Prvních 172 řádků.
این جایگاه تنهایی زیادی به همراه داره
...زیردستات
نظرات مختلفی میدن
نظر کی رو باید گوش کنی؟
حق کدومه؟
زمانهایی میآد که نمیدونی
اون زمان که رسید
باید چکار کنم؟
...فقط
به قلبت گوش بده
...هیچکس
نمیتونه به جات تصمیم بگیره
هیچکس به جات مسئولیتش رو قبول نمیکنه
این نقش پادشاهه
سرورم
سرورم، باید از این فرصت استفاده کنید
...من
...میخوام
به گروه پیونسو حمله کنم
*تقديم به تمام پارسي زبان هاي سراسر دنيا پرشين دريم تيم تقديم ميکند* "Parnaz" :مترجم
انتقام پدر و مادرم رو میگیرم
انتقام پدر چونگوون رو میگیرم
همینطورم انتقام پدر گایون رو
میخوام همین الان به دِموک و گروه پیونسو حمله کنم
واقعاً ژنرال جههون گفت افرادش رو جمع میکنه؟
البته
بالاخره زمانش رسید
میتونیم به یکباره گروه پیونسو رو از بین ببریم
باورم نمیشه
...حتی دِموک هم
تاب رویارویی با سپاه ژنرال جههون رو نداره
کی میدونست الان 40000 سرباز زیردست تونن
کی میتونه در مقابلتون تاب بیاره؟
تبریک میگم، ملکه مادر
سرورم
اما
...نمیتونم
اینکارو بکنم
گروه پیونسو رو کامل نمیشناسیم
حتی با سربازان مرزی
...نمیتونم تضمین کنم گروه پیونسو
رو به طور کامل بتونیم نابود کنیم
میتونم تاج و تخت رو دوباره به دست بیارم
...اما
...هزاران نفر جونشون رو از دست میدن
یا آسیب میبینن
سرورم - همینطورم -
اگه در دولت ناآرامی به وجود بیاد
...جورچه
دست رو دست نمیذاره
...پادشاه باعت ناآرامی داخلی
و هجوم اجنبیها میشه؟
...نمیتونم
همچین پادشاهی بشم
...افرادت در مرزها
همونجایی که هستند میمونن
سرورم
لطفاً تجدید نظر بفرمایید
اگر پدرتون زنده بود
...میگفتند باید ارتش رو خبر کنید
و به گروه پیونسو حمله کنید
"ترست رو به مردم نشون نده"
"...ضعفت رو با قدرت"
"و ترست رو با خشونت بپوشون"
"این کاریه که یک پادشاه میکنه"
این چیزی بود که پدر فقیدم گفت
...اما چوسان من
متفاوت خواهد بود
...نمیتونم بذارم هزینه پس گرفتن
تاج و تختم رو مردم بدن
...پادشاهی میشم که
از همه مراقبت میکنه
مردمم کسایین که ازشون مراقبت میکنم
چطور میتونم روی تختی بشینم که با خون آلوده شده؟
...سرورم
...اگر واقعاً
من رو پادشاه برحقت میدونی
بهم اعتماد کن و به مرز برگرد
...از من محافظت نکن
از مردم چوسان
محافظت کن
...من
فرمانده ارتش جههون
دستوراتتون رو به گوش جان میسپارم، سرورم
چی گفتی؟
افرادت رو احضار نمیکنی؟
ژنرال
از گروه پیونسو میترسی
یا بعد از سالها وفاداریت رو از یاد بردی؟
ملکه مادر - بهت اجازه میدم -
و بازم نیروهات رو احضار نمیکنی؟
غیر از من
کی دیگه میتونه بهت دستور بده که ازش اطاعت کنی؟
ولیعهد
...چی
گفتی؟
ولیعهد؟
...میگی
...که
ولیعهد واقعی زندهست؟
بله، ملکه مادر
چرا زودتر بهم نگفتی؟
...تا وقتی خودم اطمینان پیدا نکرده بودم
نمیتونستم بهتون بگم
...اگه
ولیعهد واقعی نبودند
...دستورتون رو اجرا میکردم
و سپاهم رو برای گرفتن انتقام شاه فقید و ولیعهد احضار میکردم
...ولیعهد واقعی
زندهست؟
...پسرم
تمام این سالها زنده بوده؟
حالش خوبه و سلامته؟
از بیماری رنج نمیبره
یا صدمه ندیده؟
مطمئن باشید، ملکه مادر
...شما خودتون ولیعهد واقعی رو
ملاقات کردید
...سرپرست دستفروشها که کمکتون کرد
ولیعهد واقعین
...چطور میتونه انقدر شبیه جوونیهای
پادشاه فقید باشه؟
برادر عزیزم - ملکه مادر -
...خوب گوش کن
چی بهت میگم
...اگر اشتباهی رخ بده، من و تو
و کل خانواده نابود میشیم
فهمیدی؟
اگه به هپگیونگدان بری
مهمانی میبینی که منتظر ملکه مادر هست
اینا رو براش ببر
بله، بانو
گایون
ازت چیزی نمیخوام
...تا وقتی چایم تموم میشه
نمیشه کنارم بمونی؟
...میبینم
هنوزم از آزار بانوی قصر لذت میبری
دفعه بعد، کمک خبر میکنم
...نمیتونم آخرین جرعه
رو بنوشم
چونسو
ملکه مادر، مشاور سوم درخواست شرفیابی دارن
بذار بیاد
چطور پیش رفت؟
دستورتون رو اجرا کردیم ملکه مادر
خسته نباشی
گایون. بهوش بیا
!گایون
گایون
چونسو
گایون. خوبی؟
خیلی خوشحالم که حالت خوبه
گایون
تو نجاتم دادی؟
تقریباً موقع نجاتم مُردی
چرا پریدی تو آب؟
چرا همچین کار خطرناکی کردی؟
ترسیدم
...از اینکه دیگه نتونم ببینمتون
ترسیدم
از اینکه نتونم کسی رو زندگیش ...باارزشتر از زندگی خودمه رو ببینم
ترسیدم
گایون رو پیدا نکردی؟ منظورت چیه؟
حتم دارم به خارج از قصر رفته
به زودی ساعت ساعت منع خروج میشه
باید الان دیگه برگرده
دروازهها بعد از ساعت منع خروج میبندن
من خوبم
لطفاً بذارم پایین
زندگیم رو نجات دادی تنها کاری که میتونم بکنم همینه
...از اینکه تا الان
No comments yet. Be the first to leave one.