「鬼滅の刃」絆の奇跡、そして柱稽古へ
Prvních 200 řádků.
ارائهای از بامابین
اینجا دیگه کجاست؟
بعد از اینکه قصر رو برای بازسازی تعطیل کردن،
انقدر جای دور افتادهای بوده، که خالی مونده و فراموشش کردن.
فکر کنم همچین چیزیه.
چه جای رو اعصابی.
این شیطانهای عوضی مثل اشرافیها اینجا زندگی میکنن!
مطمئنی یکی از مردم دهکده رو دزدیدن آوردن اینجا؟
بله!
دیشب تا داخل برج قلعه دنبالش کردیم اما پیداشون نکردیم.
دود نشده بره تو هوا که احمق.
چطور انقدر راحت گذاشتید فرار کنن؟
واقعا متأسفم!
پس یه زن دیگه هم امروز ناپدید شده.
با اینکه در سپاه شیطان کش آمادهباش هستیم، اما درست جلوی چشممون...
کسی از شماها انتظار خاصی نداره.
اینطور که پیداست...
شاید خیلی هم دیر نرسیده باشیم.
عوضی!
انگاری همون دیشب باید حسابشون رو میرسیدم!
نابودی
بمیر بینم!
شماها عقب نشینی کنید.
بقیهش با من و هاشیرای باد.
ولی...
مگه نگفت تو دست و پایید؟ برید رد کارتون.
شینازوگاوا...
انگار یه جای کار میلنگه.
آره. منم از این وضع خوشم نمیاد.
تاحالا ندیده بودم این همه شیطون یه جا بلولن تو هم.
کمک!
تنفس باد...
فرم دوم...
پنجه-باد تطهیر کننده!
تنفس افعی...
فرم پنجم...
مار خزنده!
نزدیک بود ها.
کمک نخواسته بودم!
چقدر قدرتمندن!
اینا شیطان کش عادی نیستن!
نکنه هاشیران؟
کمکم کنید!
هوی شیطان!
اون زنه و کله خودت رو بذار و برو!
برید کنار بینم!
تمومی ندارن!
مگه سوسکید؟ بمیر ببینم!
دوباره؟
اینا از کدوم گوری هی پیداشون میشه؟
زنه رو نجات بده شینازوگاوا.
من حساب اینا رو میرسم.
خودمم از تیکه تیکه کردنشون خسته شدم.
اینا رو میسپارم به تو!
تنفس افعی، فرم سوم...
مارپیچ خفگی.
هوی!
با این همه نوچه هم نمیتونی برنده شی.
تسلیم شو...
و بمیر.
تنفس باد...
فرم چهارم...
گردباد خیزان!
ای بابا...
اگه انقدر میخوایش...
بس کن! چیکار میکنی؟
بیا مال خودت!
این دیگه چیه؟
وایسا بینم آشغال کله!
اینجا چه خبره؟
هوی، شینازوگاوا، اون دیگه چی بود؟
شیطانه کجا رفت؟
من از کجا بدونم؟
مطمئنید میخواید سر همین چهار راه پیاده شید؟
کوچو
کانائو-سان!
از مأموریت برگشتید خسته نباشید.
- خسته نباشید! - خسته نباشید!
استاد...
من برگشتم.
حادثه دهکده شمشیرسازها...
همون بود که اون روز توضیح داده بودم.
به لطف تلاش توکیتو-سان، کانروجی-سان، و کامادو-کون و بقیه،
تونستیم دو تا شیطان بالارده رو شکست بدیم.
علاوه بر اون...
نزوکو-سان بر خورشید چیره شد.
این نشون از این داره که در آینده نزدیک اتفاقات مهمی قراره بیفته.
بله.
به احتمال قوی کیبوتسوچی موزان شیطانهاش رو میفرسته...
تا نزوکو-سان رو بدزدن.
تا بتونه شیطانی که بر خورشید چیره شده رو از آن خودش کنه.
من قراره برای جلسه اضطراری هاشیراها...
برم عمارت اوبویاشکی.
تو این مدت میتونم نزوکو-سان رو به تو بسپارم کانائو؟
روت حساب کردم ها!
DEMON SLAYER: KIMETSU NO YAIBA HASHIRA TRAINING ARC
جدی؟
پس دارن نقل مکان میکنن.
مردم دهکده حالشون خوبه؟
در این حد از جزئیاتش خبر ندارم، اما چون نگرانن شبها بازم شیطان حمله کنه،
ظاهرا با تموم قوا دارن برای بازسازی و جابهجایی دهکده تلاش میکنن.
که اینطور.
همینم معجزهست که با وجود دو تا شیطان بالارده خرابی بدتر از اینا به بار نیومده.
حریفهای واقعا قدری بودن.
سپاه شیطان کش واسه همچین وقتهایی چند تا دهکده خالی ساخته.
پس اگر اتفاقی بیفته میتونن سریعا جابهجا شن.
جدی؟
همین نشون میده که اویاکاتا-ساما و بقیه چقدر آیندهنگرن.
اما ببین.
مطمئنی بعد هفت روز بیهوشی اشکالی نداره انقدر غذا بخوری؟
بله، چون کانروجی-سان گفتن همیشه کلی غذا میخورن!
خب اون آدم، استثناء حساب میشه.
چه خوشمزه.
راسته که خانم عشق و آقای مه بعد دو سه روز استراحت کامل خوب شدن؟
بله! کارشون درسته!
پس تو هم کم کم داری بهشون میرسی!
کم کم.
خب، اگه زودتر خوب شی که بهتره.
بله.
خدا رو شکر که همه زنده موندن.
بله!
راستی، خیلی وقت بود میخواستم این سوال رو ازت بپرسم!
شنیدم یه اتفاق خفنی برای خواهرت افتاده. حالش خوبه؟
بله.
تونست زیر خورشید راه بره، غیر از اینه؟
این مهم نیست؟
این جدی مهم نیست؟
الان دارن دربارهش تحقیق میکنن، اما هنوز مشخص نیست.
معلوم نیست دوباره داره انسان میشه، یا به عنوان شیطان تکامل پیدا میکنه.
کوچو-ساما داره دربارهش تحقیق میکنه؟
نه تامایو-سان.
تامایو-سان دیگه کیه؟
هوی هوی! گفته بودم زیادی داری میخوری.
هنوز خوب نشدی، یه کم جلو شکمت رو بگیر!
از بیخ گوشم گذشت!
حالا که خواهرت اینطوری شده، شک نکن اتفاقات زیادی میفته.
نیروهای سپاه شیطان کش دستور گرفتن تو حالت آمادهباش باشن،
و انگاری هاشیراها همه جمع شدن.
جدی چه اتفاقی قراره بیفته؟
ماها آخرین نفر رسیدیم؟
ظاهرا منتظرتون گذاشتیم. متأسفیم.
هاشیرای سنگ گیومی هیمهجیما
اشکالی نداره.
برای تکمیل مأموریت خسته نباشید میگم.
البته.
هاشیرای باد سانمی شینازوگاوا
کانروجی و توکیتو...
شنیدم با بالاردهها جنگیدید.
بله، خیلی خفن بود!
هاشیرای عشق میتسوری کانروجی
حس کردم دیگه جونی برام نمونده...
اما همه دست به دست هم دادیم!
مگه نه موئیچیرو-کون؟
هاشیرای مه موئیچیرو توکیتو
بله.
پسر حسودیم شد.
چطوریه که بالاردهها هیچوقت به تور من نمیخورن؟
باید خودت رو بسپاری به دست سرنوشت.
هاشیرای افعی اوبانای ایگورو
اگه به تورت نخوردن کاریش نمیشه کرد.
کانروجی و توکیتو...
وضعیت جسمانیتون چطوره؟
خوبه!
ممنون! خیلی بهتر شدم!
وایی! نگران من شده!
منم. البته هنوز 100 درصد خوب نشدم.
اگر بیش از این هاشیرایی از دست بدیم سپاه شیطانکش بهخطر میفته.
شکست دو بالارده بدون از دست دادن جونتون بزرگیتون رو میرسونه.
این بار جراحاتتون...
هاشیرای حشره شینوبو کوچو
به طرز عجیبی سریع خوب شدن.
ماجرا چی بوده؟
خود اویاکاتا-ساما هم حتما درباره این مسئله صحبت میکنن.
هاشیرای آب گیو تومیوکا
ممنون که منتظر موندید.
جلسه امروز توسط بنده اوبویاشکی کاگایا...
و اوبویاشکی آمانه برگزار میشه.
و همچنین به علت وخامت حال بزرگ خاندان ما...
دوباره امکان حضور در برابر شما بزرگواران رو ندارن.
از صمیم قلب عذرخواهی میکنم.
متوجه شدیم.
دعا میکنم اویاکاتا-ساما...
حتی برای یک روز بیشتر هم که شده بتونن شعله عمر خودشون رو زنده نگه دارن.
آمانه-ساما شما هم لطفا ناامید نباشید.
از صمیم قلب از شما هاشیراهای بزرگوار متشکرم.
مطمئنم که خودتون مطلع هستید...
اما حالا که یک شیطان تونسته بر نور خورشید چیره بشه...
به کیبوتسوچی موزان انگیزه میده که سراسیمه به سراغش بیاد.
تا خودش هم بتونه بر خورشید چیره شه.
یک جنگ تمام عیار عظیم نزدیکه.
زمان مبارزه با بالارده چهار و پنج...
کانروجی-ساما...
توکیتو-ساما...
به من گفتن یک علامت خاص روی بدن هر دوتون پدیدار شده.
لطفا هر دو بگید برای بیدار کردن این علامت چه شرایطی لازمه.
علامت؟
در دوران سنگوکو...
شمشیرزنهایی که کیبوتسیچی رو تا مرز شکست بردن،
شمشیرزنهای تنفس اولیه...
نقل شده که روی بدن همهشون علامتی شبیه الگوهای شیطانی پدیدار شده.
No comments yet. Be the first to leave one.