Série 1

Informace o verzi

스물다섯스물하나 Twenty Five Twenty One S01E09 HDTV Sunflowermag
Komentář od sunflowermag

Tagy

HDTV
hdtv
HD
Zveřejněno: 2023-12-07
Stažení: 20
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

²⁵⁄₂₁

تمامی حوادث و اتفاقات این سریال کاملاً غیرواقعی بوده و با !اشخاص واقعی، حوادث، سازمان‌ها،مؤسسه‌ها، یا مکان ها ارتباطی ندارد

هی دو- اینجولمی-

نه

بک یی جین

...من

!باید تو رو داشته باشم

...تو بهم گفتی

!که سرنوشت ما بود که در نهایت همو ببینیم

ولی اشتباه میکردی

ما قبلاً همو دیده بودیم

میتونی اینو باور کنی؟

واقعاً غیرقابل باوره

...چطوری

چطوری تو اینجولمی هستی؟

اینجولمی احیاناً نام کاربری ئه؟

فکر کنم همینطوره

من اینجولمی نیستم

...احیاناً از اینکه من

رایدر37 ام ناامید شدی؟

دلیلش اینه؟

نه، این نیست

به هر حال من اینجولمی نیستم

!چرت و پرت نگو

قرار گذاشتیم امروز همو ببینیم و هر کدوممون یه رز زرد با خودمون بیاریم

اینجا همون مکانه همون زمانه و همون گُله

میخوای بگی اینا اتفاقیه؟

...واقعیت اینه که

به هر حال، واقعاً من نیستم

...پس

...من اینو تو راه برای مصاحبه خریدم

چون نمیخواستم دست خالی برم

...واقعاً

اتفاقیه؟

آره

...پس همین الان

من چی گفتم؟

...همین الان؟ خب

گفتی باید منو داشته باشی و برای منم سوال شد که چطوری میخوای منو داشته باشی

!خفه شو

من که داشتم آروم حرف میزدم

لعنت بهش

وای، الان چیکار کنم؟

"قسمت 9"

متاسفم که امروز نتونستم بیام

یه کار فوری داشتم

واقعاً متاسفم

مشکلی نیست، به هرحال منم زیاد اونجا نموندم

اگه دنیات از بین رفته وارد دنیای اون شو

...دختری که هی دو در موردش حرف میزد

...میدونی من

چقدر دوستت دارم، کو یوریم

من بودم؟

شاید از قبل هم دیگه رو میشناسیم

شاید قبلاً از یه جا رد شدیم

نه

امکان نداره تو رو نشناسم

مطمئنم که فوراً تو رو میشناسم

تو اونو میشناختی !احمق، احمق

حالا باید چیکار کنم؟

باید چیکار بکنم؟

"من باید تو رو داشته باشم؟"

چی رو داشته باشی؟ تو چِت بود؟

اینقدر کتاب کمیک نخون

!خیلی تحقیر شدم

لعنت بهش

اون اونجا چیکار میکنه؟

بیرون نیا، فقط گوش کن

من اون رو از مربی یانگ گرفتم

...میدونم توی تلویزیون بهش گفتم مدال طلای دزدیده شده

ولی به عنوان مادرت ...نه به عنوان گزارشگر شین جه کیونگ

!فکر نمیکنم که تو اون رو دزدیده باشی

فقط میخوام اینو بدونی

من هنوزم فکر میکنم رفتارت توی کنفرانس مطبوعاتی

!احمقانه و نشانه ی بی فرهنگیت بود

ولی این ربطی به مدال طلای تو نداره

!پس مدالت رو بگیر

این چیه، از سمساری گرفته؟

ببخشید که اونجا گذاشتمت

من باید تو رو داشته باشم

حتی " دوست دارم" هم نه من باید تو رو داشته باشم" ؟"

واقعاً که هی دو

!اوپا

این ساعت اینجا چیکار میکنی؟

معلومه، داشتم دیونه میشدم برای همین صبح به این زودی اینجام

حتی یه لحظه هم نتونستم بخوابم

همه چی رو به هی دو گفتی؟

نه نگفتم

خداروشکر

چیکار باید بکنم؟

چرا اینو از من میپرسی؟

میدونی که دارم به خاطر تو بهش دروغ میگم

میخوای چیکار کنی؟

...اگه بفهمه من اینجولمی ام

! خیلی ناامید میشه

خیلی حالم بده که اینجولمی ام

من خیلی باهاش بد بودم

مگه باهاش چیکار کردی؟

تو به اندازه ای که برای هر دانش آموز پول میگیریم ارزش داری نه بیشتر نه کمتر

این واقعیت که توی این جمع شمشیربازی کوچیک من اسمت رو نمیدونم

یعنی تو هیچی نیستی

پس باید فقط یه طرفدار باقی میموندی

چطور جرات کردی تا اینجا پیش بیای و دردسر درست کنی؟

...تو چطوری

تو آدم نیستی، خیلی وحشتناکی

...اون خیلی دوستت داشت- اینو میدونم-

من بهتر از هرکسی میدونم ...چقدر رایدر37

منظورم اینه چقدر هی دو منو دوست داشت

...عاشق یوریم بود

!و به اینجولمی دلداری داد

من هم عشق اون و هم دلداریش رو دریافت کردم ...ولی من

لعنت بهش

باید چیکار کنم؟

با این وجود من دیگه نمیتونم دروغ بگم

نه اوپا، لطفاً فقط یه هفته بهم فرصت بده

یکم وقت میخوام تا در موردش فکر کنم

چیکار میکنی؟

داره میاد؟

اون رفت- رفت؟-

...تو ازش دوری میکنی

!و به نظر میاد که اونم داره از من دوری میکنه

روغن روان کننده رو بهم میدی؟

بیخیال

چخبره؟ در مورد چیزی احساس گناه میکنی؟

یا مثل یه واکنش یهویی بود و بعدش فهمیدی منم

هیچکدوم

خیلی باعث افتخارمه، برای همین میگم

اینکه یهویی داری طوری باهام رفتار میکنی که انگار منم وجود دارم، ممنونم

شاید به دنیا اومدی به بقیه خدمت کنی

!یوریم

میخوای باهام بریم فروشگاه؟

آره حتماً چی میخوای بخوری؟

برای شروع یه نودل لیوانی و برای دسر هم بستنی

باشه، بریم

!بعداً میبینمت

جلد 16؟

اومده

جلد آخر

اومده

من 3 تا بستنی میگیرم

صبرکن، کیف پولم رو یادم رفته یه لحظه اینجا صبر کن

!باشه، اونی زود باش- باشه-

اون احیاناً مال منه؟

چی؟ نه

که اینطور

آره

از کمد من دزدیدی تا بخونی؟

دزدی کجا بود؟

باد اومد در کمدت رو باز کرد

!خیلی پر سر و صدا باز شد

اومدم ببندمش و یهو چشمم به کتاب افتاد

غافلگیر شدم و یه نگاه بهش انداختم

راضی شدی؟

و گوش کن

نمیدونی که اجازه نداری کتاب کمیک با خودت بیاری به مدرسه؟

میدونم که توی تیم شمشیربازی هستی ولی بازم باید قوانین رو رعایت کنی

...آخه

برام مهم نیست که اون رو بخونه

نا هی دو

مربی! اینجا چیکار میکنی؟

فتوسنتز میکنم

میدونی چه اتفاقی برای خانواده یوریم افتاده؟

رستورانشون یه مدت بسته بود و امروز دوباره باز شد

چون بهش نزدیک نیستی نمیدونی؟

بچه ها میگن ضامن وامی چیزی بودن

جزئیاتش رو نمیدونم

ضامن چی بودن؟

بعد از تمرین بعد از ظهر، بچه ها رو جمع کن

تو رستوران یوریم اینا غذا میخوریم

توی فروشگاه تنقلات؟

هرچقدر چیزا سخت باشن تو باید بیشتر درگیرشون بشی

برای اینکه زودتر یه چیزی رو فراموش کنی باید بخندی

و برای زنده موندن باید فراموش کنی

نمیدونستم از دوکبوکی ما خوشتون میاد

الان دیگه میدونی خوشمزه ان

مربی، میشه کیک ماهی هم سفارش بدیم؟

معلومه

!ایول- سونده هم؟-

معلومه، میتونی

سال اولی ها هرچی بخواین میتونین سفارش بدین نگران نباشین

!باشه- !باشه-

مامان، تیم شمشیربازی اومدن اینجا

سلام- سلام-

حالتون چطوره؟

ببین کی اینجاست، سلام

میخواستیم اینجا یه شام تیمی بخوریم

میدونی که اینا چقدر پُرخورن؟

باید 20 پرس غذا آماده کنین

عمداً اومدین اینجا تا به کسب و کارم رونق بدین؟

ممنونم- چیزی نیست-

بشینین- باشه-

بشینین- باشه-

مربی بشینین- مرسی-

چی میخوری؟

پس تویی که یوریم ما رو شکست دادی و مدال طلا گرفتی

حتماً خیلی چیزا رو پشت سر گذاشتی هی دو

حرفای وحشتناکی میزدن

اون نفهم های بی ادب

حتماً برات سخت بوده

ترسیده بودی، نه؟

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left