The White Queen

The White Queen

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 1

Informace o verzi

The te Queen - 01x08 - Long Live the King x264-FoV
Komentář od rezapad
Ariamovie.ir/forum/تیم ترجمه

Tagy

x264
Zveřejněno: 2013-08-17
Stažení: 59
Pro sluchově postižené: Yes

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

."اينها پسراي من هستن، "ريچارد" و "توماس گري با من ازدواج ميکني؟

!بله !"تو ازدواج نکردي "اليزابت

اون يک مجلس نمايشي بود. اون قبلا هم اينکارو کرده .و يه پسر حرومزاده هم داره

.من از اين ازداج خوشحال نيستم

.دختر تو هيچوقت درباري نميشه

جين شور"، اسم اون دختر تو تمام قصر" .پيچيده

شوهر تو يک پادشاهه با شهوتي که .يک پادشاه داره

شما ميدونيد از دست دادن چيه، "ليدي ماگارت"؟

.تنها پسرم رو بزور ازم جدا کردن

."اون وارث خاندان "لنکستره .براي پادشاه يک دشمن بحساب مياد

جاسپر" تو تنها کسي هستي که در" .مورد پسرم بهش اعتماد دارم

قراره تو "ولز" زندگي کنيم؟

.ما نه ولي پسرمون قراره اونجا زندگي کنه

.پس من ميخوام قيم اونو منصوب کنم ...من مادرشم. و اگر قراره منو ترک کنه

من انتخاب ميکنم که چه کسي مراقبش باشه... .و چه کسي اونو تبديل به يه مرد کنه

من از تو ميخوام که پسزم رو تو ببري، "آنتوني". تو تنها .کسي هستي که در مورد اون ميتونم بهش اعتماد کنم

.ما سه پسر "يورک" هستيم

چطور توسط يک زن از هم جدا شديم؟

پسرت "هنري" بايد بعد دفن شدن پنج نفر .تاج رو بدست بياره

و من نميدونم چطور از پس اين ميتونه بربياد. تو ميدوني؟

سال 1403 ميلادي انگلستان در حال صلح

پرنس "ادوارد" بزرگترين پسر و وليعهد پادشاه انگلستان ...ادوارد چهارم، تحت سرپرستي عموي خود "آنتونني" و

برادر ناتني اش "ريچارد" در قلعه .لادلو" واقع در "ولز" زندگي ميکند"

وارث "لنکستر"ها "هنري تودور" بهمراه عموي خود .در بريتانياي کبير در تبعيد بسر ميبرد

.خيلي زياد تو بريتانيا موندي ."هنري تودور"

اينکارو با يه شواليه ولزي کردي .و با اينحال داري ميخندي

عمو جان، هر کسي رو که شما جلوي من .بذاريد ميتونم بزنم

.خوب، براي تو زمان فوق العاده ايه

.دقيقا فوق العادست

"دوست داشتني شد، با پادشاه بخشنده "ادوارد .کاملا هماهنگه

بخشنده؟ - .بدون شک. با اجازه دادن به برگشت پسرم از تبعيد -

شايد اين نشون ميده چقدر به .امنيت تخت پادشاهيش اطمينان داره

بنظر مياد پسرت ديگه براي ما .تهديدي تشکيل نميده

.اون الان يه مرد شده

،البته، زمان خيلي زيادي دور بوده .حتما بسختي اونو بشناسي

!اينم از جايزه شکارم

از بخود باليدنت، پدر، تقريبا انتظار .داشتم يه ارتش اونو بياره تو

بخاطر اين حرفاش يه تکه کوچيک به .پرنسس "اليزابت" ميرسه

و منم مال تو رو ميخورم که مشخصه .خيلي دير تمومش ميکني

.من فقط مثل يک پادشاه غذا ميخورم ...ميشه امشب تنها شام بخوريم

و اين زالوها رو بفرستيم با جماعت... خودشون غذا بخورن؟

!زالو !"اون به من گفت زالو، "توماس

هر چقدر دوست داري بخور، پدر. امشب .حق لذت بردن رو بدست آوردي

بازم شراب ميخواي، پدر؟

متشکرم "ريچارد"، "سسيلي"، همه بچه هاي .زندگي بخش من

.و ملکه خودم

تو حالت خوب نيست؟

.بدنت گرمه

.چيزي نيست

.پسرم داره مياد خونه

فکر ميکنم "جاسپر تودور" هم خوشحال .ميشه که به خونه برگرده

...خوب، ميتونه بياد خونه

.در بند شده

."زياد اميدوار نباش، "مارگارت

پسر تو بعنوان يک رقيب براي .تخت پادشاهي نمياد

اون فقط... يه مدعي تاج و تخته که .ادوارد" اونو به زانو درآورده"

من هنوزم ايمان دارم که خداوند .پسر منو روي تخت انگلستان ميبره

ولي براي اين چيکار داري ميکني؟ چه نقشه اي داري؟

دعا کردن براي يک معجزه؟

!بيا. بيا يه جرعه از اين بخور. آروم عزيزم، کجات درد ميکنه؟

.همسرم... بريم تو رختخواب

من فکر ميکنم اعلاحضرت بايد .نيروي خودشو حفظ کنه

!"آه! "ادوارد

!کمک! يکي بياد! آه، پادشاه

!پادشاه

.فقط تب داري. رفع ميشه

.تب هميشه رفع ميشه

.برادرم "ريچارد، بفرستيد دنبالش

.آروم. اصلا لزومي نداره

.تو قوي هستي

.تو بازنده نميشي

.تو جنگجو بدنيا اومدي

.بخاطر من با اين مبارزه کن

."کاري که خواستم بکن، "اليزابت

مادر، دليل اين بيماري چيه؟ - .هيچکس نميدونه -

ممکنه از غذايي که خورده باشه؟ - همه ما همون شامو خورديم، علامتي از مسموميت - .غذايي وجود نداره

تمام کاريکه ميتونيم بکنيم اينه که .صبر کنيم تبش پائين بياد

براي "ريچارد" و اعضاي مجلس .حکومتي خبر بفرست

."و دايي "آنتوني" رو پيدا کن، "توماس

.اسبها و لباسهاي منو آماده کنيد - .چشم، جناب لرد -

.سلاحها رو هم. بطرف لندن حرکت ميکنيم

ريچارد"، موضوع چيه؟" نکنه وارد جنگ شديم؟

.پادشاه سخت بيمار شده

،اما وليعهدش هنوز يه پسر بچه ست .آمادگي براي سلطنت نداره

."اليزابت"

"حتما سعي ميکنه اونو هم مثل "ادوارد .اداره کنه

!اين يکي از حرکتاي الهي توئه

من مطمئنم ملکه براي درست کردن اون ...يه جور معجون از کيسه اش مياره بيرون

.بايد براي بريتانيا خبر بفرستم .فعلا "هنري" همونجا بايد بمونه

...اگر پادشاه بميره

بايد صبر کنيم تا بدونيم .فرمانرواي پشتيبان کي ميشه

..بايد احتياط کنيم

اما بايد آماده بچنگ آوردن هر .فرصتي که بوجود مياد باشيم

.فقط بايد ببينيم اين بازي چطور تموم ميشه

هر کي باشه فکر ميکنه اونا .براي جنگيدن اومدن

.اسب "دوک" رو بگيريد - .چشم قربان -

بخاطر اينکه دنبال ما فرستاديد .از شما متشکريم، علياحضرت

حال برادرم چطوره؟

.درست به موقع اومديد

.نگاهي که به ما انداخت ديدي

.اقبال اون همراه پادشاه کمرنگ شده

اون مثل يک حيوون زخمي شده که .داره از پناهگاهش دفاع ميکنه

.و تو موجب ترسش ميشي

.هشيار باشيد

."بلاکن بري"

."باکينگهام"

...اين سرنوشت پادشاهانه

که هيچوقت نبينيم پسرانمون چه جور... .حکمراني ميشن

من هيچوقت نمي فهمم که پسر عزيزم .چطور مردي ميشه

.بهتون التماس ميکنم... الان متحد باشيد

.به پرنس "ادوارد" اهميت بديد

.مواظبش باشيد

من با همه شما همکاري ميکنم... که .پرنس "ادوارد" رو روي تخت ببريم

.منهم، علياحضرت

.و من

."آنتوني"

.قيم بايد "ريچارد" بشه

.هر طور خواسته شماست

يقينا منظورت "آنتوني" بود؟

تا وقتيکه پرنس "ادوارد" به سن قانوني برسه .ريچارد" فرمانرواي پشتيبانه"

تو هم موافقي، "اليزابت"؟

.حالا ما رو تنها بذاريد

.ميخوام با شوهرم خداحافظي کنم

براي آخرين بار به پادشاهتون نگاه کنيد .و در دعاهاتون اونو بياد بياريد

.خواسته تو با افتخار بجا ميارم

.ميدونم اين تو رو خشنود نکرد

آنتوني" قيم واقعيه. تمام چيزايي که" .پسرم بلده اون بهش ياد داده

.نام "آنتوني" بر عليه اونه

،ريور"ها از نظر مردم اعتبار دارن" .نه از ديد قصر

به "ريچارد" براي چيزيکه خواستم .اعتماد دارم

.اينکارو براي آشتي کردم

...ميدونم. من فقط

خواهش ميکنم آخرين کلمات منو با امور .کشوري هدر نده

.تو عشق زندگي من هستي

.تو هم همينطور

...ازت متشکرم، "اليزابت" دوست داشتني

.که زير اون درخت بلوط منتظرم بودي...

.براي اينکه منو خواستي

.تو به من... يه فرصت دوباره دادي

.يه زندگي بهتر

.بچه هاي قشنگ

.اطمينان دادي

!نه

!نه

!نه! نه! نه

مادر! مادر؟

!تو حتي به من تعظيم هم نميکني

.ما الان با هم برابريم

.هر دو مادران يک پادشاهيم

.اين تنش قابل تحمل نيست

.بايد تحملش کنيم

.خواهر، من واقعا متاسفم - ،براي پسرم "ريچارد گري" خبر بفرست -

و بهش بگو پرنس "ادواردگ رو از .ولز" به اينجا بياره"

مردم از حالا جهت گيري کردن و من .از عواقب اين ميترسم

اليزابت"؟" - اين اتفاق "ريچارد" و "يورک"ها رو نزديک - .تخت پسرم ميکنه

!و منهم به "گرافتون" برگردونده ميشم - .نه نميشي. "ريچارد" يک مرد نجيبه -

.اون پادشاه رو دوست داشت

.قسم خورد در مورد پسرت درستکار باشه - !من به هيچکدوم از اونا اعتماد ندارم -

،من... به پسرم نياز دارم، به پادشاه .که مراقب من باشه

."خبر بفرست، "آنتوني

،همين حالا پسرمو اينجا ميخوام .اينجوري اون ميتونه تاجگذاري کنه

.اون پسرو بگيريد

.مادر، خواهش ميکنم، الان وقتش نيست - .اون حق داره -

.اون پسرو از ملکه دور نگهدار

.اليزابت" تصميم "ادوارد" رو پذيرفت"

.پس "ادوارد" با خوشنودي مرده .کاملا مشخص بود که داره دروغ ميگه

اون موجب اعدام "جرج" و ،"مسموميت "ايزابل

کي ميدونه بخاطر حفظ کردن تخت .براي "ريور"ها چکار ميکنه

.خواهر تو بخاطر زايمانش مرد

...من ميدونم به "اليزابت" اعتماد نداري

ميدونم بايد محتاط بود .و ميدونم چکاري بايد انجام بشه

.پس بذار فرمانرواي پشتيبان من باشم

."سر رابرت"

."خانم "شور - .اعلاحضرت، من جدا متاسفم

لطفا. ملکه تازه شوهرش رو از .دست داد

.کمي احترام نشون بديد

.الان اينجا جايي نداري - ...اما، اعلاحضرت -

.بلاکنبري"، اين زن رو بندازيد بيرون"

.امثال اون براي قصر خوشايند نيستند

.اعلاحضرت - .من ديگه... اينجا خونه منه. جايي براي رفتن ندارم -

."مطمئن شو اينجا رو ترک ميکنه، "سر رابرت

بعد اسبم و چند مرد خوب رو .آماده کن

.اين يه خداحافظي نيست

.فعلا اون جايي نميره

چي؟

.از مادرت خبر رسيده

.نقشه تغيير کرده

.برو بيرون

.بيرون

.پادشاه مرد

چطوري؟

.تب... ظاهرا

خوب حالا چي ميشه؟ - .منتظر ميمونيم تا ببينيم چي ميشه -

.بايد آماده جمع آوري يک ارتش باشيم

براي وقتيکه تو برگشتي... براي .بدست آوردن تخت بايد بجنگي

.جلو نياييد

!هوو

."جناب "لرد گري

اين چه کاريه، "بلاکنبري"؟

ما اومديم پادشاه رو براي امنيتش .تا برج همراهي کنيم

More Farsi Persian subtitles for The White Queen

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left