بچسبی که به تو تعلق نداره؟

.تو فقط یه روحی

.الان دیگه فکرنمی کنم بتونی کینه ی بکارتت رو برطرف کنی

بیا فقط مراسم ختم مرحوم رو بگیریم

.تلاشمُ به نحو احسنت می کنم که کم درد و راحت باشه برات

هی، دهنت به هم چسبیده شده؟

.تو عادت داشتی یه ریز حرف بزنی و اصلا دهنتُ نمی بستی

.باید وقتی یکی باهات حرف می زنه جواب بدی

.خدایا. نمی دونم. هر کاری می خوای بکن

.اگه می خوای همونجا بخواب تا فسیل شی

.خدایا. واقعا که

.خوشمزه است

چیه؟ چیه؟ کیه؟ کیه؟

.چیزی نیست

چرا یه مرد گنده باید همچین چیزی رو قایم کنه؟

.یه اتفاق خوب داره براتون می افته، درسته

.منظورت چیه؟ گفتم نه

!همه جای صورتتون نوشته شده! ببینید

".اینجا نوشته: " در حال حاضر داره قرار می ذاره

اینقدر خوبه؟

.گفتم اینطور نیست

چرا حرفمُ باور نمی کنی؟

.من غذام تموم شد

.من می رم بازار، پس شماها آماده شید

.بله سرآشپز

!آخ...آخ

چیه؟ چی شده؟

!اون وقتی پام پیچ خورد

.خیلی ناجوره و فکرکنم باید برم بیمارستان

.اوه نه، این اصلا خوب نیست- !آخ-

!کلی کار بعد از غذا خوردن داشتیم بونگ لعنتی

.سریع برو و برگرد

.بله سرپرست سس، خیلی متاسفم

.آه! خیلی درد می کنه- چی کار کنیم؟-

چیکار کنم؟- چی کار کنیم؟-

.خیلی درد می کنه

!خدای من، این دختر باعث سر دردم می شه

!وای، موهای تنم سیخ شد- چی؟-

اون فیلمش رو در مورد پاش دیدید؟

،وقتی اینجا بود پای چپش رو گرفته بود

.اما وقتی داشت می رفت پای راستش رو گرفته بود

سرپرست سس، دارم بهتون می گم اون این .کارُ می کنه تا دنبال سرآشپز بره

.اشتباه می کنی، عوضی سرسخت

.اشتباه متوجه شدی. کاملا اشتباهه

چطوری می خوای با این عقل کمت دووم بیاری؟

!دارم می گم واقعا دیدم

!دارم می گم اشتباه می کنی عوضی پسر پیر

خیلی زیاده؟

.خوبه

.سرآشپز،من میارمش

.نیازی نیست. من قویم

.این ماهیچه ها رو ببین

.بهش دست بزن. بهش دست بزن

...نیازی نیست، می دونی- کجا؟-

...منظورت چیه کجا؟ همینجا .اوه، امروز یه جورایی قایم شدن

.معمولا اصلا شوخی بردار نیست

.اوه، الان دوباره احساسش کردم .فکرکنم ماهیچه ها اینجان. چه ماهیچه ای

مگه نه؟- .آره-

.باید وقتی بیرونی موهاتو باز کنی

آره؟- .اونطوری خوشکل می شی-

More Farsi Persian subtitles for Oh My Ghostess

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left