Radiant

Radiant

Stáhnout Farsi Persian titulky

Informace o verzi

[AnimWorld][Erfanoo] Radiant S1 E19
Komentář od erfanoo78
اختصاصی دنیای انیمه ورلد @awsub

Tagy

other
Zveřejněno: 2019-02-15
Stažení: 28
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 184 řádků.

،مدتی بعد از واقعه شهر رامبل گذشته

.و ما بالاخره به زندگی اروممون رسیدیم

..ولی

.سث از اون موقعه عجیب رفتار میکنه

.دنیایی که تو تغییر دادی

".دنیایی که تو تغییر دادی"

،به به،به به،به به !به به،به به،به به

!به به،به به،به به

!به....به

!همیگیتون،خوش برگشتین

!ممنون،خانوم ملبا،پدر خانوم ملبا

!هی،بچه ها!از دیدنتون سر و وضع سالمتون خوشحالم

اوه،عزیزم....داک کجاست؟

...حالا که بهش فکر میکنم

...ا-اوه،خوب،داک

..داک

.اینجاست

!اوه،پسر

!اوه،خدای من

دارین میگین که این بچه همون حشره است؟

.اتفاقای زیادی افتاد،حالا هم اون تبدیل به یه بچه شده

...خدا،این

.همش تموم شد.همش تموم شد

....داک،چقدر...چقدر

!چقدر ناز شدی

!ها؟

!واو،تو خیلی نازی

!خ-خانوم ملبا؟

...نرمه،نرمه،نرمه،نرمه

!خانوم ملبا عزیزم خیلی به من نزدیکه

!موقعه ای که یه بزرگسال بودم اصلا این اتفاق ممکن نبود

،احساساتم قاطی شده !ولی خیلی خوشحالم

وایسا یه لحظه،داک....به یه پوشک جدید نیاز داری؟

!ها؟

.نیازی به خجالت کشیدن نیست

!ن-نه!نکن

مشکلی نیست اگه من پوشک داک رو عوض کنم؟

براتون زحمتی نمیشه؟

!به خودم بسپارش

....ن-نه...وای-وایسا

!خوش به حالت،داک

خ-خوش به حالم؟

خ-خانوم ملبا قراره که چیز بچگیم رو ببینه؟

!نه!خیلی زوده

..ولی

!خیلی خب،بابا،برو تو کارش

.حتما

!ها؟

.من توی این کار تجربه دارم

.تموم پشتت رو تمیز میکنم

...چی..ها...وایسا...نه

!ترکیدن!تمیز ،تمیز ،تمیزش میکنم

!اون واقعا خوش مزه بود

!پدر خانوم ملبا بهترین دست پخت رو داره

!خوب،معلومه

.اوه،بابا

.گرچه،هنوزم خوشحالم که خوشتون اومد

.معلومه که،قبل از درست کردنش دستام رو کامل شستم

.بابا امروز تلاشش رو از دفعه های قبل بیشتر کرد

واقعا؟

از اینا گذشته،میدونیم که کسایی که قراره اینا رو بخورن ! قهرمان هایی هستن که شهر رامبل رو نجات دادن

قهرمان هایی که....شهر رامبل رو نجات دادن؟

اوه،نمیدونستین؟

.الان توی همه جای شهر ارتمیس درباره شما صحبت میشه

اوه،نگاه!دیدین؟

.درست اینجاست

!اوه!ما واقعا عکسمون توی روزنامست

.بزار ببینم

"پادشاه قرض ارتمیس با مبارزه با تفتیش عقایدی ها ازادی رو به شهر رامبل هدیه داد"

"پادشاه قرض کسی هست که توانست مردم رو از دست جادوگر خبیث،دامیتور نجات بده"

".همینطور ارتش نمسیس اون"

پادشاه قرض دیگه کیه؟

.فکر کنم که سث باشه

.فکر نمیکردم که اخرش این جوری بین مردم این حوادث پخش بشه

.احساس عجیبی داره

...جادوگر شیطانی

پس این چیزی هستش که همه در موردش فکر میکنن؟

...سث

...اوه،خدای من

!پادشاه استاد باشکوه

!اوه،خدای من

!اه،اهم

،فرزند عزیز من در شهر ارتمیس

!پدرت تو از دستاور های گذشتت خیلی افتخار میکنه

،به همین خاطر،برای نشون دادن قدر دانیم

!من توی قصرم در زمان بعد از ظهر امروز یه جشن برگزار میکنم

یه جشن؟

!پس با چشمانی پر از اشک به خاطر عشق من بیا

!خب،فعلا

!یه جشن توی قلعه

!شرط میبندم خیلی قشنگ و زیبا باشه

.ولی پادشاه استاد باشکوه برگزارش میکنه

.ممکنه که با قرض های بیشتری ما رو قافل گیر کنه

.قطعا اون توی این زمان از ما پول نمیچاپه

.من احساس بدی در این باره دارم

!یه جشن؟ به نظر فوق العاده میاد

ها؟

!تو هم باید با ما بیای،خانوم ملبا

!ها؟

نظرت تو چیه،پدر؟

!خ-خانوم ملبا هم میخواد بیاد به جشن؟

!اوه،اره

!وای،اون خیلی خوشتیپه

!اوه،اره

خانوم ملبا،با من میرقصید؟

.اوه،داک،متاسفم

تو یکم برای رقص کوچیکی،مگه نه؟

!وایسا!نرو

!خانوم ملبا!برگرد

!برگرد!برگرد

!برگرد

موافقم!میتونیم چیز های زیادی از غذا .هایی که توی قصر سرو میشن یاد بگیریم

.بهتره بریم و از اونجا لذت ببریم

!هورا!من خیلی خوشحالم

!پس تصمیم گرفته شد

!بیاین همگیمون توی جشن خوش بگذرونیم

!اره

.نمیدونم باید چی بپوشم

!اقای بوبوریه

!برگرد

!وایسا!وایسا

!اون غذا نیست

،بوبوریه تلاش میکرد که گوشت بین ساندیچ رو بخوره ..ولی اخرش بین دو تا نون گیر افتاد

!نگاه چقدر ادم اومده

! و همشون لباس های خیلی قشنگی پوشیدنه

من باید این لباس رو بپوشم؟

!خیلی بهت میاد

.فکر میکنم که داره منو خفه میکنه

!هی!غر غر کردن بسه

!اون بهترین لباسمه

..هی،داک

کی تو بزرگتر شدی؟

!تازه فهمیدی؟

..راستی

داک،تو واقعا به سایز قبلیت برمیگردی؟

!خب،نمیتونم که با خانوم ملبا با بدن یه بچه برقصم

ها؟ رقص؟

!موضوع اصلی اینه،میخوام که به حالت بزرگ سالانه خودم برگردم

شما مشتری های معمولی هستین؟

!اره!همین الان بهم یه معجون بزرگ شدن بده

...ما از اون ها داریم،ولی

!اون ها خیلی گرونن

...هممم!اگه پول میخوای

!من دارمش

!یه لحظه،لطفا

داک،این پول ها رو از کجا اوردی؟

!این پولی هستش که گذاشته بودم کنار

!ممنون بابت صبرتون،اقا

.این معجون بزرگ شدنه

!اوه!حالا میتونم به حالت خوشتیپ خودم برگردم

..و بعدش

!اینو بنویس!داک ادم خوشتیپست

...اوه،خانوم ملبا

.شما همچون هندوانه زیباید و عطرتون همچون موز هستش

فقط برای یک اهنگ،میتونیم با هم برقصیم؟

!اوه

!حتما!من پرنسس تو هستم نه کسه دیگه

!پرنسست

...اوه،پرنسس من

!بزنیم به رگ

!داک

..ا-این

!پس این اتفاق افتاد

پس چرا داک هنوز یه بچست؟

مثل اینکه،تاثیرات معجون !بزرگ شدن تصادفی هستش

تصادفی؟

!یعنی اینه اصلا نمیشه گفت که تا چه سنی بزرگ میشی

...ها

.پس بهتره یک بار دیگه هم امتحانش کنی

ف-فکر میکنی که دوباره همچین کار ترسناکی میکنم؟

!فقط یکم فکر کن!چی میشه که دوباره اینو بخورم و تبدیل به یه پیرمرد ریغو بشم؟

میتونیم برقصیم؟

.اوه،اره

!ولی اینطوری دیگه نمیتونیم به خانوم ملبا برای رقص نزدیک بشم

.شاد باش،داک

!نگاه،بیا یه چیز شیرین بخوریم

!نگاه به این شیرینی ها بکن که توسط بهترین های شهر ارتمیس درست شدنه

!واو،خوشمزه به نظر میرسن

!قهوه ما با اینا خیلی خوشمزه میشن

!غذا های خیلی جالبی هم هست

.اینجا محقق های معروفی هم دیدم

!دقیقا همون طوری بود که از یه جشن توی قصر انتظار داشتم

!سث،بیا اوقات خوشی رو با هم بگذرونیم

.ا-اره

Radiant subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Radiant

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left