Prvních 200 řádků.
من، لینگ یو، قول میدم این خونه رو
به خانم گو آنشین اجاره بدم
هیچوقت اجاره رو زیاد نمیکنم و خونه رو نمیفروشم
اگه شرایط این قرارداد شکسته بشه
تمام حق مالکیت این خونه گرفته میشه
و خونه به خانم آنشین بازگردانده میشه
شرایط این قرارداد برای تو ناعادلانه نیس؟
من صاحبخونه ام. تو بهم اجاره میدی. کاملا عادلانه اس
دفعه پیش من ازت سواستفاده کردم
این دفعه نوبت توئه
ممنونم
این جا جایی بود که احساساتمون شروع شد
حالا جایی میشه که احساساتمون پرورش پیدا کنه
ما میتونیم بهم نزدیک و نزدیکتر بشیم و هیچوقت جدا نشیم
بیا بریم خونه
صبر کن
ما الان رسما در رابطه ایم. یه بوسه شب بخیر زیاده روی محسوب نمیشه
باید بری خونه و یکم استراحت کنی
پس، فردا میام دنبالت. شب بخیر
شب بخیر
یه لحظه صبر کن
شب بخیر
شب بخیر برادر زن
کی برادر زن توئه؟
زود باش. بیا بریم خونه
زود باش
اون بغلم کرد - اون دوستت داره -
داداش عصبانی نباش
یکم نوشیدنی بخور
رابطه بین تو و لینگ یو چیه؟
اینقدر آسون قبول کردی که باهاش باشی؟
این... این یه احساسه
تو واقعا عاشقش شدی
...داداش شنیدم که
یویو بهم گفت دیروز چه اتفاقی افتاد
دیروز، اون شاید یکم... اضطراب داشته
سعی نکن با یویو بحث رو عوض کنی
دقیقا بین تو و لینگ یو چه خبره؟
دقیقا همون چیزیه که دیدی
نه داداش. لینگ یو و خانواده اش آدمای خوبین
غیر از اون... داداشش... لینگ فانگ
بقیشون عالین
فقط با یه ملاقات فهمیدی که اونا خانواده خوبین؟
با دیدن این اوضاع، میشه فهمید که کاملا غرق احساساتت شدی
اگه واقعا اینقدر دوستش داری
حاضرم اجازه بدم شما دوتا باهم امتحانش کنید
اما باید یه شرط من رو قبول کنی
اگه باهات بد رفتار کرد باید بهم بگی
مهم نیست چی، نباید بزاری کسی اذیتت کنه
فهمیدم
میدونستم که تو بهترینی
دستبندت کو؟
وقتی داشتم میرفتم گذاشتمش تو جعبه
باید بپوشیش. اگه بپوشیش من احساس آرامش بیشتری دارم
مهم نیست. این روزها کمتر کابوس میبینم
واقعا؟
این همه سال پوشیدیش
یه روز، یهویی دیگه نیازش نداری
چی؟ - هیچی -
اوه راستی میخوام یچیز دیگه هم بهت بگم
دارم آماده میشم که برگردم به کوچه یانگ مٍی
مگه اون آپارتمان فروخته نشده بود؟ - آره -
اما صاحبخونه هنوزم حاضره که اجاره اش بده
پس بیرونم نمیندازه. تازه باهاش ملاقات کردم
اگه این صاحبخونه جدیده مثل قبلیه بندازتت بیرون میخوای چیکار کنی؟
نمیندازه
من یه قرارداد خیلی خاص با این صاحبخونه بستم
بیرونم نمیندازه. نگران نباش
تازه اومدی اینجا و حالا داری میری
اونقدر اونجارو دوست داری؟
مثل خونه تو خوب نیست
و راحتم نیست
اما من واقعا بهش عادت کردم
به علاوه اونجا... من خاطرات خیلی خیلی خاصی دارم
داداش من فقط دارم خونمو عوض میکنم
لازم نیست جوری رفتار کنی که انگار دیگه هیچوقت همدیگه رو نمیبینیم
هروقت دوست داری میتونی بیای به دیدنم
و منم میتونم برای دیدنت بیام اینجا
اما من بزرگ شدم
نمیتونم همیشه تو خونه تو زندگی کنم
میتونی همیشه تو خونه من زندگی کنی
باشه باشه
هروقت میخوای جابه جا شی میام کمکت
سلام، من اومدم به خانم آنشین کمک کنم جا به جا بشه
آیلی، امروز خیلی بهت دردسر دادم. ممنونم
چیزی نیست. این شغل منه
رئیس لینگ میخواست خودش شخصا بیاد اینجا
..اما یهویی مجبور شد بره به یه جلسه. پس
مگه قرار نذاشته بودیم فردا جابه جا بشیم؟ چرا اینقدر یهویی؟
بنظر میاد یکم کوته فکره و نظرش رو زود عوض میکنه
جابه جایی زودتر بخاطر این بود که رئیس لینگ خیلی هیجان داشت و میخواست زودتر انجامش بده
پس من دیگه میرم
مواظب باش
تو رانندگی مواظب باش - نمیخواد بدرقه ام کنی -
این جلسه امروز بود
اگه چیزی برای اضافه کردن ندارید میتونیم جلسه رو خاتمه بدیم
چیه آنشین؟
...مدیر من
یه ایده ای دارم که هنوز کامل نشده و نظر بقیه رو درموردش میخوام
باشه پس بیاین همه بهش نگاه کنیم
باشه. من همتون رو چند دقیقه معطل میکنم
میخوام داستانی درمورد پرنده 9سر بسازم که وارد دنیای انسان ها میشه
از پرنده 9سر کتاب چینی الهام گرفتم
ققنوس
چون فکر میکنم یچیزی میتونه با این اسطوره دو بعدی سنتی ترکیب بشه
میتونه به وضعیت جدید و مدرنی تبدیل بشه
فکر میکنم میتونیم امتحانش کنیم
چندتا شخصیت جدید هم من تصور کردم
طرح ایده های گسترده ای هم داره
بنظر نمیاد این استایل طراحی به مزاج خواننده های ما خوش بیاد
درسته اما من فکر میکنم
میتونیم ایده آنشین رو امتحان کنیم
اما طرفداران همچین ژانری خیلی کمن
به علاوه، واقعا به سلیقه جوانهای امروزی نمیخوره
تحقیق بازاریابی کردی؟
معلومه که نه. هیچی توی این بخش نیست
به علاوه طراحی های توضیحی مثل این خیلی خامن
شرکت ما همچین طراحی رو مشخصا امتحان نکرده
اما این تم تقریبا اوریجیناله
اینجوری نیست که نتونیم انجامش بدیم
این چطوره؟ آنشین الان
ده تای دیگه هم بکش و ما نتیجشو میبینیم
میتونی انجامش بدی؟
دوست دارم که امتحانش کنم
لینگ یو
امروز باید اضافه کار وایسم. تو برو خونه
چرا باید بازم ضافه کار بایستی؟ رئیست بهت کار اضافه داده؟
نه. کاری که باید انجام میدادمو تموم نکردم
پس تا کی کار میکنی؟
فکر کنم کل شب مشغول باشم
منتظرم نمون. اگه این پایین منتظر بمونی نمیتونم روی کارم تمرکز کنم
یه دختر جوون تا صبح کار کنه امنیت نداره
مشکلی نیست. امنیت شرکتمو خیلی خوبه
کجاش خوبه؟ من حتی یه مامور امنیتی نمیبینم
بسه. لازم نیست اینجا بمونی. برگرد خونه
منتظرت میمونم بری تو
بای بای - بای بای -
چرا هنوز اینجایی؟ کل شب که اینجا نموندی؟
چطور میتونم همچین کاری بکنم؟ اینقدر وقت اضافه دارم؟
سوار شو
بفرما. یکم صبحونه بخور
تو خوردی؟
همشو بخور
باید زود بخورم. بعدش باید برم سرکار
باید برگردی سرکار؟
نمیتونی یکم بخوابی؟
چطور میتونم بخوابم؟
یه پتو توی ماشین دارم. یکم بخواب
گفتی که منتظرم نموندی. اگه منتظرم نموندی پس این پتو از کجا اومده؟
تو نشناختی که من کیم
من بهترین دوست پسرم
دوست پسرم خیلی بامزه اس
دندونامو مسواک نزدم
طوری نیس. منم مسواک نزدم
گو آنشین. تو چرا باید اینقدر خوشحال باشی؟
!گو آنشین، تو میتونی
نترس
دیدمش. فکر نمیکردم آنشین اینقدر فوق العاده باشه
اون تازه شماره 19 رو پخش کرده و رفته توی صدر رتبه بندی
اولین باره همچین اتفاقی میفته
چی؟ حتی نمیتونید تشخیص بدین؟
معلومه که خریدتش
اون پول داده که رتبه اول بشه؟
امکان نداره! آدمای عادی همچین توانایی ندارن
معلومه که آدمای عادی همچین توانایی ندارن
شایعات حقیقت دارن؟
شنیدم مدیر به رئیس نیو وی امروز گزارش میداد
رای ها حتی اونقدر زیاد نبودن
انتظار نداشتم
که آنشین همچین پشتیبانی داشته باشه
پس چی فکر میکنی؟
چجوری میشه که یه تازه کار مثل اون که هیچی نمیدونه وارد شرکت ما بشه؟
هنرمندهای زیادی بودن که نتونستن وارد بشن
اون یکم حریصه
اما اصرار داشت که رتبه اول سایت بشه
ببخشید که وقتتون رو گرفتم
با اینکه یه تازه کارم اما رای هارو نمیخرم
میرم بررسی میکنم که چیشده
متاسفم
سلام، اگه کارت شناسایی نداشته باشین نمیتونین برین داخل
پس لطفا کمکم کنید اطلاع بدم که دنبال رئیس لینگ میگردم
لطفا کارتتون رو به من بدید
آنشین؟
به موقع اومدی. کارت داری؟ نمیذارن من وارد بشم
نیازی به کارت ندارم. من از صورتم استفاده میکنم
شما دوتا چتونه؟
این خانم رئیس آینده نیو ویه
همش تقصیر توئه
بهت گفتم بزار خانم رئیس وارد بشن
کی گفتی؟ - مگه چیه؟ -
مگه چیکار کردم؟
بیا تنها حرف بزنیم
شما دوتا میتونین برین
واسه چی اومدی؟ دلت برام تنگ شده؟
راحت نبود که یسری چیزارو پای تلفن بگم
چه چیزایی رو؟
کار تو بود که من وارد گروه جیانگ بشم؟
فهمیدی؟
رای هارو هم تو خریدی؟
آره
No comments yet. Be the first to leave one.